سه‌شنبه 25 ذیقعده 1447
۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
12 می 2026

رد شبهه‌ی خوارج: ماوردی رَحِمَهُ‌الله قائل به خروج بوده است

شبهه‌ی خوارج: ابوالحسن ماوردی در کتاب «الأحکام السلطانیة» ذکر کرده که فسق سلطان مانع از عقد امامت و همچنین ادامه یافتنِ سلطنتش می‌گردد. او در (ص۴۲) می‌نویسد: «اینکه حاکم مرتکب محظورات شده و به خاطر هوی و هوس و شهوت، اقدام به کارهای منکر کند؛ چنین چیزی فسقی است که مانع از انعقاد امامت گشته و یا اگر شخص، حاکم باشد، چنین فسقی مانع از ادامه‌ی حکومتش خواهد بود. حال اگر چنین چیزی برای کسی حاصل شد که امامتش منعقد شده، با چنین فسقی از امامت خارج خواهد بود».


جواب:

اولا: ماوردی رَحِمَهُ‌الله تعالی نیز مثل بقیه‌ی اهل علم، برای سخنش استدلال آورده می‌شود، نه اینکه سخن خودش به عنوان دلیل ذکر شود. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}، یعنی: {پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به الله و روز بازپسين ايمان داريد آن را به الله و پيامبر عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است}. [نساء:۵۹].

ثانیا: کلام ماوردی رَحِمَهُ‌الله در این زمینه، از آن جمله سخنانی است که نباید به آن التفاتی نمود؛ زیرا این یک مساله‌ی عقیدتی است و ماوردی رَحِمَهُ‌الله گر چه از نظر فقهی، شافعی مذهب است، اما از کسانی است که نباید عقیده را از او فرا گرفت؛ زیرا در او میل به معتزله را می‌شود دید و معتزله نیز در بحثِ تحریکِ مردم برای خروج بر حکام، همانند خوارج هستند. در «طبقات الشافعیة الکبری» تألیف تاج الدین سُبکی (ج۵ ص۲۷۰) آمده: «ابن صلاح گفته است: این ماوردی – عفا الله عنه – به اعتزال متهم شده است. من از این مساله خاطر جمع نبودم و برایش در این موارد عذر می‌تراشیدم. چون در تفسیرش، در مورد آیاتی که اهل سنت و معتزله در مورد آنها اختلاف دارند، هم تفسیر اهل سنت و هم تفسیر معتزله را بدون اینکه حق را از بین آن دو بیان نماید، آورده است. من می‌گفتم: شاید قصدش این بوده که هر چه حق و باطل در مورد این آیه هست را ذکر کند… تا اینکه دیدم در برخی جاها قول معتزله و اموری که بنا بر اصول فاسدشان به آن قائل هستند را اختیار نموده ست…

تفسیر او نیز دارای ضرر بزرگی است. چرا که مملو از تاویلات اهل باطل است که با تلبیس و به صورت زیرکانه‌ای آنها را مطرح کرده، به گونه‌ای که کسی جز اهل علم و تحقیق متوجه آنها نمی‌شود. این در حالی است که این کتاب، تالیف مردی است که تظاهر به انتساب به معتزله نمی‌کند. بلکه تا جایی که می‌تواند تلاش می‌کند در جاهایی که با آنها هم نظر است، هم نظری‌اش را کتمان نماید. ضمنا او مطلقا یک معتزلی نیست؛ چرا که در همه‌ی اصولشان با آنها موافق نیست. به عنوان مثال او قائل به مخلوق بودن قرآن نیست…».

این نظر دو تن از بزرگان شوافع است: ابن صلاح و تاج الدین سبکی رَحِمَهُ‌الله. هم چنین می‌توانید به «سیر أعلام النبلاء» امام شمس الدین ذهبی (ج۱۸ ص۶۷) مراجعه کنید.

ان نشانگر دو مخلوط بودنِ این شافعی مذهب و بین معتزله است و اضافه می‌کنم: یکی از محققین بزرگ شافعی مذهب، دقیقا همین مساله، یعنی مساله‌ی عزل کردن سلطان ظالم را رد می‌کند. این شخص، نووی رَحِمَهُ‌الله تعالی است. او در «شرح صحیح مسلم» (ج۱۲ ص۲۲۹) می‌نویسد: «و اهل سنت اجماع دارند که حاکم به خاطر فسق، عزل نمی‌گردد. اما وجهی که در برخی کتاب‌های فقهی از برخی اصحاب ما مذکور است که حاکم به خاطر فسق عزل می‌شود، و مثل همین نیز از معتزله منقول است، غلطی از جانب گوینده‌اش بوده و مخالف با اجماع است».

اگر شما بروید و در نوشته‌های متأخرین جستجو کنید، بسیاری را می‌یابید که قولشان با قول شما یکی است. اما اینطور نیست که هر کس هر چه بگوید، در خلاف داخل شود؛ زیرا قول معتبر، آن قولی است که صحابه و تابعین و تبع تابعین بر آن بوده‌اند، و آنچه در مورد همه‌ی کسانی که پس از آنها آمده‌اند گفته می‌شود، مثل همان چیزی است که در مورد ماوردی و ابن حزم گفته می‌شود؛ زیرا همه‌ی آنها بعد از زمانه‌ی اجماع آمده‌اند، چرا که کسی که بعد از این سه قرن آمده باشد، قولش که مخالف با قول سلف است، اعتباری ندارد. والله اعلم.


گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط:

رد شبهه‌ی خوارج: برای خلافت، قریشی بودن شرط نیست

خوارج می‌گویند: صحیح‌تر این است که شرط نیست خلیفه حتما قریشی باشد؛ به دلیل روایتی که در صحیح مسلم از ابوذر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ آمده که: «إِنَّ خَلِيلِي أَوْصَانِي أَنْ أَسْمَعَ وَأُطِيعَ، وَإِنْ كَانَ عَبْدًا مُجَدَّعَ الْأَطْرَافِ»[۱]. یعنی: «عزیزترین دوستم مرا وصیت فرمود که بشنوم و اطاعت کنم – یعنی از ولیّ امر خویش – حتی اگر […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: نظر امام مالک این بوده که بیعت شکستن برای شخص مُکرَه جایز است

خوارج می‌گویند: امام مالک قائل به این بوده که شخص مُکرَه که به زور وادار به بیعت شده، نقض بیعت برایش جایز است.چرا که ابن جریر طبری در «تاریخ الرسل والملوک» (ج۴ ص۴۲۷) می‌گوید که از مالک بن انس در مورد خروج به همراه محمد بن عبدالله بن حسن بن علی بن ابی طالب که […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: خروج حسن بصری رَحِمَهُ‌الله

خوارج می‌گویند: از چندین نفر نقل شده که حسن بصری رَحِمَهُ‌الله قائل به خروج بوده است. جواب: قبل از اینکه جواب این شبهه را بدهیم، باید دوباره بر نکته‌‌ای در مورد خوارج تاکید کنیم. اینکه متاسفانه توحید متابعت، یعنی پیروی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که معنای (أشهد أن محمدا رسول الله) است، در آنها بسیار […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: اقرار به صحّت بیعت با شخص ظالم یا فاسق، همکاری بر گناه و تعدّی است

می‌گویند: ما امامت شخص ظالم یا فاسق را نمی‌توانیم قبول کنیم؛ زیرا این کار چیزی جز تعاون بر گناه و تعدی نیست، و همکاری با کسانی که بر علیه آنها خروج می‌کنند، همکاری بر نیکی و تقواست؛ زیرا الله تعالی می‌فرماید: {وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}، یعنی: { و در نيكوكارى […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: بیعت با حاکم ظالم، جایز نیست

می‌گویند: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خبر داده که هیچ ظالمی نمی‌تواند امام و خلیفه‌ی مسلمین قرار بگیرد. می‌فرمایند: {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}، [بقره:۱۲۴]، یعنی: {و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد [به او] […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: قرآن به شرک در حاکمیت تصریح کرده است

پاسخ به شبهه‌ی خوارج در خصوص تفسیر علامه شنقیطی رَحِمَهُ‌الله از آیه‌ی (وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا)

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه