(۵۷۷) حکم شرع در مورد فرقههایی که از مردم بیعت میگیرند
نصیحتم برای این افراد و دیگران این است که در امور دینی خود به آنچه پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و اصحاب و یارانش رَضِيَاللهُعَنْهُم بر آن بودهاند باز گردند زیرا این بهترین روش است و تنها همین است که نزد الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ برایشان سودبخش خواهد بود اما چیزهایی که اینان بدان وابسته شدهاند، هیچ پایه و اساسی ندارد.
(۵۷۶) اهل کلام و فلسفه چه کسانی هستند؟
اهل كلام، کسانی هستند که برای اثبات عقیده بر عقل تکیه کرده و گفتهاند: هر آنچه از صفات الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و امور اعتقادی که عقل، آن را اثبات کند، ثابت است و هر آنچه عقل، آن را اثبات نکند، ثابت نیست.
(۵۷۵) صابئه چه کسانی هستند؟
علما رَحِمَهُمُالله دربارهی آنان اختلاف نظر دارند؛ برخی گفتهاند: صابئه بر دینی بودهاند و از دین قومشان خارج شدهاند. برخی دیگر گفتهاند: صابئه کسانی هستند که دین ندارند.
(۵۷۴) معتزله چه کسانی هستند؟
معتزله، فرقهی بدعتگزاری هستند که اعتقادشان دربارهی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ، کلام الله و افعال الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ مخالف مذهب اهل سنت و جماعت است؛ رئیس آنان عمرو بن عبيد و واصل بن عطاء هستند.
(۵۷۳) ضوابط شناخت فرقههای گمراه
ضابطه برای شناخت نوع بدعت، مراجعه به قرآن و سنت است. هر آنچه قرآن و سنت دلالت دهند که بدعت کفری است آن بدعت، شخص را از اسلام خارج میکند.
(۵۷۲) حکم گفتن “ای محبوب پیامبر” به شخص غیر مسلمان
گفتن “محبوب پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ” به شخصی که نمیدانیم مسلمان است یا کافر، شایسته نیست و اگر دانستیم که کافر است اصلا جایز نیست اما اگر مسلمان باشد، جایز است؛ البته اگر مسلمانی باشد که حقیقتا پایبند اسلام باشد.
(۵۷۱) حکم شرع دربارهی این سخن: “به خاطر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ نزد ما غذا بخور”
برادران مسلمانم را نصیحت میکنم که دیگران را در تنگنا قرار ندهند و اجبار نکنند بلکه اکرام و مهمانی را پیشنهاد دهند؛ اگر موافقت و همراهی کرد که خوب است اما در غیر این صورت، وی را آزاد بگذارند.
(۵۷۰) حکم عبارت “من بر درِ الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ هستم”
در جواب میگوید: “من بر درِ الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ هستم” یعنی چیزی ندارم اما از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میخواهم که برایم آسان و فراهم نماید. این مقصود مردم از این عبارت است و ایراد و اشکالی ندارد.
(۵۶۹) حکم گفتن عبارت “بر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ باورم نمیشد که چنین رخ دهد”
این سخن، ایرادی ندارد زیرا مقصود گوینده، معنای آن است و لفظش مقصود نیست. از استعمال مردم میدانیم که هرگز منظورشان این نیست که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را تصدیق نمیکنند.
(۵۶۸) حکم این سخن مردم: “بر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ باورم نمیشد که تو را پیدا کنم”
تا زمانی که سخن در ذات خود، ممنوعیت و اشکال شرعی نداشته باشد، جایز است. بنابراین نظرم این است که اشکال و گناهی ندارد زیرا مقصود از آن، واضح است و در ذات خود بر معنای فاسدی دلالت ندارد.
(۵۶۷) حکم شرع در مورد عبارت: “از شانس و طالع خوب است که چنین و چنان شد”
این تعبیر کسانی است که به ستارگان اعتقاد دارند و در پیشبینی نحس و خوب برای شخص به طالع و محل طلوع ستارگان، تکیه میکنند. شایسته نیست که مسلمان چنین حرفی را بگوید بلکه این حرف به حرام بودن نزدیکتر است تا این که مکروه باشد.
(۵۶۶) حکم گفتن عبارت “عَسَاكَ تَبارَكَ”: (پر برکت باد)
مردم عوام همان طور که منظورشان است، هرگاه چنین بگویند، معنایش این است که با این عبارت از الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میخواهند که آن چیز را پربرکت قرار دهد.