چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

۶۶ – از شیخ سوال شد: اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد، چیستند؟ همچنین اموری که شایسته نیست به مشیئت الله تعلق داده شوند، چیستند؟

جواب دادند: هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: {وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا (۲۳) إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}[۱]، یعنی: {و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد}. اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

مثلا اگر کسی به شما گفت: امسال ان شاءالله ماه رمضان شب یکشنبه شروع شد. در اینجا احتیاجی به گفتن ان شاءالله نیست. چون گذشته و همه هم فهمیده‌اند. یا اگر کسی به شما گفت: لباسم را پوشیدم إن شاءالله، در حالی که آن لباس را پوشیده است، زیبا نیست که این را به مشیئت واگذار کند؛ چون این چیزی است که گذشته و به اتمام رسیده است. اما اگر قصد تعلیل دارد، یعنی قصد این را دارد که بگوید پوشیدن آن لباس به مشیئت الله بوده، اشکالی ندارد.

اگر کسی هنگامی که نماز خواند، گفت: نماز خواندم ان شاءالله؛ اگر منظورش فعل نماز است، استثناء در اینجا شایسته نیست؛ زیرا او نماز را خوانده است. اما اگر منظورش این بود که ان شاءالله نمازش مقبول درگاه الهی شود، درست است که بگوید ان شاءالله؛ چون نمی‌داند که نمازش پذیرفته شده یا خیر.


[۱] – سوره کهف، آیه «۲۲،۲۳».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(66) سئل فضيلة الشيخ: ما الأمور التي يجب تعليقها بالمشيئة والأمور التي لا ينبغي تعليقها بالمشيئة؟

فأجاب بقوله: كل شيء مستقبل فإن الأفضل أن تعلقه بالمشيئة لقول الله تعالى: ( ولا تقولن لشيء إني فاعل ذلك غداً . إلا أن يشاء الله(. أما الشيء الماضي فلا يعلق بالمشيئة إلا إذا قصد بذلك التعليل.

فمثلاً لو قال لك شخص : دخل شهر رمضان هذا العام ليلة الأحد إن شاء الله . فلا يحتاج أن نقول : إن شاء الله لأنه مضى وعلم. ولو قال لك قائل : لبست ثوبي إن شاء الله وهو لا بسه فلا يحسن أن يعلق بالمشيئة لأنه شيء مضى وانتهى إلا إذا قصد التعليل أي قصد أن اللبس كان بمشيئة الله . فهذا لا بأس به.

فلو قال قائل حين صلى : صليت إن شاء الله إن قصد فعل الصلاة فإن الاستثناء هنا لا ينبغي، لأنه صلى وإن قصد إن شاء الله الصلاة المقبولة فهنا يصح أن يقول : إن شاء الله، لأنه لا يعلم أقبلت أم لم تقبل.

مطالب مرتبط:

۶۴ – در مورد تفسیر رازی در مورد چشم الله جَلَّ‌جَلَالُهُ از آیات ﴿وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي﴾ و ﴿وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا﴾

اینکه ادعا کرده ظاهر این دو آیه، چیزی است که او می‌گوید، ادعایی باطل است؛ زیرا معنایی که ادعا می‌کند ظاهر آیه است، معنایی باطل است و چنان که خودش اعتراف کرده، هیچ عاقلی آن را نمی‌گوید. بنا بر این وقتی معنا باطل باشد و هیچ عاقلی به آن معتقد نباشد، پس چگونه برای مومن و حتی شخص عاقل جایز است که بگوید: این ظاهر کلام الله تعالی است؟

ادامه مطلب …

۵۰ – تقسیم اهل سنت در مدارس به این دو گروه: مدرسه‌ی ابن تیمیه و شاگردانش، و مدرسه‌ی اشاعره و ماتریدیه

واضح است که بین این دو مدرسه اختلاف آشکاری در منهج، در مسائلی که مربوط به أسماء و صفات الله می‌شود، وجود دارد. معلمان مدرسه‌ی اولی چنین مقرر کرده‌اند که در نصوصی که متعلق به أسماء و صفات الله است، ابقای آنها بر ظاهرشان واجب است و همراه با آن، آنچه از تمثیل یا بیان چگونگی  را که واجب است از الله تعالی نفی شود، نفی می‌کنند. اما معلمان مدرسه‌ی دومی واجب می‌دانند که باید در نصوصی که به أسماء و صفات الله تعلق دارند، از معنای ظاهری خارج شد.

ادامه مطلب …

۸۵ – آیا باید صفت «مَلل، (ملالت) را برای الله عز و جل اثبات کنیم؟

در حدیث از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده است که فرمود: «همانا الله خسته و ملول نمی‌شود تا اینکه شما خسته و ملول شوید». برخی از علما گفته‌اند این حدیث دال بر اثبات ملالت برای الله است، اما ملالت الله مانند ملالت مخلوق نیست، چه اینکه ملالت مخلوق، نقص است؛ زیرا دال بر خستگی و به تنگ آمدن او از این چیز است. اما ملالت الله، صفت کمال بوده و نقصی در آن نیست و این را مانند صفات دیگری که بر وجه کمال، برای الله ثابت می‌کنیم، اجرا می‌نماییم و گر چه در حق مخلوق، کمال به حساب نمی‌آید.

ادامه مطلب …

۸۶ – انواع تعطیل در اسماء و صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ

تعطیل دو نوع است: اول: تعطیل به معنای تکذیب و جحود. این نوع تعطیل، کفر است. و دوم: تعطیل به معنای تاویل، که محل اختلاف بین علما در این است که آیا کسی که با تاویل، اسم یا صفتی را تاویل کند، تکفیر می‌شود یا خیر؟

ادامه مطلب …

۹۰ – تعبیر به تمثیل مقدم است یا تعبیر به تشبیه؟

تعبیر به تمثیل از سه جهت بهتر از تعبیر به تشبیه است. (۱) در قرآن نفی تمثیل آمده، در حالی که نفی تشبیه نیامده (۲) نفی تشبیه در کل صحیح نیست، زیرا هیچ دو موجودی وجود ندارند که بین آنها قدر مشترکی نباشد که در آن با یکدیگر متفق باشند، گر چه در حقیقتش شاید مختلف باشند. (۳) برخی از اهل تعطیل به کسانی که صفات الهی را اثبات می‌کنند، مُشَبَّهه می‌گویند.

ادامه مطلب …

۹۲ – آیا صفت «هَروَله» به الله نسبت داده می‌شود؟

صفت «هروله» برای الله تعالی ثابت است. چنان که در حدیثی متفق علیه از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده که فرمودند: «الله تعالی می‌فرماید: من نزد گمان بنده‌ام نسبت به خود هستم»، و سپس حدیث را ذکر می‌کند و در آن چنین آمده است: «و اگر قدم زنان به سوی من بیاید، با شتاب به سوی او می‌روم»، و این «هروله» صفتی از صفات افعال او تعالی است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه