جمعه 14 ذیقعده 1447
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
1 می 2026

(۵۶۰) حکم گفتن “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله”

(۵۶۰) سوال: برخی می‌گویند: “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله“: (ای هدایت کننده! ‌ای دلالت‌گر! الله چنین نخواهد، الله چنین تقدیر نکند) حکم گفتن این سخن، چیست؟

جواب:

عبارت “يا هادي و يا دليل” از اوصاف الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و بدین معنا است که هر کس را که بخواهد به صراط مستقیم، هدایت می‌نماید؛ هدايت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دو نوع است: هدایت دلالت و هدایت توفيق. اگر شخصی بگوید: “يا هادی و يا دليل” معنای این دو نزدیک یا یکسان است که در این حالت، شخص الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با صفت وی فرا ‌خوانده است نه با اسم.

گفتن عبارت “لا سَمَحَ الله” شایسته نیست زیرا ظاهرش اقتضا می‌کند که گویا کسی می‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را اجبار کند ‌که اجازه دهد یا ندهد و بخواهد یا نخواهد.

عبارت “لا قَدَّرَ الله” صحیح است و معنای دعایی دارد؛ يعني انسان از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهد که فلان چیز را مقدّر نفرماید. اگر به جای “لا سَمَحَ الله”  بگویند: “لا قدَّر الله” جایز است و کراهت و شبهه‌ای در آن وجود ندارد. اما عبارت “لا سمح الله” باید رها شود زیرا مفهومی را می‌رساند که شایسته‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیست لذا خوب است به جای آن گفته شود: “لا قدَّر الله“.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يردّد بعض العامة كلامًا مثل: “يا هادي، يا دليل، لا الله، لا قدر الله”. فما الحكم في ذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: أما قولهم يا هادي، يا دليل. فهذه من أوصاف الله عز وجل، فهو يَهْدِي مَن يشاء إلى الصراط المستقيم، وهداية الله تعالى :نوعان هداية دلالة وهداية توفيق فإذا قال: يا هادي يا دليل. فالمعنى متقارب أو واحد، وهو ينادي الله تعالى بوصفه لا باسمه. كلمة لا. ينبغي أن تُقال؛ لأن ظاهرها وأما قولهم: لا سمح الله. فهي سمح يقتضي أن الله – سبحانه وتعالى – له مُكرِه على أن يسمح، أو لا يسمح.

وأما قولهم: لا قدر الله. فهي عبارةٌ صحيحة، ومعناها الدعاء، أي: أن الإنسان يسأل ألا يُقدِّر الله ذلك. ولو أن الذين يستعملون لا سمح الله» يجعلون بدلا منها : لا قَدَّر الله . لكان ذلك جائزا، ولا شبهة فيه، ولا كراهة فيه، لكن لا سمح الله ينبغي أن يُعدل عنها؛ لأنها توهم معنى لا يليق بالله – سبحانه وتعالى-، فيُعدل عنها إلى قوله : لا قدر الله.

مطالب مرتبط:

(۵۶۸) حکم این سخن مردم: “بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باورم نمی‌شد که تو را پیدا کنم”

تا زمانی که سخن در ذات خود، ممنوعیت و اشکال شرعی نداشته باشد، جایز است. بنابراین نظرم این است که اشکال و گناهی ندارد  زیرا مقصود از آن، واضح است و در ذات خود بر معنای فاسدی دلالت ندارد.

ادامه مطلب …

(۵۴۴) حکم اسم “محسن” برای اشخاص

نام‌گذاری به آن تا زمانی که قصد شخص، فقط اسم باشد، ایرادی ندارد زیرا از جمله اصحاب پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شخصی بود که حكيم نام داشت در حالی که حكيم از نام‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.

ادامه مطلب …

(۵۴۷) حکم استفاده از اسم “فرشتگان رحمت” برای پرستاران

این نام‌گذاری، حرام است زیرا زیرا فرشتگان عليهم الصلاة والسلام بزرگوارتر از آن هستند که نامشان برای زنان پرستار استفاده شود.

ادامه مطلب …

(۵۳۶) “ای الله! به حق پیامبرت که فرستاده‌ای و به حق کتابت که نازل نموده‌ای از تو می‌خواهم” آیا این درست است؟

این دعا درست نیست؛ آیا منظور از حق پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، حق ایشان بر من یا حق ایشان بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است یا چیز دیگر؟ نمی‌دانیم زیرا مبهم است. حق پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بلکه حق هر مسلمان بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این است که هیچ کسی که مرتکب شرک نشده باشد را عذاب ندهد.

ادامه مطلب …

(۵۷۱) حکم شرع درباره‌ی این سخن: “به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزد ما غذا بخور”

برادران مسلمانم را نصیحت می‌کنم که دیگران را در تنگنا قرار ندهند و اجبار نکنند بلکه اکرام و مهمانی را پیشنهاد دهند؛ اگر موافقت و همراهی کرد که خوب است اما در غیر این صورت، وی را آزاد بگذارند.

ادامه مطلب …

(۵۳۹) حکم گفتن بعضی آیات، هنگام شنیدن خبری ناگوار

هنگام شنیدن حادثه یا چیز هولناک بگویید: "اللّهُمَّ اجْعَلهُ سَلاَماً اللّهُمَّ الطُف بِنَا فِي قَضَائِكَ": (ای الله! آن ‌را امن و سالم گردان؛ ‌ای الله! در تقدیر خویش به ما لطف و مهربانی بفرما) و... .

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه