پنج‌شنبه 23 صفر 1448
۱۵ مرداد ۱۴۰۵
6 آگوست 2026

۷۵ – درباره‌ی احادیثی که در آن از دست راست و چپ الله جَلَّ‌جَلَالُهُ ذکر شده

۷۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چگونه بین این دو حدیث جمع بندی کنیم: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند، و هر دو دست او، راست است»، و این حدیث که می‌فرماید: «سپس هفت طبق زمین را در هم می‌پیچد، سپس آنها را با دست چپش می‌گیرد».

جواب دادند: راویان در مورد کلمه‌ی «با دست چپش»[۱] اختلاف دارند. برخی از آنها این کلمه را اثبات کرده، و برخی دیگر نیز آن را انکار نموده و گفته‌اند صحت آن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ثبوت نرسیده و اصل این بر می‌گردد به حدیثی که در صحیح مسلم آمده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند، و هر دو دست او، راست است». مقتضای این حدیث این است که چیزی به نام دست راست و دست چپ وجود ندارد. اما امام مسلم در صحیح خود روایتی آورده که دست چپ را برای الله تعالی اثبات می‌کند و وقتی که چنین روایتی وجود دارد، از نظر من با این حدیث: «و هر دو دست او، راست است» منافاتی ندارد. زیرا معنایش این است که دست دیگر، مانند دست چپ به نسبت مخلوقات نیست که از دست راست کارآیی کمتری دارد، و به همین خاطر فرمود: «و هر دو دست او، راست است»، یعنی هیچ نقصی در آنها نیست. پس از آنجا که چه بسا تصور انسان به سمتی رود که فکر کند اثبات دست چپ برای الله به معنای کارآیی کمتر آن نسبت به دست راست است، فرمود: «هر دو دست او، راست است»، و این فرموده‌ی نبوی آن را تایید می‌کند: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند»؛ زیرا مقصود حدیث، بیان فضل و مرتبه‌ی آنهاست و اینکه آنها سمت راست الله هستند.

به هر حال، دست‌های او تعالی بدون شک دوتا است، و هر یک، غیر از دیگری است و وقتی دست دیگر را دست چپ توصیف کردیم، منظور این نیست که از دست راست کارآیی کمتری دارد؛ بلکه هر دو دست او تعالی، راست است.

آنچه بر ما واجب است این است که بگوییم: اگر از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است، به آن ایمان می‌آوریم، و اگر ثابت نیست، پس می‌گوییم: هر دو دست او، راست است.


[۱] – لفظ «بشماله» در حدیث.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(75) سئل فضيلة الشيخ: كيف نجمع بين قول النبي ﷺ : ” المقسطون على منابر من نور على يمين الرحمن وكلتا يديه يمين ” وبين قوله ﷺ : ” ثم يطوي الأرضين السبع ثم يأخذهن بشماله”؟

فأجاب بقوله: كلمة ” بشماله ” اختلف فيها الرواة: فمنهم من أثبتها، ومنهم من أنكرها وقال لا تصح عن رسول الله ﷺ وأصل هذه التخطئة هو ما ثبت في صحيح مسلم أن الرسول ﷺ قال : ” المقسطون على منابر من نور على يمين الرحمن وكلتا يديه يمين ” . وهذا يقتضي أنه ليس هناك يد يمين ويد شمال.

ولكن قد روى مسلم في صحيحه إثبات الشمال لله تعالى فإذا كانت محفوظة فهي عندي لا تنافي ” كلتا يديه يمين ” لأن المعنى أن اليد الأخرى ليست كيد الشمال بالنسبة للمخلوق ناقصة عن اليد اليمنى ، فقال : ” كلتا يديه يمين ” أي ليس فيهما نقص. فلما كان الوهم ربما يذهب إلى أن إثبات الشمال يعني النقص في هذه اليد دون الأخرى قال : ” كلتا يديه يمين” ويؤيده قوله: ” المقسطون على منابر من نور على يمين الرحمن” فإن المقصود بيان فضلهم ومرتبتهم وأنهم على يمين الرحمن سبحانه.

وعلى كل فإن يديه سبحانه اثنتان بلا شك، وكل واحدة غير الأخرى وإذا وصفنا اليد الأخرى بالشمال فليس المراد أنها أنقص من اليد اليمنى بل كلتا يديه يمين.

والواجب علينا أن نقول: إن ثبتت عن رسول الله ﷺ نؤمن بها، وإن لم تثبت فنقول : كلتا يديه يمين.

مطالب مرتبط:

۹۵ – حکم گفتن عباراتی چون: «زمانه تاریک است»، یا «زمانه غدار است»، یا «افسوس از زمانی که تو را در آن دیدم»

این عباراتی که در سوال ذکر شد، بر دو وجه اتفاق می‌افتند (۱) سبّ و قدح در زمانه باشد، که این حرام است و جایز نیست. (۲) به عنوان خبر دادن از چیزی بر زبان آورده شود، که این اشکالی ندارد.

ادامه مطلب …

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

دشنام دادن به زمانه، سه قسم است: (۱) منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. یا (۲) زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. یا (۳) زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است...

ادامه مطلب …

۹۲ – آیا صفت «هَروَله» به الله نسبت داده می‌شود؟

صفت «هروله» برای الله تعالی ثابت است. چنان که در حدیثی متفق علیه از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده که فرمودند: «الله تعالی می‌فرماید: من نزد گمان بنده‌ام نسبت به خود هستم»، و سپس حدیث را ذکر می‌کند و در آن چنین آمده است: «و اگر قدم زنان به سوی من بیاید، با شتاب به سوی او می‌روم»، و این «هروله» صفتی از صفات افعال او تعالی است...

ادامه مطلب …

۸۳ – آیا صفت«نسیان» (فراموشی) به الله تَبَارَكَ‌وَتَعَالَىٰ تعلق دارد؟

نسیان دارای دو معناست: اول: فراموش کردن چیزی معلوم. دوم برای نسیان: ترک کردن از روی آگاهی و عمد. اینکه الله تعالی چیزی را ترک کند، یکی از صفات فعلی اوست که متعلق به اراده‌ی او تعالی و تابع حکمت او است...

ادامه مطلب …

۵۲ – آیا اسماء الله تعالی محصور هستند؟

اسم‌های الله تعالی محصور در عدد معینی نیستند. دلیل آن، فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث صحیح است که فرمود: «پروردگارا، من بنده‌ی تو، و پسر بنده‌ی تو، و پسر کنیز تو هستم»، تا آنجا که فرمود: «از تو به وسیله‌ی هر اسمی که متعلق به توست، خود را به آن نامیده‌ای، یا در کتابت نازل کرده‌ای، یا کسی از مخلوقاتت را به آن آگاه نموده‌ای، یا در علم غیبی که نزد خودت است، آن را برای خود برگزیده‌ای، می‌خواهم...» و آنچه که الله در علم غیب برای خود برگزیده است، امکان آگاهی یافتن به آن وجود ندارد، و هر چیزی که معلوم نباشد، محصور نیست.

ادامه مطلب …

۸۶ – انواع تعطیل در اسماء و صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ

تعطیل دو نوع است: اول: تعطیل به معنای تکذیب و جحود. این نوع تعطیل، کفر است. و دوم: تعطیل به معنای تاویل، که محل اختلاف بین علما در این است که آیا کسی که با تاویل، اسم یا صفتی را تاویل کند، تکفیر می‌شود یا خیر؟

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه