چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

(۵۶۰) حکم گفتن “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله”

(۵۶۰) سوال: برخی می‌گویند: “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله“: (ای هدایت کننده! ‌ای دلالت‌گر! الله چنین نخواهد، الله چنین تقدیر نکند) حکم گفتن این سخن، چیست؟

جواب:

عبارت “يا هادي و يا دليل” از اوصاف الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و بدین معنا است که هر کس را که بخواهد به صراط مستقیم، هدایت می‌نماید؛ هدايت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دو نوع است: هدایت دلالت و هدایت توفيق. اگر شخصی بگوید: “يا هادی و يا دليل” معنای این دو نزدیک یا یکسان است که در این حالت، شخص الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با صفت وی فرا ‌خوانده است نه با اسم.

گفتن عبارت “لا سَمَحَ الله” شایسته نیست زیرا ظاهرش اقتضا می‌کند که گویا کسی می‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را اجبار کند ‌که اجازه دهد یا ندهد و بخواهد یا نخواهد.

عبارت “لا قَدَّرَ الله” صحیح است و معنای دعایی دارد؛ يعني انسان از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهد که فلان چیز را مقدّر نفرماید. اگر به جای “لا سَمَحَ الله”  بگویند: “لا قدَّر الله” جایز است و کراهت و شبهه‌ای در آن وجود ندارد. اما عبارت “لا سمح الله” باید رها شود زیرا مفهومی را می‌رساند که شایسته‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیست لذا خوب است به جای آن گفته شود: “لا قدَّر الله“.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يردّد بعض العامة كلامًا مثل: “يا هادي، يا دليل، لا الله، لا قدر الله”. فما الحكم في ذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: أما قولهم يا هادي، يا دليل. فهذه من أوصاف الله عز وجل، فهو يَهْدِي مَن يشاء إلى الصراط المستقيم، وهداية الله تعالى :نوعان هداية دلالة وهداية توفيق فإذا قال: يا هادي يا دليل. فالمعنى متقارب أو واحد، وهو ينادي الله تعالى بوصفه لا باسمه. كلمة لا. ينبغي أن تُقال؛ لأن ظاهرها وأما قولهم: لا سمح الله. فهي سمح يقتضي أن الله – سبحانه وتعالى – له مُكرِه على أن يسمح، أو لا يسمح.

وأما قولهم: لا قدر الله. فهي عبارةٌ صحيحة، ومعناها الدعاء، أي: أن الإنسان يسأل ألا يُقدِّر الله ذلك. ولو أن الذين يستعملون لا سمح الله» يجعلون بدلا منها : لا قَدَّر الله . لكان ذلك جائزا، ولا شبهة فيه، ولا كراهة فيه، لكن لا سمح الله ينبغي أن يُعدل عنها؛ لأنها توهم معنى لا يليق بالله – سبحانه وتعالى-، فيُعدل عنها إلى قوله : لا قدر الله.

مطالب مرتبط:

(۵۳۸) حکم صدا زدن اشخاص فوت شده

اين كار هیچ مفهومی جز ندا و صدا زدن مردگان ندارد؛ لذا برای هیچ کس حلال و جایز نیست که چنین بگوید. اگر گفتن این سخن در سیاق مدح و ثنا باشد، ایرادی ندارد.

ادامه مطلب …

(۵۴۸) حکم استفاده از الفاظ “عقيده‌ی طحاويه” یا “عقيده‌ی واسطيه”

گفتن "عقيده‌ی واسطيه" یا "عقيده‌ی طحاويه" ایرادی ندارد زیرا این نام‌گذاری در واقع، نسبت دادن کتاب به مؤلف آن است؛ منظور این نیست که این، عقیده‌ی طحاوی رَحِمَهُ‌الله یا عقیده‌ی ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله است.

ادامه مطلب …

(۵۶۳) حکم استفاده از کلمه‌ی “سيّدی” برای اشخاص

جایز است شخصی را که شایستگی سیادت و سروری دارد، سید و سرور، وصف کرد؛ اما اگر شایستگی سیادت را نداشته باشد، به طوری که اگر فاسق، منافق یا کافر باشد، مستحق این وصف نیست و جایز نیست که مسلمان به او بگوید: "ای سيد و سرور من".

ادامه مطلب …

(۵۵۶) حکم اسنفاده از جمله‌ی “به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این‌ را به من بده”.

این سخن، جایز نیست؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را واسطه قرار داده و با نام او از مخلوق الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ درخواست می‌کند.

ادامه مطلب …

(۵۵۸) حکم گفتن “يا وجهَ الله” هنگام خستگی

جایز نیست بلکه واجب است بگویی: "يا الله".

ادامه مطلب …

(۵۵۲) حکم نامگذاری مکه مکرمه “سرزمین ادیان آسمانی”

این تعبير، باطل است زیرا پیامبران بني اسرائيل از جمله موسى عَلَيْهِ‌السَّلَام و عيسى عَلَيْهِ‌السَّلَام در سرزمین شام بوده‌اند، و نه در مکه.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه