سه‌شنبه 21 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
4 آگوست 2026

(۴۷۳۸) حکم فردی که نمی‌تواند قرض خود را بازپرداخت کند

(۴۷۳۸) سوال: مبلغی پول از برخی اشخاص قرض گرفتم و آن را خرج کردهام. حال پول ندارم که آن را پس دهم زیرا فقیر هستم و دچار استرس شدهام زیرا بسیار میترسم که پیش از اینکه توانایی بازپرداخت قرضم را پیدا کنم، مرگ من فرا رسد. حال حکم این امر چیست اگر ایشان حلالم نکنند؟

جواب:

از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم روایت شده که فرموده است: “مَنْ اَخَذَ اَمْوالَ النّاسِ يُريدُ اَداءَها، اَدَّى اللّه ُ عَنْهُ وَ مَنْ اَخَذَها يُريدُ اِتْلافَها اَتْلَـفَهُ اللّه ُ””هر كس اموال مردم را بگيرد و قصد پرداخت آن را داشته باشد، خداوند، آن را بپردازد (او را يارى مى كند) و هر كس اموال مردم را بگيرد و قصد تلف كردن داشته باشد، خداوند، آن را تلف كند.” پس اگر این مرد فقیر نیت دارد که پول این اشخاص را پس دهد، خداوند برای او پرداخت خواهد کرد، حال یا به او کمک میکند که در دنیا پرداخت کند یا اینکه در آخرت برای او پرداخت خواهد کرد. در اینجا مایلم نصیحتی عرض کنم به کسانی که در بازپرداخت قرض سهل انگاری پیشه میکنند و برای امور غیر ضروری که نیازی به آنها ندارند اقدام به اخذ قرض مینمایند. این افراد با این کارها بار خود را با استقراض پول برای تجملات غیرضروری و برای تفاخر سنگین میکنند که بی شک خطایی بزرگ است. اگر انسان فقیر است، بهتر آن است که به آنچه که خدا به او داده قناعت نماید و برای اموری که ضرورتی در آن نیست پول از کسی قرض ننماید، زیرا مساله قرض و دین مساله عظیمی است و از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم نقل شده است که میفرماید: “ نفس المؤمن معلقة بدينه حتي يقضي عنه “” روح مؤمن به سبب قرضش معلق است تا وقتي که بجاي او پرداخت شود “

و روایت شده که هرگاه جنازهای نزد پیامبر میآوردند که متعلق به فردی مقروض بود، بر او نماز نمیخواند. ابی قتاده رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت میکند که روزی مردی از انصار فوت کرده بود که دو دینار بدهی داشت. او را نزد پیامبر صل الله علیه و آله و سلم آوردند تا بر او نماز بخواند. پیامبر چند قدمی حرکت کرد و سپس فرمود: آیا این فرد هیچ بدهی دارد؟ جواب دادند: بله ای فرستاده خدا، دو دینار. پس درنگ کرد و فرمود: خودتان بر دوستتان نماز بخوانید. در این بین ابوقتاده گفت: ای رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم، من این دو دینار را بر عهده میگیرم. پس پیامبر صل الله علیه و آله و سلم گفت: بدهی بود و مرده از آن بری شد. سپس پیش رفت و بر او نماز خواند.

چون خداوند بر پیامبر صل الله علیه و آله و سلم گشایشهایی نازل کرد فرمود: ” أَنَا أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ مَنْ تَرَكَ مَالاً فَلِلْوَارِثِ وَ مَنْ تَرَكَ دَيْناً فَعلَيَّ” “من به هر مومنی نسبت به نفس خودش اولی تر هستم. هرکه مالى برجاى نهد از آن وارثان اوست، وهرکه مقروض بمیرد پرداخت آن به عهده من است” و پیامبر قرض اموات را پس میداد و بر آنها نماز میخواند. این سنگینی و اهمیت مساله قرض را میرساند و انسان مومن و همچنین انسان عاقل نباید در آن سهل انگاری نماید.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی
مطالب مرتبط:

(۴۷۴۱) حکم استفاده از پول دیگران در کسب‌وکار بدون اطلاع آن‌ها

بله اشکال دارد. اگر به انسان مالی به عنوان امانت دادند (یعنی ودیعه)، هرگز بر او حلال نیست در آن دخل و تصرفی انجام دهد....

ادامه مطلب …

(۴۷۲۴) اگر طلبکار بخواهد طلبش را ببخشد، آیا ثبت بدهی‌ها واجب است؟

اما بهتر است قرضها را یادداشت کنی، زیرا این امر برای بازگرداندن قرضهایت و برای خودت و برای ورثههایت کار خوبی است. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۳۴) حکم اشتباه در محاسبه مبلغ در خرید و فروش

فروشنده اگر متوجه شد که بیش از مقداری که باید، از مشتری اخذ کرده است، اگر مشتری را میشناسد باید پول اضافی را به او پس دهد و اگر فوت کرده باید پول را به وراثش بپردازد....

ادامه مطلب …

(۴۷۳۹) آیا خانواده میت مسئول پرداخت بدهی‌های او هستند؟

تا زمانی که بدهیهای میت تسویه نشده است، ورثه حق ندارند اموال او را تقسیم کنند. اما اگر میت مالی از خود به جای نگذارده بود، در این حالت اگر ورثه بدهیهایش را تسویه کردند که کار بسیار خیر و نیکی است و اجر زیادی دارد و اگر چنین نکردند نیز گناهی متوجه ایشان نخواهد بود. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۴۲) حکم شرعی بدهی به کسی که درگذشته است چیست؟

در این حالت باید ورثه او را پیدا کند و آنچه  که به عاریت یا رهن یا ودیعه یا ... از میت گرفته را به ورثه آنها بازپس دهد....

ادامه مطلب …

(۴۷۴۸) چگونه دینم را ادا کنم وقتی طلبکارم از دنیا رفته است؟

اگر ورثه این مرد را نمیشناسی این پول متعلق به بیت المال است. زیرا بیت المال ورثه انسانهای بی ورثه به شمار میآید...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه