دوشنبه 20 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
3 آگوست 2026

رد شبهه‌ی خوارج: خروج شیخ محمد بن عبدالوهاب رَحِمَهُ‌الله بر دولت عثمانی

می‌گویند: شیخ محمد بن عبدالوهاب رَحِمَهُ‌الله بر دولت عثمانی خروج نمود و بر اثر آن بود که امام محمد بن سعود رَحِمَهُ‌الله دولت خود را بنا کرد. این نشان می‌دهد که شیخ محمد بن عبدالوهاب قائل به خروج بر علیه حاکم ظالم بوده است.


جواب:

اولا: عقیده‌ی امام محمد بن عبدالوهاب رَحِمَهُ‌الله در مورد عدم خروج بر حاکم ظالم، همان عقیده‌ی اهل سنت است. ایشان در همان اوایلِ کتاب «الأصول الستة: اصول ششگانه یا شش اصل» می‌گوید: «از عجیب‌ترین عجایب و بزرگ‌ترین آیاتِ دالّ بر قدرت ملک چیره‌گر (الله)، شش اصل هستند که الله تعالی آنها را با بیانی واضح، بالاتر از آن چیزی که گمان کنندگان گمان می‌برند، برای عوام بیان فرموده. سپس بسیاری از اذکیای عالم و عقلای بنی آدم، به جز عده‌ای اندک، در این امور، راه غلط را رفته‌اند»، تا به آنجا که می‌گوید: «اصل سوم: یکی از اموری که برای کمال اجتماع نیاز است، سمع و طاعت از کسی است که بر ما امیر گشته. حتی اگر این شخص، برده‌ای حبشی باشد. الله تعالی این اصل را با بیانی کافی و شافی، به وسیله‌ی چندین وجه از انواع بیانِ شرعی و قَدَری، بیان فرموده است. ولی این اصل نزد بسیاری از کسانی که مدعی علم هستند، ناشناخته مانده، چه رسد که به آن عمل نمایند»؟!

خوارج: چنان که می‌بینید در این گفتارِ شیخ، هیچ تصریحی دال بر اطاعت از حاکمانی که عادل نیستند، دیده نمی‌شود.

می‌گوییم: عجله نکنید؛ ایشان در همان کتاب می‌گوید: «و من بر این هستم که سمع و طاعت از حکام مسلمان، چه عادل باشند و چه ظالم، تا زمانی که به معصیتی دستور ندهند، واجب است. و کسی که خلافت را به عهده گیرد و مردم بر او جمع شده و به او راضی گردند، و یا با زور شمشیر بر آنها غلبه کند تا اینکه خلیفه شود، اطاعت از او واجب، و خروج بر علیه او حرام است». پس نص کلام ایشان شامل حاکم عادل و ظالم می‌شود و این سمع و طاعت را فقط مختص حاکم عادل ندانسته است. می‌توانید عقیده‌ی ایشان را به صورت کامل در کتاب «الدرر السنیّة» (ج۱ ص۳۳) ببینید.

جالب اینکه ایشان مذهب شما را که با چنگ و دندان از آن دفاع می‌کنید را مذهب اهل جاهلیت دانسته که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در آن، با مردمانِ عصر جاهلیت مخالفت فرموده است. ایشان در کتاب «مسائل الجاهلیة التی خالف فیها رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم أهل الجاهلیة» (ص۷) می‌گویند: «سوم: – از مسائل جاهلیت این بود که – مخالفت با ولیّ امر و عدم انقیاد برای او، فضیلت بوده و سمع و طاعت از او، ذلت و خواری است. پس رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم با آنها مخالفت فرموده و امر به صبر بر ظلم والیان، و نیز امر به سمع و طاعت از آنان نموده و در این زمینه سخت گیری نموده، آن را کاملا بیان، و بسیار تکرار می‌کردند.

این سه چیز است که در روایتی در صحیحین از ایشان مذکور است که فرمودند: (الله به سه چیز برای شما راضی است: اینکه الله را عبادت کرده و چیزی را شریک او قرار ندهید، و اینکه به ریسمان الله چنگ زده و دچار تفرقه نشوید، و کسی را که الله او را ولی امرتا گردانده، نصیحت کنید)، و هر خللی که در دین و دنیای مردم وجود دارد سببی جز اخلال در این سه مورد یا یکی ازآنها ندارد».

آیا می‌توان گفت: گوینده‌ی این سخنان، قائل به خروج بر علیه حکام ظالم است؟!

ثانیا: دولت عثمانی هیچ سلطه‌ای بر منطقه‌ی نجد نداشته است. شیخ صالح العبّود در کتاب خود، «عقیدة الشیخ محمد بن عبدالوهاب السلفیّة و أثرها فی العالم الإسلامی» (ج۱ ص۲۷) می‌نویسد: «عموما نجد اصلا شاهد نفوذ دولت عثمانی نبوده است. قدرت این دولت به نجد نرسیده و والیان عثمانی نیز به آن داخل نشده‌اند، و در هنگامی که دعوت شیخ محمد بن عبدالوهاب رَحِمَهُ‌الله ظهور کرد، هیچ پادگان ترکی در نجد نبود. از دلایلی که این حقیقت تاریخی را اثبات می‌کند، پیگیری و استقرای تقسیماتِ اداریِ دولت عثمانی از خلال رساله‌ای ترکی با نام (قوانین آل عثمان در مضامین دفتر دیوان) است. این رساله را که امین دفتر خاقانی در سال (۱۰۱۸) هـ موافق با سال (۱۶۰۹م) با نام یمین افندی نوشته، شخصی به نام ساطع حصری در کتاب خود به نام (البلاد العربیة و الدول العثمانیة) ذکر کرده است.

از خلال این رساله معلوم می‌شود که از اوایل قرن یازده هجری دولت آل عثمان به (۳۲) ایالت تقسیم شده بود که (۱۴) ایالت آن عربی بود و بلاد نجد شامل آنها نمی‌شود. تنها اگر احساء را جزء نجد حساب کنیم، فقط احساء زیر نفوذ عثمانیان بود. پس از آن نیز دیری نپایید که نفوذ عثمانیان در جزیرة العرب به خاطر مشکلات داخلی و خارجیشان ضعیف شد که در نهایت به خاطر انقلاب ائمه در صنعاء بر ضد آنها، باعث خروجشان از یمن شد. همچنین مجبور به خاطر انقلاب رهبر قبیله‌ی بنی خالد به نام خالد براک بن غریر و اتباعش در سال (۱۰۸۰ هـ) باعث عقب نشینی آنها از احساء شد».

ثالثا: احتمال دیگری وجود دارد و آن اینکه شاید در آن زمان شرایط به گونه‌ای بوده که مورخین آن را نقل نکرده‌اند. پس وظیفه‌ی ما این است که سخن واضح و محکم آنها را قبول و عملِ متشابه آنها را از روی حسن ظن نسبت به آنها، رد کنیم. قولی که از شیخ محمد بن عبدالوهاب رَحِمَهُ‌الله در مورد خروج بر حکام ظالم، به صورت واضح و صریح وجود دارد همان است که کمی قبل نقل نمودیم.

رابعا: حتی اگر فرض بگیریم که قضیه همان طور است که شما می‌گویید و شیخ محمد بن عبدالوهاب بر علیه دولت عثمانی خروج کرده؛ در توضیح آن باید گفت که فعل هیچ بشری به جز انبیا علیهم الصلاة و السلام حجت نیست. حال این بشر هر که هست و در هر درجه‌ای از فضیلت که می‌خواهد باشد. چه رسد که این عمل، وحی را نسخ نموده یا آن را مقید کند. این اصلی از اصول است که هیچ کسی در مورد آن اختلافی ندارد.


گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط:

رد شبهه‌ی خوارج: شرک قصر‌ها فرقی با شرک قبرها ندارد

خوارج می‌گویند: کار به جایی رسیده که قائلین به عدم عزل حاکم، کارشان از حدّ فسق و معصیت حاکم تجاوز کرده و به جایی رسیده که می‌گویند هر فجور و طغیانی که از حاکم سر زند، باز هم عزل کردنش جایز نیست!! هر چه حاکم در مسائل حرام و حلال دخالت کند و هر نوع […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: شیخ احمد شاکر رَحِمَهُ‌الله کسی را که به غیر ما انزل الله حکم نماید، تکفیر کرده است

خوارج می‌گویند: علّامه احمد شاکر در کتاب «عمدة التفسیر» (ج۴ ص۱۵۶) می‌گوید: «وهذه الآثار عن ابن عباس وغيره، مما يلعب به المضللون في عصرنا هذا، من المنتسبين للعلم، ومن غيرهم من الجرآء على الدين: يجعلونها عذرا أو إباحة للقوانين الوثنية الموضوعة، التي ضربت على بلاد الإسلام»، یعنی: «و این روایات از ابن عباس و دیگران، […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: اثر ابن عباس «کفر دون کفر» ضعیف است

پاسخ به شبهه‌ی خوارج که برای فرار از تفسیر ابن عباس در مورد آیه‌ی وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ، می‌گویند قول ابن عباس ضعیف است.

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: نفیِ ایمان از کسی که قضاوت و حکمِ پیامبر را نپذیرد

می‌گویند: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ایمان را از کسانی که وقتی در میان خود دچار اختلاف می‌شوند، قضاوت را به نزد پیامبر نبرده، و پس از وفات ایشان، قضاوت را به سنت ایشان ارجاع نمی‌دهند، نفی فرموده است. حال اگر عدم رضایت به حکم پیامبر و ناخوش داشتن از این حکم را به آن اضافه نمایند، دیگر […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: خروج حسین بن علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا

خوارج می‌گویند: حسین بن علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا نیز بر یزید بن معاویه خروج کرد. بنا بر این خروج بر علیه حکام، نمی‌تواند حرام باشد. چه اینکه اگر حرام بود، نوه‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این کار را نمی‌کرد. جواب: اول: جواب علمی تأصیلی به این شبهه، مثل همان است که در رد بر شبهه‌ی خروج عبدالله بن زبیر […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: حکام عصرِ حاضر به خاطر موّدتشان با کفّار، کافر هستند

می‌گویند: ولایتِ حکام مسلمین در عصر حاضر به برادری و مودّت و محبتشان با کفّار شرق و غرب ساقط گشته است؛ چرا که الله تعالی می‌فرماید: {لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ}، یعنی: {قومى را نيابى كه به الله و […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه