چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۶۵ – درباره‌ی سخن کسی که می‌گوید: یک‌چشم بودنِ دجال، اثبات نمی‌کند که الله دارای دو چشم است. بلکه فقط ثابت می‌کند او همه چیز را می‌بیند.

۶۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد سخن کسی سوال شد که می‌گوید: یک چشم بودنِ دجال، اثبات نمی‌کند که الله دارای دو چشم است. بلکه فقط ثابت می‌کند او هر چه می‌گذرد را می‌بیند؟

جواب دادند: اگر پرسشگر، در حدیث دجال تامل کند، خواهد دید که به وضوح دلالت بر این دارد که الله تعالی دارای دو چشم است. در صحیح بخاری از عبدالله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا روایت شده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد دجال فرمودند: «یک چشم است، و چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است»، و در صحیح مسلم آمده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دجال را یاد کرده، فرمودند: «الله یک چشم نیست، و مسیح دجال یک چشم است. چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است».

وجه دلالت حدیث در اینجاست که اگر الله تعالی بیشتر از دو چشم داشت، بدون شک این چشم‌های اضافه، کمال هستند. زیرا ممکن نیست الله تعالی به صفاتی متصف باشد که صفات کمال نیست، و این کمال این گونه حاصل می‌شود که بگوید: الله را چشم‌هایی بیشتر از دو چشم است. اگر این مسئله، ثابت باشد، ذکر آن واجب است؛ زیرا با ذکر تمییز، این مسئله در توصیف پروردگار عز و جل به صفات کمال، بلیغ‌تر است.

همچنین ابوالحسن اشعری و دیگران ذکر کرده‌اند که این، یعنی اثبات اینکه الله تعالی فقط دو چشم دارد، چیزی است که اهل سنت بر آن هستند، و علتی که در این فرموده‌ی الله تعالی: {تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا}[۱]، یعنی: {زیر نظر ما در حرکت بود}، به صورت جمع ذکر شده، این است که به اسم جمع، اضافه شده است که در این صورت، جمع آن به خاطر تناسب بین مضاف و مضاف الیه، اولی است؛ چنان که لفظ یَد در این فرموده‌ی الله تعالی به صورت جمع آورده شده است: {أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَامًا}[۲]، یعنی: {آیا ندیده‌اند که ما برای آنها با دستان خود، چهارپایانی آفریدیم؟}، که به خاطر تناسب بین مضاف و مضاف إلیه به این صورت ذکر شده است.

ابن قیم رَحِمَهُ‌الله در “الصواعق المرسلة” جلد۱ صفحه ۲۵۴ می‌گوید: «این ادعای جهمی که می‌گوید ظاهر قرآن دال بر این است که الله تعالی دارای دست‌های زیادی در یک طرف خود و نیز چشم‌های زیادی در یک صورت است، سخت گیری نسبت به قرآن و نقص وارد کردن در آن و مذمّت آن است، و ظاهر و باطن قرآن به هیچ وجهی بر چنین چیزی دلالت ندارند و نیز کسی که عقل دارد، چنین چیزی از ظاهر قرآن برداشت نمی‌کند»، تا آنجا که می‌گوید: «این ابوالحسن اشعری است، و کسانی که قبل از او و بعد از او و کسانی که هم عصر او بودند، هیچ کدام از لفظ «أعین: چشم‌ها»، برداشت نکرده‌اند که چشم‌های زیادی در یک چهره هستند، نیز چنین نفهمیده‌اند که لفظ «أیدی: دست‌ها» به معنی دست‌های زیاد در یک شق از جسم هستند، تا اینکه این جهمی آمده و قرآن را به بازی گرفته و ادعا کرده این ظاهر قرآن است. اما قصد امثال اینها فقط تشنیع بر اهل سنت و اهل حدیث است که آنها را بدعت گذار و گمراه می‌دانند». پایان سخن ابن قیم.


[۱] – سوره قمر، آیه «۱۴».

[۲] – سوره یس، آیه «۷۱».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(65) سئل فضيلة الشيخ: عمن يقول : إن كون الدجال أعور لا يثبت أن الله ذو عينين وإنما يثبت أنه يرى كل شيء يمر؟

فأجاب حَفِظَهُ‌الله بقوله: لو تأمل القائل حديث الدجال لرأى أنه يدل دلالة واضحة على أن الله تعالى له عينان اثنتان فقط، ففي صحيح البخاري عن عبد الله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُما أن النبي ﷺ قال في الدجال: ” أعور العين كأن عينه عنبه طافية”. وفي صحيح مسلم أن النبي ﷺ ذكر الدجال فقال: ” إن الله ليس بأعور ألا وإن المسيح الدجال أعور العين اليمنى كأن عينه عنبة طافية “.

ووجه الدلالة من الحديث أنه لو كان لله تعالى أكثر من عينين لكان الزائد كمالاً بلا شك، لأنه لا يمكن أن يتصف الله تعالى بما ليس بكمال، وهذا الكمال يحصل به التمييز فيقول: إن الله له أعين، فلو كان ثابتاً لكان ذكره هو الواجب، لأنه أبلغ في وصف الرب بالكمال مع التمييز.

وقد نقل أبو الحسن الأشعري وغيره أن هذا هو ما عليه أهل السنة، أعني إثبات أن الله تعالى له عينان فقط، وإنما جمعت في قوله تعالى: ( تجري بأعيننا( لأنها أضيفت إلى اسم جمع فكان جمعها أولى من أجل التناسب بين المتضايفين كما جمعت اليد في قوله تعالى: (أولم يروا أنا خلقنا لهم مما عملت أيدينا أنعاماً( من أجل التناسب بين المتضايفين.

قال ابن القيم رَحِمَهُ‌الله في الصواعق 1/254: ” إن دعوى الجهمي أن ظاهر القرآن يدل على أن لله تعالى أيدياً كثيرة على جنب واحد وأعيناً كثيرة على وجه واحد عضن للقرآن، وتنقص له وذم، ولا يدل ظاهر القرآن ولا باطنه على ذلك بوجه ما، ولا فهمه من له عقل ” .

إلى أن قال : ” فهذا الأشعري والناس قبله وبعده ومعه لم يفهموا من الأعين أعيناً كثيرة على وجه ، ولا أيدياً كثيرة على شق واحد، حتى جاء هذا الجهمي فعضن القرآن وادعى أن هذا ظاهره وإنما قصد هذا وأمثاله التشنيع على من بدعه وضلله من أهل السنة والحديث” . ا.هـ .

مطالب مرتبط:

۹۵ – حکم گفتن عباراتی چون: «زمانه تاریک است»، یا «زمانه غدار است»، یا «افسوس از زمانی که تو را در آن دیدم»

این عباراتی که در سوال ذکر شد، بر دو وجه اتفاق می‌افتند (۱) سبّ و قدح در زمانه باشد، که این حرام است و جایز نیست. (۲) به عنوان خبر دادن از چیزی بر زبان آورده شود، که این اشکالی ندارد.

ادامه مطلب …

۸۸ – حکم کسی که معتقد باشد صفات خالق مثل صفات مخلوق است

کسی که معتقد باشد صفات خالق مثل صفات مخلوق است، در گمراهی به سر می‌برد. زیرا به نصّ قرآن کریم، صفات خالق مثل صفات مخلوق نمی‌تواند باشد. الله تعالی می‌فرماید: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»، (یعنی: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست)، و لازمه‌ی تماثل دو چیز در اسم یا صفت، این نیست که در حقیقت نیز باید مثل هم باشند. این یک قاعده‌ی واضح است.

ادامه مطلب …

۸۱ – وصف الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «خیانت» و یا «خدعه»

«خیانت» به هیچ وجه به الله تعالی نسبت داده نمی‌شود. زیرا در همه حال، صفت ذمّ است؛ زیرا این کار، مکر در هنگامی است که امین دانسته شده است و این کار مذموم است. اما خداع و نیرنگ، مانند مکر است که الله تعالی هر جا مدح باشد، به آن توصیف شده و به صورت مطلق چنین وصفی به او جَلَّ‌جَلَالُهُ متعلق نمی‌شود.

ادامه مطلب …

۸۰ – آیا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «مکر» توصیف می‌شود؟

الله تعالی به مکر توصیف نمی‌شود مگر به صورت مقیّد. بنا بر این به صورت مطلق به مکر توصیف نمی‌شود. از آیه‌ی مورد بحث، استدلال می‌شود که الله متعال دارای مکر است، و مکر یعنی رسیدن به حیله‌ی بزرگ‌تری برای غلبه بر خصم، طوری که احساس نکند. این صفت فقط در جایگاهی برای الله به کار می‌رود که مدح باشد.

ادامه مطلب …

۵۵ – آیا الله همه جا هست؟

از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد سخن برخی مردم سوال شد که وقتی از آنها پرسیده شود: «الله کجاست؟»، می‌گوید: «الله همه جاست»، یا اینکه «موجود است». آیا این جواب به طور عمومی، صحیح است؟

ادامه مطلب …

نوشته‌ای در بحث نفی کیفیت صفات الله متعال

سلف، کیفیت صفات را به طور مطلق نفی نمی‌کنند. زیرا نفی مطلق کیفیت، نفی وجود است؛ چه اینکه هیچ موجودی وجود ندارد مگر اینکه دارای کیفیتی است. اما این کیفیت، گاهی معلوم و گاهی مجهول است، و کیفیت ذات الله و صفات او تعالی برای ما مجهول است، و جایز نیست برای هیچ یک از صفات الهی، تعیین کیفیت کنیم.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه