یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۸۰ – آیا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «مکر» توصیف می‌شود؟

۸۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا الله به مکر توصیف می‌شود؟ آیا به آن نامیده می‌شود؟

جواب دادند: الله تعالی به مکر توصیف نمی‌شود مگر به صورت مقیّد. بنا بر این به صورت مطلق به مکر توصیف نمی‌شود. الله تعالی می‌فرماید: {أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ}[۱]، یعنی: {آیا از مکر الله در امان هستند؟ هیچ کس جز گروه زیانکاران از مکر الله در امان نیست}.

در این آیه دلیل وجود دارد که الله متعال دارای مکر است، و مکر یعنی رسیدن به حیله‌ی بزرگ‌تری برای غلبه بر خصم، طوری که احساس نکند. و در حدیثی که بخاری آورده، آمده است: «الحرب خُدعة»، یعنی: «جنگ، نیرنگ به کار بردن است».

اگر گفته شود: چگونه الله به مکر توصیف می‌شود با اینکه ظاهر این صفت، مذموم است؟

گفته می‌شود: مکر در جای خود، ستودنی و دال بر قدرت صاحبش بوده و نشانگر این است که بر خصم خود غلبه دارد. به همین خاطر است که الله متعال علی الإطلاق به مکر وصف نمی‌شود. پس جایز نیست بگوییم: «الله ماکر است». بلکه این صفت فقط در جایگاهی به کار می‌رود که مدح باشد. مثل این فرموده‌ی الهی: {وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ}[۲]، یعنی: {و مکر می‌کنند، و الله نیز مکر می‌کند}، و این فرموده‌اش: {وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ}[۳]، یعنی: {و آنها مکری کردند، و ما نیز مکری کردیم، در حالی که خبر نداشتند}، و این فرموده‌ی او تعالی: {أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ}[۴]، یعنی: {آیا از مکر الله در امان هستند؟}، این صفت مطلقا نیز از او نفی نمی‌شود. بلکه در مقامی که مدح است، به آن توصیف می‌شود، و در مقامی که مدح نیست، به آن توصیف نمی‌شود.

همچنین، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با این صفت نامیده نمی‌شود. پس گفته نمی‌شود که یکی از اسم‌های الله، ماکر است. مکر از صفات فعلی است؛ به این خاطر که متعلق به مشیئت الله تعالی است.


[۱] – سوره أعراف، آیه «۹۹».

[۲] – سوره أنفال، آیه «۳۰».

[۳] – سوره نمل، آیه «۵۰».

[۴] – سوره أعراف، آیه «۹۹».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(80) سئل فضيلة الشيخ: هل يوصف الله بالمكر؟ وهل يسمى به؟

فأجاب بقوله: لا يوصف الله تعالى بالمكر إلا مقيداً فلا يوصف الله تعالى به وصفاً مطلقاً، قال الله تعالى: ( أفأمنوا مكر الله فلا يأمن مكر الله إلا القوم الخاسرون‌) (سورة الأعراف، الآية ” 99″).

ففي هذه الآية دليل على أن لله مكراً، والمكر هو التوصل إلى إيقاع الخصم من حيث لا يشعر. ومنه جاء في الحديث الذي أخرجه البخاري ” الحرب خدعة ” .

فإن قيل: كيف يوصف الله بالمكر مع أن ظاهره أنه مذموم؟

قيل: إن المكر في محله محمود يدل على قوة الماكر، وأنه غالب على خصمه ولذلك لا يوصف الله به على الإطلاق، فلا يجوز أن تقول: ” إن الله ماكر” وإنما تذكر هذه الصفة في مقام يكون مدحاً مثل قوله تعالى: ( ويمكرون ويمكر الله) (سورة الأنفال، الآية 30). وقوله: ( ومكروا مكراً ومكرنا مكراً وهم لا يشعرون‌) (سورة النمل، الآية 50). ومثل قوله تعالى: ( أفأمنوا مكر الله) (سورة الأعراف، الآية 99). ولا تنفى عنه هذه الصفة على سبيل الإطلاق، بل إنها في المقام الذي تكون مدحاً يوصف بها، وفي المقام الذي لا تكون فيه مدحاً لا يوصف بها.

وكذلك لا يسمى الله به فلا يقال : إن من أسماء الله الماكر، والمكر من الصفات الفعلية لأنها تتعلق بمشيئة الله سبحانه.

مطالب مرتبط:

۵۸ – شخصی که می‌گوید: الله تعالی بر عرشش به روشی رمزی استوا کرده

اگر چنین شخصی در این سخن به خوبی تامل کند در می‌یابد که در قرآنِ مبین چیزی که دارای معانی رمزی باشد، وجود ندارد. زیرا رموز مخالف با روشن بودن قرآن کریم و از دلالت‌های آن به دور است. چگونه می‌شود قرآن، رمزی باشد در حالی که الله تعالی می‌فرماید: {وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى}، (یعنی: و قرآن را بر تو نازل کردیم که بیان کننده‌ی همه چیز، و هدایت است).

ادامه مطلب …

۶۱ – منظور از معیّت در آیه‌ی ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾

می‌دانیم که الله بالای هر چیزی است و بر عرش خود قرار گرفته – استوا کرده – است. وقتی این فرموده‌ی او تعالی را شنیدیم: «وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ»، (یعنی: و او با شماست هر جا که باشید)، امکان ندارد کسی آن را چنین بفهمد که او در زمین با ما همراه است. هیچ عاقلی چنین تصوری نمی‌کند چه برسد به مومن. اما او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ما همراه است در حالی که بر بالای عرشش بر بالای آسمان‌هاست.

ادامه مطلب …

۶۷ – اراده‌ی الله چند نوع است؟

اراده بر دو نوع است: اول: اراده‌ی کَونی. دوم: اراده‌ی شرعی. هر اراده‌ای که به معنای مشیئت باشد، اراده‌ی کَونی، و هر کدام که به معنای محبت باشد، اراده‌ی شرعی است...

ادامه مطلب …

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

دشنام دادن به زمانه، سه قسم است: (۱) منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. یا (۲) زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. یا (۳) زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است...

ادامه مطلب …

۷۹ – آیا اهل سنت لفظ «ید» (دست) را در آیه‌ی ﴿يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ﴾ تاویل می‌کنند؟

این فرموده‌ی الله تعالی: «یدالله فوق أیدیهم»، واضح است که در حقیقت دست الله بالای دست آنها نیست، و دستی که هنگام بیعت بالای دست آنها بود، دست پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بود، و پیامبر هم مبلّغ از جانب الله است. همچنین جایز است چنین بگوییم: منظور از «ید الله فوق أیدیهم» بر سبیل علوّ مطلق است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بالای همه چیز است.

ادامه مطلب …

۷۱ – آیا «حنّان» از اسم‌های الله است؟

در هیچ کدام از منابع ذکر شده اسم «حنّان» را نیافتم، به جز یک حدیث نزد امام احمد که در آن لفظ حنّان و منّان آمده است "الترغیب" آمده در آن فقط لفظ منّان آمده است. همچنین شیخ الاسلام ابن تیمیه نمی‌پذیرد که حنّان از اسم‌های الله تعالی باشد. وقتی که چنین است و اکثر روایت‌ها دال بر عدم اثبات آن است، نظرم بر توقف است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه