(۴۷۳۷) سوال: از شخصی مقداری پول قرض کردم، اما قبل از اینکه این پول را به او پس بدهم فوت کرد. این فرد چند فرزند کوچک و بزرگ دارد. حال چه باید کنم؟
جواب:
هر گاه شخصی فوت کرد و از مردم طلب داشت، این طلب به وراث او منتقل میشود. پس این پولی که این مرد به تو قرض داده متعلق به ورثه اوست و تو باید ایشان را مطلع سازی و پول را به همه آنها تحویل دهی. مگر اینکه یک وکیل مخصوص داشته باشند که وکالت وی به صورت شرعی ثبت شده باشد و آنگاه تو باید پول را تنها به او بدهی و خود او این پول را بین ورثه تقسیم خواهد کرد. حال این سوال خود ما را به سمت موضوع دیگری میکشاند و آن نیز این است که بعضی از مردم (که از خداوند منان میخواهیم ما و آنها را هدایت بفرماید)را میبینم که در قرض و در بازپرداخت قرض سهل انگاری میکنند. اما سهل انگاری در قرض این است که مثلا برای امور غیر ضروری و تجملاتی که هیچ نیازی به آن ندارند و حتی برای امور حرام و اسراف اقدام به اخذ قرض از دیگران میکنند و خداوند مسرفان را دوست ندارد و این کار درست نیست و سفاهت در عقل است و گمراهی در دین است . روزی فردی نزد پیامبر آمد و از او خواست که او را به عقد زنی درآورد در حالی که هیچ مهریهای نداشت. پیامبر به او فرمود: برو و انگشتری حتی اگر شده آهنی پیدا کن! مرد گفت: نمیتوانم پیدا کنم، و پیامبر به او نگفت از مردم قرض بگیر و بلکه به او فرمود: آیا چیزی از قرآن میدانی؟ گفت: بله. پیامبر فرمود: تو را با آنچه از قرآن میدانی به عقد او درآوردیم. با اینکه ازدواج امری ضروری از لحاظ فطرت و مشروع از لحاظ سنت بود، باز پیامبر صل الله علیه و علی آله و سلم آن مرد را به قرض گرفتن از مردم توصیه نکرد. اما بعضی از مردم در پس دادن قرض بسیار سهل انگار هستند. یعنی با اینکه توان مالی کافی برای بازپرداخت قرض را دارند، باز وقتی فرد طلبکار نزد آنها میآید، میگویند: برو و فردا برگرد. باز وقتی فردا میآید بار دیگر میگویند فردا بیا و آن قدر طلبکار بیچاره را معطل میکنند که گاهی عطای پول خود را به لقای آن میبخشد و احتمالا هم برایش میسر نباشد که در دادگاه شکایت کند، شاید به خاطر اینکه مبلغ قرض کم است یا اینکه فرد بدهکار از نزدیکان است و میترسد که پس از شکایت، ارتباط فامیلی قطع گردد. یا اینکه میترسد حاکم عادل نبوده و حقش در این بین ضایع گردد. حال اگر فرد سهل انگار در بازپرداخت بدهی بمیرد، قرض او معلق شده و باید ورثه وی این قرض را پرداخت کنند که متاسفانه در زمانه ما این امر به ندرت صورت میپذیرد. نزد هر کدام از ورثه که میروی تو را به نزد ورثه دیگر میفرستد و پولی به تو پرداخت نمیکند و هیچکدام مسئولیت این بدهی را بر عهده نمیگیرند. یعنی از مال آن شخص مرده استفاده میکنند اما خود آن فرد به خاطر بدهیهایش در قبر در حال عذاب کشیدن خواهد بود. این امر بر ورثه کاملا حرام است و برای همین علما رحمت الله علیهم گفتهاند: ورثه باید در پرداخت قرضها تسریع کنند. حتی بعضی از علما میگویند قبل از اینکه بر او نماز خوانده شود باید قرضهای او داده شود، زیرا پیامبر صل الله علیه و علی آله و سلم قبل از اینکه خداوند متعال مال فراوان برای او فراهم آورد، هر گاه جسدی نزد او میآوردند که آن شخص قبل از مرگش بدهی تسویه نشده داشت، نماز او را به عقب میانداخت و از جابر رَضِيَاللهُعَنْهُ نقل شده که: (مات رجل، فغسلناه و کفناه و حنطناه، و وضعناه لرسول الله(صلى الله عليه وسلم) حیث توضع الجنائز، عند مقام جبرئیل ثم آذنا رسول الله(صلى الله عليه وسلم) بالصلاة علیه فجاء معنا خطی، ثم قال: لعل علی صاحبکم دینا، قالوا: نعم دیناران، فتخلف، فقال له رجل منا یقال له أبو قتادة: یا رسول الله هما علی فجعل رسول الله(صلى الله عليه وسلم) یقول: هما علیک و فی مالک و المیت منهما بری، فقال نعم فصلی علیه، فجعل رسول الله(صلى الله عليه وسلم) إذا لقی أبا قتادة یقول: ما صنعت الدیناران؟ حتی کان آخر ذلک قال: قد قضیتهما یا رسول الله، قال: الآن حین بردت علیه جلده)[۶]. «مردی فوت کرد، او را غسل داده و کفن کردیم و بوی خوش به او زدیم و آنرا برای پیامبر(صلى الله عليه وسلم) در محل مخصوص جنازه نزد مقام جبرئیل قرار دادیم. پیامبر(صلى الله عليه وسلم) را برای خواندن نماز خبر کردیم چند قدمی با ما آمد، سپس فرمود: شاید دوست شما دینی بر گردن داشته باشد، گفتند: بله، دو دینار بدهکار است، پیامبر(صلى الله عليه وسلم) برگشت، مردی از ما که به او ابوقتاده گفته میشد به او گفت: ای رسول خدا! پرداخت آن دو دینار بر عهده من، پیامبر(صلى الله عليه وسلم) چند مرتبه فرمود: آیا آن دو دینار بر عهده توست و از مال تو پرداخت میشود و میت از آن بری است؟ گفت بله، سپس بر او نماز خواند، بعد از آن پیامبر(صلى الله عليه وسلم) هر وقت ابوقتاده را میدید، میفرمود: با آن دو دینار چه کردی؟ بعد از مدتی (ابوقتاده) گفت: ای رسول خدا آنها را پرداخت کردم، پیامبر(صلى الله عليه وسلم) فرمود: الان عذاب از او برداشته شد».
و این روایت بر اهمیت قرض و دین دلالت دارد و نصیحت من به برادرانم این است که اولا در بدهی و قرض سهل انگاری نکنند و بدهی خود را پرداخت نمایند و تلاش نکند که خود را در همه چیز، در غذا و نوشیدنی و لباس و مسکن و مرکب و … همانند ثروتمندان سازند و تفاوت ثروتمند و فقیر را از بین ببرند و تلاش کنند تنها در مواقع ضروری از مردم پول قرض بگیرند و میگویم: برای امور ضروری پول قرض بگیرید نه برای خرید و اسراف. از خرید و اسراف بپرهیزید و تنها برای ضرورت از مردم پول قرض بگیرید و منظور ما در اینجا از قرض گرفتن، این نوع قرض گرفتنی نیست که در بین مردم بسیار متداول است و در واقع نوعی بازی کردن با احکام دین است، بلکه منظور ما قرض و دین حلال است. همان قرضی که سنت به جایز بودن آن دلالت کرده است. پس قرض نگیرید الا مگر ضرورتی در آن باشد و در غیر موارد ضروری عزت نفس پیشه کنید و به کمترین میزانی که نیازهای ضروری را برطرف کند قناعت نمایید. اگر خداوند عزوجل شما را بی نیاز کرد، پس به تناسب حال (و وضع مالیتان) رفتار کنید. زیرا اگر غنی نیز بخواهد در خوراک و پوشاک و لباس و مسکن و مرکب مانند فقرا زندگی کند، دچار افراط شده است.
همچنین اگر فقیر نیز بخواهد مانند اغنیا زندگی کند باز دچار افراط شده است و میخواهد خود را درون مجموعه اغنیا بگنجاند. هردوی این کارها ممنوع هستند و خداوند منان وقتی به کسی نعمتی اعطا میکند دوست دارد اثر نعمتش را در او ببیند. خداوند به همه ما توفیق خیر عنایت بفرماید.