چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۸۱ – وصف الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «خیانت» و یا «خدعه»

۸۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا الله تعالی به خیانت توصیف می‌شود؟ و آیا چنان که فرموده: {يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ}[۱]، یعنی: {الله را فریب می‌دهند، در حالی که او آنها را فریب می‌دهد}، به خدعه و فریب، وصف می‌شود؟

جواب دادند: اما خیانت، به هیچ وجه الله تعالی به آن توصیف نمی‌شود. زیرا در همه حال، صفت ذمّ است؛ زیرا این کار، مکر در هنگامی است که امین دانسته شده است و این کار مذموم است. الله تعالی می‌فرماید: {وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ}[۲]، یعنی: {و اگر خواستند به تو خیانت کنند، پس قبل از آن به الله خیانت کرده‌اند، و الله – تو را – بر آنها پیروز گردانده است}، و نفرمود: الله نیز به آنها خیانت کرد.

اما خداع و نیرنگ، مانند مکر است که الله تعالی هر جا مدح باشد، به آن توصیف شده و به صورت مطلق چنین وصفی به او تعالی متعلق نمی‌شود. الله تعالی می‌فرماید: {إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ}[۳]، یعنی: {یقینا مناقفان الله را فریب می‌دهند، در حالی که او آنها را فریب می‌دهد}.


[۱] – سوره نساء، آیه «۱۴۲».

[۲] – سوره أنفال، آیه «۷۱».

[۳] – سوره نساء، آیه «۱۴۲».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(81) وسئل رعاه الله : هل يوصف الله بالخيانة ؟ والخداع كما قال الله تعالى: ( يخادعون الله وهو خادعهم) ؟

فأجاب بقوله : أما الخيانة فلا يوصف الله بها أبداً لأنها ذم بكل حال إذ إنها مكر في موضع الائتمان وهو مذموم قال الله تعالى : ( وإن يريدوا خيانتك فقد خانوا الله من قبل فأمكنمنهم‌) (سورة الأنفال، الآية ” 7 “). ولم يقل : فخانهم.

وأما الخداع فهو كالمكر يوصف الله تعالى به حين يكون مدحاً ولا يوصف به على سبيل الإطلاق قال الله تعالى: ( إن المنافقين يخادعون الله وهو خادعهم‌) (سورة النساء، الآية ” 142″).

مطالب مرتبط:

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

دشنام دادن به زمانه، سه قسم است: (۱) منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. یا (۲) زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. یا (۳) زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است...

ادامه مطلب …

۵۴ – علوّ الله تعالی. و کسی که می‌گوید: او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در هیچ یک از جهت‌های ششگانه نیست بلکه در قلب بنده‌ی مومن است.

مذهب سلف رضوان الله علیهم این است که او تعالی با ذات خود، در جهت بالای بندگانش است، و او تعالی فرموده است: «فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا» (یعنی: پس اگر در چیزی اختلاف نمودید، آن را به الله و رسولش ارجاع دهید، اگر که به الله و روز آخرت ایمان دارید، این بهتر و خوش فرجام‌تر است).

ادامه مطلب …

۷۴ – درباره‌ حدیث قدسی: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ «دهر» را دشنام می‌دهد…»

فرموده‌ی الله جَلَّ‌جَلَالُهُ در حدیث مورد اشاره: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد»، یعنی او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وسیله‌ی آنچه در حدیث آمده است، اذیت می‌شود. اما اذیتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود اثبات نموده، مانند اذیت مخلوق نیست. به دلیل این فرموده‌ی او تعالی: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»، (یعنی: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست).

ادامه مطلب …

۶۳ – اثبات دو چشم برای الله جَلَّ‌جَلَالُهُ و دلیل آن

اول: اینکه الله تعالی دو چشم دارد. این عقیده‌ای است که نزد اهل سنت و جماعت معروف است و تا جایی که می‌دانم هیچ کس از آنها خلاف این را نگفته است، و ابو الحسن اشعری این را در کتابش «اختلاف المصلین و مقالات الإسلامیین» از آنها نقل می‌کند. او می‌گوید: "قول اهل سنت و اصحاب حدیث". سپس مسائلی را ذکر می‌کند، و سپس می‌گوید: «و اینکه او دارای دو چشم است بدون تعیین کیفیت آنها...

ادامه مطلب …

۸۶ – انواع تعطیل در اسماء و صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ

تعطیل دو نوع است: اول: تعطیل به معنای تکذیب و جحود. این نوع تعطیل، کفر است. و دوم: تعطیل به معنای تاویل، که محل اختلاف بین علما در این است که آیا کسی که با تاویل، اسم یا صفتی را تاویل کند، تکفیر می‌شود یا خیر؟

ادامه مطلب …

۸۷ – حکم کسی که چیزی از اسماء یا صفات الله تعالی را انکار کند

انکار اسما و صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ دو نوع است: (۱) انکاری که به معنای تکذیب باشد. که بدون شک کفر است. (۲) انکار به معنی تاویل، که به معنای تکذیب کردن نیست، اما آن را تاویل می‌کند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه