یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۹۱ – فرق بین تشبیه و تمثیل در اسماء و صفات چیست؟

۹۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد فرق بین تشبیه و تمثیل در اسماء و صفات سوال شد.

جواب دادند: بین تشبیه و تمثیل در اسماء و صفات فرق وجود دارد؛ به همین خاطر شایسته است به جای گفتن: «بدون تحریف و تعطیل و بیان چگونگی، و تشبیه»، بگوییم: «بدون تحریف و تعطیل و بیان چگونگی، و تمثیل».

به چند دلیل، گفتن تمثیل به جای تشبیه بهتر است:

اول: موافق با لفظ قرآن است. زیرا الله تعالی می‌فرماید: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}[۱]، یعنی: {همانند او چیزی نیست}، و فرموده: {فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ}[۲]، یعنی: {پس برای الله مثال به کار نبرید}، و نفرمود: شبیه او چیزی نیست، و نفرمود: پس برای الله، تشبیه به کار نبرید.

دوم: تشبیه تبدیل به وصفی شده که مردم در فهم آن دچار اختلاف هستند. نزد برخی مردم، اثبات صفات، تشبیه دانسته می‌شود و هر کس که صفات را اثبات کند، مشَبِّه می‌گویند. این را نزد معتزلیان می‌بینیم. چنان که زمخشری در تفسیر کشاف می‌گوید: و مشبهه گفته‌اند، و منظورش اهل سنت و جماعت هستند.

سوم: نفی تشبیه علی الاطلاق بین صفات خالق و صفات مخلوق صحیح نیست؛ زیرا هیچ دو صفتِ ثابتی وجود ندارند مگر اینکه بین آنها در اصل معنی، اشتراکی وجود دارد، و این اشتراک، نوعی مشابهت است: مثلا علم؛ انسان دارای علم است، پروردگار سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیز دارای علم است. در اصلِ معنی با هم مشترکند. اما یکسان نیستند. اما نفی تمثیل به صورت مطلق، صحیح است.

همچنین گفته نمی‌شود: بدون تأویل، بلکه باید گفت: بدون تحریف. زیرا تاویل در اسماء و صفات در همه‌ی حالات، منتفی نیست. بلکه هر تاویلی که دلیل بر آن حکم فرما باشد، تاویلی ثابت و به معنی تفسیر است، و تاویلی که نفی شده، همان تحریف است که به معنای منحرف کردن لفظ بدون وجود هیچ دلیلی از معنای ظاهری‌اش باشد، و مثال آن، اهل تعطیل هستند که در اسماء و صفاتی که برای الله اثبات و یا از او نفی کرده‌اند، دچار اختلاف شده‌اند. برخی از آنها اسماء و برخی صفات را اثبات کرده و اکثر صفات را نفی می‌کنند، و گروهی دیگر اسماء را اثبات کرده و همه‌ی صفات را نفی می‌کنند، و گروهی دیگر هم اسماء و هم صفات را به طور کامل نفی می‌کنند، و گروهی دیگر، هر نفی و اثباتی را نفی می‌کنند و می‌گویند: الله نه با اثبات و نه با نفی، توصیف نمی‌شود.

اما اهل سنت از همه‌ی این مسائل بریء بوده و هر اسم و صفتی را که الله برای خود اثبات نموده، اثبات می‌کنند.

همچنین در نص قرآن، تحریف مذموم شمرده شده است. آنجا که الله تعالی می‌فرماید: {يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ}[۳]، یعنی: {کلام را از جایگاه خود تحریف می‌کنند}، و نفرمود آن را تأویل می‌کنند، و التزام به الفاظ شرعی‌ای که در کتاب و سنت آمده بهتر از اختراع الفاظ دیگر است؛ زیرا آنچه در شرع آمده محکم‌تر و قوی‌تر است.


[۱] – سوره شوری، آیه «۱۱».

[۲] – سوره نحل، آیه «۷۴».

[۳] – سوره مائده، آیه «۱۳».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(91) سئل فضيلة الشيخ عن: الفرق بين التشبيه والتمثيل في الأسماء والصفات؟

فأجاب بقوله : التشبيه والتمثيل في الأسماء والصفات بينهما فرق ، ولهذا ينبغي أن نقول : ” من غير تحريف، ولا تعطيل، ولا تكييف، ولا تمثيل”، بدل قول : “من غير تأويل، ولا تعطيل، ولا تكييف، ولا تشبيه”.

فالتعبير بالتمثيل أولى لأمور:

أولاً: أنه الموافق للفظ القرآن في قوله تعالى: ( ليس كمثله شيء) (سورة الشورى، الآية ” 11 “).( فلا تضربوا لله الأمثال‌) (سورة النحل، الآية ” 74″) ولم يقل : ليس كشبهه شيء ولا قال : فلا تضربوا لله الأشباه.

ثانياً: أن التشبيه صار وصفاً يختلف الناس في فهمه فعند بعض الناس إثبات الصفات يسمى تشبيهاً، ويسمونه من أثبت صفة لله مشبهاً، فتجد ذلك عند المعتزلة كما يقول : الزمخشري في تفسيره الكشاف: وقالت المشبهة، ويقصد أهل السنة والجماعة.

ثالثاً: أن نفي التشبيه على الإطلاق بين صفات الخالق وصفات المخلوق لا يصح، لأنه ما منا من صفتين ثابتتين إلا وبينهما اشتراك في أصل المعنى وهذا الاشتراك نوع من المشابهة : فالعلم مثلاً، للإنسان علم، وللرب سبحانه علم، فاشتركا في أصل المعنى، لكن لا يستويان. أما التمثيل فيصح أن تنفي نفياً مطلقاً.

وأيضاً فلا يقال : من غير تأويل بل من غير تحريف، لأن التأويل في أسماء الله وصفاته ليس منفياً على كل حال، بل ما دل عليه الدليل فهو تأويل ثابت وهو بمعنى التفسير، وإنما المنفي هو التحريف وهو صرف اللفظ عن ظاهره بغير دليل، كما صنع أهل التعطيل الذين اختلفوا فيما نفوا وأثبتوا من أسماء الله وصفاته، فمنهم من أثبت الأسماء وبعض الصفات ونفى أكثر الصفات، ومنهم من أثبت الأسماء ونفى الصفات كلها، ومنهم من نفى الأسماء والصفات كلها، ومنهم من نفى كل إثبات وكل نفي فقال: لا تصف الله بإثبات ولا نفي.

وأهل السنة بريئون من هذا ويثبتون لله تعالى كل ما أثبته لنفسه من الأسماء والصفات.

وكذلك فقد جاء النص بذم التحريف في قوله: (يحرفون الكلم عن مواضعه) (سورة المائدة، الآية “13”) ولم يقل : يؤولون، والتزام الألفاظ الشرعية التي جاء بها الكتاب والسنة أولى من إحداث ألفاظ أخرى، لأن ما جاء في الشرع أشد وأقوى.

مطالب مرتبط:

۵۸ – شخصی که می‌گوید: الله تعالی بر عرشش به روشی رمزی استوا کرده

اگر چنین شخصی در این سخن به خوبی تامل کند در می‌یابد که در قرآنِ مبین چیزی که دارای معانی رمزی باشد، وجود ندارد. زیرا رموز مخالف با روشن بودن قرآن کریم و از دلالت‌های آن به دور است. چگونه می‌شود قرآن، رمزی باشد در حالی که الله تعالی می‌فرماید: {وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى}، (یعنی: و قرآن را بر تو نازل کردیم که بیان کننده‌ی همه چیز، و هدایت است).

ادامه مطلب …

۵۲ – آیا اسماء الله تعالی محصور هستند؟

اسم‌های الله تعالی محصور در عدد معینی نیستند. دلیل آن، فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث صحیح است که فرمود: «پروردگارا، من بنده‌ی تو، و پسر بنده‌ی تو، و پسر کنیز تو هستم»، تا آنجا که فرمود: «از تو به وسیله‌ی هر اسمی که متعلق به توست، خود را به آن نامیده‌ای، یا در کتابت نازل کرده‌ای، یا کسی از مخلوقاتت را به آن آگاه نموده‌ای، یا در علم غیبی که نزد خودت است، آن را برای خود برگزیده‌ای، می‌خواهم...» و آنچه که الله در علم غیب برای خود برگزیده است، امکان آگاهی یافتن به آن وجود ندارد، و هر چیزی که معلوم نباشد، محصور نیست.

ادامه مطلب …

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ۞ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ»، (یعنی: و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد). اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

ادامه مطلب …

۷۰ – آیا «الحیّ القیّوم» از اسم‌های الله متعال است؟

شکی نیست که از اسم‌های الله تعالی، «الحیّ القیّوم» است. بلکه حتی گفته شده که این دو «اسم اعظم» الله هستند و این به خاطر آن است که این دو متضمن اسماء و صفات ذاتی و فعلی الله هستند. این دو اسم، در سه آیه از قرآن ذکر شده‌اند...

ادامه مطلب …

۸۸ – حکم کسی که معتقد باشد صفات خالق مثل صفات مخلوق است

کسی که معتقد باشد صفات خالق مثل صفات مخلوق است، در گمراهی به سر می‌برد. زیرا به نصّ قرآن کریم، صفات خالق مثل صفات مخلوق نمی‌تواند باشد. الله تعالی می‌فرماید: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»، (یعنی: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست)، و لازمه‌ی تماثل دو چیز در اسم یا صفت، این نیست که در حقیقت نیز باید مثل هم باشند. این یک قاعده‌ی واضح است.

ادامه مطلب …

۵۳ – اقسام صفات الله تعالی به اعتبار لزومشان با ذات مقدس او تعالی و عدم لزومشان

صفات الله تعالی به اعتبار لزومشان با ذات مقدس ایشان و عدم لزومشان، به سه نوع تقسیم می‌شوند: نوع اول: صفات ذاتی. نوع دوم: صفات فعلی. نوع سوم: صفات ذاتی و فعلی، به هر دو اعتبار.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه