خوارج میگویند: الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ خبر داده که پیروی از قوانین وضعی، شرک است. الله میفرماید: {وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}، یعنی: {و از آنچه نام الله بر آن برده نشده است مخوريد چرا كه آن قطعا نافرمانى است و در خفا شياطین به دوستان خود وسوسه مىكنند تا با شما ستيزه نمايند و اگر اطاعتشان كنيد قطعا شما هم مشركيد}، [انعام:۱۲۱]. این آیه در مورد اطاعت از آنها فقط در یک حکم است! دکتر سفر الحوالی در کتاب «العَلمانیة» (ص۶۸۶) میگوید: «این خطابی به محمد صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و پیروانش است، و نیز این خطاب، در مورد یک قضیهی فرعی میباشد که همان خوردن از چیزی است که اسم الله بر آن برده نشده است. آیا بعد از این مجالی برای شک یا تردید باقی میماند»؟! حال اگر در یک نظام کامل از آنان پیروی کند، چه حکمی دارد؟!
جواب:
جواب این شبهه از دو جنبه است:
اول: شیخ محمد امین شنقیطی رَحِمَهُالله در «أضواء البیان» (ج۱ ص۳۰۷) بعد از اینکه مجموعهای از آیات مِن جمله این آیه را با هم ذکر میکند، میگوید: «از این آیات به وضوح و بدون اینکه خفایی باقی بماند، چنین فهمیده میشود که هر کس از تشریع شیطان پیروی کند و این پیروی بر آنچه که پیامبران آوردهاند، تاثیر داشته باشد، چنین شخصی کافر به الله بوده، عابد شیطان است و شیطان را به ربوبیت گرفته».
در این قسمت از گفتههای شیخ دقت کنید: «و این پیروی بر آنچه پیامبران آورده باشند، تاثیر داشته باشد»؛ زیرا این قسمت از گفتههای شیخ به صراحت نشانگر این است که وقتی شخص قوانین بی ارزشِ وضعی را بر قوانینِ والای شریعت ترجیح دهد، دچار کفر محض شده است؛ زیرا الله کسی را که بین این دو فرقی قائل نباشد، تکفیر فرموده است: {ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ}، یعنی: {با این حال، کسانی که کفر ورزیدهاند، [غیر الله را] با پروردگارشان برابر میکنند}، [انعام:۱]. در این صورت کسی که حکم بشر را بر حکم الله برتری میدهد چه حکمی خواهد داشت؟! الله تعالی میفرماید: {أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}، یعنی: {آيا خواستار حكم جاهليتاند و براى مردمى كه يقين دارند داورى چه كسى از داوریِ الله بهتر است}؟ [مائده:۵۰].
دوم: اما آیهای که در صدر شبههتان آوردید؛ این آیه سبب نزولی دارد که معنای آن را توضیح میدهد. سبب نزول این است که گروهی به حکم الله مبنی بر نهی از خوردن حیوانِ مُردار اعتراض گرفتند. آنها گفتند: شما چطور گوشت حیوانی را که خودتان با چاقو کشتهاید، میخورید، اما گوشت حیوانی را که الله کشته، نمیخورید؟! منظورشان حیواناتی بود که به هر دلیلی غیر از ذبح، مرده بودند! از ابن عباس رَضِيَاللهُعَنْهُمَا روایت شده که در مورد این فرمودهی الله عزوجل: {وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ : و از آنچه اسم الله بر آن برده نشده، نخورید}، گفته است: «مشرکین با مسلمانان جدل کرده، گفتند: آنچه را الله کشته نمیخورید، ولی آنچه را خودتان کشتهاید، میخورید»؟! روایت ابوداود (۲۸۱۸)، و ترمذی (۳۰۶۹)، و نسائی (۴۴۳۷)، و ابن ماجه (۳۱۷۳) و البانی آن را در تعلیقاتی که بر ابن ماجه دارد، صحیح دانسته است.
یکی از چیزهایی که در این روایت وجود دارد این است که آنها به مجرّد اطاعت از مشرکین یا اطاعت از شیاطین، کافر نمیشوند؛ زیرا اگر بخواهیم حساب کنیم، هر گناهکاری مطیع شیطان است، و اگر حکم برای هر گناهکار چنین باشد که شما میگویید، باید هر گنهکاری را مشرک دانست. این همان مذهب خوارج است. اما با دانستن سبب نزول، کاملا واضح شد که الله، مسلمانان را از افتادن در شرک به سبب پیروی از مجادلهی مشرکین در مورد احکام الله و کنار گذاشتن احکام الهی، بر حذر داشته است. الله تعالی میفرماید: {مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا}، یعنی: {کسی جز کافران در مورد نشانههای الله مجادله نمینماید}، [غافر:۴]. پس در آنها پیروی از حکمی مخالف حکم الله به همراه جدال به وسیلهی زبان و اعتراض به وسیلهی اعضا و جوارج، با هم جمع گشته است. چه فسادی از این بالاتر است؟! آیا در مورد مسالهای که فساد اعتقاد به همراه فساد قول و فساد عمل با هم وجود دارند، میشود گفت که مسالهای فرعی است؟! آنچه به این قضیه وضوح بیشتری میبخشد روایتی است که در آن به مجادلهی بین مشرکین با مسلمانان در این حکم قرآنی تصریح شده است. از ابن عباس رَضِيَاللهُعَنْهُمَا روایت شده که گفته است: «مشرکین با مسلمانان مجادله کرده و گفتند: قضیه چیست که آنچه را الله کشته، نمیخورید، ولی آنچه را خودتان کشتهاید میخورید و میگویید از دستور الله اطاعت میکنید؟! پس الله این آیه را نازل فرمود: {وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}، یعنی: {و از آنچه نام الله بر آن برده نشده است مخوريد چرا كه آن قطعا نافرمانى است و در خفا شيطانها به دوستان خود وسوسه مىكنند تا با شما ستيزه نمايند و اگر اطاعتشان كنيد قطعا شما هم مشركيد}، [انعام:۱۲۱]». این روایت را ابن جریر طبری در تفسیر خود «جامع البیان» (ج۹ ص۵۲۳)، و حاکم نیشابوری در «المستدرک علی الصحیحین» (ج۴ ص۲۶۰) روایت کرده و در مورد آن گفته: «صحیح الإسناد است»، و ذهبی نیز در صحّتِ این سند با او موافقت کرده، و علّامه آلبانی رَحِمَهُالله در «صحیح سنن أبی داود» (ج۸ ص۱۶۶) میگوید: «و این حدیث همان طور است که آن دو گفتهاند».
پس شرکی که در آیه آمده، در مورد استحلال وارد شده، و در مورد یک قضیهی فرعی، به مجرّد پیرویِ عملی از مشرکین یا شیاطین نیست. مفسّران نیز این را گفتهاند. زجّاج در «معانی القرآن و إعرابه» (ج۲ ص۲۸۷) میگوید: «این آیه دلیل بر این است که هر کس چیزی را که الله حرام فرموده، حلال کند، یا چیزی را که الله حلال فرموده، حرام کند، مشرک است». این را بغوی در «معالم التنزیل» (ج۳ ص۱۸۴) از او حکایت نموده و کسی دیگر این را حکایت نکرده است. نیز ابن العربی مالکی رَحِمَهُالله در «أحکام القرآن» (ج۲ ص۲۷۵) میگوید: «مومن فقط هنگامی به خاطر اطاعت از مشرک، مشرک میشود که در اعتقادِ آن مشرک که محل کفر و ایمان است، از مشرک پیروی کند. در صورتی که فقط در فعل از او پیروی کرد و عقیدهاش سالم و مستمر بر توحید و تصدیق بود، در این صورت فقط نافرمان و عاصی است. پس این نکته را در همهی مواضع فهم نمایید».
قُرطُبی در «الجامع لأحکام القرآن» (ج۷ ص۷۷) میگوید: «این فرمودهی الله: {وَ إن أطعتموهم : و اگر از آنها اطاعت کردید}، یعنی در اینکه خوردن گوشت مردار را حلال دانستن، از آنها اطاعت کردید، {إنّکم لمشرکون : بدون شک شما مشرکید}، پس آیه دلالت دارد که هر کس چیزی را که الله حرام کرده، حلال بداند، به خاطر این کار، مشرک است، و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ با نصّ صریح، مُردار را حرام فرموده است. بنا بر این اگر حلال بودنِ آن را از کسی غیر از الله بپذیرد، مشرک شده است». سپس کلامی را که قبلا از ابن العربی مالکی نقل کردیم، ذکر میکند.
ابن الجوزی رَحِمَهُالله در «زاد المسیر» (ج۲ ص۷۳) میگوید: «و اگر از آنان در استحلالِ مردار پیروی کردید، بدون شک مشرکید»، و نیز شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی رَحِمَهُالله در «تیسیر الکریم المنّان» میگوید: «{و إن أطعتموهم : و اگر از آنها اطاعت کردید} در شرکشان و در حلال کردنِ حرام، و حرام کردنِ حلال، {إنّکم لمشرکون : بدون شک شما مشرکید}؛ زیرا آنها را جدای از الله، به عنوان ولیّ خود گرفتهاید و بر آنچه آنها را از مسلمانان متمایز میکند، با آنها موافق شدهاید، و به خاطر آن، راهِ شما همان راهِ آنهاست».
همهی اینها تفاسیری بودند که نشان میدهند کسی که به احکام کفار عمل میکند، زمانی کافر میشود که این احکام را برتر از احکام پروردگار سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ دانسته و با اینکه از تضاد این احکام با شریعت الهی آگاهی دارد، حلالشان بداند. اهل علم، آیهای که در اول این شبهه به آن استدلال کردید را در مورد دین مبدّل میدانند. به همین دلیل شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُالله چنان که در «مجموع الفتاوی» (ج۱۹ ص۱۸۱) آمده، میگوید: «این مثل ادیانی است که شیاطین آنها را بر زبان دوستانشان تشریع کردهاند. الله تعالی میفرماید: {أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ}، یعنی: {و آیا برای آنها شریکانی است که در آنچه الله به آن اجازه نداده، شریعتی را بنا نهادهاند}، و میفرماید: {وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}، یعنی: {و بدين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از شيطانهاى انس و جن برگماشتيم بعضى از آنها به بعضى براى فريب [يكديگر] سخنان آراسته القا مىكنند و اگر پروردگار تو مىخواست چنين نمیکردند پس آنان را با آنچه به دروغ مىسازند واگذار}». پس شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُالله این قضیه را در مورد احکامی دانسته که بشر آن را از نزد خود اختراع نموده و سپس آنها را به الله نسبت میدهند، و ربطی به قضیهای که ما در مورد آن سخن داریم، ندارد.
ایشان همچنین در «مجموع الفتاوی» (ج۱۹ ص۱۸۳) این را ذکر میکند که موضوع سورهی انعام، بیشتر روی همین معنی میچرخد، و به همین خاطر الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ فرمودهاند: {قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هَذَا فَإِنْ شَهِدُوا فَلَا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَهُمْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ}، یعنی: {بگو گواهان خود را كه گواهى مىدهند به اينكه الله اينها را حرام كرده بياوريد پس اگر هم شهادت دادند تو با آنان شهادت مده و هوسهاى كسانى را كه آيات ما را تكذيب كردند و كسانى كه به آخرت ايمان نمىآورند و [معبودان دروغين را] با پروردگارشان همتا قرار مىدهند پيروى مكن}، [انعام:۱۵۰]. در این آیه بر دو گروه ردّ داده است: گروهی که تشریع کرده و بر خلاف شریعت الهی، حلال را حرام و حرام را حلال میکنند، و این در حالی است که میدانند کارشان مخالف شریعت الله است. بنا بر این فرموده است: { قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هَذَا فَإِنْ شَهِدُوا فَلَا تَشْهَدْ مَعَهُمْ : بگو گواهان خود را كه گواهى مىدهند به اينكه الله اينها را حرام كرده بياوريد پس اگر هم شهادت دادند تو با آنان شهادت مده}، و گروه دوم، کسانی که از این تشریع کنندگان پیروی میکنند. فرمود: {وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَهُمْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ : و هوسهاى كسانى را كه آيات ما را تكذيب كردند و كسانى كه به آخرت ايمان نمىآورند و [معبودان دروغين را] با پروردگارشان همتا قرار مىدهند پيروى مكن}.
حال اگر کسی قائل به نظر این علما نباشد، وارد مذهب خوارج میشود. به همین خاطر نیز یکی از تجاوزاتی که از جانب مفسدان نسبت به قرآن صورت میگیرد این است که سعی میکنند قرآن را به وسیلهی نظریات خود، به دور از سنت نبوی، تفسیر کنند؛ چنان که در تفسیر این آیه – آیهی اول مقاله که خوارج بدان استدلال میکنند – مشاهده میکنیم. به خاطر همین تفسیر فاسد نیز امت را تکفیر میکنند، چون حاضر نیستند به سبب نزول آیه مراجعه کنند؛ واحدی در «أسباب النزول»، (ص۸) میگوید: «زیرا شناختِ تفسیر آیه و پی بردن به مقصود آن بدون واقف بودن بر داستان و سبب نزولش، امکان پذیر نیست»، و به اقوال مفسران نیز اعتنایی نمیکنند و اگر نیز به اقوالشان اعتنا کنند، سعی میکنند آن را قیچی نمایند.
گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی