یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۵۴۶) آیا نام‌گذاری به (عبد الحارث) شرك است؟

(۵۴۶) سوال: در کتابی خواندم که نام‌گذاری به (عبد الحارث) شرك است؛ نظر شما در این باره چیست؟ لطفا توضیح دهید که چگونه شرک به شمار می‌رود؟

جواب:

نام‌گذاری “عبد الحارث” نسبت دادن عبودیت و بندگی به مخلوق است؛ زیرا “حارث” از صفت‌های مخلوق است؛ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ} [الواقعه: ۶۳]: (آیا به چیزی که می‌کارید، نگاه کرده‌اید؟) پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز فرمود: «وَأَصدَقُها حارث وهمام»۱ : (درست‌ترین نام‌ها، حارث و هَمّام است) آوردن واژه‌ی عبد با اسمی غیر از اسم‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شرك است؛ زیرا عبودیت فقط برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است. بنابراین جایز نیست که انسان، فرزندش را با چنان نام نهد که بنده و عبادت‌گزار غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد. ابن حزم رَحِمَهُ‌الله می‌گوید: “علما اجماع و اتفاق دارند که هر اسمی که در آن نسبت عبادت برای غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد، حرام است و فقط در مورد حرام بودن اسم عبد المطلب، اختلاف نظر دارند” دیدگاه راجح و صحیح این است که تمامی این نام‌ها (حتی عبد المطلب) جایز نیست اما این که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «أنا النَّبِیُّ لاَ كَذِب، أنا ابنُ عَبدِ المُطَّلِب»۲ » : (من پیامبر هستم، نه دروغ‌گو؛ من فرزند عبد المطلب هستم) این سخن برای بیان خبر است، نه برای نام‌گذاری.

به همین خاطر اگر نام پدر کسی از ترکیب عبد با اسمی غير از اسم‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد و امکان تغییر اسم این پدر نباشد، صحیح است که گفته شود: فلانی پسر عبد فلان یا فلانی پسر عبد فلان چیز؛ زیرا این برای خبر است و نام‌گذاری یا تأیید آن نیست و پوشیده نیست که باب بیان خبر نزد اهل علم، وسیع‌تر از باب انشاء و ایجاد است.

***


  1. مسند احمد: (۳۷۷/۳۱، شماره (۱۹۰۳۲) / سنن أبوداود: كتاب الأدب، باب في تغيير الأسماء، شماره (٤٩٥٠). ↩︎
  2. صحیح بخاری: كتاب الجهاد والسير، باب من قاد دابة غيره في الحرب، شماره (٢٨٦٤) / صحیح مسلم: كتاب الجهاد والسير، باب في غزوة حنين، شماره (١٧٧٦). ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة من السودان: قرأتُ في بعض الكتب أن التسمي بعبد الحارث من الشرك، ما قولكم في ذلك، مع بيان كيف يكون من الشرك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: التسمي بعبد الحارث من باب إضافة العبودية للمخلوق؛ لأن الحارث من أوصاف المخلوق، قال الله تعالى: ﴿ أَفَرَهَيْتُمُ مَا تَحْرُثُونَ ﴾ [الواقعة: ٦٣]. وقال النبي صلى الله عليه وسلم: «وَأَصْدَقُهَا حَارِتٌ وَهمام». والتعبيد لغير الله تعالى شرك؛ لأن العبودية لا تكون إلا لله وحده، فلا يجوز للإنسان أن يُسمِّيَ ولدَه مُعبدا لغير الله.

قال ابن حزم الله رحمه الله: أجمعوا على تحريم كل اسم معبد لغير الله حاشا عبد المطلب». يعني: فإنهم مختلفون فيه والصحيح أنه لا يجوز التعبيد ولا لعبد المطلب. وأما قول النبي صلى الله عليه وسلم: «أَنَا النَّبِيُّ لَا كَذِبْ، أَنَا ابْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبْ».

فهذا من باب الإخبار، وليس من باب إنشاء التسمية.

ولهذا لو قدر أن أحدًا له والد مُعبَّد لغير الله ، وكان هذا الوالد لا يمكن تغيير اسمه، فإنه يصح أن يقال: هو فلان بن عبد فلان أو ابن عبد الشيء الفلاني. لأن هذا من باب الإخبار، وليس من باب إنشاء التسمية، والمعروف عند أهل العلم أن باب الإخبار أوسع من باب الإنشاء.

مطالب مرتبط:

(۵۴۴) حکم اسم “محسن” برای اشخاص

نام‌گذاری به آن تا زمانی که قصد شخص، فقط اسم باشد، ایرادی ندارد زیرا از جمله اصحاب پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شخصی بود که حكيم نام داشت در حالی که حكيم از نام‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.

ادامه مطلب …

(۵۷۰) حکم عبارت “من بر درِ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هستم”

در جواب می‌گوید: "من بر درِ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هستم" یعنی چیزی ندارم اما از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهم که برایم آسان و فراهم نماید. این مقصود مردم از این عبارت است و ایراد و اشکالی ندارد.

ادامه مطلب …

(۵۴۲) حکم نام نهادن انسان به نام‌های (عزيز، حكيم و عادل)

بله، جایز است که انسان به این نام‌ها نام نهاده شود البته به شرطی که معنای اصلی که از آن مشتق شده است در نظر گرفته نشود بدین صورت که فقط یک اسم، شمرده شود. برخی صحابه  نیز چنین اسم‌هایی داشتند.

ادامه مطلب …

(۵۵۰) آیا به کار بردن اصطلاح “ادیان آسمانی” جایز است؟

جایز است که بگوییم: ادیان آسمانی؛ اما بدین معنا نیست که آن ادیان، الان ثابت و صحیح هستند.

ادامه مطلب …

(۵۶۸) حکم این سخن مردم: “بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باورم نمی‌شد که تو را پیدا کنم”

تا زمانی که سخن در ذات خود، ممنوعیت و اشکال شرعی نداشته باشد، جایز است. بنابراین نظرم این است که اشکال و گناهی ندارد  زیرا مقصود از آن، واضح است و در ذات خود بر معنای فاسدی دلالت ندارد.

ادامه مطلب …

(۵۶۵) حکم گفتن “شكراً “: (متشکرم)

جایز است به کسی که در حق ما خوبی انجام داد، بگوییم: "شكراً": (متشکرم) یا "شَكَرَ اللهُ إلَيكَ": (الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به تو پاداش دهد).

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه