جمعه 21 ذیقعده 1447
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
8 می 2026

۹۱ – فرق بین تشبیه و تمثیل در اسماء و صفات چیست؟

۹۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد فرق بین تشبیه و تمثیل در اسماء و صفات سوال شد.

جواب دادند: بین تشبیه و تمثیل در اسماء و صفات فرق وجود دارد؛ به همین خاطر شایسته است به جای گفتن: «بدون تحریف و تعطیل و بیان چگونگی، و تشبیه»، بگوییم: «بدون تحریف و تعطیل و بیان چگونگی، و تمثیل».

به چند دلیل، گفتن تمثیل به جای تشبیه بهتر است:

اول: موافق با لفظ قرآن است. زیرا الله تعالی می‌فرماید: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}[۱]، یعنی: {همانند او چیزی نیست}، و فرموده: {فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ}[۲]، یعنی: {پس برای الله مثال به کار نبرید}، و نفرمود: شبیه او چیزی نیست، و نفرمود: پس برای الله، تشبیه به کار نبرید.

دوم: تشبیه تبدیل به وصفی شده که مردم در فهم آن دچار اختلاف هستند. نزد برخی مردم، اثبات صفات، تشبیه دانسته می‌شود و هر کس که صفات را اثبات کند، مشَبِّه می‌گویند. این را نزد معتزلیان می‌بینیم. چنان که زمخشری در تفسیر کشاف می‌گوید: و مشبهه گفته‌اند، و منظورش اهل سنت و جماعت هستند.

سوم: نفی تشبیه علی الاطلاق بین صفات خالق و صفات مخلوق صحیح نیست؛ زیرا هیچ دو صفتِ ثابتی وجود ندارند مگر اینکه بین آنها در اصل معنی، اشتراکی وجود دارد، و این اشتراک، نوعی مشابهت است: مثلا علم؛ انسان دارای علم است، پروردگار سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیز دارای علم است. در اصلِ معنی با هم مشترکند. اما یکسان نیستند. اما نفی تمثیل به صورت مطلق، صحیح است.

همچنین گفته نمی‌شود: بدون تأویل، بلکه باید گفت: بدون تحریف. زیرا تاویل در اسماء و صفات در همه‌ی حالات، منتفی نیست. بلکه هر تاویلی که دلیل بر آن حکم فرما باشد، تاویلی ثابت و به معنی تفسیر است، و تاویلی که نفی شده، همان تحریف است که به معنای منحرف کردن لفظ بدون وجود هیچ دلیلی از معنای ظاهری‌اش باشد، و مثال آن، اهل تعطیل هستند که در اسماء و صفاتی که برای الله اثبات و یا از او نفی کرده‌اند، دچار اختلاف شده‌اند. برخی از آنها اسماء و برخی صفات را اثبات کرده و اکثر صفات را نفی می‌کنند، و گروهی دیگر اسماء را اثبات کرده و همه‌ی صفات را نفی می‌کنند، و گروهی دیگر هم اسماء و هم صفات را به طور کامل نفی می‌کنند، و گروهی دیگر، هر نفی و اثباتی را نفی می‌کنند و می‌گویند: الله نه با اثبات و نه با نفی، توصیف نمی‌شود.

اما اهل سنت از همه‌ی این مسائل بریء بوده و هر اسم و صفتی را که الله برای خود اثبات نموده، اثبات می‌کنند.

همچنین در نص قرآن، تحریف مذموم شمرده شده است. آنجا که الله تعالی می‌فرماید: {يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ}[۳]، یعنی: {کلام را از جایگاه خود تحریف می‌کنند}، و نفرمود آن را تأویل می‌کنند، و التزام به الفاظ شرعی‌ای که در کتاب و سنت آمده بهتر از اختراع الفاظ دیگر است؛ زیرا آنچه در شرع آمده محکم‌تر و قوی‌تر است.


[۱] – سوره شوری، آیه «۱۱».

[۲] – سوره نحل، آیه «۷۴».

[۳] – سوره مائده، آیه «۱۳».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(91) سئل فضيلة الشيخ عن: الفرق بين التشبيه والتمثيل في الأسماء والصفات؟

فأجاب بقوله : التشبيه والتمثيل في الأسماء والصفات بينهما فرق ، ولهذا ينبغي أن نقول : ” من غير تحريف، ولا تعطيل، ولا تكييف، ولا تمثيل”، بدل قول : “من غير تأويل، ولا تعطيل، ولا تكييف، ولا تشبيه”.

فالتعبير بالتمثيل أولى لأمور:

أولاً: أنه الموافق للفظ القرآن في قوله تعالى: ( ليس كمثله شيء) (سورة الشورى، الآية ” 11 “).( فلا تضربوا لله الأمثال‌) (سورة النحل، الآية ” 74″) ولم يقل : ليس كشبهه شيء ولا قال : فلا تضربوا لله الأشباه.

ثانياً: أن التشبيه صار وصفاً يختلف الناس في فهمه فعند بعض الناس إثبات الصفات يسمى تشبيهاً، ويسمونه من أثبت صفة لله مشبهاً، فتجد ذلك عند المعتزلة كما يقول : الزمخشري في تفسيره الكشاف: وقالت المشبهة، ويقصد أهل السنة والجماعة.

ثالثاً: أن نفي التشبيه على الإطلاق بين صفات الخالق وصفات المخلوق لا يصح، لأنه ما منا من صفتين ثابتتين إلا وبينهما اشتراك في أصل المعنى وهذا الاشتراك نوع من المشابهة : فالعلم مثلاً، للإنسان علم، وللرب سبحانه علم، فاشتركا في أصل المعنى، لكن لا يستويان. أما التمثيل فيصح أن تنفي نفياً مطلقاً.

وأيضاً فلا يقال : من غير تأويل بل من غير تحريف، لأن التأويل في أسماء الله وصفاته ليس منفياً على كل حال، بل ما دل عليه الدليل فهو تأويل ثابت وهو بمعنى التفسير، وإنما المنفي هو التحريف وهو صرف اللفظ عن ظاهره بغير دليل، كما صنع أهل التعطيل الذين اختلفوا فيما نفوا وأثبتوا من أسماء الله وصفاته، فمنهم من أثبت الأسماء وبعض الصفات ونفى أكثر الصفات، ومنهم من أثبت الأسماء ونفى الصفات كلها، ومنهم من نفى الأسماء والصفات كلها، ومنهم من نفى كل إثبات وكل نفي فقال: لا تصف الله بإثبات ولا نفي.

وأهل السنة بريئون من هذا ويثبتون لله تعالى كل ما أثبته لنفسه من الأسماء والصفات.

وكذلك فقد جاء النص بذم التحريف في قوله: (يحرفون الكلم عن مواضعه) (سورة المائدة، الآية “13”) ولم يقل : يؤولون، والتزام الألفاظ الشرعية التي جاء بها الكتاب والسنة أولى من إحداث ألفاظ أخرى، لأن ما جاء في الشرع أشد وأقوى.

مطالب مرتبط:

۸۷ – حکم کسی که چیزی از اسماء یا صفات الله تعالی را انکار کند

انکار اسما و صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ دو نوع است: (۱) انکاری که به معنای تکذیب باشد. که بدون شک کفر است. (۲) انکار به معنی تاویل، که به معنای تکذیب کردن نیست، اما آن را تاویل می‌کند...

ادامه مطلب …

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ۞ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ»، (یعنی: و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد). اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

ادامه مطلب …

۷۵ – درباره‌ی احادیثی که در آن از دست راست و چپ الله جَلَّ‌جَلَالُهُ ذکر شده

راویان در مورد کلمه‌ی «با دست چپش» اختلاف دارند. برخی از آنها این کلمه را اثبات کرده، و برخی دیگر نیز آن را انکار نموده و گفته‌اند صحت آن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ثبوت نرسیده و اصل این بر می‌گردد به حدیثی که در صحیح مسلم آمده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند، و هر دو دست او، راست است». مقتضای این حدیث این است که چیزی به نام دست راست و دست چپ وجود ندارد. اما...

ادامه مطلب …

۷۶ – معنای حدیث: «الله، آدم را بر صورت خودش خلق کرد»

این حدیث، در صحیحین آمده و به اجماع مسلمانان و عقلا، ظاهرِ آن منظور نیست؛ زیرا فقط کرسیِ – محل قرار دادن دو پای – الله تعالی به وسعت آسمان‌ها و زمین است، و آسمان‌ها و زمین به نسبت کرسی، مانند حلقه‌ای است که در بیابانی وسیع افتاده است، و فضل عرش بر کرسی، مانند فضل این بیابان وسیع بر حلقه است. و هیچ کس به وصف نمودن یا تخیل کردن او احاطه‌ای ندارد، و کسی که چنین وصفی داشته باشد، ممکن نیست که بر صورت آدم باشد که شصت ذراع است. اما حدیث بر یکی از این دو معنی حمل می‌شود...

ادامه مطلب …

۶۰ – در مورد حدیث: «اگر با طنابی به زمین هفتم می‌رسیدید، بر الله واقع می‌شد»

علما در مورد صحت این حدیث اختلاف دارند. کسانی که قائل به صحت این حدیث هستند، می‌گویند که معنی حدیث این است که اگر طنابی را به زمین هفتم بندازید بر الله واقع می‌شود، زیرا الله بر همه چیز احاطه دارد. همه چیز در قبضه‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، و هیچ چیزی از الله تعالی غایب نیست، تا جایی که هفت آسمان و هفت زمین در کف دست الله تعالی است چنان که دانه‌ای خردَل در دست یکی از ماست.

ادامه مطلب …

۶۹ – معنای اسم «جبّار» از اسم‌های الله تعالی

جبار سه معنی دارد: اول: جبر قوت. او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که با جبروت و عظمت خود، جباران را مقهور می‌گرداند. پس هر جباری هر چقدر هم بزرگ باشد، زیر قهر الله عز و جل و جبروت او و در دست و قبضه‌ی اوست. دوم: جبر رحمت. او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که ضعیف را با غنا و قوت، توانگر می‌کند، و شكسته را سالم می‌کند، و دل شکستی را با رفع آن و رساندن فرج و طمانینه در آن جبران می‌کند، و اگر به خاطر او بر آن مشکلات صبر کنند، برای آنها ثواب زیاد و سرانجام نیکو قرار می‌دهد. سوم: جبر علوّ. پس او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فوق مخلوقات و بالای آنهاست، و با اینکه بالای آنهاست، نزدیکشان بوده و سخنانشان را شنیده و اعمالشان را دیده و می‌داند چه در دل‌هایشان می‌گذرد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه