جمعه 14 ذیقعده 1447
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
1 می 2026

(۵۳۴) حکم گفتن این دعا: “ای الله! از تو نمی‌خواهیم که قضا و قدر خود را تغییر دهی؛ بلکه لطف در آن را از تو می‌خواهیم”

(۵۳۴) سوال: بسیاری از مردم می‌گویند: (ای الله! از تو نمی‌خواهیم که قضا و قدر خود را تغییر دهی؛ بلکه لطف در آن را از تو می‌خواهیم). حکم این دعا چیست؟

جواب:

این دعا را قبول ندارم بلکه نظرم بر حرام بودن آن است. این  سخن از آن‌چه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی و منع نموده است نیز سنگین‌تر است که فرمود: «لا يَقُولَنَّ أحدُكم: اللّهُمَّ اغفِرْ لِي إن شِئْتَ، اللّهُمَّ ارحَمنِي إن شِئْتَ»۱ : (هرگز هیچ کدم از شما نگوید: ای الله! اگر خواستی مرا ببخش؛ ‌ای الله! اگر خواستی بر من رحم بفرما)؛ زیرا دعا از جمله چیزهایی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قضایش را به سبب آن تغییر می‌دهد همان طور که در حدیث آمده است: «لا يَرُدُّ القَضَاءَ إلاّ الدُعَاءُ»۲ : (فقط دعا است که قضا را تغییر می‌دهد) الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ابتدا چیزی را مقدّر می‌نماید و سپس موانعی برای وقوع آن قرار می‌دهد؛ بدین صورت، آن چیز را مقدّر نموده است و همچنین مقدّر نموده است که این شخص، دعا می‌کند و دعایش سبب تغییر قضا می‌شود و کسی که قضا و قدر را تغییر می‌دهد، خودِ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است.

برای مثال: آیا شخص بیمار می‌گوید: (ای الله! شفا نمی‌خواهم بلکه بیماری را برایم آسان گردان)؟ خیر، چنین نمی‌گوید بلکه باید بگوید: (ای الله! شفای بیماری‌ام را از تو می‌خواهم). بنابراین قاطعانه خواسته‌اش که دوستش دارد را مطرح می‌کند بدون این که بگوید: “ای الله! چیزی که ناخوشایند است را نگه دار ولی بر من لطف بفرما”! این اشتباه است؛ مگر چنین نیست که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بهترین بخشندگان و بر‌ترین عطا کنندگان است؟ همچنین او می‌تواند می‌تواند چیزی را که قبلا بر تو مقدّر نموده را به سبب دعایت تغییر دهد. لذا نظرم این است که گفتن این عبارت در دعا، حرام است بلکه واجب است بگوییم:”ای الله! از تو می‌خواهم که مرا عافیت ببخشی، شفا دهی، گمشده‌ و کسی که به سفر رفته را به من بازگردانی و… “.

***


  1. صحیح بخاری: كتاب الدعوات، باب ليعزم المسألة فإنه لا مكره له، شماره (٦٣٣٩) / صحیح مسلم: كتاب الذكر والدعاء والتوبة والاستغفار، باب العزم بالدعاء ولا يقل إن شئت، شماره (٢٦٧٩). ↩︎
  2. سنن ترمذی: أبواب القدر، باب ما جاء لا يرد القدر إلا الدعاء، شماره (۲۱۳۹). ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل من المنطقة الشرقية: كثير من الناس يقولون: اللهم إننا لا نسألك رد القضاء، ولكن نسألك اللطف فيه. فما الحكم في ذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: لا نرى الدعاء هذا، بل نرى أنه محرم، و أنه أعظم من قول الرسول عليه الصلاة والسلام: «لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لي إِنْ شِئْتَ اللَّهُمَّ ارْحَمْنِي إِنْ شِئْتَ» وذلك لأن الدعاء مما يَرُدُّ الله به القضاء، كما جاء في الحديث: «لَا يَرُدُّ الْقَضَاءَ إِلَّا الدُّعَاءُ». والله -عز وجل- يقضي الشيء، ثم يجعل له موانع فيكون قاضيًا بالشيء، وقاضيا بأن هذا الرجل يدعو فيرد القضاء، والذي يرد القضاء هو الله -عز وجل-.

فمثلا الإنسان المريض هل يقول: اللهم إني لا أسألك الشفاء، ولكني أسألك أن تهون المرض؟ لا، بل يقول: اللهم إنا نسألك الشفاء. فيجزم بطلب المحبوب إليه دون أن يقول: يا رب أَبْقِ ما أكره، لكن الطِّفْ . بي فيه. خطأ، هل الله – عز وجل – إلا أكرم الأكرمين، وأجود الأجودين؟ وهو القادر على أن يرد عنك ما كان أراده أولا بسبب دعائك، فلهذا نحن نرى أن هذه العبارة محرمة، وأن الواجب أن نقول: اللهم إني أسألك أن تعافيني، وأن تشفيني، وأن ترد عليَّ غائبي، وما أشبه ذلك.

مطالب مرتبط:

(۵۶۲) حکم عبارت: «حُمِلَ إلَى مَثوَاهُ الأَخيرُ»

این عبارت، اشکال بزرگی دارد اگر مردم معنایش را بدانند و منظورشان همان معنا باشد؛ زیرا این سخن بدین معنا است که قبر، آخرین مرحله و جایگاه انسان است در حالی که چنین نیست بلکه قبر، فقط مزار و گذرگاه به شمار می‌رود و سرای آخر، بهشت یا دوزخ است.

ادامه مطلب …

(۵۴۸) حکم استفاده از الفاظ “عقيده‌ی طحاويه” یا “عقيده‌ی واسطيه”

گفتن "عقيده‌ی واسطيه" یا "عقيده‌ی طحاويه" ایرادی ندارد زیرا این نام‌گذاری در واقع، نسبت دادن کتاب به مؤلف آن است؛ منظور این نیست که این، عقیده‌ی طحاوی رَحِمَهُ‌الله یا عقیده‌ی ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله است.

ادامه مطلب …

(۵۴۲) حکم نام نهادن انسان به نام‌های (عزيز، حكيم و عادل)

بله، جایز است که انسان به این نام‌ها نام نهاده شود البته به شرطی که معنای اصلی که از آن مشتق شده است در نظر گرفته نشود بدین صورت که فقط یک اسم، شمرده شود. برخی صحابه  نیز چنین اسم‌هایی داشتند.

ادامه مطلب …

(۵۶۱) معنای کلمه‌ی “الحمدُ لله وَكَفَى”

"الحمدُ لله وَكَفَى" يعنی: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای بنده‌اش  كافی است؛ یعنی برای امور و کارهایش او را کفایت می‌کند.

ادامه مطلب …

(۵۴۶) آیا نام‌گذاری به (عبد الحارث) شرك است؟

نام‌گذاری "عبد الحارث" نسبت دادن عبودیت و بندگی به مخلوق است؛ زیرا "حارث" از صفت‌های مخلوق است؛ بنابراین جایز نیست که انسان، فرزندش را با چنان نام نهد که بنده و عبادت‌گزار غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد.

ادامه مطلب …

(۵۶۸) حکم این سخن مردم: “بر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باورم نمی‌شد که تو را پیدا کنم”

تا زمانی که سخن در ذات خود، ممنوعیت و اشکال شرعی نداشته باشد، جایز است. بنابراین نظرم این است که اشکال و گناهی ندارد  زیرا مقصود از آن، واضح است و در ذات خود بر معنای فاسدی دلالت ندارد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه