سه‌شنبه 21 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
4 آگوست 2026

(۴۷۳۹) آیا خانواده میت مسئول پرداخت بدهی‌های او هستند؟

(۴۷۳۹) سوال: برادرم فوت کرده و مقروض است و شرایط زندگی ما طوری نیست که بتوانیم قرض او را پرداخت کنیم. همچنین میدانیم که مرده تا وقتی قرضهایش پرداخت نشده وارد بهشت نمیگردد و فرد طلبکار نیز مدام پول خود را از ما طلب میکند. لطفا به ما بفرمایید باید چه کنیم خداوند به شما اجر عنایت بفرماید.

جواب:

این که این فرد میگوید “ما میدانیم که هر کس که بمیرد و بدهکار باشد، تا بدهی او پرداخت نگردد وارد بهشت نخواهد شد” صحیح نبوده و هیچ اصل و اساسی ندارد. اما حدیثی از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که میفرماید: ” نفس المؤمن معلقه بدينه حتي يقضي عنه “” روح مؤمن به سبب قرضش معلق است تا وقتي که بجاي او پرداخت شود “. اما این حدیث هم محل بحث است و بعضی از علما آن را ضعیف دانستهاند و میگویند که پیامبر صل الله علیه و آله و سلم خود در هنگام فوت سپرش در رهن فردی بود و به کلام دیگر بدهکار بود.

اما بر ورثه واجب است که اگر میت آنها بدهکار است و ماترکی دارد که میتوان با آن این قرض را تسویه کرد، این کار را انجام دهند. زیرا تا قبل از پرداخت قرضهای وی و انجام وصایایش، حق ندارند از ماترک او استفاده کنند، همان طور که در آیات مواریث میفرمایند: “ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَىٰ بِهَا أَوْ دَيْنٍ ” مِّنۢ بَعۡدِ وَصِيَّةٖ تُوصُونَ بِهَآ أَوۡ دَيۡنٖ ” مِنۢ بَعۡدِ وَصِيَّةٖ يُوصَىٰ بِهَآ أَوۡ دَيۡنٍ” ” پس ازانجام وصیتی است که او (= میت) به آن سفارش کرده و بعد از ادای دین “(نساء ١١،١٢)

پس تا زمانی که بدهیهای میت تسویه نشده است، ورثه حق ندارند اموال او را تقسیم کنند. اما اگر میت مالی از خود به جای نگذارده بود، در این حالت اگر ورثه بدهیهایش را تسویه کردند که کار بسیار خیر و نیکی است و اجر زیادی دارد و اگر چنین نکردند نیز گناهی متوجه ایشان نخواهد بود. اما درباره میتی که مالی ندارد تا با آن بدهیهایش را تسویه کنیم، اگر این قرضها را به این نیت اخذ کرده بوده بعدا آنها را بازپس دهد ق طلبکاران را راضی کند، پس خداوند در روز قیامت قرضهای او را پس داده و طلبکاران او را راضی خواهد کرد. اما اگر این قرض را به نیت اتلاف (و پس ندادن) آورده خداوند او را تلف خواهد کرد، چنان که در حدیث صحیحی از پیامبر صلی الله علیه و سلم نقل شده که میفرماید: “مَنْ اَخَذَ اَمْوالَ النّاسِ يُريدُ اَداءَها، اَدَّى اللّه ُ عَنْهُ وَ مَنْ اَخَذَها يُريدُ اِتْلافَها اَتْلَـفَهُ اللّه ُ””هر كس اموال مردم را بگيرد و قصد پرداخت آن را داشته باشد، خداوند، آن را بپردازد (او را يارى مى كند) و هر كس اموال مردم را بگيرد و قصد تلف كردن داشته باشد، خداوند، آن را تلف كند.”

و من در اینجا برادران مسلمانم را از سهل انگاری در قرض، چه در دریافت و چه در بازپرداخت آن بر حذر میدارم. برخی از مردم هستند که اهمیتی نمیدهند و برای امور تجملی و غیر ضروری اقدام به اخذ قرض از این و آن میکنند. برخی دیگر از مردم هستند که برای امور ضروری پول قرض میکنند، اما وقتی توانایی بازپرداخت دارند، از این کار امتناع میورزند و فرد طلبکار را به امروز و فردا حواله میکنند و با این کار خود را دچار گناه مینمایند وپیامبر اسلام صل الله علیه و آله و سلم در این باره میفرماید: ” مَطْلُ الغَنِيِّ ظُلمٌ “” تعلّل ورزيدن توانگر [در پرداخت بدهى]ظلم است “

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لي أخ متوفّى، وعليه دين، ونحن مع ظروف الحياة لا نستطيع أن تسدد هذا الدَّيْن، ونحن نعلم أيضًا أن الميت لا يدخل الجنة إلا عند سداد دينه، وللعلم صاحب المبلغ يطالب به، فنرجو من فضيلتكم أن تفتونا في هذا مأجورين؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: أما قول السائل: إننا نحن نعلم أن من عليه دين لا يدخل الجنة حتى يُقضى دَينه. فهذا غير صحيح، ولا أصل له، لكن هناك حديث عن الرسول – عليه الصلاة والسلام: «نَفْسُ الْمُؤْمِنِ مُعَلَّقَةٌ بِدَيْنِهِ حَتَّى يُقْضَى عَنْهُ». ولكنَّ في هذا الحديث مقالا، فإن من العلماء من ضعفه، وقال: ها هو النبي صلى الله عليه وسلم تُوُفِّيَ وَدِ تُوُفِّيَ وَدِرْعُهُ مَرْهُونَةٌ بِدَيْنٍ كَانَ عَلَيْهِ.

ولكن يجب على الورثة إذا مات مورّثهم، وعليه دين، وله تركة، يمكن قضاء الدين منها أن يُبادروا بقضاء دينه من تركته، لأنهم لا حق لهم في التركة إلا بعد الدين والوصية، كما جاء ذلك في آيات المواريث: ﴿ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنِ ﴾ [النساء: ۱۲]، ﴿ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنِ [النساء: ١٢]، ﴿ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنِ ﴾ [النساء: ١٢]، ﴿ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنَ ﴾ [النساء: ١١].

فلا حق للورثة في المال الموروث إلا بعد قضاء الدين، وأما إذا لم يخلف تركة، فإن قاموا بالوفاء عنه، فهم علي خير، وهم مأجورون علي ذلك، وإن لم يُوفّوا عنه، فإنه لا إثم عليهم، أما الميت الذي لم نجد له تركة نوفّي منها، فإن كان أخذ أموال الناس يريد أداءها، فإن الله يؤدي عنه يوم القيامة، ويُرضي . الغرماء، وإن كان أخذها يريد إتلافها، فإن الله يُتلفه كما جاء ذلك في الحديث الصحيح عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: «مَنْ أَخَذَ أَمْوَالَ النَّاسِ يُرِيدُ أَدَاءَهَا أَدَّى اللَّهُ عَنْهُ، وَمَنْ أَخَذَ يُرِيدُ إِتْلَافَهَا أَتْلَفَهُ اللَّهُ».

وإنني بهذه المناسبة أحذر إخواني المسلمين من التهاون بالدين، أخذا وقضاء، فإن من الناس من لا يهمه أن يستدين لأمور ليس في حاجة إليها، وإنما هي أمور ،كماليَّة لا تدعو الحاجة إليها، ومن الناس من يستدين لأمور ضرورية، ويكون عنده الوفاء، ولكنه لا يوفي بل يماطل فيقول لصاحب الحق: غدا، بعد غد. كلما جاء قال: غدًا، بعد غد. فيأثم بذلك، لقول النبي : «مَطْلُ الغَنِيِّ ظُلْمٌ».

مطالب مرتبط:

(۴۷۴۳) فردی فوت کرده که مقداری پول از من طلب دارد، باید چه کنم؟

باید دنبال ورثه او بگردی تا پول را به آنها تحویل دهی، زیرا وقتی کسی میمیرد مالش به ورثههایش میرسد....

ادامه مطلب …

(۴۷۲۴) اگر طلبکار بخواهد طلبش را ببخشد، آیا ثبت بدهی‌ها واجب است؟

اما بهتر است قرضها را یادداشت کنی، زیرا این امر برای بازگرداندن قرضهایت و برای خودت و برای ورثههایت کار خوبی است. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۵۱) مردی بدهی فراوانی دارد، نذر هم دارد، کدام را باید اول ادا کند؟

اگر فردی بمیرد و به خدواند عزوجل مدیون باشد، حال چه این دین نذر باشد، چه کفاره چه زکات چه بدهی به مردم، قول ارجح در این مساله این است که بین دیون خدا و انسانها سهمیه بندی انجام گیرد....

ادامه مطلب …

(۴۷۲۷) وظیفه شرعی کارمند نسبت به خطاهای مالی گذشته

گر آنچه انجام دادهای بر اثر خطا و اشتباه روی داده و غیر عمدی بوده، پس تو بر حق هستی و هیچ ضمانتی بر  تو نیست و نیازی نیست از ورثه حلالیت بطلبی....

ادامه مطلب …

(۴۷۲۳) حکم خرج کردن مال امانتی به سبب نیاز

اولا اینکه بدون اجازه صاحب مال در آن دست بردهای کاملا حرام بوده و مرتکب گناه شدهای و امانت را به صاحب آن بازنگرداندهای. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۳۱) حکم شرعی پس گرفتن بدهی بدون اطلاع بدهکار

حلال نیست بر انسان که طلب خود را به صورت مخفیانه و بدون اینکه بفهمد از کسی بازبستاند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه