جمعه 26 جمادی‌الاول 1448
۱۵ آبان ۱۴۰۵
6 نوامبر 2026

(۴۷۲۷) وظیفه شرعی کارمند نسبت به خطاهای مالی گذشته

(۴۷۲۷) سوال: در شرکتی برای چند سال به عنوان حسابدار کار کردم. بنیانگذار این شرکت بیمار شد به نحوی که دیگر قادر به ادامه کار نبود و عقل خود را از دست داد و توان تفکر و تشخیصی برایش نمانده بود. از این رو یکی از وراث خود را وکیل خود قرار داد و این وکیل نیز دستورات لازم مبنی بر پرداخت حقوق و پاداش و هدایا و صدقات و … را صادر میکرد. یک بار در کار بر اثر فراموشی و ندانسته خطایی از من سر زد و چون فکر میکردم وکیل در مقام مالک است، بعد از وفات صاحب موسسه، در حالی که پیشتر هم مرا به خاطر خطاهایم عفو کرده بود از او حلالیت طلبیدم. اما مشکل این است که هنوز در درونم به خاطر مشکلات بسیاری که از من سر زده ناراحت و غمگینم. آیا باید از تمامی وراث حلالیت بطلبم؟ چه باید کنم تا دیگر دینی بر گردن من نماند؟

جواب:

اگر در آنچه انجام دادهای تعمدی در کار بوده، باید از ورثهی کسی که تو را وکیل خویش قرار داده حلالیت بطلبی، زیرا عذر تو در این امر پذیرفته نیست. اما اگر آنچه انجام دادهای بر اثر خطا و اشتباه روی داده و غیر عمدی بوده، پس تو بر حق هستی و هیچ ضمانتی بر  تو نیست و نیازی نیست از ورثه حلالیت بطلبی. خودت به این قضیه نگاه کن! اگر واقعا حس میکنی که کوتاهی کردهای باید از آنان حلالیت بطلبی، اما اگر کوتاهی نکردهای و در آن لحظه حس کردهای که کار درست را انجام میدهی، هیچ مسئولیتی متوجه تو نیست.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: عملت موظفا في إحدى الشركات بوظيفة محاسب لعدة سنوات، وكان المؤسس لهذه الشركة قد أصيب بمرض أقعده عن العمل، وأصبح مختل العقل، ولم يكن لديه قدرة على التفكير والتمييز، فوگل أحد الورثة بجميع أعماله، وكان هذا الوكيل يأمر بصرف الرواتب والمكافآت والأعطيات والصدقات وغيرها، وقد حصل تقصير مني في أداء العمل جهلا ونسيانا، وكنت أظن أن الوكيل يقوم مقام المالك في الأمر والنهي، وبعد وفاة صاحب المؤسسة تحلّلت من الوكيل الشرعي، وقد سامحني عن كل خطأ وتقصير، إلا أنه لا زال في نفسي شيء من الحزن والألم في التقصير الكثير الذي حصل مني، فهل يلزمني أن أتحلل من جميع الورثة، وماذا أفعل لتبرأ ذمتي؟

فأجاب رحمه الله تعالى: إذا كان قد جرى منك تقصير عمدا، فإن عليك أن تتحلل ورثة من وكَّلك، لأنك غير معذور بذلك، وأما إذا كان الذي حصل منك خطأ، وأنت حين التصرف تظن أنك مصيب، وأنك على حق، فإنه لا ضمان عليك، ولا يلزمك أن تتحلل الورثة، فانظر في أمرك إن كان الأمر كما قلت أو لا، أي أنه حصل منك تقصير تعرف أنه تقصير، ولكنك تهاونت، فعليك أن تتحللهم، وإن كان الأمر على غير ذلك، وأنك عملت العمل ترى أنه عمل موافق مفيد، فلا شيء عليك.

مطالب مرتبط:

(۴۷۳۷) چگونگی بازپرداخت قرض به ورثه فردی که فوت کرده است

هر گاه شخصی فوت کرد و از مردم طلب داشت، این طلب به وراث او منتقل میشود. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۲۶) حکم شرعی نگهداری مال بی‌صاحب تا زمان یافتن صاحب آن

اگر از یافتن او ناامید شدهای و ورثههای او را نیز نمیشناسی، با این پول به نیت او در راه خدا صدقه بده....

ادامه مطلب …

(۴۷۲۴) اگر طلبکار بخواهد طلبش را ببخشد، آیا ثبت بدهی‌ها واجب است؟

اما بهتر است قرضها را یادداشت کنی، زیرا این امر برای بازگرداندن قرضهایت و برای خودت و برای ورثههایت کار خوبی است. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۲۲) آیا برداشت موقت از صندوق خیریه توسط امین آن جایز است؟

حلال نیست برای امین صندوق که هرگاه نیاز داشت از این پول برداشت کند و سپس آن را برگرداند....

ادامه مطلب …

(۴۷۳۹) آیا خانواده میت مسئول پرداخت بدهی‌های او هستند؟

تا زمانی که بدهیهای میت تسویه نشده است، ورثه حق ندارند اموال او را تقسیم کنند. اما اگر میت مالی از خود به جای نگذارده بود، در این حالت اگر ورثه بدهیهایش را تسویه کردند که کار بسیار خیر و نیکی است و اجر زیادی دارد و اگر چنین نکردند نیز گناهی متوجه ایشان نخواهد بود. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۵۰) در صورت داشتن بدهی و نذر، کدام را باید اول پرداخت کرد؟

اگر بدهی قبل از نذر بوده، اول بدهی را تسویه کن و اگر نذر قبل از بدهی بوده ابتدا آن را ادا کن....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه