سه‌شنبه 23 جمادی‌الاول 1448
۱۲ آبان ۱۴۰۵
3 نوامبر 2026

(۸۸۶) جمع بندی بین آیه و حدیث

(۸۸۶) سوال: چطور بین آیه‌ی: {وَإِن تُبْدُوا مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللَّهُ} [بقره: ۲٨٤]. (اگر آنچه را در دل خود دارید، آشکار یا آن را پنهان نمایید، الله شما را به آن محاسبه می‌کند). و بین حدیثی که می‌گوید: «الله از وسوسه‌هايی که در دل‌های امت من می‌گذرد، تا زمانی که آن را عملی نکرده يا بر زبان نياورده‌اند، گذشت کرده است»،[۱] جمع بندی کنیم؟

جواب:

جمع میان این آیه و حدیثی که به آن اشاره شد، در این فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است: {لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا} [بقره: ۲۸۶]. (الله هیچ کس را جز به اندازه‌ی توانش مکلف نمی‌کند). بنا بر این هر چه در توان انسان بود، به خاطرش مؤاخذه می‌شود و هرچه در توانش نبود، به خاطرش مؤاخذه نمی‌شود.

بعد از این آیه: {وَإِن تُبْدُوا مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللَّهُ} [بقره: ۲۸۴]، آیه‌ی: {لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ} [بقره: ۲۸۶]: (الله هیچ‌کس را جز به اندازه‌ی توانش، مکلّف نمی‌کند. آنچه به دست آورده به سود او و آنچه به دست آورده به زیان اوست)، آمده است. بنا بر این، انسان به خاطر افکار گذرایی که در مغزش می‌آیند و شخص به آنها تمایل ندارد، مواخذه نمی‌شود. چون بیشتر از حد توان شخص است.

اما مهم وسوسه‌هایی هستند که بر قلب می‌گذرند و انسان بدآنها آرامش می‌یابد و آنها را می‌خواهد. اینها عمل هستند و بنده به خاطر آن مورد مواخذه قرار می‌گیرد. به خاطر همین پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «اعمال به نیت‌ها بستگی دارد و هر شخص را همان چیزی است که نیت کرده».[۲] همچنین پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد مردی که با برادر مسلمانش می‌جنگد، فرمود: «هرگاه دو مسلمان با شمشيرهای خود روياروی هم قرار بگيرند، قاتل و مقتول در دوزخ‌اند. گفتم: یا رسول‌الله، این قاتل است، اما گناه مقتول چيست؟ فرمودند: زیرا او نیز برای کشتن طرف مقابل حريص بوده است».[۳]

پس مهم اینکه آنچه بر قلب وارد می‌شود؛ چنانچه انسان بدان آسوده گرفت و آن را گرفته و معتبرش بداند، به خاطرش مؤاخذه می‌شود. اما وسوسه‌هایی که به ناگاه می‌آید و انسان در مورد آن با خودش حرف می‌زند، ولی بدان متمایل نمی‌شود، به خاطرشان مؤاخذه نمی‌شود. مثلا: اگر انسان با خودش حرف بزند که آیا همسرش را طلاق دهد یا نه؟ می‌گوییم: طلاق همسرش واقع نمی‌شود؛ حتی اگر نیت کرد که او را طلاق دهد، طلاقش واقع نمی‌شود. چون برای واقع شدن طلاق، حتما باید آن را بر زبان بیاورد یا عملی مثل کتابت انجام دهد که دلالت بر آن می‌دهد. اما اگر فقط نیت کند یا در دلش با خود در این مورد سخن بگوید، به خاطر آن مواخذه نمی‌شود.

همچنین اگر نیت کند که فلان مقدار درهم را صدقه دهد و عزم آن را هم نمود. اما آن را تا به الان صدقه نداده، صدقه کردن آن درهم‌ها بر او الزامی نیست. فرقی نمی‌کند آن را برای شخص معینی نیت کند یا از آن نیت صدقه کند، اما تعیین نکند که آن را به چه کسی بدهد. در هر صورت ملزم به صدقه دادن آنها نیست.

***


[۱] صحیح بخاری: کتاب العتق، باب الخطأ و النسیان فی العتاقة و الطلاق و نحوه، حدیث شماره: (۲۵۲۸). صحیح مسلم: کتاب الإیمان، باب تجاوز الله عن حدیث النفس و الخواطر بالقلب إذا لم تستقر، حدیث شماره: (۱۲۷). از ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «إِنَّ اللَّهَ ‌تَجَاوَزَ ‌عَنْ ‌أُمَّتِي مَا حَدَّثَتْ بِهِ أَنْفُسَهَا، مَا لَمْ تَعْمَلْ أَوْ تَتَكَلَّمْ».

[۲] صحیح بخاری: باب: کیف کان بدء الوحی إلی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، حدیث شماره (۱). صحیح مسلم: کتاب الإمارة، باب: قوله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم إنما الأعمال بالنیة، حدیث شماره (۱۹۰۷). از امیرالمومنین عمر بن خطاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «إِنَّمَا ‌الْأَعْمَالُ ‌بِالنِّيَّاتِ، وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى».

[۳] صحیح بخاری: کتاب الإیمان، باب {و أن طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فأصلحوا بینهما}، حدیث شماره: (۳۱). و صحیح مسلم: کتاب الفتن و أشراط الساعة، باب إذا تواجه المسلمان بسیفیهما، حدیث شماره: (۲۸۸۸). از احنف بن قیس از ابوبکره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «إذا التقى المسلمان بسيفهما ‌فَالْقَاتِلُ ‌وَالْمَقْتُولُ فِي النَّارِ. فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذَا الْقَاتِلُ، فَمَا بَالُ الْمَقْتُولِ؟ قَالَ: إِنَّهُ كَانَ حَرِيصًا عَلَى قَتْلِ صاحبه».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: كيف نجمع بين قوله تعالى: ﴿وَإِن تُبْدُوا مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللهُ ﴾ [البقرة: ٢٨٤]، وبين معنى الحديث الشريف الذي هو: «إن الله تجاوز عن أمة محمد صلى الله عليه وسلم ما حدثت به أنفسها، ما لم تفعله أو تتكلم به»؟

فأجاب رحمه الله تعالى : الجمع بين هذه الآية وبين الحديث الذي أشرت إليه هو في قوله تعالى: ﴿ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ﴾ [البقرة: ٢٨٦]، فما كان بوسع الإنسان فإنه مؤاخذ به، وما كان ليس بوسعه فهو غير مؤاخذ به. فقوله تعالى: ﴿ وَإِن تُبْدُوا مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ الله ﴾ [البقرة: ٢٨٤] جاءت الآية بعده ﴿ لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ﴾ [البقرة: ٢٨٦]، فالخواطر التي ترد على المرء ولا يركن إليها ولا يطمئن لها، وإنما هو حديث نفس عابر لا يركن إليه ولا يأخذ به هذا لا يؤاخذ به، لأنه فوق طاقة المرء.

أما إذا كانت الهواجس التي تَرِدُ على القلب يطمئن إليها الإنسان ويأخذ بها فإنه عمل يؤاخذ به العبد، ولهذا قال النبي عليه الصلاة والسلام-: «إنما الأعمال بالنيات، وإنما لكل امرئ ما نوى»، وأخبر -عليه الصلاة والسلام- عن الرجل يقاتل أخاه المسلم، فقال عليه الصلاة والسلام: «إذا التقى المسلمان بسيفيهما فالقاتل والمقتول في النار. قالوا يا رسول الله هذا القاتل فما بال المقتول؟ قال: «لأنه كان حريصًا على قتل صاحبه».

فالمهم أن ما يَرِدُ على القلب إذا اطمأن إليه الإنسان وأخذ به واعتبره فإنه يؤاخذ عليه، أما الْهَوَاجِسُ التي تطرأ ويحدث الإنسان نفسه فيها ولكنه لا يركن إليها فلا يؤاخذ بها، مثل: لو كان يحدث الإنسان نفسه هل يطلق زوجته أو لا؟ نقول : إن الزوجة لا تطلق حتى لو نوى أن يطلقها فإنها لا تطلق، لأن الطلاق لا يكون إلا بالقول، أو بما يدل عليه من الفعل كالكتابة، ولا يؤاخذ بهذا.

وكذلك لو نوى أن يتصدق بهذه الدراهم وعزم، ولكنه ما دفعها إلى الآن، فإنه لا يلزمه التصدق بها، سواء نواها لشخص معين أو نواها صدقة ولم يُعَيِّن من يتصدق بها عليه، فإنه لا تلزمه الصدقة.

مطالب مرتبط:

(۸۷۲) تفسیر آیه‌ی ۱۷۷ سوره‌ی بقره

نیکی و خوبی، ایمان به الله، روز قیامت، ملائکه، قرآن و پیامبران می‌باشد. ایمانی که تو را ملزم به انجام اوامر الهی کند و تو را از آنچه نهی کرده، دور نماید.

ادامه مطلب …

(۸۶۲) چرا صبر بر نماز مقدم شده است؟

الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ صبر را بر نماز مقدم نموده، زیرا گستره‌ی صبر بیشتر است. نماز عبادتی معیّن است، اما صبر، عبادتی وسیع‌تر است.

ادامه مطلب …

(۸۶۶) آیات عذاب در قرآن خاص چه کسانیست؟

آیات عذاب در قرآن خاص کفار نیست. بلکه هر عذابی که به گناهی پاییین‌تر از شرک تعلق گیرد، هم مومن و هم کافر را شامل می‌شود نه فقط کافر تنها.

ادامه مطلب …

(۸۷۸) تفسیر آیات ۱۹۹تا۲۰۲ سوره بقره

اهل مکه در عرفه توقف نمی‌کردند، بلکه در مزدلفه توقف می‌کردند. می‌گفتند: ما اهل حرم هستیم و فقط در حرم توقف می‌کنیم. به همین خاطر نیز در مزدلفه توقف می‌کردند.

ادامه مطلب …

(۸۷۴) تفسیر آیه ۱۸۷ سوره‌ی بقره

ابتدای فرض شدن روزه، شب که می‌خوابیدند یا بعد از نماز عشاء، خوردن و آشامیدن و همبستری کردن تا غروب خورشید روز بعد حرام بود.

ادامه مطلب …

(۸۸۲) معنی قنوت در سوره بقره چیست؟

معانی متعددی بر آن اطلاق می شود که یکی از آنها سکوت است. به همین خاطر راوی حدیث می‌گوید: «پس به سکوت امر و از سخن گفتن نهی شدیم».

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه