جمعه 26 جمادی‌الاول 1448
۱۵ آبان ۱۴۰۵
6 نوامبر 2026

رد شبهه‌ی خوارج: کسی که به دیگران ظلم می‌کند، نمی‌تواند خلیفه بر دیگران باشد.

می‌گویند: اگر امامتِ کسی که نسبت به خود ظلم می‌کند، درست باشد، در صورتی که به دیگران ظلم کند، امامتش باطل می‌شود؛ زیرا نصوصی که در مورد صبر بر حکام آمده، در مورد حکامی است که به وسیله‌ی گناهان و معاصی، به خود ظلم می‌کنند و در حق پروردگارشان کوتاهی می‌نمایند، نه در مورد کسانی که به دیگران ظلم می‌کنند؛ زیرا در شریعت ما، حقوق خلق، محفوظ است و بی چون و چرا باید گرفته شود، و این کار نیز جز با منع کردن ظالم از ظلم، امکان پذیر نیست.
همچنین، کسی که به حقوق دیگران تجاوز می‌کند، فاسق شمرده می‌شود؛ زیرا ارتکاب فساد، فسق به حساب می‌آید. حال آیا می‌توانیم شریعتی را تصور کنیم که دستور به صبر بر امامت فاسق دهد؟ در حالی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}، یعنی: {براى شما سوگند ياد مى‌كنند تا از آنان خشنود گرديد پس اگر شما هم از ايشان خشنود شويد قطعا الله از گروه فاسقان خشنود نخواهد شد}، [توبه:۹۶]
بلکه حتی به ما خبر داده که اهل فسق، دلیل نابودی سرزمین‌ها هستند. الله تعالی می‌فرماید: {وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}، یعنی: {و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم خوشگذرانانش را وا مى‌داريم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد پس آن را [يكسره] زير و زبر كنيم}، [إسراء:۱۶]
بنا بر این چطور می‌شود کسی که عاقل است، بیاید و با تمکین دادن به اهل فسق، سبب نابودی سرزمینش گردد؟!

جواب:

از چند وجه می‌توان این شبهه را پاسخ گفت:

۱ – نصوصی که شما به آن استدلال می‌کنید، عام هستند، و نصوصی که ما به آنها استدلال می‌کنیم، خاص، و چنان که معلوم است، هیچ وقت عام باعث رد کردنِ خاص نمی‌شود.

۲ – یکی از قواعدی که شریعت ما آن را آورده، مقدّم داشتنِ مصلحت عام بر مصلحت خاص است. یعنی مظلوم نباید به خاطر اینکه ظلم را از خود دفع کند، برود و با حاکم وارد جنگ شود و به خاطر این کارش، امت را در فتنه و ظلمی عمومی بیندازد. بلکه در صورتی که قیمت استیفای حقوقش، افتادنِ کشور در ورطه‌ای باشد که امنیتش را مختل نماید، باید بر کسی که به او ظلم کرده، صبر نماید.

۳ – صبر بر حاکم ظالم به معنی رضایت داشتن نسبت به ستمگریِ او نیست. بلکه صبر بر او به خاطر نصوص شرعی است که دستور به صبر می‌دهند. این از جنبه‌ی شرعیِ مساله. اما از جهت عقلی، صبر بر ظلم حاکم به خاطر حکمتی است که امارت به خاطرش تشریع شده است. این حکمت، همان محافظت از ضروریات پنج گانه، یعنی دین و جان و ناموس و مال و عقل هستند؛ زیرا وقتی که کشور مسلمان دچار نا امنی شود، فتنه باعث درو شدن همه‌ی این ضروریات می‌شود. بنا بر این، امر به صبر بر ظلم حاکم، بر اساس قاعده‌ای است که می‌گوید باید در هنگامی که دو ضرر وجود دارد، آن را که ضررش کمتر است، مرتکب شد. از سلف رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم نیز چیزی جز این نقل نشده. ابن ابی شیبه رَحِمَهُ‌الله در «المصنّف» (ج۶ ص۱۹۰)، و ابن ابی الدنیا در «الصبر و الثّواب علیه» (ص۱۶۸) ،و ابن ابی زَمَنَین در «أصول السنة» (ص۲۰۶)، و ابو عمرو الدّانی در «السنن الواردة فی الفتن» (ص۱۴۵) با سند صحیح از محمد بن منکدر رَحِمَهُ‌الله نقل می‌کنند که گفته است: «بَلَغَ ابْنَ عُمَرَ أَنَّ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ بُويِعَ لَهُ فَقَالَ: إِنْ كَانَ خَيْرًا رَضِينَا , وَإِنْ كَانَ شَرًّا صَبَرْنَا»، یعنی: «به ابن عمر خبر رسید که با یزید بن معاویه برای خلافت بیعت شده است. گفت: اگر خیر باشد، راضی هستیم و اگر شر باشد، صبر می‌کنیم». پس شریعتی که به صورت عام، امر به دستگیری ظالم می‌کند، به صورت خاص نیز امر به صبر بر ظلم حاکم می‌دهد. پس بین این دو مساله، عموم و خصوص برقرار است و در چنین مواقعی، حکم خاص، حکمِ عام را کنار می‌زند.

خوارج:

امروز، دنیا حاکمی را که فاسق‌تر از حکام ما باشد، نمی‌نشناسد. این حکام همان‌ها هستند که هر بلا و فجوری را به کشورهایشان آورده‌اند. فلان پادشاه با زن فلان رئیس جمهورِ کافر می‌رقصد، و فلان امیر میلیون‌ها دلار از مالش را برای مؤسسه‌ی سینمایی و موسیقی و بی بند و باری خرج می‌کند، و فلان رئیس جمهور با زنان کشورش لاس می‌زند، و دیگری با یهود و نصاری برادری می‌کند، و آن یکی، پایگاه نظامی کفّار را در کشور مسلمان برپا کرده و اموالشان را غارت و ثروت‌هایشان را بر باد داده است….

اهل سنت:

باز هم که به نقطه‌ی شروع برگشتید؛ در اول امر هم حکام را به صورت عام، ظالم توصیف کردید و الان حرفتان را مفصل‌تر زدید. در واقع چیز جدیدی نیاوردید. جوابمان همان است که قبلا دادیم. به همین خاطر نیز ما به سوال بعدی می‌رویم و می‌پرسیم: دلیل حرف‌هایی که در مورد این حکام زدی، چیست؟

خارجی:

یعنی می‌خواهید از این حکام دفاع کنید؟!!!

اهل سنت:

از آنها دفاع نمی‌کنیم. بلکه می‌خواهیم این قیل و قال‌ها را از شما دور کنیم و زبانتان را از چیزی که روز قیامت به ضررتان است، پاک گردانیم، و به شما بفهمانیم که مطمئن شدن از صحّت هر خبری، حتی اگر در مورد دشمنتان باشد، همان عدالتی است که آسمان و زمین بر اساس آن بنا شده‌اند. بنا بر این وقتی می‌خواهی در مورد آبروی کسی سخن بگویی، باید حتما برای روز قیامت جوابش را داشته باشی. همان روزی که الله تعالی در مورد آن از شما سوال می‌کند. الله تعالی می‌فرماید: {وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى}، یعنی: {و چون سخن بگویید، عدالت کنید، حتی اگر در مورد خویشاوندتان باشد}، [أنعام:۱۵۲]

همچنین الله تعالی تو را به عدالت دستور داده، حتی اگر با دشمنت باشد. می‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}، یعنی: {اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد براى الله به داد برخيزيد [و] به عدالت‏ شهادت دهيد و البته نبايد دشمنى گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است و از الله پروا داريد كه الله به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است}، [مائده:۸].

خوارج:

فسق حکام که دیگر مشهور است!

جواب:

مشهور بودنش برای فرار از تحقیق و بررسی خبرش، کافی نیست. همان طور که خودت دوست نداری تا مردم سخنی را که دشمنت در موردت می‌گوید، بدون بررسی، قبول کنند، برای تو نیز جایز نیست که هر چه را در مورد دیگران می‌گویند، بدون بررسی و تحقیق قبول کنی. چرا که الله عز وجل می‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}، یعنی: {اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيك وارسى كنيد مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد] از آنچه كرده‏ايد پشيمان شويد}، [حجرات:۶].

نیز، مرّوذی در «أخبار الشّیوخ و أخلاقهم» (ص۲۵۸) از فِریابی نقل کرده که: «قُلْتُ لِسُلَيْمَانَ الْخَوَّاصِ: إِنَّ فُلانًا يَفْسُقُ بِالنِّسَاءِ، فَقَالَ: كَذَبُوا، قُلْتُ: أَمْرُهُ أَشْهَرُ مِنْ ذَا فِيمَا يَذْكُرُونَ، فَقَالَ: كَذَبُوا، وَاللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ أَكْذَبَهُمْ، {لَوْلا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ} [النور: ۱۳] ، قَالَ الْفِرْيَابِيُّ: فَعَرَفْتُ أَنَّ الرَّجُلَ فَقِيهٌ، يَعْقِلُ مَا يَقُولُ»، یعنی: «به سلیمان خوَّاص گفتم: فلانی خیلی اهل زن بازی است. گفت: دروغ می‌گویند. گفت: کار از اینها گذشته و از بس مردم گفته‌اند، مشهور است. گفت: دروغ می‌گویند، چرا که الله عزوجل آنان را تکذیب فرموده است: {چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نياوردند پس چون گواهان [لازم] را نياورده‏اند اينانند كه نزد الله دروغگويانند}. فریابی می‌گوید: دانستم که این شخص، فقیه است؛ آنچه را که می‌گوید، می‌فهمد».

بنا بر این قبل از اینکه به مسلمانی تهمت بزنید، جنبه‌ی شرعی آن را در نظر بگیرید و تقوا پیشه کنید.


گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط:

مقدمه‌ای در مورد خوارج

خوارج، فرقه‌ای هستند که از صدر اسلام تا به الان وجود دارند و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در احادیث صحیحی آن‌ها را معرفی کرده و در مورد آن‌ها سخن گفته است. خوارج در عصر حاضر، چنان که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر داده‌اند، دوباره ظهور کرده و مشغول به تکفیر و قتل مسلمین شده‌اند.

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: شیخ احمد شاکر رَحِمَهُ‌الله کسی را که به غیر ما انزل الله حکم نماید، تکفیر کرده است

خوارج می‌گویند: علّامه احمد شاکر در کتاب «عمدة التفسیر» (ج۴ ص۱۵۶) می‌گوید: «وهذه الآثار عن ابن عباس وغيره، مما يلعب به المضللون في عصرنا هذا، من المنتسبين للعلم، ومن غيرهم من الجرآء على الدين: يجعلونها عذرا أو إباحة للقوانين الوثنية الموضوعة، التي ضربت على بلاد الإسلام»، یعنی: «و این روایات از ابن عباس و دیگران، […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: حکومت کسی معتبر است که نماز را به حق، اقامه نماید

می‌گویند: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد حکامی که خروج بر آنها را حرام دانسته، فرموده: «ما أقاموا الصلاة»، یعنی: «تا زمانی که نماز می‌خوانند». این نشان می‌دهد که بر پا داشتن نماز آن گونه که حقّ نماز است، شرط خروج نکردن بر آنهاست. جواب اهل سنت: بعد از قرآن، بهترین مفسّرِ حدیث، خودِ حدیث است. […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: ماوردی رَحِمَهُ‌الله قائل به خروج بوده است

شبهه‌ی خوارج: ابوالحسن ماوردی در کتاب «الأحکام السلطانیة» ذکر کرده که فسق سلطان مانع از عقد امامت و همچنین ادامه یافتنِ سلطنتش می‌گردد. او در (ص۴۲) می‌نویسد: «اینکه حاکم مرتکب محظورات شده و به خاطر هوی و هوس و شهوت، اقدام به کارهای منکر کند؛ چنین چیزی فسقی است که مانع از انعقاد امامت گشته […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: خروج عبدالله بن زبیر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا

یکی از شبهاتی که خوارج همواره مطرح می‌کنند، خروج عبدالله بن زبیر و حسین بن علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم است. آنها می‌گویند: بزرگانی بر امرای خود خروج کرده‌اند که زیر بار ستم نرفته و راضی به ذلت و خواری نبوده‌اند، که در رأس آنها، برخی صحابه مثل عبدالله بن زبیر و حسین بن علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم اجمعین هستند.پس […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: خروج بر علیه حاکم ظالم، امر به معروف و نهی از منکر شمرده می‌شود

می‌گویند: منکراتی که امروزه حکام انجام می‌دهند، بر هیچ کس پوشیده نیست، و هیچ کدام از این حکام نیز مقدس نیستند که نشود آنها را نقد کرد. همچنین، امر به معروف و نهی از منکر، شعار این امت است؛ الله تعالی می‌فرماید: {كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ}، یعنی: […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه