شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۵۶۰) حکم گفتن “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله”

(۵۶۰) سوال: برخی می‌گویند: “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله“: (ای هدایت کننده! ‌ای دلالت‌گر! الله چنین نخواهد، الله چنین تقدیر نکند) حکم گفتن این سخن، چیست؟

جواب:

عبارت “يا هادي و يا دليل” از اوصاف الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و بدین معنا است که هر کس را که بخواهد به صراط مستقیم، هدایت می‌نماید؛ هدايت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دو نوع است: هدایت دلالت و هدایت توفيق. اگر شخصی بگوید: “يا هادی و يا دليل” معنای این دو نزدیک یا یکسان است که در این حالت، شخص الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با صفت وی فرا ‌خوانده است نه با اسم.

گفتن عبارت “لا سَمَحَ الله” شایسته نیست زیرا ظاهرش اقتضا می‌کند که گویا کسی می‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را اجبار کند ‌که اجازه دهد یا ندهد و بخواهد یا نخواهد.

عبارت “لا قَدَّرَ الله” صحیح است و معنای دعایی دارد؛ يعني انسان از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهد که فلان چیز را مقدّر نفرماید. اگر به جای “لا سَمَحَ الله”  بگویند: “لا قدَّر الله” جایز است و کراهت و شبهه‌ای در آن وجود ندارد. اما عبارت “لا سمح الله” باید رها شود زیرا مفهومی را می‌رساند که شایسته‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیست لذا خوب است به جای آن گفته شود: “لا قدَّر الله“.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يردّد بعض العامة كلامًا مثل: “يا هادي، يا دليل، لا الله، لا قدر الله”. فما الحكم في ذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: أما قولهم يا هادي، يا دليل. فهذه من أوصاف الله عز وجل، فهو يَهْدِي مَن يشاء إلى الصراط المستقيم، وهداية الله تعالى :نوعان هداية دلالة وهداية توفيق فإذا قال: يا هادي يا دليل. فالمعنى متقارب أو واحد، وهو ينادي الله تعالى بوصفه لا باسمه. كلمة لا. ينبغي أن تُقال؛ لأن ظاهرها وأما قولهم: لا سمح الله. فهي سمح يقتضي أن الله – سبحانه وتعالى – له مُكرِه على أن يسمح، أو لا يسمح.

وأما قولهم: لا قدر الله. فهي عبارةٌ صحيحة، ومعناها الدعاء، أي: أن الإنسان يسأل ألا يُقدِّر الله ذلك. ولو أن الذين يستعملون لا سمح الله» يجعلون بدلا منها : لا قَدَّر الله . لكان ذلك جائزا، ولا شبهة فيه، ولا كراهة فيه، لكن لا سمح الله ينبغي أن يُعدل عنها؛ لأنها توهم معنى لا يليق بالله – سبحانه وتعالى-، فيُعدل عنها إلى قوله : لا قدر الله.

مطالب مرتبط:

(۵۳۷) حکم این سخن: “الله ما را امتحان و آزمایش نکند” چیست؟

منظور از آزمایش و امتحانی که در سؤال مطرح شد، امتحان و آزمایش در شر و بدی است لذا گفتن آن با این معنا، ایرادی ندارد. زیرا انسان از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهد که او را به چیزهای ناخوشایند و بد، دچار نکند.

ادامه مطلب …

(۵۴۷) حکم استفاده از اسم “فرشتگان رحمت” برای پرستاران

این نام‌گذاری، حرام است زیرا زیرا فرشتگان عليهم الصلاة والسلام بزرگوارتر از آن هستند که نامشان برای زنان پرستار استفاده شود.

ادامه مطلب …

(۵۳۶) “ای الله! به حق پیامبرت که فرستاده‌ای و به حق کتابت که نازل نموده‌ای از تو می‌خواهم” آیا این درست است؟

این دعا درست نیست؛ آیا منظور از حق پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، حق ایشان بر من یا حق ایشان بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است یا چیز دیگر؟ نمی‌دانیم زیرا مبهم است. حق پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بلکه حق هر مسلمان بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این است که هیچ کسی که مرتکب شرک نشده باشد را عذاب ندهد.

ادامه مطلب …

(۵۳۹) حکم گفتن بعضی آیات، هنگام شنیدن خبری ناگوار

هنگام شنیدن حادثه یا چیز هولناک بگویید: "اللّهُمَّ اجْعَلهُ سَلاَماً اللّهُمَّ الطُف بِنَا فِي قَضَائِكَ": (ای الله! آن ‌را امن و سالم گردان؛ ‌ای الله! در تقدیر خویش به ما لطف و مهربانی بفرما) و... .

ادامه مطلب …

(۵۷۲) حکم گفتن “ای محبوب پیامبر” به شخص غیر مسلمان

گفتن "محبوب پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم " به شخصی که نمی‌دانیم مسلمان است یا کافر، شایسته نیست و اگر دانستیم که کافر است اصلا جایز نیست اما اگر مسلمان باشد، جایز است؛ البته اگر مسلمانی باشد که حقیقتا پایبند اسلام باشد.

ادامه مطلب …

(۵۶۴) حکم این سخن چیست: “با مشورت شما و هدایت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ”?

این معنا اشکال و گناهی ندارد. مسلمان از پروردگارش هدایت می‌خواهد و در مسائلی که برایش اشکال پیش می‌آید با برادرانش نیز مشورت می‌نماید؛ اما شایسته است جمله‌اش را با طلب هدایت از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آغاز بکند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه