شنبه 5 محرم 1448
۳۰ خرداد ۱۴۰۵
20 ژوئن 2026

(۵۷۱) حکم شرع درباره‌ی این سخن: “به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزد ما غذا بخور”

(۵۷۱) سوال: برخی مردم، مهمان خود را ملزم می‌کنند که به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چنین و چنان کند؛ مثلا می‌گویند: “به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزد ما غذا بخور” به نظر شما حکم شرع درباره‌ی چنین سخنانی چیست؟

جواب:

شایسته است وقتی انسان می‌خواهد مهمانش را اکرام کرده و او را گرامی بدارد، وی در تنگنا قرار ندهد؛ زیرا اکرام حقیقی چنان است که شرایط را برایش آسان بگردانی، به او فرصت بدهی و با الزام و اجبار وی بر او سخت نگیری. همچنین زیاده‌روی در اکرام، نوعی توهین است؛ و چه بسیار افرادی بوده‌اند که مجبور به انجام یا ترک چیزی شده‌اند و بر اثر موافقت با آن شخص، دچار تنگنا شده و آسیب و زیان دیده‌اند. بدین خاطر است که شایسته نیست انسان، برادرش را در تنگنا قرار داده و او را اجبار کند بلکه او را به مهمان، پیشنهاد داده شود؛ اگر همراهی کرد که خوب است اما اگر موافق نبود خودش به وضعیت و مصلحت خویش آگاه‌تر است.

اهل علم رَحِمَهُمُ‌الله ذکر کرده‌اند که اگر شخص از روی شرم و خجالت و نه از روی مروت و بخشندگی، چیزی را به شما هدیه داد یا بخشید، قبول کردن آن هدیه، حرام است؛ فردی که دوست یا مهمانش را مجبور می‌کند نیز چنین است و چه بسا با این کار، مرتکب گناه شده باشد. بدتر از آن زمانی است که برخی افراد هنگام اجبار کردن شخص دیگر، قسم و سوگند به طلاق را بر زبان جاری کرده و می‌گویند: “اگر چنین کنی یا چنان نکنی، همسرم طلاق باشد”؛ بدین ترتیب، خود و دیگران را در تنگنا قرار می‌دهد. چه بسا شخص مقابل با وی موافقت نکند که در این صورت، خودش که سوگند طلاق یاد کرده است، دچار دردسر می‌شود و چه بسا بر اساس جمهور علما فتوا داده شود که اگر شرط، محقق نشود، حکم به طلاق همسرش داده شود. چه بسا این آخری از سه طلاق باشد که در این صورت، طلاق، بائن شده و همسرش به طور کامل از وی جدا می‌شود.

برادران مسلمانم را نصیحت می‌کنم که دیگران را در تنگنا قرار ندهند و اجبار نکنند بلکه اکرام و مهمانی را پیشنهاد دهند؛ اگر موافقت و همراهی کرد که خوب است اما در غیر این صورت، وی را آزاد بگذارند.

اما در مورد درخواست از کسی با وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ (چنان که بگوید: به خاطر وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فلان چیز را به من بده) باید گفت: وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بسیار عظیم‌تر از آن است که به واسطه‌ی آن، چیزی را اموال دنیا را از انسان بخواهند و شخص درخواست با وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف و خواسته‌اش از شخث دیگری قرار دهد. بنابراین هرگز هنگام درخواست چیزی یا کاری، کسی را به وجه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سوگند ندهید و آن ‌را برای رسیدن به منظورتان استفاده نکنید.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: بعض الناس يُلزمون الضيف بوجه الله، فيقولون مثلا: عليك وجه الله أن تأخذ واجبك عندي إلى غير ذلك. فما حكم الشرع في نظركم في مثل هذه الأقوال؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الذي ينبغي للإنسان في معاملته إخوانه ألَّا يحرجهم فيما يريد أن يُكْرِ مهم به، فإن إكرام المرء حقيقة أن تُيسر له الأمر، وأن تمهله، وألا تثقل عليه بالتلزيم، أو بالإلزام، والمبالغة في الإكرام إهانة، وكم من إنسان حصل له مثل هذه الحال أي إنه ألزم أو لزم عليه بالشيء يفعله، أو يدعه، فيقع في حرج، وربما تضرر بموافقة صاحبه الذي ألزمه، أو لزم عليه. ولهذا لا ينبغي للإنسان أن يُخرج أخاه، فيوقعه في الحرج بمثل هذه الأمور، بل يَعْرِض عليه الأمر عرضًا، فإن وافق فذاك، وإن لم يوافق فهو أدرى بنفسه وأعلم.

وقد ذكر أهل العلم -رحمهم الله – أن الرجل إذا علم أن المهدي، أو الواهب له، قد أهداه، أو وهبه شيئًا حياءً وخجلا، لا مروءة وطوعًا، فإنه يَحرُم عليه قبول هديته، أو هبته فكذلك هذا الرجل الذي ألزم صاحبه، أو لزم عليه، قد يكون أثم بإحراج أخيه. وشرّ من ذلك ما يقع من بعض الناس بطريقة التلزيم أو الإلزام؛ حيث يحلف بالطلاق، فيقول: على الطلاق أن تفعل كذا. أو ألا تفعل كذا. أو ما أشبه ذلك، وحينئذ يقع في حرج في نفسه، وإحراج لغيره، فقد يمتنع صاحبه عن موافقته فيقع هذا الذي حلف بالطلاق في حرج، وربما يُفتى بما عليه جمهور أهل العلم من أن زوجته تطلق إذا تخلف الشرط، وربما تكون هذه الطلقة هي آخر ثلاث تطليقات، فتبين بها المرأة.

والمهم أن الذي أنصح به إخواني المسلمين هو ألا يشقوا على غيرهم، ويوقعوهم في الحرج، بل يعرضوا الإكرام عرضًا، فإن وافقوا فذاك، وإلا فليدعوا الإنسان في سعة.

أما بالنسبة للسؤال بوجه الله عز وجل؛ فإن وجه الله تعالى أعظم من أن يُسأل به الإنسان شيئًا من الدنيا، ويجعل سؤاله بوجه الله -عز وجل- كوسيلة يتوسل بها إلى حصول مقصوده من هذا الرجل الذي توصل إليه بذلك، فلا يُقْدِمَنَّ أَحدٌ على مثل هذا السؤال أي لا يقول: وجه الله عليك. أو أسألك بوجه الله. أو ما أشبه ذلك.

مطالب مرتبط:

(۵۴۶) آیا نام‌گذاری به (عبد الحارث) شرك است؟

نام‌گذاری "عبد الحارث" نسبت دادن عبودیت و بندگی به مخلوق است؛ زیرا "حارث" از صفت‌های مخلوق است؛ بنابراین جایز نیست که انسان، فرزندش را با چنان نام نهد که بنده و عبادت‌گزار غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد.

ادامه مطلب …

(۵۴۲) حکم نام نهادن انسان به نام‌های (عزيز، حكيم و عادل)

بله، جایز است که انسان به این نام‌ها نام نهاده شود البته به شرطی که معنای اصلی که از آن مشتق شده است در نظر گرفته نشود بدین صورت که فقط یک اسم، شمرده شود. برخی صحابه  نیز چنین اسم‌هایی داشتند.

ادامه مطلب …

(۵۴۱) حكم گفتن عبارت: “خوشبختی و فرزندان نصیبتان باد” به عروس و داماد

نظرم این است که گفتن این عبارت، روی‌گردانی از چیزی است که در سنت برای تبریک ازدواج، وارد شده است.

ادامه مطلب …

(۵۶۰) حکم گفتن “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله”

گفتن عبارت "لا سَمَحَ الله" شایسته نیست زیرا ظاهرش اقتضا می‌کند که گویا کسی می‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را اجبار کند ‌که اجازه دهد یا ندهد و بخواهد یا نخواهد.

ادامه مطلب …

(۵۷۰) حکم عبارت “من بر درِ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هستم”

در جواب می‌گوید: "من بر درِ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هستم" یعنی چیزی ندارم اما از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهم که برایم آسان و فراهم نماید. این مقصود مردم از این عبارت است و ایراد و اشکالی ندارد.

ادامه مطلب …

(۵۵۱) آیا “ادیان زمینی” باطل؟

بله، حتی ادیان آسمانی که در زمان خود بر حق بوده‌اند، الان با آمدن اسلام، منسوخ گردیده‌اند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه