سه‌شنبه 21 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
4 آگوست 2026

(۴۷۲۹) حکم برداشت از مال بدهکاری که قرض را انکار کرده است

(۴۷۲۹) سوال: به فردی مبلغی پول قرض دادم و از او هیچ مدرکی که ثابت کند این پول را به او قرض دادهام نگرفتم. این قرض برای مدتی طولانی نزد وی ماند و هنگامی که این پول را از وی طلب کردم، آن را انکار کرده و گفت هرگز پولی به من ندادهای! آیا میتوانم به اندازه طلبم از مال او اختلاس کنم بدون اینکه خبردار شود؟ آیا این کار شامل این قول پروردگار که میفرماید: ” فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ “” پس هر کس تعدی و تجاوز کرد، همان گونه که بر شما تعدی کرده؛ بر او تعدی کنید ” (البقره ١٩٤) میشود، اگر چنین نیست، پس معنای آیه چیست؟

جواب:

مجاز نیست با این بهانه چیزی از مال او اختلاس کنی. اگر میخواهی حق خود را اثبات کنی بر تو واجب است که برای او شاهد و مدرک بیاوری، اگر شاهد و مدرک آوردی و باز انکار کرد، باید او را سوگند دهی. اگر سوگند یاد کرد که بدهکار تو نیست، در ظاهر و از نظر قاضی تبرئه میشود. اما در باطن خداوند سبحان در روز قیامت او را مورد محاسبه قرار خواهد داد و اگر دروغ گفته باشد خداوند – پناه بر خدا – در حالت عصبانی با او ملاقات خواهد کرد و پیامبر صل الله علیه و علی آله و سلم در این باره میفرماید:” منْ حَلَفَ عَلَى يَمِينٍ كَاذِبَةٍ لِيَقْطَعَ بِهَا مَالَ أَخِيهِ اَلْمُسْلِمِ لَقِيَ اَللَّهَ وَ هُوَ عَلَيْهِ غَضْبَانٌ “” هر که قسم دروغ بخورد که به وسیله آن دست مسلمانى را از مالش کوتاه سازد، خدا را در حال خشم ملاقات خواهد کرد “. اما در ظاهر بری است و بر تو حلال نیست که از مال او اختلاس کنی زیرا در این حال خائن یا متجاوز محسوب میشوی. اما درباره قول خداوند متعال که میفرماید: ” فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ “” پس هر کس تعدی و تجاوز کرد، همان گونه که بر شما تعدی کرده؛ بر او تعدی کنید ” (البقره ١٩٤) این امر درباره کسی است که با انکار، خود را بری نکرده است. اما این مرد با انکار خود را بری کرده و اگر سوگند یاد کند دیگر در دنیا حقی بر گردن او نداری. اما در آخرت بر گردن او حق خواهی داشت. گذشته از آن حکم این آیه کریمه درباره دشمنی آشکار است و در این مساله شما دشمنی آشکار وجود ندارد زیرا این امر بین شما و ایشان است و نمیتواند تو را بر مالش مسلط کند زیرا شرع در ظاهر او را تبرئه کرده است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أقرضت شخصًا مبلغًا من المال، ولم أستلم منه وثيقة تثبت هذا الدين في ذمته، وقد مكَثَ مدة طويلة عنده، وعندما طالبته به أنكر، ورفض إعطائي إياه، فهل يجوز لي أن أختلس من ماله بقدر ما لي عنده، بدون علمه؟ وهل هذا يشتمل عليه معنى قوله – تعالى -: ﴿ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا أَعْتَدَى عَلَيْكُمْ ﴾ [البقرة: ١٩٤]، وإن لم يكن كذلك فما معنى الآية؟

فأجاب رحمه الله تعالى: لا يجوز لك أن تختلس شيئا من ماله بهذه الدعوى، وإنما الواجب عليك إذا كنت تريد إثبات حقك أن تشهد على صاحبك، وإذا لم يكن عندك بيّنة ،وأنكر، فإن الحكم في الشرع أن يُوجَّه إليه اليمين، فيحلف أنه ليس في ذمته لك شيء وحينئذ يبرأ براءة في الظاهر، حسب الظاهر للقاضي والباطن يحاسبه الله عليه يوم القيامة إذا كان كاذبا، فإنه -والعياذ بالله – يلقى الله وهو عليه غضبان كما ثبت بذلك الحديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم حيث قال: «مَنْ حَلَفَ عَلَى يَمِينٍ يَقْتَطِعُ بِهَا مَالَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، هُوَ عَلَيْهَا فَاجِرٌ، لَقِيَ اللَّهَ وَهُوَ عَلَيْهِ غَضْبَانُ». ولكنه ظاهرا قد برئ، ولا يحل لك أن تختلس شيئًا من ماله لأنك تُعتبر خائنا حينئذ، أو معتديا، وأما قوله -تعالى-: ﴿ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَأَعْتَدُوا عَلَيْهِ ﴾ [البقرة: ١٩٤] فهذا في الحقوق التي لا يبرأ منها من أنكرها، أما هذا الرجل، فإنه برئ منها بإنكارها، وتوجيه اليمين عليه، وحينئذ إذا حلف، فليس لك عليه حق في الدنيا، أما في الآخرة، فلك الحق، ثم الآية الكريمة: ﴿ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ ﴾ [البقرة: ١٩٤] ظاهرة في العدوان البين، أما هذا فليس هناك عدوان بين، لأن الأمر بينك وبينه، فلا يمكن أن يسلطك على ماله مع أن الشرع قد حكم ببراءته ظاهرا.

مطالب مرتبط:

(۴۷۳۸) حکم فردی که نمی‌تواند قرض خود را بازپرداخت کند

اگر این مرد فقیر نیت دارد که پول این اشخاص را پس دهد، خداوند برای او پرداخت خواهد کرد، حال یا به او کمک میکند که در دنیا پرداخت کند یا اینکه در آخرت برای او پرداخت خواهد کرد...

ادامه مطلب …

(۴۷۴۷) آیا ورثه موظف به پرداخت بدهی میت بی‌ مال هستند؟

ورثه چه از اقوام دور و چه از اقوام نزدیک باشند، تسویه این بدهیها بر آنها واجب نیست. اما اگر این میت یک پدر است، پسران باید بدهیهایش را تسویه کنند که کاری نیکو است....

ادامه مطلب …

(۴۷۲۷) وظیفه شرعی کارمند نسبت به خطاهای مالی گذشته

گر آنچه انجام دادهای بر اثر خطا و اشتباه روی داده و غیر عمدی بوده، پس تو بر حق هستی و هیچ ضمانتی بر  تو نیست و نیازی نیست از ورثه حلالیت بطلبی....

ادامه مطلب …

(۴۷۲۶) حکم شرعی نگهداری مال بی‌صاحب تا زمان یافتن صاحب آن

اگر از یافتن او ناامید شدهای و ورثههای او را نیز نمیشناسی، با این پول به نیت او در راه خدا صدقه بده....

ادامه مطلب …

(۴۷۴۵) حکم ناتوانی از یافتن طلبکار و مسئولیت دینی مقروض

بر این فرد واجب است که تمام تلاش خود را برای یافتن این طلبکاران انجام دهد. هر چقدر دور باشند و هر چقدر یافتن آنها و رسیدن به آنها دشوار باشد، چون این پول حق فرد مشخصی است باید آنها را بیابد و این پول را به آنها برساند و یا اگر فوت کردهاند پول را به وراث آنها برساند.....

ادامه مطلب …

(۴۷۲۸) حکم تصرف در اموال محل کار در صورت تأخیر کارفرما در پرداخت حقوق

جایز نیست انسان مال کسی را بدون اجازه از او بگیرد حتی اگر از او طلب داشته باشد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه