پنج‌شنبه 20 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
7 می 2026

رد شبهه‌ی خوارج: حکومت کسی معتبر است که نماز را به حق، اقامه نماید

می‌گویند: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد حکامی که خروج بر آنها را حرام دانسته، فرموده: «ما أقاموا الصلاة»، یعنی: «تا زمانی که نماز می‌خوانند». این نشان می‌دهد که بر پا داشتن نماز آن گونه که حقّ نماز است، شرط خروج نکردن بر آنهاست.


جواب اهل سنت:

بعد از قرآن، بهترین مفسّرِ حدیث، خودِ حدیث است. امام مسلم از ابوالعالیة البرّاء روایت می‌کند که گفت: به عبدالله بن الصامت گفتم: «آیا روز جمعه پشت سر امرایی نماز بخوانیم که نماز را به تاخیر می‌اندازند؟ پس ضربه‌ای دردناک به رانم زد و گفت: از ابوذر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ همین سوال را پرسیدم، به رانم ضربه زد و گفت: از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم همین را پرسیدم. فرمودند: «صَلُّوا الصَّلَاةَ لِوَقْتِهَا، وَاجْعَلُوا صَلَاتَكُمْ مَعَهُمْ نَافِلَةً»، یعنی: «نماز را در وقت خود بخوانید و نمازتان پشت سر آنها را به عنوان نماز نافله بخوانید». می‌گوید: و عبدالله گفت: به من گفته شد که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز ضربه‌ای به ران ابوذر زدند»[۱].

رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دستور فرموده‌اند که پشت سر آنها نماز بخوانند، با اینکه آنها نمازها را از اوقات خودشان به تاخیر می‌اندازند. پس این حدیث دلالت بر عدم کفر آنها می‌دهد؛ چرا که اگر کافر بودند، نماز خواندن پشت سر آنها درست نبود. نکته‌ی دیگر اینکه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نفرمود که بر علیه آنها خروج صورت گیرد، و این خود دلیلی واضح است بر اینکه فهم شما بر خلاف هدفِ این حدیث است.

خوارج:

شاید منظور از به تاخیر انداختن نماز توسط آنها، این باشد که آنها نماز را به تاخیر می‌اندازند، اما نه به اندازه‌ای که وقت نماز بگذرد.

جواب:

خیر، بلکه روایاتی که وجود دارند نشان می‌دهند که این امرا، نماز را به اندازه‌ای به تاخیر می‌اندازند که وقت نماز بگذرد. یکی از این روایات را امام بزّار و غیره با سند حسن از شداد بن اوس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت کرده‌اند که ایشان فرمودند: «بعد از من امرایی خواهند بود که نماز را از وقت خود چنان به تاخیر می‌اندازند که وقتش بگذرد. پس شما نماز را در وقت خودش بخوانید، و نمازتان پشت سر آنها را نماز نافله قرار دهید. زمانی که حَجاج – بن یوسف ثقفی – نمازها را از اوقات خود به تاخیر می‌انداخت، من نماز را در وقت خودش می‌خواندم و نمازم پشت سر او را به نیت نماز نافله می‌خواندم»[۲]. در این حدیث، اگر منظور از تاخیر در وقت نماز، گذشتن وقتش نباشد، به هیچ عنوان برای این صحابی جایز نبود که نمازش را خودش بخواند. چرا که وقت نماز هنوز باقیست.

همچنین عبدالرزاق صنعانی از حسن بصری و زُهری و قتاده روایت کرده که «آنها پشت سر امرا نماز می‌خواندند، حتی اگر نماز را به تاخیر می‌انداختند»[۳]. همچنین با سند صحیح از محمد بن ابی اسماعیل روایت کرده که گفته: «سعید بن جُبیر و عطاء بن أبی رباح را دیدم که وقتی ولید – خلیفه‌ی اموی – نماز را به تاخیر انداخت، در حالی که نشسته بودند، نمازشان را با اشاره خواندند»[۴]. در روایت دیگری از عطاء بن أبی رباح نقل می‌کند که می‌گوید: «باری ولید – خلیفه‌ی اموی – نماز جمعه را تا حدی به تاخیر انداخت که عصر رسید. پس من نماز ظهرم را قبل از اینکه بنشینم خواندم، سپس در حالی که نشسته بودم و ولید خطبه می‌خواند، نماز عصرم را خواندم. بدین صورت که دستانم بر روی زانوانم بود و با اشاره‌ی سرم نمازم را خواندم».

این روایت به وضوح می‌رساند که امیر، نماز جمعه را به تاخیر انداخت تا حدی که وقت نماز عصر رسید.

همه‌ی اینهایی که ذکر کردیم و دیگر روایاتی که در این باب هستند دلالت می‌کنند که منظور از فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که: «تا زمانی که نماز را بر پای دارند»، پایین‌ترین مرتبه‌ای است که تحت مسمّای نماز وارد می‌شود و عملکرد سلف در این باره، اختلاف را از بین می‌برد؛ چرا که آنها امرایی را دیدند که چنین کاری می‌کردند، اما بر علیه آنها خروج نکردند.


[۱] – روایت مسلم، حدیث شماره (۱۴۱۵).

[۲] – «مسند بزّار»، حدیث شماره (۳۴۸۹).

[۳] – «مصنف عبدالرزاق»، روایت شماره (۳۷۹۴).

[۴] – مصدر سابق، روایت شماره (۳۷۹۶).


گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط:

رد شبهه‌ی خوارج: نظر امام مالک این بوده که بیعت شکستن برای شخص مُکرَه جایز است

خوارج می‌گویند: امام مالک قائل به این بوده که شخص مُکرَه که به زور وادار به بیعت شده، نقض بیعت برایش جایز است.چرا که ابن جریر طبری در «تاریخ الرسل والملوک» (ج۴ ص۴۲۷) می‌گوید که از مالک بن انس در مورد خروج به همراه محمد بن عبدالله بن حسن بن علی بن ابی طالب که […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: تفسیر آیه‌ی حاکمیت توسط ابن عباس فقط مخصوص بنی امیه است.

پاسخی به خوارج عصر که ادعا می‌کنند تفسیر ابن عباس در مورد آیه‌ی حاکمیت که می‌گوید: کفری غیر از کفر اکبر است، تنها مربوط به حکام بنی امیه است.

ادامه مطلب …

مقدمه‌ای در مورد خوارج

خوارج، فرقه‌ای هستند که از صدر اسلام تا به الان وجود دارند و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در احادیث صحیحی آن‌ها را معرفی کرده و در مورد آن‌ها سخن گفته است. خوارج در عصر حاضر، چنان که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر داده‌اند، دوباره ظهور کرده و مشغول به تکفیر و قتل مسلمین شده‌اند.

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: اقرار به صحّت بیعت با شخص ظالم یا فاسق، همکاری بر گناه و تعدّی است

می‌گویند: ما امامت شخص ظالم یا فاسق را نمی‌توانیم قبول کنیم؛ زیرا این کار چیزی جز تعاون بر گناه و تعدی نیست، و همکاری با کسانی که بر علیه آنها خروج می‌کنند، همکاری بر نیکی و تقواست؛ زیرا الله تعالی می‌فرماید: {وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}، یعنی: { و در نيكوكارى […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: قرآن به شرک در حاکمیت تصریح کرده است

پاسخ به شبهه‌ی خوارج در خصوص تفسیر علامه شنقیطی رَحِمَهُ‌الله از آیه‌ی (وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا)

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: تشریع کُلّی‌ای که الله نازل نکرده باشد، شرک است.

پاسخ به شبهه‌ی خوارج در اینکه تشریع چیزی غیر از شریعت الله، شرک در ربوبیّت است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه