چهارشنبه 24 جمادی‌الاول 1448
۱۲ آبان ۱۴۰۵
4 نوامبر 2026

(۵۶۹) حکم گفتن عبارت “بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باورم نمی‌شد که چنین رخ دهد”

(۵۶۹) سوال: نماز اشراق چیست؟ همچنین حکم گفتن عبارت “بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باورم نمی‌شد که چنین رخ دهد” چیست؟

جواب:

نماز اشراق، نمازی است که هنگام شروق خورشید (بالا آمدن و آشکار شدن خورشید) خوانده می‌شود که به نماز ضُحى (نماز چاشت) معروف است. زمان آن از بالا آمدن خورشید به اندازه‌ی یک نیزه (که مساوی با دوازده تا پانزده دقیقه پس از طلوع خورشید است) شروع می‌شود و تا اندکی قبل از زوال خورشید (تقریبا ده دقیقه قبل از زوال) ادامه دارد و تمام این مدت، وقت نماز ضُحی است.

عبارت “بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باورم نمی‌شد که چنین رخ دهد” یعنی: حتی گمان هم نمی‌کردم که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چنین چیزی را مقدر نماید؛ این سخن، ایرادی ندارد زیرا مقصود گوینده، معنای آن است و لفظش مقصود نیست. از استعمال مردم می‌دانیم که هرگز منظورشان این نیست که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را تصدیق نمی‌کنند؛ اصلا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در این‌جا از چیزی خبر نداده است که فرد بخواهد آن‌ را تصدیق یا رد کند بلکه فرد گمان نداشته که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فلان چیز را برایش مقدر خواهد کرد. در الفاظ، معنا و مقصود از آن، مهم و دارای اعتبار است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل ما صلاة الإشراق؟ وما حكم قول البعض ما صَدَّقْتُ على الله أني حصلت كذا وكذا؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: صلاة الإشراق هي التي يُصليها الإنسان إذا أشرقت الشمس، أي ارتفعت وبرزت وظهرت، وهي ما يعرف بصلاة الضحى، ووقتها من ارتفاع الشمس قيدَ رُمْحٍ، ويساوي اثنتي عشرة دقيقة، أو ربع ساعة بعد طلوع الشمس – إلى قبيل الزوال بنحو عشر دقائق، كل هذا وقت صلاة الإشراق أو صلاة الضحى.

وأما قول القائل: ما صَدَّقْتُ على الله كذا وكذا. فالمعنى: ما ظننتُ أن الله تعالى يُقدِّرُه. وهي كلمة لا بأس بها؛ لأن المقصود باللفظ هو المعنى، وهذا اللفظ نعلم من استعمال الناس له أنهم لا يريدون أنهم لم يُصدِّقُوا الله أبدا، والله تعالى لم يخبر بشيء حتى يقولوا صَدَّقوه، أو لم يصدقوه، ولكن يظنُّ أن الله لا يُقدر هذا الشيء، فيقول: ما صدقت على الله أن يكون كذا وكذا. أي: ما ظننتُ أن الله يُقدِّر هذا الشيء، والعبرة في الألفاظ بمعانيها ومقاصدها.

مطالب مرتبط:

(۵۵۲) حکم نامگذاری مکه مکرمه “سرزمین ادیان آسمانی”

این تعبير، باطل است زیرا پیامبران بني اسرائيل از جمله موسى عَلَيْهِ‌السَّلَام و عيسى عَلَيْهِ‌السَّلَام در سرزمین شام بوده‌اند، و نه در مکه.

ادامه مطلب …

(۵۴۵) حکم اسم “عبد الحارث” برای اشخاص

نام‌گذاری به (عبد الحارث) نسبت دادن عبوديت و بندگی به غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است؛ لذا هر کس به این اسم، نامیده شود، بر وی واجب است آن را تغییر دهد بدین صورت که به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نسبت داده شود یا نامی برگزیند که نسبت در آن نباشد.

ادامه مطلب …

(۵۶۳) حکم استفاده از کلمه‌ی “سيّدی” برای اشخاص

جایز است شخصی را که شایستگی سیادت و سروری دارد، سید و سرور، وصف کرد؛ اما اگر شایستگی سیادت را نداشته باشد، به طوری که اگر فاسق، منافق یا کافر باشد، مستحق این وصف نیست و جایز نیست که مسلمان به او بگوید: "ای سيد و سرور من".

ادامه مطلب …

(۵۶۸) حکم این سخن مردم: “بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باورم نمی‌شد که تو را پیدا کنم”

تا زمانی که سخن در ذات خود، ممنوعیت و اشکال شرعی نداشته باشد، جایز است. بنابراین نظرم این است که اشکال و گناهی ندارد  زیرا مقصود از آن، واضح است و در ذات خود بر معنای فاسدی دلالت ندارد.

ادامه مطلب …

(۵۳۸) حکم صدا زدن اشخاص فوت شده

اين كار هیچ مفهومی جز ندا و صدا زدن مردگان ندارد؛ لذا برای هیچ کس حلال و جایز نیست که چنین بگوید. اگر گفتن این سخن در سیاق مدح و ثنا باشد، ایرادی ندارد.

ادامه مطلب …

(۵۶۲) حکم عبارت: «حُمِلَ إلَى مَثوَاهُ الأَخيرُ»

این عبارت، اشکال بزرگی دارد اگر مردم معنایش را بدانند و منظورشان همان معنا باشد؛ زیرا این سخن بدین معنا است که قبر، آخرین مرحله و جایگاه انسان است در حالی که چنین نیست بلکه قبر، فقط مزار و گذرگاه به شمار می‌رود و سرای آخر، بهشت یا دوزخ است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه