چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۸۷ – حکم کسی که چیزی از اسماء یا صفات الله تعالی را انکار کند

۸۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم کسی که چیزی از اسماء یا صفات الله تعالی را انکار کند، چیست؟

جواب دادند: انکار دو نوع است:

نوع اول: انکاری که به معنای تکذیب باشد. این بدون شک کفر است. بنا بر این اگر کسی یک اسم از اسم‌های الله یا صفتی از صفات او را که در قرآن و سنت ثابت هستند، انکار کند، مثلا بگوید: الله دست ندارد، به اجماع مسلمانان کافر است؛ زیرا تکذیب خبر الله و رسولش، کفری است که شخص را از ملت اسلام خارج می‌کند.

نوع دوم: انکار به معنی تاویل، که به معنای تکذیب کردن نیست، اما آن را تاویل می‌کند. این نوع خود بر دو نوع است:

اول: تاویلی باشد که در لغت عرب توجیه داشته باشد. این نوع موجب کفر نیست.

دوم: هیچ توجیهی در لغت عربی نداشته باشد. این سبب کفر می‌شود. زیرا وقتی که هیچ توجیهی نداشته باشد، تکذیب به حساب می‌آید. مثل اینکه بگوید: الله دست حقیقی ندارد، و «ید» به معنی دست که در قرآن آمده، به معنی نعمت یا قوّت هم نیست. چنین شخصی کافر است. زیرا صفتی را به صورت مطلق نفی می‌کند که در این صورت، تکذیب کننده‌ی حقیقت به شمار می‌آید. همچنین اگر در مورد این فرموده‌ی الله تعالی: {بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ}[۱]، یعنی: {بلکه دو دست او گشاده است}، بگوید: منظور از دو دست، آسمان‌ها و زمین است، کافر است؛ زیرا نه در لغت عربی چنین چیزی صحیح است و نه مقتضای حقیقت شرعی است. پس این شخص منکر و تکذیب کننده است.

اما اگر بگوید منظور از «ید: دست»، نعمت یا قوّت است، تکفیر نمی‌شود. زیرا «ید: دست» گاهی در لغت به معنی نعمت اطلاق می‌شود، چنان که شاعر می‌گوید:

و کم لظلام اللیل عندک من ید …. تحدث أن المانویة تکذب

و چه نعمت‌هایی نزد تو در شب، حکایت می‌کنند که مانوی دروغ می‌گوید.

«ید» در اینجا یعنی نعمت. زیرا مانوی‌ها می‌گویند: تاریکی چیزی جز شر ندارد.


[۱] – سوره مائده، آیه «۶۴».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(87) سئل فضيلة الشيخ: عن حكم إنكار شيء من أسماء الله تعالى أو صفاته؟

فأجاب حَفِظَهُ‌الله بقوله: الإنكار نوعان:

النوع الأول: إنكار تكذيب، وهذا كفر بلا شك، فلو أن أحداً أنكر اسماً من أسماء الله، أو صفة من صفاته الثابتة في الكتاب والسنة، مثل أن يقول : ليس لله يد، فهو كافر بإجماع المسلمين، لأن تكذيب خبر الله ورسوله كفر مخرج عن الملة.

النوع الثاني: إنكار تأويل، وهو أن لا يجحدها، ولكن يؤولها وهذا نوعان:

الأول : أن يكون لهذا التأويل مسوغ في اللغة العربية فهذا لا يوجب الكفر.

الثاني: أن لا يكون له مسوغ في اللغة العربية فهذا موجب للكفر، لأنه إذا لم يكن له مسوغ صار تكذيباً، مثل أن يقول : ليس لله يد حقيقة، ولا بمعنى النعمة، أو القوة، فهذا كافر، لأنه نفاها نفياً مطلقاً فهو مكذب حقيقة، ولو قال في قوله تعالى: (بل يداه مبسوطتان) (سورة المائدة، الآية ” 64 “) : المراد بيديه السماوات والأرض فهو كافر، لأنه لا يصح في اللغة العربية، ولا هو مقتضى الحقيقة الشرعية فهو منكر مكذب.

لكن إن قال : المراد باليد النعمة أو القوة فلا يكفر لأن اليد في اللغة تطلق بمعنى النعمة قال الشاعر:

وكم لظلام الليل عندك من يد … … تحدث أن المانوية تكذب

من” يد ” أي : من نعمة، لأن المانوية يقول :ون: إن الظلمة لا تحدث الخير وإنما تحدث الشر.

مطالب مرتبط:

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ۞ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ»، (یعنی: و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد). اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

ادامه مطلب …

۵۵ – آیا الله همه جا هست؟

از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد سخن برخی مردم سوال شد که وقتی از آنها پرسیده شود: «الله کجاست؟»، می‌گوید: «الله همه جاست»، یا اینکه «موجود است». آیا این جواب به طور عمومی، صحیح است؟

ادامه مطلب …

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

دشنام دادن به زمانه، سه قسم است: (۱) منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. یا (۲) زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. یا (۳) زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است...

ادامه مطلب …

۷۱ – آیا «حنّان» از اسم‌های الله است؟

در هیچ کدام از منابع ذکر شده اسم «حنّان» را نیافتم، به جز یک حدیث نزد امام احمد که در آن لفظ حنّان و منّان آمده است "الترغیب" آمده در آن فقط لفظ منّان آمده است. همچنین شیخ الاسلام ابن تیمیه نمی‌پذیرد که حنّان از اسم‌های الله تعالی باشد. وقتی که چنین است و اکثر روایت‌ها دال بر عدم اثبات آن است، نظرم بر توقف است.

ادامه مطلب …

۶۷ – اراده‌ی الله چند نوع است؟

اراده بر دو نوع است: اول: اراده‌ی کَونی. دوم: اراده‌ی شرعی. هر اراده‌ای که به معنای مشیئت باشد، اراده‌ی کَونی، و هر کدام که به معنای محبت باشد، اراده‌ی شرعی است...

ادامه مطلب …

۷۸ – حکم اضافه نمودن حوادث به صفتی از صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ

اضافه نمودن حوادث به صفتی از صفات الهی به این معنا که این یکی از مقتضیات این صفت است، اشکالی ندارد. اما وقتی حوادث به صفتی از صفات الهی اضافه شوند و چنین بنماید که آن صفت است که آن کار را بدون دخالت موصوف – یعنی الله – انجام می‌دهد، جایز نیست.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه