چهارشنبه 26 ذیقعده 1447
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
13 می 2026

(۴۷۴۰) حکم بدهی‌های باقی‌مانده میت و مسئولیت ورثه ناتوان

(۴۷۴۰) سوال: پدربزرگم ده سال پیش فوت کرده و بدهی بسیار سنگینی دارد. چند همسر و چندین پسر و دختر دارد که تاکنون بدهی او را تسویه نکردهاند. با توجه به اینکه فرزندان وی به دلیل ضعف مادی و نه به دلیل سن پایین توانایی بازپرداخت این بدهی را ندارند، سرنوشت پدربزرگم از نظرگاه شرعی چگونه است؟ آیا مرتکب گناه شده است یا فرزندان او مرتکب گناه شدهاند؟ و آیا درست که تا زمانی که قرضهایش پرداخت نشود، اعمالش را محاسبه نخواهند کرد؟ حال چه باید کرد؟ خداوند به شما اجر عنایت بفرماید.

جواب:

اگر این میت مال و اموالی دارد، میتوان از طریق آن اموال، قرض او را پرداخت کرد و ورثه باید این کار را انجام دهند. اما اگر هیچ ماترکی ندارد، گناهی متوجه وراث نیست چنان که خداوند متعال در این باره میفرماید: “وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ اُخْرَی”” هیچ گناهکاری گناه دیگری رامتحمل نمی شود ” (انعام ١٠٥) و اما میت اگر این قرضها را به این نیت اخذ کرده بوده بعدا آنها را بازپس دهد و طلبکاران را راضی کند، پس خداوند در روز قیامت قرضهای او را پس داده و طلبکاران او را راضی خواهد کرد. اما اگر این قرض را به نیت اتلاف (و پس ندادن) آورده خداوند او را تلف خواهد کرد. پس همه چیز به نیت او بستگی دارد. پس اگر این قرضها را به این نیت اخذ کرده بوده بعدا آنها را بازپس دهد و طلبکاران را راضی کند، پس خداوند در روز قیامت قرضهای او را پس داده و طلبکاران او را راضی خواهد کرد و گناهی متوجه او نخواهد کرد. اما اگر سونیت داشته و اموال مردم را به قصد اتلاف و بازی کردن با آنها استقراض کرده، خداوند او را تلف کرده و مجازات میکند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: لي جد متوفى منذ عشر سنوات، وله دين يَصِل إلى مبلغ كبير، وله عدة زوجات ومنهن أبناء وبنات، ولكن لم يُسدَّد دَينُه حتى الآن، مع العلم بأن أبناءه ليس لديهم الاستطاعة لقضاء هذا الدين، ليس لصغرهم، ولكن لعجزهم المادي، فما مصير هذا الجد من ناحية الشرع؟ هل عليه ذنب؟ وهل على الأبناء ذنب؟ وهل صحيح بأنه لا يُحاسب على أعماله حتى يُسدَّدَ ما عليه من دَيْن؟ وما العمل جزاكم الله خيرا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: إذا كان هذا الميت له مال، يمكن الاستيفاء منه، فإن الواجب على الورثة المبادرة بقضاء دينه، وإذا لم يكن له مال، فليس على الورثة شيء، لقول الله -تعالى-: ﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ﴾ [الأنعام: ١٦٤]، وأما الميت فإن كان أخذ أموال الناس يريد أداءها أدى الله عنه، وإن كان أخذها يريد إتلافها أتْلَفَه الله فهو على نِيَّته إن كان الرجل أخذ أموال الناس بنية الأداء، ولكن اختلفت الأمور، فلم يتمكن، فالله -عز وجل- يقضي عنه دينه، ويُرضي غُرماءه، ولا يلحقه في ذلك ذنب، ولا إثم، وإن كان سيئ النية، أخذ أموال الناس يتلاعب بها، ولا يريد أداءها، فإن الله -تعالى- يتلفه، ويعاقبه على ذلك.

مطالب مرتبط:

(۴۷۴۹) حکم جبران خسارت مالی نادانسته به مدرسه

در این حالت هیچ ضمانت و مسئولیتی متوجه ایشان نیست. چون عمد و افراطی در کار نبوده و استدلال کرده و چنین پنداشته که این کار به مصلحت مدرسه است، اما بعدا مشخص شده که اینگونه نیست. در این حالت گناهی متوجه او نیست.....

ادامه مطلب …

(۴۷۲۴) اگر طلبکار بخواهد طلبش را ببخشد، آیا ثبت بدهی‌ها واجب است؟

اما بهتر است قرضها را یادداشت کنی، زیرا این امر برای بازگرداندن قرضهایت و برای خودت و برای ورثههایت کار خوبی است. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۳۹) آیا خانواده میت مسئول پرداخت بدهی‌های او هستند؟

تا زمانی که بدهیهای میت تسویه نشده است، ورثه حق ندارند اموال او را تقسیم کنند. اما اگر میت مالی از خود به جای نگذارده بود، در این حالت اگر ورثه بدهیهایش را تسویه کردند که کار بسیار خیر و نیکی است و اجر زیادی دارد و اگر چنین نکردند نیز گناهی متوجه ایشان نخواهد بود. ...

ادامه مطلب …

(۴۷۴۱) حکم استفاده از پول دیگران در کسب‌وکار بدون اطلاع آن‌ها

بله اشکال دارد. اگر به انسان مالی به عنوان امانت دادند (یعنی ودیعه)، هرگز بر او حلال نیست در آن دخل و تصرفی انجام دهد....

ادامه مطلب …

(۴۷۲۷) وظیفه شرعی کارمند نسبت به خطاهای مالی گذشته

گر آنچه انجام دادهای بر اثر خطا و اشتباه روی داده و غیر عمدی بوده، پس تو بر حق هستی و هیچ ضمانتی بر  تو نیست و نیازی نیست از ورثه حلالیت بطلبی....

ادامه مطلب …

(۴۷۳۸) حکم فردی که نمی‌تواند قرض خود را بازپرداخت کند

اگر این مرد فقیر نیت دارد که پول این اشخاص را پس دهد، خداوند برای او پرداخت خواهد کرد، حال یا به او کمک میکند که در دنیا پرداخت کند یا اینکه در آخرت برای او پرداخت خواهد کرد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه