جمعه 4 محرم 1448
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
19 ژوئن 2026

۷۸ – حکم اضافه نمودن حوادث به صفتی از صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ

۷۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد حکم اضافه نمودن حوادث[۱] به صفتی از صفات الهی سوال شد.

جواب دادند: اضافه نمودن حوادث به صفتی از صفات الهی به این معنا که این یکی از مقتضیات این صفت است، اشکالی ندارد. مثل اینکه بگوییم: حکمت الهی چنین اقتضا کرده که ظالم را عذاب دهد، یا قضا و قدر واجب کرده که فلان را شقی و فلانی را سعید قرار دهد. این فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز بر سخنی که گفتیم گواهی می‌دهد: «اگر چیزی از قضا و قدر سبقت گیرد، چشم زخم است».

اما وقتی حوادث به صفتی از صفات الهی اضافه شوند و چنین بنماید که آن صفت است که آن کار را بدون دخالت موصوف – یعنی الله – انجام می‌دهد، جایز نیست؛ زیرا موثر الله تعالی است که خالق و مدبّر همه‌ی امور است.


[۱] – یعنی چیزهایی که به صورت مقطعی به وجود می‌آیند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(78) وسئل : عن حكم إضافة الحوادث إلى صفة من صفات الله ؟.

فأجاب بقوله: إضافة الحوادث إلى صفة من صفات الله بمعنى أنه من مقتضى هذه الصفة لا بأس به، مثل أن نقول : اقتضت حكمة الله أن يعذب الظالم، أو أوجب القضاء والقدر أن يشقى فلان أو يسعد فلان ويدل لذلك قول النبي ﷺ :” لو سبق القضاء و القدر شيء لسبقته العين”.

أما إذا أضيفت الحوادث إلى صفة من صفات الله وكأن الصفة هي التي فعلت دون الموصوف فلا يجوز، لأن المؤثر هو الله تعالى وهو الخالق المدبر لجميع الأمور.

مطالب مرتبط:

۵۹ – منظور از اینکه استوای الله «علوّی بر عرش است که خاص به اوست آن گونه که لایق جلالت و عظمتش باشد» چیست؟

منظور علُوّی خاص بر عرش است، نه علِوّ عامی که شامل همه‌ی مخلوقات می‌شود. به همین خاطر درست نیست بگوییم که بر مخلوقات یا بر آسمان یا بر زمین قرار گرفت، گر چه او بالای همه‌ی اینهاست، و چنین می‌گوییم که او بالای همه‌ی مخلوقات است. بالای آسمان و زمین و غیره است. اما در مورد عرش می‌گوییم: الله تعالی بر بالای عرش و بر آن قرار گرفته است. استواء، خاص‌تر از مطلق علوّ است، و به همین خاطر قرار گرفتن الله تعالی بر عرشش از صفات فعلی است که متعلق به مشیئت و اراده‌ی او تعالی است، که بر خلاف علوّ است. زیرا علوّ، از صفات ذاتی او تعالی است که به هیچ وجه از او جدا نمی‌شود.

ادامه مطلب …

۸۲ – آیا صفت «حیّ» مسبوق به عدم است؟

حیات الله عز و جل حیاتی کامل است که مسبوق به عدم نبوده و زوال نیز به آن راه ندارد. آن شرح واسطیه‌ای نیز که سائل در آن خوانده که حیات الله عز و جل مسبوق به عدم است، بدون شک خطاست و ظاهرا اشتباه چاپی است. زیرا وقتی گفته شد: حیات کامل، پس دیگر این حیات، مسبوق به عدم نیست. حیات الله نیز حیات کاملی است که متضمن همه‌ی صفات کامل بوده و مسبوق به عدم نیست و زوالی نیز به آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

۹۵ – حکم گفتن عباراتی چون: «زمانه تاریک است»، یا «زمانه غدار است»، یا «افسوس از زمانی که تو را در آن دیدم»

این عباراتی که در سوال ذکر شد، بر دو وجه اتفاق می‌افتند (۱) سبّ و قدح در زمانه باشد، که این حرام است و جایز نیست. (۲) به عنوان خبر دادن از چیزی بر زبان آورده شود، که این اشکالی ندارد.

ادامه مطلب …

۷۱ – آیا «حنّان» از اسم‌های الله است؟

در هیچ کدام از منابع ذکر شده اسم «حنّان» را نیافتم، به جز یک حدیث نزد امام احمد که در آن لفظ حنّان و منّان آمده است "الترغیب" آمده در آن فقط لفظ منّان آمده است. همچنین شیخ الاسلام ابن تیمیه نمی‌پذیرد که حنّان از اسم‌های الله تعالی باشد. وقتی که چنین است و اکثر روایت‌ها دال بر عدم اثبات آن است، نظرم بر توقف است.

ادامه مطلب …

۶۴ – در مورد تفسیر رازی در مورد چشم الله جَلَّ‌جَلَالُهُ از آیات ﴿وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي﴾ و ﴿وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا﴾

اینکه ادعا کرده ظاهر این دو آیه، چیزی است که او می‌گوید، ادعایی باطل است؛ زیرا معنایی که ادعا می‌کند ظاهر آیه است، معنایی باطل است و چنان که خودش اعتراف کرده، هیچ عاقلی آن را نمی‌گوید. بنا بر این وقتی معنا باطل باشد و هیچ عاقلی به آن معتقد نباشد، پس چگونه برای مومن و حتی شخص عاقل جایز است که بگوید: این ظاهر کلام الله تعالی است؟

ادامه مطلب …

۶۷ – اراده‌ی الله چند نوع است؟

اراده بر دو نوع است: اول: اراده‌ی کَونی. دوم: اراده‌ی شرعی. هر اراده‌ای که به معنای مشیئت باشد، اراده‌ی کَونی، و هر کدام که به معنای محبت باشد، اراده‌ی شرعی است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه