جمعه 4 محرم 1448
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
19 ژوئن 2026

۶۴ – در مورد تفسیر رازی در مورد چشم الله جَلَّ‌جَلَالُهُ از آیات ﴿وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي﴾ و ﴿وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا﴾

۶۴ – از شیخ سوال شد: نظرتان در مورد سخن رازی که گفته: ظاهرِ این آیه: {وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي}[۱]، یعنی: {و تا اینکه زیر نظرم پرورش یابی}، مقتضی این است که موسی بر آن چشم مستقر بوده و به آن چسبیده و بالای آن باشد. نیز در مورد این فرموده‌ی الله: {وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا}[۲]، یعنی: {بساز کشتی را زیر نظر ما}، می‌گوید: مقتضی این است که آن ابزار صنعتی، همان چشم باشد، چیست؟

جواب دادند: در مورد آنچه رازی گفته که ظاهر این فرموده‌ی الله تعالی: {وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي}[۳]، یعنی: {و تا اینکه زیر نظرم پرورش یابی}، مقتضی این است که موسی بر آن چشم مستقر بوده و به آن چسبیده و بالای آن باشد. نیز در مورد این فرموده‌ی الله: {وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا}[۴]، یعنی: {بساز کشتی را زیر نظر ما}، گفته: مقتضی این است که آن ابزار صنعتی، همان چشم باشد؛

می‌گویم: اینکه ادعا کرده ظاهر این دو آیه، چیزی است که او می‌گوید، ادعایی باطل است؛ زیرا معنایی که ادعا می‌کند ظاهر آیه است، معنایی باطل است و چنان که خودش اعتراف کرده، هیچ عاقلی آن را نمی‌گوید. بنا بر این وقتی معنا باطل باشد و هیچ عاقلی به آن معتقد نباشد، پس چگونه برای مومن و حتی شخص عاقل جایز است که بگوید: این ظاهر کلام الله تعالی است؟

یقینا کسی که جایز بداند این معنا، ظاهر کلام الله تعالی است، در الله و در کلام او تعالی طعنه وارد کرده است، به طوری که مدلول آن را باطلی دانسته که هیچ عاقلی آن را نمی‌گوید. وقتی که امکان نداشته باشد چنین معنای باطلی، ظاهرِ کلام الله تعالی باشد، باید معنایی لایق الله تعالی داشته باشد، که این معنا در آیه‌ی اول این است که زیر نظر الله تعالی است و او با چشمانش بر آن نظارت می‌کند، همچنان که می‌گویی: این مسئله زیر نظر من انجام می‌شود و من ناظر آن بوده و با چشمم آن را می‌بینم.

همچنین معنای آیه‌ی دوم این است که کشتی ساختن نوح علیه السلام زیر نظر الله تعالی است. یعنی الله تعالی مستقیما آن بر آن نظارت کرده، آن را کامل کرده و اصلاح می‌کند. همان طور که می‌گویی: این را با چشمان خود ساختم، یعنی آن را ساختم در حالی که با چشمان خود ناظر بر آن بودم، گرچه ابزار ساخت، دست یا ابزار دیگری است. یا می‌گویی: با چشمان خود نوشتم، یعنی آن را زیر نظر خود نوشتم و گر چه نوشتن با دست یا ابزار صورت می‌گیرد.

این تعبیری که برای معنا به کار رفت، در عربی مشهور است، و قرآن کریم نیز به زبان عربی واضح نازل شده است. پس معانی‌اش حمل بر آنچه می‌شود که زبان عربی دلالت کند، مگر در صورتی که حقیقتی شرعی وجود داشته باشد که معنا را به سمت خود تغییر دهد. مثل صلاة[۵] و صیام[۶] و امثال اینها، که حمل بر حقیقت شرعی می‌شوند. همچنین کتاب «التاسیس» که سوال سائل از آن مطرح شده را شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله کاملا جواب داده و آن را نقض کرده است، و خوب است که سائل این کتاب شیخ الاسلام را برای خود می‌خرید.


[۱] – سوره هود، آیه «۳۷».

[۲] – سوره مومنون، آیه «۲۷».

[۳] – سوره هود، آیه «۳۷».

[۴] – سوره مومنون، آیه «۲۷».

[۵] – صلاة: نماز. اصل این کلمه در زبان عربی، به معنای دعاست.

[۶] – صیام: شرعا یعنی روزه و در لغت به معنی خودداری و دست نگهداشتن است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(64) سئل فضيلة الشيخ : عما ذكره الرازي من أن ظاهر قوله تعالى : ﴿ولتصنع على عيني﴾ . يقتضي أن يكون موسى مستقراً على تلك العين لاصقاً بها مستعلياً عليها. وأن قوله تعالى: ﴿واصنع الفلك بأعيننا﴾. يقتضي أن تكون آلة تلك الصنعة هي تلك العين؟

فأجاب بقوله : ما ذكره الرازي من أن ظاهر قوله تعالى: (ولتصنع على عيني) (سورة طه، الآية “39”). يقتضي أن يكون موسى مستقراً على تلك العين لاصقاً بها مستعلياً عليها، وأن قوله تعالى: (واصنع الفلك بأعيننا) (سورة هود، الآية “37”) يقتضي أن تكون آلة تلك الصنعة هي تلك العين.

أقول: إن ادعاءه أن ذلك ظاهر الآيتين ادعاء باطل، لأن هذا المعنى الذي ادعى أنه ظاهر الكلام معنى باطل، لا يقوله عاقل، كما اعترف به هو، فإذا كان معنى باطلاً لا يقول :ه عاقل فكيف يسوغ لمؤمن بل لعاقل أن يقول : إن هذا ظاهر كلام الله تعالى؟!

إن من جوز أن يكون هذا ظاهر كلام الله عَزَّوَجَلَّ فقد قدح في الله عَزَّوَجَلَّ وفي كلامه الكريم، حيث جعل مدلوله معنى باطلاً، لا يقول :ه العقلاء، وإذا تعذر أن يكون هذا المعنى الباطل ظاهر هذا الكلام تعين أن يكون ظاهره معنى آخر يليق بالله تعالى، وهو في الآية الأولى أن تربية موسى على عين الله تعالى، وينظر إليه بعينه، كما تقول : جرى هذا الشيء على عيني، أي حصل وأنا أشاهده وأراه بعيني.

والمعنى في الآية الثانية أن صنع نوح، عليه الصلاة والسلام، السفينة كان بعين الله تعالى، أي مصحوباً بعينه يراه الله تعالى بعينه، فيسدده ويصلح صنيعه، كما تقول: صنعت هذا بعيني، أي صنعته وأنا أرعاه بعيني، وإن كانت آلة الصنع اليد أو الآلة. وتقول : كتبته بعيني، أي كتبته وأنا أنظر إليه بعيني وإن كانت الكتابة باليد أو بالآلة.

وهذا التعبير لهذا المعنى تعبير عربي مشهور، والقرآن الكريم نزل بلسان عربي مبين، فهو محمول على ما تقتضيه اللغة العربية، إلا أن يكون هناك حقيقة شرعية انتقل المعنى إليها كالصلاة والصيام ونحوها، فيحمل على الحقيقة الشرعية. وكتاب التأسيس الذي نقل السائل منه هذه الكلمات قد نقضه شيخ الإسلام ابن تيمية رَحِمَهُ‌الله فليت السائل يحصل على نسخة من نقضه.

مطالب مرتبط:

۵۸ – شخصی که می‌گوید: الله تعالی بر عرشش به روشی رمزی استوا کرده

اگر چنین شخصی در این سخن به خوبی تامل کند در می‌یابد که در قرآنِ مبین چیزی که دارای معانی رمزی باشد، وجود ندارد. زیرا رموز مخالف با روشن بودن قرآن کریم و از دلالت‌های آن به دور است. چگونه می‌شود قرآن، رمزی باشد در حالی که الله تعالی می‌فرماید: {وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى}، (یعنی: و قرآن را بر تو نازل کردیم که بیان کننده‌ی همه چیز، و هدایت است).

ادامه مطلب …

۹۰ – تعبیر به تمثیل مقدم است یا تعبیر به تشبیه؟

تعبیر به تمثیل از سه جهت بهتر از تعبیر به تشبیه است. (۱) در قرآن نفی تمثیل آمده، در حالی که نفی تشبیه نیامده (۲) نفی تشبیه در کل صحیح نیست، زیرا هیچ دو موجودی وجود ندارند که بین آنها قدر مشترکی نباشد که در آن با یکدیگر متفق باشند، گر چه در حقیقتش شاید مختلف باشند. (۳) برخی از اهل تعطیل به کسانی که صفات الهی را اثبات می‌کنند، مُشَبَّهه می‌گویند.

ادامه مطلب …

۵۶ – حقیقت معیّت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با بندگانش

حقیقت معیّت – همراهی – به معنای اختلاط نیست، و به همین خاطر عرب می‌گوید: «هر چه می‌رویم، ماه نیز با ماست»، با اینکه ماه در آسمان است، و هیچ کس از این سخن، چنین برداشت نمی‌کند که ماه در زمین است. پس الله عز و جل بزرگ‌تر و جلیل‌تر است. بنا بر این، او با اینکه در آسمان و بر عرش خود قرار گرفته، همراه مخلوقات است و ممکن نیست با مخلوقاتش اختلاط پیدا کند.

ادامه مطلب …

۶۲ – آیا کسی قبل از شیخ الاسلام ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم رَحِمَهُمَاالله گفته است که معیّت، حقیقی بوده آن گونه که شایسته‌ی الله باشد؟

نمی‌دانم که کسی چنین تصریحی کرده باشد. اما آنچه اظهر است، این است که سخن گفتن در مورد این صفت، مثل سخن گفتن در مورد دیگر صفات است. آن گونه که حقیقت آن است، فهمیده می‌شود، و الله تعالی را از چیزی که شایسته‌ی او نیست، منزه می‌گرداند، چنان که صفت استواء و نزول و دیگر صفات فهمیده می‌شوند. به همین خاطر تا جایی که می‌دانم، صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم در مورد صفت استواء و نزول، لفظ ذات را به کار نبرده‌اند. یعنی نگفته‌اند او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ذات خود بر عرش استواء کرده، یا با ذات خود به آسمان دنیا نزول می‌کند.

ادامه مطلب …

۸۵ – آیا باید صفت «مَلل، (ملالت) را برای الله عز و جل اثبات کنیم؟

در حدیث از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده است که فرمود: «همانا الله خسته و ملول نمی‌شود تا اینکه شما خسته و ملول شوید». برخی از علما گفته‌اند این حدیث دال بر اثبات ملالت برای الله است، اما ملالت الله مانند ملالت مخلوق نیست، چه اینکه ملالت مخلوق، نقص است؛ زیرا دال بر خستگی و به تنگ آمدن او از این چیز است. اما ملالت الله، صفت کمال بوده و نقصی در آن نیست و این را مانند صفات دیگری که بر وجه کمال، برای الله ثابت می‌کنیم، اجرا می‌نماییم و گر چه در حق مخلوق، کمال به حساب نمی‌آید.

ادامه مطلب …

۵۱ – عقیده‌ی اهل سنت و جماعت در مورد اسماء و صفات الله و فرق بین اسم و صفت

عقیده‌ی اهل سنت و جماعت در مورد اسماء و صفات الله این است که هر آنچه از اسماء و صفات را که الله برای خود اثبات کرده، بدون تحریف و تعطیل و تعیین چگونگی و بدون تمثیل، اثبات می‌کنند. فرق بین اسم و صفت در این است که اسم: هر چیزی است که الله خود را بدان نامیده، و صفت: هر چیزی است که الله خود را بدان توصیف نموده است، و فرق بین این دو کاملا واضح است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه