جمعه 4 محرم 1448
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
19 ژوئن 2026

۷۲ – آیا «منّان» و «منتقم» و «هادی» و «معین» از اسم‌های الله عز و جل هستند؟

۷۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا «منّان» و «منتقم» و «هادی» و «معین» از اسم‌های الله عز و جل هستند؟

جواب دادند: صحت اسم «منّان» از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به اثبات رسیده است.

اما اسم «منتقم» از اسم‌های الله نیست؛ زیرا الله تعالی این وصف را به صورت مقیّد برای خود ذکر فرموده است، و هر وصفی که مقید باشد، جزء اسم‌های الله نیست. زیرا اسم‌های الله تعالی همه به صورت کمال مطلق بوده و هیچ احتیاجی به مقیّد شدن ندارد. اسم منتقم را الله تعالی فقط در مقابل بزهکاری ذکر کرده و فرموده است: {إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ}[۱]، یعنی: {ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت}، که در این صورت اسم منتقم نمی‌تواند از اسم‌های الله تعالی باشد.

اما اسم «هادی» را برخی علما گفته‌اند از اسم‌های الله تعالی است، و عده‌ی دیگری گفته‌اند: خیر، بلکه این از اوصاف الله تعالی بوده و اسم نیست.

اما اسم «معین» نیز از اسم‌های الله نیست. اما یکی از اوصاف او تعالی است. زیرا او کسی است که به هر کدام از بندگانش که بخواهد یاری می‌رساند.

نیز، کسانی از علما گفته‌اند: این یکی از اسم‌های او تعالی است. زیرا دال بر معنایی نیکوست و به هیچ وجه نقصی در آن نیست.

الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا}[۲]، یعنی: {و الله دارای اسم‌هایی است نیکو، پس او را با آنها بخوانید}.


[۱] – سوره سجده، آیه «۲۲».

[۲] – سوره أعراف، آیه «۱۸۰».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(72) سئل فضيلة الشيخ: هل من أسماء الله عَزَّوَجَلَّ ” المنان”، ” المنتقم”، ” الهادي”، “المعين”؟

فأجاب بقوله : أما المنان فقد صح عن النبي ﷺ .

وأما المنتقم فليس من أسماء الله، لأن الله تعالى لم يذكر هذا الوصف لنفسه إلا مقيداً، وكل وصف جاء مقيداً فهو ليس من أسماء الله، لأن أسماء الله كمال على الإطلاق لا تحتاج إلى تقييد، والله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ إنما ذكر المنتقم في مقابلة الإجرام فقال: ( إنا من المجرمين منتقمون) (سورة السجدة، الآية “22”) وحينئذ لا يكون المنتقم من أسماء الله.

أما” الهادي” فبعض العلماء أثبته من أسماء الله وبعضهم قال : بل هذا من أوصاف الله وليس اسماً.

” والمعين” كذلك ليس من أسماء الله، ولكنه من صفاته فإنه هو الذي يعين من شاء من عباده.

ومن العلماء من قال: إنه من أسمائه لأنه دال على معنى حسن وليس فيه نقص بوجه من الوجوه.

والله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ يقول :( ولله الأسماء الحسنى فادعوه بها).

مطالب مرتبط:

۸۲ – آیا صفت «حیّ» مسبوق به عدم است؟

حیات الله عز و جل حیاتی کامل است که مسبوق به عدم نبوده و زوال نیز به آن راه ندارد. آن شرح واسطیه‌ای نیز که سائل در آن خوانده که حیات الله عز و جل مسبوق به عدم است، بدون شک خطاست و ظاهرا اشتباه چاپی است. زیرا وقتی گفته شد: حیات کامل، پس دیگر این حیات، مسبوق به عدم نیست. حیات الله نیز حیات کاملی است که متضمن همه‌ی صفات کامل بوده و مسبوق به عدم نیست و زوالی نیز به آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

۵۱ – عقیده‌ی اهل سنت و جماعت در مورد اسماء و صفات الله و فرق بین اسم و صفت

عقیده‌ی اهل سنت و جماعت در مورد اسماء و صفات الله این است که هر آنچه از اسماء و صفات را که الله برای خود اثبات کرده، بدون تحریف و تعطیل و تعیین چگونگی و بدون تمثیل، اثبات می‌کنند. فرق بین اسم و صفت در این است که اسم: هر چیزی است که الله خود را بدان نامیده، و صفت: هر چیزی است که الله خود را بدان توصیف نموده است، و فرق بین این دو کاملا واضح است.

ادامه مطلب …

۸۱ – وصف الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «خیانت» و یا «خدعه»

«خیانت» به هیچ وجه به الله تعالی نسبت داده نمی‌شود. زیرا در همه حال، صفت ذمّ است؛ زیرا این کار، مکر در هنگامی است که امین دانسته شده است و این کار مذموم است. اما خداع و نیرنگ، مانند مکر است که الله تعالی هر جا مدح باشد، به آن توصیف شده و به صورت مطلق چنین وصفی به او جَلَّ‌جَلَالُهُ متعلق نمی‌شود.

ادامه مطلب …

۸۰ – آیا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به «مکر» توصیف می‌شود؟

الله تعالی به مکر توصیف نمی‌شود مگر به صورت مقیّد. بنا بر این به صورت مطلق به مکر توصیف نمی‌شود. از آیه‌ی مورد بحث، استدلال می‌شود که الله متعال دارای مکر است، و مکر یعنی رسیدن به حیله‌ی بزرگ‌تری برای غلبه بر خصم، طوری که احساس نکند. این صفت فقط در جایگاهی برای الله به کار می‌رود که مدح باشد.

ادامه مطلب …

۵۷ – استوای الله بر عرش

تفسیر استواء الله تعالی بر عرش خود، با قرار گرفتن بر بالای عرش به گونه‌ای که شایسته‌ی اوست، تفسیر سلف صالح است. امام مفسرین، ابن جریر طبری رَحِمَهُ‌الله در تفسیر خود می‌گوید: «از معانی استواء، علوّ و ارتفاع است. مثل این سخن: استوی فلان علی سریره، یعنی بر آن قرار گرفت»، و همچنین در تفسیر این فرموده‌ی الله تعالی: «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى» (یعنی: رحمان – الله – بر عرشش قرار گرفت)، می‌گوید: «او جلّ ذکره می‌گوید: الله بر عرشش مرتفع شده و قرار گرفت».

ادامه مطلب …

۷۵ – درباره‌ی احادیثی که در آن از دست راست و چپ الله جَلَّ‌جَلَالُهُ ذکر شده

راویان در مورد کلمه‌ی «با دست چپش» اختلاف دارند. برخی از آنها این کلمه را اثبات کرده، و برخی دیگر نیز آن را انکار نموده و گفته‌اند صحت آن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ثبوت نرسیده و اصل این بر می‌گردد به حدیثی که در صحیح مسلم آمده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند، و هر دو دست او، راست است». مقتضای این حدیث این است که چیزی به نام دست راست و دست چپ وجود ندارد. اما...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه