(۳۳۸۵) سوال: شیخ بزرگوار در یکی از آبادیها یافتم که بعضی از مردم تکه شاخهی نخلی را در کنار میّت میگذارند به این نیّت که از عذاب او بکاهد و بر بالای قبر فلاکسی از آب و دانه قرار میدهند حکم این عملشان چیست؟ الله به شما جزای خیر دهد.
جواب:
چیزی که برای من ظاهر گشته است ایشان این اشیا را در قبر میگذارند و در هر صورت میگوییم قرار دادن این شاخه نخل همراه میت در قبر یا در کفن یا بر قبر بعد از دفن کردن، از بدعتهایی میباشد که از آن نهی شده است و هیچ نفعی به میّت نمیرساند و کسانی که گمان میکنند گذاشتن شاخهی نخل بر روی قبر بعد از دفن، اصلی در سنت دارد آن چیزی است که بخاری و غیره از ابن عباس رَضِيَاللهُعَنْهُمَا روایت کردهاند که میفرماید: {مَرَّ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِقَبْرَيْنِ، فَقَالَ: ” إِنَّهُمَا لَيُعَذَّبَانِ، وَمَا يُعَذَّبَانِ فِي كَبِيرٍ: أَمَّا أَحَدُهُمَا فَكَانَ لَا يَسْتَتِرُ مِنَ الْبَوْلِ، وَأَمَّا الْآخَرُ فَكَانَ يَمْشِي بِالنَّمِيمَةِ “. ثُمَّ أَخَذَ جَرِيدَةً رَطْبَةً فَشَقَّهَا نِصْفَيْنِ، فَغَرَزَ فِي كُلِّ قَبْرٍ وَاحِدَةً، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، لِمَ فَعَلْتَ هَذَا؟ قَالَ: ” لَعَلَّهُ يُخَفَّفُ عَنْهُمَا مَا لَمْ يَيْبَسَا “}[۱] یعنی: (رسول الله بر دو قبر گذشت و فرمود: آنها عذاب میشوند ولیکن از جهت امری بزرگ عذاب نمیشوند و اما یکی از آنها خودش را از ادرار نمیپوشانید و دیگری سخن چینی میکرد. سپس رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم شاخهی تری را از درخت خرما گرفت و آن را دو نیم کرد و هر یک از آن را در قبری فرو برد. گفتند: چرا چنین کردی؟ فرمود: شاید که عذابشان سبک گردد تا آن که شاخهها خشک نشوند). گفتهاند که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بیان نمودهاند که عذاب این دو نفر تا زمانی که دو شاخه، خشک نشدهاند کم میشود پس برای همین ما هم شاخه نخل تری را بر میّت میگذاریم تا عذاب او تخفیف یابد پس میگوییم این بدعت است بدین خاطر که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آن را بر تمام قبرها نگذاشت و فقط برای این دو قبری قرار داد که آشکار شد عذاب میبینند و این شاخه نخل را بر میّت یا بر قبرش که یعنی صاحب قبری که غذاب میبیند، قرار داد شده و این سوءظن به میت و غیبگویی است پس ما نمیدانیم که آیا عذاب میبیند یا نه بنابراین از چندین جهت این فعل نهی میشود:
اول: اینکه آن بدعت است.
دوم: اینکه سوءظن به میّت است.
سوم: آنکه غیب گویی است.
اما موضوع دومی چیز عجیبی بود که سوال کننده مطرح کرد آب و دانه اطراف او میگذارند انگار که میخواهند هر روز صبح به میت صبحانه دهند و این اشتباه بزرگی است و کار بیهودهای است و هیچ گونه فایدهای ندارد و هیچ کس را نمیشناسم که چنین چیزی را گفته باشد و برای این برادر، واجب است که اینها را نصیحت بکند و برایشان واضح سازد که این کار بدعت، بیهوده و احمقانهای است چه بسا این کار را انجام داده است ولی سوال ذکر نکرده است اگر این چیز رخ داده پس مطلوب است و بر آن لازم است که این قضیهی را دنبال کند و به نزد آنها برود و بنگرد که از این کار دست کشیدهاند یا نه و اگر نصیحتشان نکردهای نصیحتشان کن پس شاید الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ ایشان را با دستان تو هدایتشان کرد و تو در این قضیه برایش سبب خیر باشی.
[۱] [تخریج آن گذشت]