شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۵۶۲) حکم عبارت: «حُمِلَ إلَى مَثوَاهُ الأَخيرُ»

(۵۶۲) سوال: حکم عبارت: «حُمِلَ إلَى مَثوَاهُ الأَخيرُ»: (به سرای آخر خود منتقل شده است) چیست؟

جواب:

این عبارت، اشکال بزرگی دارد اگر مردم معنایش را بدانند و منظورشان همان معنا باشد؛ زیرا این سخن بدین معنا است که قبر، آخرین مرحله و جایگاه انسان است در حالی که چنین نیست بلکه قبر، فقط مزار و گذرگاه به شمار می‌رود و سرای آخر، بهشت یا دوزخ است. بنابراین اگر ظاهر این جمله را بگیریم، شامل انکار بعث و رستاخیز است که البته انکار بعث، کفر است؛ زیرا ايمان، این است که: به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، فرشتگانش، کتاب‌هایش، پیامرانش و قضا و قَدَر  از جمله خیر و شر آن ایمان داشته باشی؛ اما بیشتر مردم این جمله ‌را می‌گویند و معنایش را نمی‌دانند یا منظورشان همان چیزی است که تمام مسلمانان می‌دانند که قبر، گذرگاه است و آخرین سرا و جایگاه نیست.

در هر صورت، نظرم این است که گفتن این سخن، جایز نیست حتی اگر منظور شخص از این جمله همان باشد که تمام مسلمانان به طور بدیهی می‌دانند که بعث و رستاخیز حق است و باید از قبرها بیرون بیایند. گفتم: قبرها، گذرگاه و مزار هستند زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {أَلْهَاكُمْ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمْ الْمَقَابِرَ} [التکاثر: ۱-۲]: (مال‌اندوزی، شما را مشغول کرد تا این که سرانجام، قبرها را زیارت کردید) نقل می‌شود که وقتی بادیه‌نشینی این آیه {حَتَّى زُرْتُمْ الْمَقَابِرَ} را شنید، گفت: به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سوگند که وقتی کسی به زیارت می‌رود، آن‌جا اقامت نمی‌گزیند، به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سوگند که پس از قبر، سرای دیگری است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم عبارة: “حمل إلى مثواه الأخير”؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نعم هذه فيها الشيء الكثير، لو كان الناس يفهمون معناها وأرادوها؛ لأن قول القائل: إنه حمل إلى مثواه الأخير. يفيد أن القبر هو آخر مرحلة، وآخر منزلةٍ للإنسان، وليس الأمر كذلك، بل إن القبر يُعتبر ممرا ومزارًا، والمثوى الأخير هو إما الجنة، وإما النار، وهذه العبارة لو أخذنا بظاهرها لكانت تتضمن إنكار البعث، وإنكار البعث كفر؛ لأن الإيمان هو: أن تؤمن بالله وملائكته وكتبه ورسله واليوم الآخر، والقدر خيره وشره. لكن غالب الناس يطلقها، وهو لا يدري ما معناها، أو يريد ما يفهمه المسلمون كلهم من أن هذه القبور ممر وزيارة، وليست مثوى أخيرًا.

ولذلك نرى أنه لا يجوز للإنسان أن يُطلقها حتى إن كان يريد بها ما يعلمه المؤمنون بالضرورة من الدين وهو: أنه لا بد من البعث ولا بد من الخروج من هذه المقابر، وأنا قلت إن المقابر مزار. لقول الله تبارك وتعالى: ﴿ الهَنكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرتُمُ الْمَقَابِرَ ﴾ [التكاثر: ١-٢]. ويُذكر أن أعرابيا قارئًا يقرأ بهذه الآية يقول: ﴿ حَتَّى زُرتُمُ الْمَقَابِرَ ﴾ [التكاثر : ٢] فقال الأعرابي: والله ما الزائر بمقيم، والله إن هناك شيئًا وراء هذه المقابر.

مطالب مرتبط:

(۵۵۵) حکم استفاده از “رَضِيَ اللهُ عَنهُ” را برای هر مسلمان

اصطلاح و عرف رایج بين علما چنین است که برای صحابی دعای رضایت (رَضِيَ اللهُ عَنهُ) می‌کنند و برای بعد از آنان فقط درخواست رحمت (رَحِمَهُ الله) می‌نمایند.

ادامه مطلب …

(۵۵۰) آیا به کار بردن اصطلاح “ادیان آسمانی” جایز است؟

جایز است که بگوییم: ادیان آسمانی؛ اما بدین معنا نیست که آن ادیان، الان ثابت و صحیح هستند.

ادامه مطلب …

(۵۵۳) حکم بکاربردن کلمه “رَضِيَ اللهُ عَنهُ” بعد از نام بردن از صحابه

واجب نیست هرگاه نام صحابه برده شود، "رَضِيَ اللهُ عَنهُ" بگوییم؛ اما از جمله حقوق صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم بر ما این است که برایشان دعا کنیم.

ادامه مطلب …

(۵۶۰) حکم گفتن “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله”

گفتن عبارت "لا سَمَحَ الله" شایسته نیست زیرا ظاهرش اقتضا می‌کند که گویا کسی می‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را اجبار کند ‌که اجازه دهد یا ندهد و بخواهد یا نخواهد.

ادامه مطلب …

(۵۴۲) حکم نام نهادن انسان به نام‌های (عزيز، حكيم و عادل)

بله، جایز است که انسان به این نام‌ها نام نهاده شود البته به شرطی که معنای اصلی که از آن مشتق شده است در نظر گرفته نشود بدین صورت که فقط یک اسم، شمرده شود. برخی صحابه  نیز چنین اسم‌هایی داشتند.

ادامه مطلب …

(۵۵۱) آیا “ادیان زمینی” باطل؟

بله، حتی ادیان آسمانی که در زمان خود بر حق بوده‌اند، الان با آمدن اسلام، منسوخ گردیده‌اند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه