چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۶۴ – در مورد تفسیر رازی در مورد چشم الله جَلَّ‌جَلَالُهُ از آیات ﴿وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي﴾ و ﴿وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا﴾

۶۴ – از شیخ سوال شد: نظرتان در مورد سخن رازی که گفته: ظاهرِ این آیه: {وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي}[۱]، یعنی: {و تا اینکه زیر نظرم پرورش یابی}، مقتضی این است که موسی بر آن چشم مستقر بوده و به آن چسبیده و بالای آن باشد. نیز در مورد این فرموده‌ی الله: {وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا}[۲]، یعنی: {بساز کشتی را زیر نظر ما}، می‌گوید: مقتضی این است که آن ابزار صنعتی، همان چشم باشد، چیست؟

جواب دادند: در مورد آنچه رازی گفته که ظاهر این فرموده‌ی الله تعالی: {وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي}[۳]، یعنی: {و تا اینکه زیر نظرم پرورش یابی}، مقتضی این است که موسی بر آن چشم مستقر بوده و به آن چسبیده و بالای آن باشد. نیز در مورد این فرموده‌ی الله: {وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا}[۴]، یعنی: {بساز کشتی را زیر نظر ما}، گفته: مقتضی این است که آن ابزار صنعتی، همان چشم باشد؛

می‌گویم: اینکه ادعا کرده ظاهر این دو آیه، چیزی است که او می‌گوید، ادعایی باطل است؛ زیرا معنایی که ادعا می‌کند ظاهر آیه است، معنایی باطل است و چنان که خودش اعتراف کرده، هیچ عاقلی آن را نمی‌گوید. بنا بر این وقتی معنا باطل باشد و هیچ عاقلی به آن معتقد نباشد، پس چگونه برای مومن و حتی شخص عاقل جایز است که بگوید: این ظاهر کلام الله تعالی است؟

یقینا کسی که جایز بداند این معنا، ظاهر کلام الله تعالی است، در الله و در کلام او تعالی طعنه وارد کرده است، به طوری که مدلول آن را باطلی دانسته که هیچ عاقلی آن را نمی‌گوید. وقتی که امکان نداشته باشد چنین معنای باطلی، ظاهرِ کلام الله تعالی باشد، باید معنایی لایق الله تعالی داشته باشد، که این معنا در آیه‌ی اول این است که زیر نظر الله تعالی است و او با چشمانش بر آن نظارت می‌کند، همچنان که می‌گویی: این مسئله زیر نظر من انجام می‌شود و من ناظر آن بوده و با چشمم آن را می‌بینم.

همچنین معنای آیه‌ی دوم این است که کشتی ساختن نوح علیه السلام زیر نظر الله تعالی است. یعنی الله تعالی مستقیما آن بر آن نظارت کرده، آن را کامل کرده و اصلاح می‌کند. همان طور که می‌گویی: این را با چشمان خود ساختم، یعنی آن را ساختم در حالی که با چشمان خود ناظر بر آن بودم، گرچه ابزار ساخت، دست یا ابزار دیگری است. یا می‌گویی: با چشمان خود نوشتم، یعنی آن را زیر نظر خود نوشتم و گر چه نوشتن با دست یا ابزار صورت می‌گیرد.

این تعبیری که برای معنا به کار رفت، در عربی مشهور است، و قرآن کریم نیز به زبان عربی واضح نازل شده است. پس معانی‌اش حمل بر آنچه می‌شود که زبان عربی دلالت کند، مگر در صورتی که حقیقتی شرعی وجود داشته باشد که معنا را به سمت خود تغییر دهد. مثل صلاة[۵] و صیام[۶] و امثال اینها، که حمل بر حقیقت شرعی می‌شوند. همچنین کتاب «التاسیس» که سوال سائل از آن مطرح شده را شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله کاملا جواب داده و آن را نقض کرده است، و خوب است که سائل این کتاب شیخ الاسلام را برای خود می‌خرید.


[۱] – سوره هود، آیه «۳۷».

[۲] – سوره مومنون، آیه «۲۷».

[۳] – سوره هود، آیه «۳۷».

[۴] – سوره مومنون، آیه «۲۷».

[۵] – صلاة: نماز. اصل این کلمه در زبان عربی، به معنای دعاست.

[۶] – صیام: شرعا یعنی روزه و در لغت به معنی خودداری و دست نگهداشتن است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(64) سئل فضيلة الشيخ : عما ذكره الرازي من أن ظاهر قوله تعالى : ﴿ولتصنع على عيني﴾ . يقتضي أن يكون موسى مستقراً على تلك العين لاصقاً بها مستعلياً عليها. وأن قوله تعالى: ﴿واصنع الفلك بأعيننا﴾. يقتضي أن تكون آلة تلك الصنعة هي تلك العين؟

فأجاب بقوله : ما ذكره الرازي من أن ظاهر قوله تعالى: (ولتصنع على عيني) (سورة طه، الآية “39”). يقتضي أن يكون موسى مستقراً على تلك العين لاصقاً بها مستعلياً عليها، وأن قوله تعالى: (واصنع الفلك بأعيننا) (سورة هود، الآية “37”) يقتضي أن تكون آلة تلك الصنعة هي تلك العين.

أقول: إن ادعاءه أن ذلك ظاهر الآيتين ادعاء باطل، لأن هذا المعنى الذي ادعى أنه ظاهر الكلام معنى باطل، لا يقوله عاقل، كما اعترف به هو، فإذا كان معنى باطلاً لا يقول :ه عاقل فكيف يسوغ لمؤمن بل لعاقل أن يقول : إن هذا ظاهر كلام الله تعالى؟!

إن من جوز أن يكون هذا ظاهر كلام الله عَزَّوَجَلَّ فقد قدح في الله عَزَّوَجَلَّ وفي كلامه الكريم، حيث جعل مدلوله معنى باطلاً، لا يقول :ه العقلاء، وإذا تعذر أن يكون هذا المعنى الباطل ظاهر هذا الكلام تعين أن يكون ظاهره معنى آخر يليق بالله تعالى، وهو في الآية الأولى أن تربية موسى على عين الله تعالى، وينظر إليه بعينه، كما تقول : جرى هذا الشيء على عيني، أي حصل وأنا أشاهده وأراه بعيني.

والمعنى في الآية الثانية أن صنع نوح، عليه الصلاة والسلام، السفينة كان بعين الله تعالى، أي مصحوباً بعينه يراه الله تعالى بعينه، فيسدده ويصلح صنيعه، كما تقول: صنعت هذا بعيني، أي صنعته وأنا أرعاه بعيني، وإن كانت آلة الصنع اليد أو الآلة. وتقول : كتبته بعيني، أي كتبته وأنا أنظر إليه بعيني وإن كانت الكتابة باليد أو بالآلة.

وهذا التعبير لهذا المعنى تعبير عربي مشهور، والقرآن الكريم نزل بلسان عربي مبين، فهو محمول على ما تقتضيه اللغة العربية، إلا أن يكون هناك حقيقة شرعية انتقل المعنى إليها كالصلاة والصيام ونحوها، فيحمل على الحقيقة الشرعية. وكتاب التأسيس الذي نقل السائل منه هذه الكلمات قد نقضه شيخ الإسلام ابن تيمية رَحِمَهُ‌الله فليت السائل يحصل على نسخة من نقضه.

مطالب مرتبط:

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ۞ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ»، (یعنی: و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد). اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

ادامه مطلب …

۷۵ – درباره‌ی احادیثی که در آن از دست راست و چپ الله جَلَّ‌جَلَالُهُ ذکر شده

راویان در مورد کلمه‌ی «با دست چپش» اختلاف دارند. برخی از آنها این کلمه را اثبات کرده، و برخی دیگر نیز آن را انکار نموده و گفته‌اند صحت آن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ثبوت نرسیده و اصل این بر می‌گردد به حدیثی که در صحیح مسلم آمده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند، و هر دو دست او، راست است». مقتضای این حدیث این است که چیزی به نام دست راست و دست چپ وجود ندارد. اما...

ادامه مطلب …

۹۲ – آیا صفت «هَروَله» به الله نسبت داده می‌شود؟

صفت «هروله» برای الله تعالی ثابت است. چنان که در حدیثی متفق علیه از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده که فرمودند: «الله تعالی می‌فرماید: من نزد گمان بنده‌ام نسبت به خود هستم»، و سپس حدیث را ذکر می‌کند و در آن چنین آمده است: «و اگر قدم زنان به سوی من بیاید، با شتاب به سوی او می‌روم»، و این «هروله» صفتی از صفات افعال او تعالی است...

ادامه مطلب …

۶۹ – معنای اسم «جبّار» از اسم‌های الله تعالی

جبار سه معنی دارد: اول: جبر قوت. او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که با جبروت و عظمت خود، جباران را مقهور می‌گرداند. پس هر جباری هر چقدر هم بزرگ باشد، زیر قهر الله عز و جل و جبروت او و در دست و قبضه‌ی اوست. دوم: جبر رحمت. او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که ضعیف را با غنا و قوت، توانگر می‌کند، و شكسته را سالم می‌کند، و دل شکستی را با رفع آن و رساندن فرج و طمانینه در آن جبران می‌کند، و اگر به خاطر او بر آن مشکلات صبر کنند، برای آنها ثواب زیاد و سرانجام نیکو قرار می‌دهد. سوم: جبر علوّ. پس او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فوق مخلوقات و بالای آنهاست، و با اینکه بالای آنهاست، نزدیکشان بوده و سخنانشان را شنیده و اعمالشان را دیده و می‌داند چه در دل‌هایشان می‌گذرد.

ادامه مطلب …

۶۸ – الحاد در اسماء و صفات الله چیست و چه انواعی دارد؟

اهل علم برای الحاد در اسماء و صفات الهی، انواعی را ذکر کرده‌اند که جمعا می‌شود گفت در این جمله خلاصه می‌شود: رویگردانی از معنایی که اعتقاد به آن در باب اسماء و صفات، واجب است. این انواع شامل: (۱) انکار چیزی از اسماء یا هر آنچه که صفات بر آن دلالت می‌دهند. (۲) اسمی را به الله تعالی نسبت دهد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خود را بدان اسم ننامیده باشد. (۳) معتقد باشد این اسم‌ها دال بر اوصاف مخلوقات هستند و به این صورت، آنها را دال بر تمثیل قرار دهد. (۴)‌ از اسم‌های الله تعالی، نام‌های را برای نامیدن بت‌ها، مشتق کند. مانند اشتقاق «لات» از آلهه، و «عزّی» از عزیز، و «منات» از منّان.

ادامه مطلب …

۶۰ – در مورد حدیث: «اگر با طنابی به زمین هفتم می‌رسیدید، بر الله واقع می‌شد»

علما در مورد صحت این حدیث اختلاف دارند. کسانی که قائل به صحت این حدیث هستند، می‌گویند که معنی حدیث این است که اگر طنابی را به زمین هفتم بندازید بر الله واقع می‌شود، زیرا الله بر همه چیز احاطه دارد. همه چیز در قبضه‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، و هیچ چیزی از الله تعالی غایب نیست، تا جایی که هفت آسمان و هفت زمین در کف دست الله تعالی است چنان که دانه‌ای خردَل در دست یکی از ماست.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه