یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۴۱۹۱) صفت لبیک گفتن چگونه است؟

(۴۱۹۱) سوال: صفت لبیک گفتن چگونه است و آیا در هر حال مستحب است یا این که در اوقات مخصوصی مستحب است؛ قول راجح در وقت آن چیست؟

جواب:

صفت لبیک این است که انسان بگوید: (لبیك اللهم لبیك، لبیك لا شریك لك لبیك، إن الحمد و النعمة لك و الملك لا شریك لك).

معنای لبیک این است که شخص می­گوید: پروردگارا! اجابت کردم و دوباره همین جمله را تکرار می­کند و بدین معنا نیست که اناسن فقط دوبار پروردگارش را اجابت می­کند بلکه معنا این است که مرتبه­ای پس از دیگری اجابت می­کند لذا منظور از دوبار تکرار در این جا فقط مجرد تکرار است بنابراین معنای آن اجابت پروردگار و انجام طاعات و عبادات است سپس بعد از این اجابت می­گوید: حمد، نعمت و پادشاهی از آن تو است.

الحمد: توصیف شخص حمد شده به کمال است لذا اگر تکرار شود به معنای ثنا و ستایش است و نعمت آن چیزی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از روی فضلش مطلوب را برای انسان حاصل می­کند و بدی را از انسان دور می­کند لذا منعِم فقط الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است همان­طور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می­فرماید: {وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ}[نحل: ۵۳](آن چه از نعمت دارید (همه) از (جانب) الله است سپس هنگامی که نا راحتی به شما رسد باز به سوی او زاری می کنید).

فرموده­اش: «و الملك»: به معناي اين است که پادشاهی از آن تو است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فقط مالک است همان­طور که فرموده­ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دلالت می­دهد: {وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ}[آل عمران: ۱۸۹](و فرمان­روایی آسمان­ها و زمین از آن الله است) همچنین فرموده­اش:{قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ*وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ۚ}[سبأ: ۲۲-۲۳]((ای پیامبر!) بگو: کسانی را که غیر از الله (معبود خود) می­پندارید، (به فریاد) بخوانید (آن­ها) به اندازه­ی ذره­ای در آسمان­ها و در زمین مالک نیستند و در (آفرینش و تدبیر) آن دو هیچ شرکتی ندارند و او (= الله) از میان آن­ها یاور و پشتیبانی ندارد*و شفاعت نزد او سود نبخشد مگر برای کسی که (او خود) برایش اجازه داده باشد).

فرموده­اش: «لا شریك لك» یعنی هیچ کسی در آن چیزی که مخصوص الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در صفات کمالش که از جمله­ی آن: ملک، خلقت، تدبیر و الوهیت است شراکتی ندارد.

این خلاصه­ای از معنای لبیک است که هر مؤمنی می­گوید و در حج از ابتدای احرام تا رمی جمره­ی عقبه و در عمره از ابتدای احرام تا شروع طواف مشروع است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما صفة التَّلْبِيةِ، وهل تُسْتَحَبُّ على كل حال، أم أن لها مواطن تستحب فيها، وما هو القول الراجح في وقتها؟

فأجاب رحمه الله تعالى: صِفَةُ التَّلْبِيَةِ أن يقول الإنسان: لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لبيك، لبيك لا شريك لك لَبَّيْكَ، إن الحمد والنعمة لك والْمُلْكَ، لا شريك لك. ومعنى قول الإنسان لَبَّيْكَ أي: إجابة لك يا رب، وتنيَتْ للتكرار، وليس الْمَعْنَى أن الإنسان يجيب ربه مرتين فحسب، بل الْمَعْنَى أنه يجيبه مرة بعد أخرى، فالتثنية هنا يراد بها مجرد التكرار والتعدد، فمعناها إجابة الإنسان ربه وإقامته على طاعته، ثم إنه بعد هذه الإجابة يقول: إن الحمد، والنِّعْمَةَ لك والْمُلْكَ.

الحمد هو: وصف المحمود بالكمال، فإذا كُرّر صار ثناء، والنعمة هي ما يتفضل الله به على عباده من حصول المطلوب، ودفع المكروه، فالله -سبحانه وتعالى- وحده هو الْمُنْعِمُ، كما قال الله تعالى: ﴿ وَمَا بِكُم مِّن نَعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَحْتَرُونَ ﴾ [النحل: ٥٣].

وقوله: والملك يعني: والملك لك، الله -تبارك وتعالى- هو المالك وحده، كما يدل على هذا قوله تعالى: ﴿ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ ﴾ [آل عمران: ۱۸۹] وقوله: ﴿ قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا هُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكِ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ وَلَا تَنفَعُ الشَّفَعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ﴾ [سبا: ٢٢-٢٣].

وقوله لا شريك لك. أي: لا أحد يشاركك بما يختص بالله -عز وجل- في صفاته الكاملة، ومن ذلك انفراده بالْمُلْكِ، والْخَلْقِ، والتَّدْبِيرِ ، والأُلُوهِيَّةِ. هذا موجز لمعنى التلبية التي يُلبي بها كل مؤمن، وهي مشروعة من ابتداء الْإِحْرَامِ إلى رمي جَهْرَةِ الْعَقَبَةِ فِي الْحَجِّ، وفي الْعُمْرَةِ من ابتداء الْإِحْرَامِ إلى الشروع في الطَّوَافِ.

مطالب مرتبط:

(۴۱۸۲) حکم باقی ماندن بر احرام پس از طواف و سعی عمره در حج تمتع

از آن جایی که تو در این حالت نمی­دانستی نظرم این است که چیزی بر تو واجب نیست و حج تو إن شاء الله درست است.....

ادامه مطلب …

(۴۱۷۲) مقصود از «حاضری المسجد الحرام» در آیه ۱۹۶ سوره بقره

این آیه­ ای که سؤال کننده ذکر نمود جزوی از آیه ­ای است که الله در مورد کسانی که حج تمتع را ادا می­کنند ذکر نموده است ...

ادامه مطلب …

(۴۱۶۴) بهترین نوع حج برای حاجی

بهترین نسک برای حاجی این است که ابتدا برای عمره از میقات نیت احرام نیت احرام کند سپس هرگاه به مکه رسید طواف نموده، سعی کند و سرش را کوتاه کند سپس لباسش را بپوشد و کامل از احرام خارج شود ...

ادامه مطلب …

(۴۱۶۶) چه تفاوتی میان حج تمتع، افراد و قران وجود دارد؟

فرق بین این مناسک به این صورت است: ...

ادامه مطلب …

(۴۱۷۸) حکم کوتاه کردن مو پیش از موعد در حج افراد

چیزی بر تو و بر پدرت واجب نیست زیرا کوتاه نمودن موی سر از جانب شما از روی جهل بوده و قصد خارج شدن از احرام را نداشتید ...

ادامه مطلب …

(۴۱۸۰) حکم حج افراد برای کسی که پیش از موعد حج به مکه آمده

اگر عمره را در ماه­های حج ادا نموده سپس به شهرش برگشته و دوباره از شهرش آمده حج او افراد حساب می­شود اما اگر عمره را ادا نموده و به شهر دیگری رفته در این مورد علما اختلاف نظر دارند برخی می­گویند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه