چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

۸۰ – آیا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «مکر» توصیف می‌شود؟

۸۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا الله به مکر توصیف می‌شود؟ آیا به آن نامیده می‌شود؟

جواب دادند: الله تعالی به مکر توصیف نمی‌شود مگر به صورت مقیّد. بنا بر این به صورت مطلق به مکر توصیف نمی‌شود. الله تعالی می‌فرماید: {أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ}[۱]، یعنی: {آیا از مکر الله در امان هستند؟ هیچ کس جز گروه زیانکاران از مکر الله در امان نیست}.

در این آیه دلیل وجود دارد که الله متعال دارای مکر است، و مکر یعنی رسیدن به حیله‌ی بزرگ‌تری برای غلبه بر خصم، طوری که احساس نکند. و در حدیثی که بخاری آورده، آمده است: «الحرب خُدعة»، یعنی: «جنگ، نیرنگ به کار بردن است».

اگر گفته شود: چگونه الله به مکر توصیف می‌شود با اینکه ظاهر این صفت، مذموم است؟

گفته می‌شود: مکر در جای خود، ستودنی و دال بر قدرت صاحبش بوده و نشانگر این است که بر خصم خود غلبه دارد. به همین خاطر است که الله متعال علی الإطلاق به مکر وصف نمی‌شود. پس جایز نیست بگوییم: «الله ماکر است». بلکه این صفت فقط در جایگاهی به کار می‌رود که مدح باشد. مثل این فرموده‌ی الهی: {وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ}[۲]، یعنی: {و مکر می‌کنند، و الله نیز مکر می‌کند}، و این فرموده‌اش: {وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ}[۳]، یعنی: {و آنها مکری کردند، و ما نیز مکری کردیم، در حالی که خبر نداشتند}، و این فرموده‌ی او تعالی: {أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ}[۴]، یعنی: {آیا از مکر الله در امان هستند؟}، این صفت مطلقا نیز از او نفی نمی‌شود. بلکه در مقامی که مدح است، به آن توصیف می‌شود، و در مقامی که مدح نیست، به آن توصیف نمی‌شود.

همچنین، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با این صفت نامیده نمی‌شود. پس گفته نمی‌شود که یکی از اسم‌های الله، ماکر است. مکر از صفات فعلی است؛ به این خاطر که متعلق به مشیئت الله تعالی است.


[۱] – سوره أعراف، آیه «۹۹».

[۲] – سوره أنفال، آیه «۳۰».

[۳] – سوره نمل، آیه «۵۰».

[۴] – سوره أعراف، آیه «۹۹».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(80) سئل فضيلة الشيخ: هل يوصف الله بالمكر؟ وهل يسمى به؟

فأجاب بقوله: لا يوصف الله تعالى بالمكر إلا مقيداً فلا يوصف الله تعالى به وصفاً مطلقاً، قال الله تعالى: ( أفأمنوا مكر الله فلا يأمن مكر الله إلا القوم الخاسرون‌) (سورة الأعراف، الآية ” 99″).

ففي هذه الآية دليل على أن لله مكراً، والمكر هو التوصل إلى إيقاع الخصم من حيث لا يشعر. ومنه جاء في الحديث الذي أخرجه البخاري ” الحرب خدعة ” .

فإن قيل: كيف يوصف الله بالمكر مع أن ظاهره أنه مذموم؟

قيل: إن المكر في محله محمود يدل على قوة الماكر، وأنه غالب على خصمه ولذلك لا يوصف الله به على الإطلاق، فلا يجوز أن تقول: ” إن الله ماكر” وإنما تذكر هذه الصفة في مقام يكون مدحاً مثل قوله تعالى: ( ويمكرون ويمكر الله) (سورة الأنفال، الآية 30). وقوله: ( ومكروا مكراً ومكرنا مكراً وهم لا يشعرون‌) (سورة النمل، الآية 50). ومثل قوله تعالى: ( أفأمنوا مكر الله) (سورة الأعراف، الآية 99). ولا تنفى عنه هذه الصفة على سبيل الإطلاق، بل إنها في المقام الذي تكون مدحاً يوصف بها، وفي المقام الذي لا تكون فيه مدحاً لا يوصف بها.

وكذلك لا يسمى الله به فلا يقال : إن من أسماء الله الماكر، والمكر من الصفات الفعلية لأنها تتعلق بمشيئة الله سبحانه.

مطالب مرتبط:

۸۲ – آیا صفت «حیّ» مسبوق به عدم است؟

حیات الله عز و جل حیاتی کامل است که مسبوق به عدم نبوده و زوال نیز به آن راه ندارد. آن شرح واسطیه‌ای نیز که سائل در آن خوانده که حیات الله عز و جل مسبوق به عدم است، بدون شک خطاست و ظاهرا اشتباه چاپی است. زیرا وقتی گفته شد: حیات کامل، پس دیگر این حیات، مسبوق به عدم نیست. حیات الله نیز حیات کاملی است که متضمن همه‌ی صفات کامل بوده و مسبوق به عدم نیست و زوالی نیز به آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

۹۲ – آیا صفت «هَروَله» به الله نسبت داده می‌شود؟

صفت «هروله» برای الله تعالی ثابت است. چنان که در حدیثی متفق علیه از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده که فرمودند: «الله تعالی می‌فرماید: من نزد گمان بنده‌ام نسبت به خود هستم»، و سپس حدیث را ذکر می‌کند و در آن چنین آمده است: «و اگر قدم زنان به سوی من بیاید، با شتاب به سوی او می‌روم»، و این «هروله» صفتی از صفات افعال او تعالی است...

ادامه مطلب …

۶۰ – در مورد حدیث: «اگر با طنابی به زمین هفتم می‌رسیدید، بر الله واقع می‌شد»

علما در مورد صحت این حدیث اختلاف دارند. کسانی که قائل به صحت این حدیث هستند، می‌گویند که معنی حدیث این است که اگر طنابی را به زمین هفتم بندازید بر الله واقع می‌شود، زیرا الله بر همه چیز احاطه دارد. همه چیز در قبضه‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، و هیچ چیزی از الله تعالی غایب نیست، تا جایی که هفت آسمان و هفت زمین در کف دست الله تعالی است چنان که دانه‌ای خردَل در دست یکی از ماست.

ادامه مطلب …

۷۳ – آیا «دهر» از اسم‌های الله است؟

«دهر» از اسم‌های الله متعال نیست، و کسی که چنین گفته، به دو علت دچار خطا شده است: (۱) اسم‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همه اسم‌های نیکو هستند. یعنی در بالاترین درجه‌ی نیکویی قرار دارند. پس باید مشتمل بر وصف و معنایی نیکوتر از اوصاف و معانی در دلالت این کلمه باشد، و به همین خاطر است که در میان اسم‌های الله تعالی اسم جامدی وجود ندارد، و دهر اسمی جامد است و حامل هیچ معنایی نیست جز اینکه اسمی برای اوقات است. (۲) سیاق حدیث، این را نمی‌پذیرد؛ زیرا فرمود: «من شب و روز را جابجا می‌کنم»، و شب و روز همان دهر هستند. در این صورت ممکن نیست مقلِّب همان مقلَّب باشد.

ادامه مطلب …

۸۱ – وصف الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «خیانت» و یا «خدعه»

«خیانت» به هیچ وجه به الله تعالی نسبت داده نمی‌شود. زیرا در همه حال، صفت ذمّ است؛ زیرا این کار، مکر در هنگامی است که امین دانسته شده است و این کار مذموم است. اما خداع و نیرنگ، مانند مکر است که الله تعالی هر جا مدح باشد، به آن توصیف شده و به صورت مطلق چنین وصفی به او جَلَّ‌جَلَالُهُ متعلق نمی‌شود.

ادامه مطلب …

۸۴ – آیا صفت «ملالت» برای الله جَلَّ‌جَلَالُهُ از حدیث، ثابت است؟

قاعده‌ای که نزد اهل سنت وجود دارد این است که ما الله جَلَّ‌جَلَالُهُ را با اوصافی که او خود را بدانها وصف کرده بدون تمثیل و بیان کیفیت، وصف می‌کنیم. وقتی که حدیث دال بر این است که الله دارای ملالت است، پس ملالت او همانند ملالت ما نیست. بلکه ملالتی است که هیچ نوع نقصی در آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه