جمعه 14 ذیقعده 1447
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
1 می 2026

(۵۴۲) حکم نام نهادن انسان به نام‌های (عزيز، حكيم و عادل)

(۵۴۲) سوال: آیا نام نهادن انسان به نام‌های (عزيز، حكيم و عادل) جایز است؟

جواب:

بله، جایز است که انسان به این نام‌ها نام نهاده شود البته به شرطی که معنای اصلی که از آن مشتق شده است در نظر گرفته نشود بدین صورت که فقط یک اسم، شمرده شود. برخی صحابه  نیز چنین اسم‌هایی داشتند؛ مانند: الحَكَم و حكيم بن حزام. اسم عادل نیز بین مردم رواج دارد و ناپسند نیست و کسی نیز از آن ایراد نمی‌گیرد. در صورتی که معنای اصلی که از آن مشتق شده است در نظر گرفته شود، چنان ظاهر است که جایز نیست؛ زیرا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نام أبو الحَكَم که به این کنیه نامیده شده بود زیرا قومش برای قضاوت و حکم گرفتن، نزد او می‌رفتند را تغییر داد و فرمود: «إنَّ اللهَ هو الحَكَمُ وإليه الحُكْمُ»: (قطعا الله همان قاضی و حاکم است و حُکم در اختیار او است) سپس وی را با نام پسر بزرگش شُرَيح، کنیه داد و به او فرمود: «أَنْتَ أَبُو شُرَيْحٍ»۱ : (تو أبو شُرَيح هستی) زیرا کنیه‌ای که این مرد بدان نام نهاده شده بود، معنای اصلی آن مدّ نظر قرار گرفته بود که در این صورت همانند نام‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌شد؛ زیرا نام‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چنین نیست که فقط نام باشد و مفهوم و معنا نداشته باشد بلکه از جهتی نام است زیرا بر ذات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دلالت دارد و از جهت دیگر، اوصاف است زیرا بر معانی که این نام‌ها در برگرفته است دلالت می‌دهد.  اما نام‌های دیگران، فقط نام هستند مگر نام‌های پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که نام و وصف (بیان‌گر اوصاف و ویژگی‌های ایشان) است؛ نام‌های کتاب‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیز همین گونه است.

***


  1. سنن أبوداود: كتاب الأدب، باب في تغيير الاسم القبيح، شماره (٤٩٥٥) / سنن نسائی: كتاب آداب القضاة، باب إذا حكموا رجلا فقضى بينهم، شماره (٥٣٨٧). ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز أن يسمى الإنسان بالعزيز والحكيم والعادل؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نعم يجوز أن يُسمى الإنسان بهذه الأسماء، بشرط ألَّا يُلاحظ فيها المعنى الذي اشتقت منه، بأن تكون مجرد علم فقط.

ومن أسماء الصحابة: الحكم، وحكيم بن حزام، وكذلك اشتهر بين الناس اسم عادل، وليس بمنكر.

أما إذا لوحظ فيه المعنى الذي اشتقت منه هذه الأسماء فإن الظاهر أنه لا يجوز؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم غير اسم أبي الحكم الذي تكنَّى به لكون قومه يتحاكمون إليه، وقال : «إِنَّ اللهَ هُوَ الْحَكَمُ، وَإِلَيْهِ الْحُكْمُ». ثم كنَّاه بأكبر أولاده شريح، وقال له: «أَنتَ أَبو شُرَيْحٍ». وذلك أن هذه الكنية التي تكنى بها هذا الرجل لوحظ فيها معنى الاسم، فكان هذا مماثلا لأسماء الله -سبحانه وتعالى؛ لأن أسماء الله -عز وجل- ليست مجرد أعلام، بل هي أعلام من حيث دلالاتها على ذات الله سبحانه وتعالى، وأوصاف من حيث دلالاتها على المعنى الذي تتضمنه وأمَّا أسماء غيره فإنها مجرد أعلام، إلا أسماء النبي صلى الله عليه وسلم فإنها أعلام وأوصاف، وكذلك أسماء كتب الله -عز وجل فهي- أعلام وأوصاف أيضًا.

مطالب مرتبط:

(۵۶۲) حکم عبارت: «حُمِلَ إلَى مَثوَاهُ الأَخيرُ»

این عبارت، اشکال بزرگی دارد اگر مردم معنایش را بدانند و منظورشان همان معنا باشد؛ زیرا این سخن بدین معنا است که قبر، آخرین مرحله و جایگاه انسان است در حالی که چنین نیست بلکه قبر، فقط مزار و گذرگاه به شمار می‌رود و سرای آخر، بهشت یا دوزخ است.

ادامه مطلب …

(۵۶۶) حکم گفتن عبارت “عَسَاكَ تَبارَكَ”: (پر برکت باد)

مردم عوام همان طور که منظورشان است، هرگاه چنین بگویند، معنایش این است که با این عبارت از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهند که آن چیز را پربرکت قرار دهد.

ادامه مطلب …

(۵۶۰) حکم گفتن “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله”

گفتن عبارت "لا سَمَحَ الله" شایسته نیست زیرا ظاهرش اقتضا می‌کند که گویا کسی می‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را اجبار کند ‌که اجازه دهد یا ندهد و بخواهد یا نخواهد.

ادامه مطلب …

(۵۵۷) حکم گفتن جمله‌ی “الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از تو حیا نمی‌کند”

به کاربردن این سخن جایز نیست.

ادامه مطلب …

(۵۳۱) نظرتان درباره‌ی عبارت: : “(ای الله! از علمی که سودی ندارد به تو پناه می‌برم)” چیست؟

منظور علمی است که با قید (غیر سودمند) وصف شده است زیرا علم، سودمند یا زیان‌بار است

ادامه مطلب …

(۵۳۳) حکم عبارت “الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فلانی را آمرزیده است إن شاء الله”

گفتن این عبارت، ایرادی ندارد زیرا این جمله، معنای امید را می‌رساند و خبر به شمار نمی‌رود؛ زیرا خبر با این صیغه و عبارت، جایز نیست.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه