شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۵۶۳) حکم استفاده از کلمه‌ی “سيّدی” برای اشخاص

(۵۶۳) سوال: من یک نظامی هستم و در این شغل، کلمه‌ی “سيّدي” (سرورم، قربان) را به فرمانده گفته و روزانه بارها تکرار می‌کنیم؛ آیا غیر از سید و سرورمان محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سید و سرور دیگری هم وجود دارد؟ آیا ما با گفتن این لفظ، مرتکب گناه می‌شویم؟

جواب:

السَيِّد مطلق، فقط الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است؛ اما اگر این سیادت و سروری به چیزی نسبت داده شود، صحیح است زیرا در این حالت، سیادت و سروری خاص است. همچنین به شرطی که آن فرد، شایستگی سیادت را داشته باشد؛ مثلا: انسان به پدر و برادر بزرگ‌تر از خود می‌گوید: “این شخص، سید و سرور من است”. همچنین غلام و برده به مالک خود می‌گوید: “این شخص، سرور من است”. چنان که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «وَلْيَقُلْ سَيِّدِي وَمَولاَي»: (بگوید: سرور و مولای من) همچنین پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگام آمدن سعد بن معاذ رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ به قوم اوس فرمود: «قُومُوا إلَى سَيِّدِكُم»: (در مقابل سرورتان بایستید).

مهم این است که جایز است شخصی را که شایستگی سیادت و سروری دارد، سید و سرور، وصف کرد؛ اما اگر شایستگی سیادت را نداشته باشد، به طوری که اگر فاسق، منافق یا کافر باشد، مستحق این وصف نیست و جایز نیست که مسلمان به او بگوید: “ای سيد و سرور من” زیرا این خوار و تحقیر کردن مسلمان است در حالی‌ که مسلمان با اسلامش بر دیگر انسان‌ها برتری دارد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل من الجمهورية العراقية محافظة التأميم: إنني عسكري، وموجود عندنا كلمة «سيدي» للعسكري الضابط تتكرر في اليوم عدة مرات، فهل يوجد سيد عدا سيدنا محمدًا صلى الله عليه وسلم ؟ وهل يمسنا ذنب أم لا؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: السيد على سبيل الإطلاق هو الله -عز وجل-، وأما السيد مضافًا فإنه يصح؛ لأنها تكون سيادة خاصة، بشرط أن يكون المقول له ذلك أهلا للسيادة، فيجوز – مثلاً – أن يقول الإنسان لأبيه: هذا سيدي. ولأخيه الكبير: هذا سيدي. ويقول العبد لمالكه: هذا سيدي. كما قال النبي صلى الله عليه وسلم: «وَلْيَقُلْ: سَيْدِي وَمَوْلَايَ ». وكذلك قال النبي – عليه الصلاةوالسلام – للأوس حين أقبل سعد بن معاذ سعد بن معاذ : «قُومُوا إِلَى سَيِّدِكُمْ».

فالمهم أن الإنسان يجوز له أن يصف مَن هو أهل للسيادة بأنه سيده، أما إذا كان هذا المقول له ليس أهلا للسيادة؛ لكونه فاسقا، أو كافرا، فإنه لا يستحق، ولا ينبغي للمسلم أن يقول له سيدي لأن هذا إذلال للمسلم والمسلم يعلو بإسلامه على غيره من بني البشر.

مطالب مرتبط:

(۵۵۹) حکم گفتن “حَسبِيَ اللهُ” هنگام عصبانیت و خشم

هرگاه کسی مورد ظلم و ستم واقع ‌شود، ایرادی ندارد که بگوید: "حَسبِيَ اللهُ".

ادامه مطلب …

(۵۳۶) “ای الله! به حق پیامبرت که فرستاده‌ای و به حق کتابت که نازل نموده‌ای از تو می‌خواهم” آیا این درست است؟

این دعا درست نیست؛ آیا منظور از حق پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، حق ایشان بر من یا حق ایشان بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است یا چیز دیگر؟ نمی‌دانیم زیرا مبهم است. حق پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بلکه حق هر مسلمان بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این است که هیچ کسی که مرتکب شرک نشده باشد را عذاب ندهد.

ادامه مطلب …

(۵۶۷) حکم شرع در مورد عبارت: “از شانس و طالع خوب است که چنین و چنان شد”

این تعبیر کسانی است که به ستارگان اعتقاد دارند و در پیش‌بینی نحس و خوب برای شخص به طالع و محل طلوع ستارگان، تکیه می‌کنند. شایسته نیست که مسلمان چنین حرفی را بگوید بلکه این حرف به حرام بودن نزدیک‌تر است تا این که مکروه باشد.

ادامه مطلب …

(۵۴۰) حکم گفتن واژه‌ی “مرحوم” برای مردگان

اگر کسی که در مورد شخص مرده سخن می‌گوید از باب خبر دادن بگوید: مرحوم فلانی، مغفور له فلانی و... جایز نیست زیرا کسی نمی‌داند که آن فرد، مورد رحمت و مغفرت قرار گرفته است یا خیر؟

ادامه مطلب …

(۵۳۵) حکم گفتن این دعا: “ای الله! با عدل خویش با ما رفتار مکن؛ بلکه با عفو و گذشت خود با ما رفتار کن”

نیازی به گفتن آن نیست، وگرنه بر کسی پوشیده نیست که اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با عدل خویش با مردم رفتار کند، همگی را هلاک می‌نمود.

ادامه مطلب …

(۵۳۹) حکم گفتن بعضی آیات، هنگام شنیدن خبری ناگوار

هنگام شنیدن حادثه یا چیز هولناک بگویید: "اللّهُمَّ اجْعَلهُ سَلاَماً اللّهُمَّ الطُف بِنَا فِي قَضَائِكَ": (ای الله! آن ‌را امن و سالم گردان؛ ‌ای الله! در تقدیر خویش به ما لطف و مهربانی بفرما) و... .

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه