چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

۷۵ – درباره‌ی احادیثی که در آن از دست راست و چپ الله جَلَّ‌جَلَالُهُ ذکر شده

۷۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چگونه بین این دو حدیث جمع بندی کنیم: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند، و هر دو دست او، راست است»، و این حدیث که می‌فرماید: «سپس هفت طبق زمین را در هم می‌پیچد، سپس آنها را با دست چپش می‌گیرد».

جواب دادند: راویان در مورد کلمه‌ی «با دست چپش»[۱] اختلاف دارند. برخی از آنها این کلمه را اثبات کرده، و برخی دیگر نیز آن را انکار نموده و گفته‌اند صحت آن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ثبوت نرسیده و اصل این بر می‌گردد به حدیثی که در صحیح مسلم آمده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند، و هر دو دست او، راست است». مقتضای این حدیث این است که چیزی به نام دست راست و دست چپ وجود ندارد. اما امام مسلم در صحیح خود روایتی آورده که دست چپ را برای الله تعالی اثبات می‌کند و وقتی که چنین روایتی وجود دارد، از نظر من با این حدیث: «و هر دو دست او، راست است» منافاتی ندارد. زیرا معنایش این است که دست دیگر، مانند دست چپ به نسبت مخلوقات نیست که از دست راست کارآیی کمتری دارد، و به همین خاطر فرمود: «و هر دو دست او، راست است»، یعنی هیچ نقصی در آنها نیست. پس از آنجا که چه بسا تصور انسان به سمتی رود که فکر کند اثبات دست چپ برای الله به معنای کارآیی کمتر آن نسبت به دست راست است، فرمود: «هر دو دست او، راست است»، و این فرموده‌ی نبوی آن را تایید می‌کند: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند»؛ زیرا مقصود حدیث، بیان فضل و مرتبه‌ی آنهاست و اینکه آنها سمت راست الله هستند.

به هر حال، دست‌های او تعالی بدون شک دوتا است، و هر یک، غیر از دیگری است و وقتی دست دیگر را دست چپ توصیف کردیم، منظور این نیست که از دست راست کارآیی کمتری دارد؛ بلکه هر دو دست او تعالی، راست است.

آنچه بر ما واجب است این است که بگوییم: اگر از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است، به آن ایمان می‌آوریم، و اگر ثابت نیست، پس می‌گوییم: هر دو دست او، راست است.


[۱] – لفظ «بشماله» در حدیث.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(75) سئل فضيلة الشيخ: كيف نجمع بين قول النبي ﷺ : ” المقسطون على منابر من نور على يمين الرحمن وكلتا يديه يمين ” وبين قوله ﷺ : ” ثم يطوي الأرضين السبع ثم يأخذهن بشماله”؟

فأجاب بقوله: كلمة ” بشماله ” اختلف فيها الرواة: فمنهم من أثبتها، ومنهم من أنكرها وقال لا تصح عن رسول الله ﷺ وأصل هذه التخطئة هو ما ثبت في صحيح مسلم أن الرسول ﷺ قال : ” المقسطون على منابر من نور على يمين الرحمن وكلتا يديه يمين ” . وهذا يقتضي أنه ليس هناك يد يمين ويد شمال.

ولكن قد روى مسلم في صحيحه إثبات الشمال لله تعالى فإذا كانت محفوظة فهي عندي لا تنافي ” كلتا يديه يمين ” لأن المعنى أن اليد الأخرى ليست كيد الشمال بالنسبة للمخلوق ناقصة عن اليد اليمنى ، فقال : ” كلتا يديه يمين ” أي ليس فيهما نقص. فلما كان الوهم ربما يذهب إلى أن إثبات الشمال يعني النقص في هذه اليد دون الأخرى قال : ” كلتا يديه يمين” ويؤيده قوله: ” المقسطون على منابر من نور على يمين الرحمن” فإن المقصود بيان فضلهم ومرتبتهم وأنهم على يمين الرحمن سبحانه.

وعلى كل فإن يديه سبحانه اثنتان بلا شك، وكل واحدة غير الأخرى وإذا وصفنا اليد الأخرى بالشمال فليس المراد أنها أنقص من اليد اليمنى بل كلتا يديه يمين.

والواجب علينا أن نقول: إن ثبتت عن رسول الله ﷺ نؤمن بها، وإن لم تثبت فنقول : كلتا يديه يمين.

مطالب مرتبط:

۹۲ – آیا صفت «هَروَله» به الله نسبت داده می‌شود؟

صفت «هروله» برای الله تعالی ثابت است. چنان که در حدیثی متفق علیه از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده که فرمودند: «الله تعالی می‌فرماید: من نزد گمان بنده‌ام نسبت به خود هستم»، و سپس حدیث را ذکر می‌کند و در آن چنین آمده است: «و اگر قدم زنان به سوی من بیاید، با شتاب به سوی او می‌روم»، و این «هروله» صفتی از صفات افعال او تعالی است...

ادامه مطلب …

۹۵ – حکم گفتن عباراتی چون: «زمانه تاریک است»، یا «زمانه غدار است»، یا «افسوس از زمانی که تو را در آن دیدم»

این عباراتی که در سوال ذکر شد، بر دو وجه اتفاق می‌افتند (۱) سبّ و قدح در زمانه باشد، که این حرام است و جایز نیست. (۲) به عنوان خبر دادن از چیزی بر زبان آورده شود، که این اشکالی ندارد.

ادامه مطلب …

۷۸ – حکم اضافه نمودن حوادث به صفتی از صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ

اضافه نمودن حوادث به صفتی از صفات الهی به این معنا که این یکی از مقتضیات این صفت است، اشکالی ندارد. اما وقتی حوادث به صفتی از صفات الهی اضافه شوند و چنین بنماید که آن صفت است که آن کار را بدون دخالت موصوف – یعنی الله – انجام می‌دهد، جایز نیست.

ادامه مطلب …

۵۵ – آیا الله همه جا هست؟

از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد سخن برخی مردم سوال شد که وقتی از آنها پرسیده شود: «الله کجاست؟»، می‌گوید: «الله همه جاست»، یا اینکه «موجود است». آیا این جواب به طور عمومی، صحیح است؟

ادامه مطلب …

۷۱ – آیا «حنّان» از اسم‌های الله است؟

در هیچ کدام از منابع ذکر شده اسم «حنّان» را نیافتم، به جز یک حدیث نزد امام احمد که در آن لفظ حنّان و منّان آمده است "الترغیب" آمده در آن فقط لفظ منّان آمده است. همچنین شیخ الاسلام ابن تیمیه نمی‌پذیرد که حنّان از اسم‌های الله تعالی باشد. وقتی که چنین است و اکثر روایت‌ها دال بر عدم اثبات آن است، نظرم بر توقف است.

ادامه مطلب …

۸۱ – وصف الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «خیانت» و یا «خدعه»

«خیانت» به هیچ وجه به الله تعالی نسبت داده نمی‌شود. زیرا در همه حال، صفت ذمّ است؛ زیرا این کار، مکر در هنگامی است که امین دانسته شده است و این کار مذموم است. اما خداع و نیرنگ، مانند مکر است که الله تعالی هر جا مدح باشد، به آن توصیف شده و به صورت مطلق چنین وصفی به او جَلَّ‌جَلَالُهُ متعلق نمی‌شود.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه