چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۹۵ – حکم گفتن عباراتی چون: «زمانه تاریک است»، یا «زمانه غدار است»، یا «افسوس از زمانی که تو را در آن دیدم»

۹۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد این عبارات سوال شد: «زمانه تاریک است»، یا «زمانه غدار است»، یا «افسوس از زمانی که تو را در آن دیدم».

جواب دادند: این عباراتی که در سوال ذکر شد، بر دو وجه اتفاق می‌افتند:

وجه اول: سبّ و قدح در زمانه باشد. این حرام است و جایز نیست. زیرا هر چیزی که در زمان اتفاق می‌افتد، از طرف الله عز و جل است. بنا بر این هر کس آن را دشنام دهد، در واقع الله را دشنام داده است، و به همین خاطر، الله تعالی در حدیث قدسی می‌فرماید: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ زمانه را دشنام می‌دهد در حالی که من زمانه‌ام. همه چیز به دست من است. شب و روز را می‌چرخانم».

وجه دوم: این عبارات را بر سبیل إخبار بر زبان آورد. این اشکالی ندارد، و این فرموده‌ی الله تعالی در مورد لوط نیز از این نمونه است: {وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ}[۱]، یعنی: {و گفت: این روز، روزی بسیار سخت است}، یعنی: شدید است، و همه می‌گویند: امروز روز سختی است، و این روز، روزی است که چنین و چنان چیز در آن است، و چیزی در آن نیست.

اما گفتن: «زمانه غدار است»، سبّ است. زیرا غدر صفت ذمّ است و گفتنش جایز نیست.

همچنین گفتن: «افسوس از زمانی که تو را در آن دیدم»، اگر منظورش این باشد که: افسوس بر من، این اشکالی ندارد، و سبّ و دشنام دادن به زمانه نیست. اما اگر منظورش زمانه و روز باشد، این سبّ است و جایز نیست.


[۱] – سوره هود، آیه «۷۷».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(95) سئل فضيلة الشيخ عن هذه العبارات : ” هذا زمان أقشر” ، أو “الزمن غدار” أو “يا خيبة الزمن الذي رأيتك فيه” ؟

فأجاب بقوله : هذه العبارات التي ذكرت في السؤال تقع على وجهين :

الوجه الأولى : أن تكون سبا وقدحا في الزمن فهذا حرام ، ولا يجوز ؛ لأن ما حصل في الزمن فهو من الله عز وجل ، فمن سبه فقد سب الله ، ولهذا قال الله تعالى في الحديث القدسي : « يؤذيني ابن آدم يسب الدهر وأنا الدهر ، بيدي الأمر أقلب الليل والنهار » .

والوجه الثاني : أن يقولها على سبيل الإخبار فهذا لا بأس به ، ومنه قوله تعالى عن لوط ، عليه الصلاة والسلام : { وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ } أي شديد ، وكل الناس يقولون : هذا يوم شديد . وهذا يوم فيه كذا وكذا من الأمور وليس فيه شيء .

وأما قول : “هذا الزمن غدار” فهذا سب ؛ لأن الغدر صفة ذم ولا يجوز .

وقول : “يا خيبة اليوم الذي رأيتك فيه” إذا قصد يا خيبتي أنا ، فهذا لا بأس فيه ، وليس سبا للدهر ، وإن قصد الزمن أو اليوم فهذا سب فلا يجوز .

مطالب مرتبط:

۸۳ – آیا صفت«نسیان» (فراموشی) به الله تَبَارَكَ‌وَتَعَالَىٰ تعلق دارد؟

نسیان دارای دو معناست: اول: فراموش کردن چیزی معلوم. دوم برای نسیان: ترک کردن از روی آگاهی و عمد. اینکه الله تعالی چیزی را ترک کند، یکی از صفات فعلی اوست که متعلق به اراده‌ی او تعالی و تابع حکمت او است...

ادامه مطلب …

۸۸ – حکم کسی که معتقد باشد صفات خالق مثل صفات مخلوق است

کسی که معتقد باشد صفات خالق مثل صفات مخلوق است، در گمراهی به سر می‌برد. زیرا به نصّ قرآن کریم، صفات خالق مثل صفات مخلوق نمی‌تواند باشد. الله تعالی می‌فرماید: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»، (یعنی: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست)، و لازمه‌ی تماثل دو چیز در اسم یا صفت، این نیست که در حقیقت نیز باید مثل هم باشند. این یک قاعده‌ی واضح است.

ادامه مطلب …

۸۲ – آیا صفت «حیّ» مسبوق به عدم است؟

حیات الله عز و جل حیاتی کامل است که مسبوق به عدم نبوده و زوال نیز به آن راه ندارد. آن شرح واسطیه‌ای نیز که سائل در آن خوانده که حیات الله عز و جل مسبوق به عدم است، بدون شک خطاست و ظاهرا اشتباه چاپی است. زیرا وقتی گفته شد: حیات کامل، پس دیگر این حیات، مسبوق به عدم نیست. حیات الله نیز حیات کاملی است که متضمن همه‌ی صفات کامل بوده و مسبوق به عدم نیست و زوالی نیز به آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

۹۱ – فرق بین تشبیه و تمثیل در اسماء و صفات چیست؟

گفتن «تمثیل» به جای «تشبیه» بهتر است چون (۱) موافق با لفظ قرآن است. (۲) تشبیه تبدیل به وصفی شده که مردم در فهم آن دچار اختلاف هستند. (۳) نفی تشبیه به صورت کلی بین صفات خالق و صفات مخلوق صحیح نیست. اما نفی تمثیل به صورت مطلق، صحیح است.

ادامه مطلب …

۸۶ – انواع تعطیل در اسماء و صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ

تعطیل دو نوع است: اول: تعطیل به معنای تکذیب و جحود. این نوع تعطیل، کفر است. و دوم: تعطیل به معنای تاویل، که محل اختلاف بین علما در این است که آیا کسی که با تاویل، اسم یا صفتی را تاویل کند، تکفیر می‌شود یا خیر؟

ادامه مطلب …

۶۵ – درباره‌ی سخن کسی که می‌گوید: یک‌چشم بودنِ دجال، اثبات نمی‌کند که الله دارای دو چشم است. بلکه فقط ثابت می‌کند او همه چیز را می‌بیند.

اگر در حدیث دجال تامل کنید، خواهید دید که به وضوح دلالت بر این دارد که الله تعالی دارای دو چشم است. در صحیح بخاری از عبدالله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا روایت شده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد دجال فرمودند: «یک چشم است، و چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است»، و در صحیح مسلم آمده که: «الله یک چشم نیست، و مسیح دجال یک چشم است. چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است».

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه