شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۵۶۱) معنای کلمه‌ی “الحمدُ لله وَكَفَى”

(۵۶۱) سوال: می‌شنوم که برادران در نشست‌های دینی و خوب می‌گویند: (الحمدُ لله وَكَفَى): (حمد و ستایش مخصوص الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و او کافی است)؛ لطفا درباره‌ی معنای کلمه‌ی “وَكَفَى” توضیح دهید.

جواب:

الحمدُ لله وَكَفَى” يعنی: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای بنده‌اش  كافی است؛ چنان که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَلَيْسَ الله بِكَافٍ عَبْدَهُ} [زمر: ۳۶]: (آیا الله برای بنده‌اش کافی نیست؟) همچنین می‌فرماید: {وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى الله فَهُوَ حَسْبُهُ} [الطلاق: ۳]: (هر کس بر الله توکل نماید، او برایش کافی است) یعنی برای امور و کارهایش او را کفایت می‌کند. فاعل فعل “كَفَى” الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است بدین معنا که: الحمدلله و الله برای بنده‌اش کافی است؛ همان طور که در آیات آمده که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَلَيْسَ الله بِكَافٍ عَبْدَهُ}.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أسمع من الإخوة في الندوات الطيبة الدينية قولهم: “الحمد لله وكفى”. فأرجو التكرم بتوضيح حكم هذه الكلمة: وكفى.

فأجاب رحمه الله تعالى: معنى قولهم: الحمد لله وكفي. أي: أن الله تعالى كاف عبده، كما قال الله تعالى: ﴿أَلَيْسَ اللهُ بِكَافٍ عَبْدَه﴾ [الزمر: ٣٦]. وقال تعالى: ﴿ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ﴾ [الطلاق: ٣]. أي كافيه شئونه وأموره، فالفاعل في قوله وكفى. هو الله عز وجل، وليس معنى قوله: وكفى. أي كفى قولي. بل المعنى: الحمد الله وكفى الله، أي: إن الله تعالى كافٍ عبده، كما في الآيات التي قال الله فيها: ﴿أَلَيْسَ اللهُ بِكَافٍ عَبْدَه[الزمر: ٣٦].

مطالب مرتبط:

(۵۵۴) حکم استفاده از “رَضِيَ اللهُ عَنهُم” برای تابعين و اتباع تابعين

چون اصطلاح علما چنین است که برای صحابه "رَضِيَ اللهُ عَنهُم" و برای بعد از آنان "رَحِمَهُمُ اللهُ" را استفاده می‌کنند، اگر شخصی برای فردی غیر از صحابه "رَضِيَ اللهُ عَنهُم" را به کار ببرد شنوده تصور می‌کند این فرد از صحابه است لذا شایسته است از این کار، پرهیز کنیم.

ادامه مطلب …

(۵۶۲) حکم عبارت: «حُمِلَ إلَى مَثوَاهُ الأَخيرُ»

این عبارت، اشکال بزرگی دارد اگر مردم معنایش را بدانند و منظورشان همان معنا باشد؛ زیرا این سخن بدین معنا است که قبر، آخرین مرحله و جایگاه انسان است در حالی که چنین نیست بلکه قبر، فقط مزار و گذرگاه به شمار می‌رود و سرای آخر، بهشت یا دوزخ است.

ادامه مطلب …

(۵۷۱) حکم شرع درباره‌ی این سخن: “به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزد ما غذا بخور”

برادران مسلمانم را نصیحت می‌کنم که دیگران را در تنگنا قرار ندهند و اجبار نکنند بلکه اکرام و مهمانی را پیشنهاد دهند؛ اگر موافقت و همراهی کرد که خوب است اما در غیر این صورت، وی را آزاد بگذارند.

ادامه مطلب …

(۵۶۰) حکم گفتن “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله”

گفتن عبارت "لا سَمَحَ الله" شایسته نیست زیرا ظاهرش اقتضا می‌کند که گویا کسی می‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را اجبار کند ‌که اجازه دهد یا ندهد و بخواهد یا نخواهد.

ادامه مطلب …

(۵۵۵) حکم استفاده از “رَضِيَ اللهُ عَنهُ” را برای هر مسلمان

اصطلاح و عرف رایج بين علما چنین است که برای صحابی دعای رضایت (رَضِيَ اللهُ عَنهُ) می‌کنند و برای بعد از آنان فقط درخواست رحمت (رَحِمَهُ الله) می‌نمایند.

ادامه مطلب …

(۵۶۳) حکم استفاده از کلمه‌ی “سيّدی” برای اشخاص

جایز است شخصی را که شایستگی سیادت و سروری دارد، سید و سرور، وصف کرد؛ اما اگر شایستگی سیادت را نداشته باشد، به طوری که اگر فاسق، منافق یا کافر باشد، مستحق این وصف نیست و جایز نیست که مسلمان به او بگوید: "ای سيد و سرور من".

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه