یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۸۷ – حکم کسی که چیزی از اسماء یا صفات الله تعالی را انکار کند

۸۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم کسی که چیزی از اسماء یا صفات الله تعالی را انکار کند، چیست؟

جواب دادند: انکار دو نوع است:

نوع اول: انکاری که به معنای تکذیب باشد. این بدون شک کفر است. بنا بر این اگر کسی یک اسم از اسم‌های الله یا صفتی از صفات او را که در قرآن و سنت ثابت هستند، انکار کند، مثلا بگوید: الله دست ندارد، به اجماع مسلمانان کافر است؛ زیرا تکذیب خبر الله و رسولش، کفری است که شخص را از ملت اسلام خارج می‌کند.

نوع دوم: انکار به معنی تاویل، که به معنای تکذیب کردن نیست، اما آن را تاویل می‌کند. این نوع خود بر دو نوع است:

اول: تاویلی باشد که در لغت عرب توجیه داشته باشد. این نوع موجب کفر نیست.

دوم: هیچ توجیهی در لغت عربی نداشته باشد. این سبب کفر می‌شود. زیرا وقتی که هیچ توجیهی نداشته باشد، تکذیب به حساب می‌آید. مثل اینکه بگوید: الله دست حقیقی ندارد، و «ید» به معنی دست که در قرآن آمده، به معنی نعمت یا قوّت هم نیست. چنین شخصی کافر است. زیرا صفتی را به صورت مطلق نفی می‌کند که در این صورت، تکذیب کننده‌ی حقیقت به شمار می‌آید. همچنین اگر در مورد این فرموده‌ی الله تعالی: {بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ}[۱]، یعنی: {بلکه دو دست او گشاده است}، بگوید: منظور از دو دست، آسمان‌ها و زمین است، کافر است؛ زیرا نه در لغت عربی چنین چیزی صحیح است و نه مقتضای حقیقت شرعی است. پس این شخص منکر و تکذیب کننده است.

اما اگر بگوید منظور از «ید: دست»، نعمت یا قوّت است، تکفیر نمی‌شود. زیرا «ید: دست» گاهی در لغت به معنی نعمت اطلاق می‌شود، چنان که شاعر می‌گوید:

و کم لظلام اللیل عندک من ید …. تحدث أن المانویة تکذب

و چه نعمت‌هایی نزد تو در شب، حکایت می‌کنند که مانوی دروغ می‌گوید.

«ید» در اینجا یعنی نعمت. زیرا مانوی‌ها می‌گویند: تاریکی چیزی جز شر ندارد.


[۱] – سوره مائده، آیه «۶۴».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(87) سئل فضيلة الشيخ: عن حكم إنكار شيء من أسماء الله تعالى أو صفاته؟

فأجاب حَفِظَهُ‌الله بقوله: الإنكار نوعان:

النوع الأول: إنكار تكذيب، وهذا كفر بلا شك، فلو أن أحداً أنكر اسماً من أسماء الله، أو صفة من صفاته الثابتة في الكتاب والسنة، مثل أن يقول : ليس لله يد، فهو كافر بإجماع المسلمين، لأن تكذيب خبر الله ورسوله كفر مخرج عن الملة.

النوع الثاني: إنكار تأويل، وهو أن لا يجحدها، ولكن يؤولها وهذا نوعان:

الأول : أن يكون لهذا التأويل مسوغ في اللغة العربية فهذا لا يوجب الكفر.

الثاني: أن لا يكون له مسوغ في اللغة العربية فهذا موجب للكفر، لأنه إذا لم يكن له مسوغ صار تكذيباً، مثل أن يقول : ليس لله يد حقيقة، ولا بمعنى النعمة، أو القوة، فهذا كافر، لأنه نفاها نفياً مطلقاً فهو مكذب حقيقة، ولو قال في قوله تعالى: (بل يداه مبسوطتان) (سورة المائدة، الآية ” 64 “) : المراد بيديه السماوات والأرض فهو كافر، لأنه لا يصح في اللغة العربية، ولا هو مقتضى الحقيقة الشرعية فهو منكر مكذب.

لكن إن قال : المراد باليد النعمة أو القوة فلا يكفر لأن اليد في اللغة تطلق بمعنى النعمة قال الشاعر:

وكم لظلام الليل عندك من يد … … تحدث أن المانوية تكذب

من” يد ” أي : من نعمة، لأن المانوية يقول :ون: إن الظلمة لا تحدث الخير وإنما تحدث الشر.

مطالب مرتبط:

۸۰ – آیا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «مکر» توصیف می‌شود؟

الله تعالی به مکر توصیف نمی‌شود مگر به صورت مقیّد. بنا بر این به صورت مطلق به مکر توصیف نمی‌شود. از آیه‌ی مورد بحث، استدلال می‌شود که الله متعال دارای مکر است، و مکر یعنی رسیدن به حیله‌ی بزرگ‌تری برای غلبه بر خصم، طوری که احساس نکند. این صفت فقط در جایگاهی برای الله به کار می‌رود که مدح باشد.

ادامه مطلب …

۶۵ – درباره‌ی سخن کسی که می‌گوید: یک‌چشم بودنِ دجال، اثبات نمی‌کند که الله دارای دو چشم است. بلکه فقط ثابت می‌کند او همه چیز را می‌بیند.

اگر در حدیث دجال تامل کنید، خواهید دید که به وضوح دلالت بر این دارد که الله تعالی دارای دو چشم است. در صحیح بخاری از عبدالله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا روایت شده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد دجال فرمودند: «یک چشم است، و چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است»، و در صحیح مسلم آمده که: «الله یک چشم نیست، و مسیح دجال یک چشم است. چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است».

ادامه مطلب …

۷۹ – آیا اهل سنت لفظ «ید» (دست) را در آیه‌ی ﴿يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ﴾ تاویل می‌کنند؟

این فرموده‌ی الله تعالی: «یدالله فوق أیدیهم»، واضح است که در حقیقت دست الله بالای دست آنها نیست، و دستی که هنگام بیعت بالای دست آنها بود، دست پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بود، و پیامبر هم مبلّغ از جانب الله است. همچنین جایز است چنین بگوییم: منظور از «ید الله فوق أیدیهم» بر سبیل علوّ مطلق است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بالای همه چیز است.

ادامه مطلب …

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ۞ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ»، (یعنی: و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد). اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

ادامه مطلب …

۸۱ – وصف الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «خیانت» و یا «خدعه»

«خیانت» به هیچ وجه به الله تعالی نسبت داده نمی‌شود. زیرا در همه حال، صفت ذمّ است؛ زیرا این کار، مکر در هنگامی است که امین دانسته شده است و این کار مذموم است. اما خداع و نیرنگ، مانند مکر است که الله تعالی هر جا مدح باشد، به آن توصیف شده و به صورت مطلق چنین وصفی به او جَلَّ‌جَلَالُهُ متعلق نمی‌شود.

ادامه مطلب …

۵۱ – عقیده‌ی اهل سنت و جماعت در مورد اسماء و صفات الله و فرق بین اسم و صفت

عقیده‌ی اهل سنت و جماعت در مورد اسماء و صفات الله این است که هر آنچه از اسماء و صفات را که الله برای خود اثبات کرده، بدون تحریف و تعطیل و تعیین چگونگی و بدون تمثیل، اثبات می‌کنند. فرق بین اسم و صفت در این است که اسم: هر چیزی است که الله خود را بدان نامیده، و صفت: هر چیزی است که الله خود را بدان توصیف نموده است، و فرق بین این دو کاملا واضح است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه