چهارشنبه 29 رمضان 1447
۲۷ اسفند ۱۴۰۴
18 مارس 2026

(۶۶۶۱) حکم گفتن دروغ گفتن بنا بر مصلحت

(۶۶۶۱) سوال: اگر که برای مصلحتی نیاز به دروغ باشد، حالت‌های دیگر بر حالت‌های سه‌گانه‌‌ای که در حدیث دلالت بر جایز بودن آن می‌دهد، قیاس گرفته می‌شود؟

جواب:

اولا حدیثی که در این‌باره وارد شده است برخی اهل علم آن را تأویل نموده‌اند و گفته‌اند مراد آن حقیقت دروغ نیست و دروغ در هیچ حالتی جایز نمی‌باشد و مراد حدیث توریة (توریه‌: گوینده لفظی را به کار می‌برد که یک معنای متبادر به ذهن دارد و یک معنای مخفی دور از ذهن که همان مراد است) است.

دوما: اگر فرض کردیم که مراد حدیث از دروغ، دروغ حقیقی است، حالت‌های دیگر بر آن قیاس گرفته نمی‌شود و نیازی به قیاس نداریم چون مادامی که قدرت تأویل را داریم و تأویل (ما را) از دروغ بی‌نیاز می‌سازد مثلا: اگر کسی درب خانه را زد و تو در خانه قرار داری و دوست نداری که درب را برای آن شخص باز کنی پس به خانواده‌ات بگو که بگویند: او موجود نیست؛ چگونه صحیح می‌باشد که او موجود نباشد در حالی که در خانه است؟ صحیح است که نیت او از گفتن: موجود نیست در مکانی غیر از مکانی که او در آن قرار دارد، باشد مثلا اگر فرض شود او در مجلس است، می‌گویند: او موجود نیست یعنی در اتاق نیست و اینگونه بدون دروغ گفتن مقصود حاصل می‌گردد و با تأویل نمودن (ما را)از دروغ گفتن بی‌نیاز می‌سازد و دیگر نیازی به دروغ نیست و انسان هرگاه نیت خود را برای الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خالص گرداند و صدق و راستی را دنبال کند، الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ صدق را برای او میسر می‌کند و در حدیث از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمده است که می‌‌فرماید: «وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَصْدُقُ حَتَّى يَكُونَ صِدِّيقًا»: (و مرد به راست‌گویی ادامه می‌دهد تا اینکه (به مقام) صدیق می‌رسد. (

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: الحالات الثلاث التي يجوز فيها الكذب، التي دَلّ عيها الحديث، هل يُقاس عليها غيرها إذا دعت إلى ذلك المصلحة؟

فأجاب رحمه الله تعالى: أولا: الحديث الوارد في هذا حمله بعض أهل العلم على التأويل، لا على حقيقة الكذب، وقال: إن الكذب لا يجوز بأي حال من الأحوال، والمراد بالكذب في الحديث التَّوْرِيَة.

ثانيًا إذا قدرنا أن المراد بالحديث الكذب الحقيقي، فإنه لا يقاس عليه غيره، ولسنا بحاجة إلى القياس، لأنه ما دام عندنا قدرة على التأويل، ففي التأويل مندوحة عن الكذب، مثال ذلك: لو أن أحدًا استأذن، يعني دَقَّ عليك الباب وأنت في البيت، ولا تُحِبُّ أن تفتح له، فقُل لأهلك: قولوا: إنه ليس موجود. وكيف يصح أن يقولوا: إنك لست موجودا وأنت في البيت؟ يصح بأن ينووا بقولهم: إنه ليس موجودا. أي في مكان آخر غير مكانه الذي هو فيه، فمثلا إذا قدر أنه في المجلس، يقولون: ليس موجودا. يعني ليس في الغرفة، وبذلك يحصل المقصود من غير كَذِب، ففي التأويل مندوحة عن الكذب، ولا حاجة أن يكذب، والإنسان إذا أخلص النية الله، وتحرّى الصدق يسر الله له الصدق، وفي الحديث عن النبي صلى الله عليه وسلم: «وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَصْدُقُ حَتَّى يَكُونَ صِدِّيقًا».

مطالب مرتبط:

(۶۶۸۹) حکم دنبال کردن خطاها و اشتباه‌های بعضی معلم‌ها بدون برخی دیگر و گمان بد داشتن به آن‌ها چیست؟

دنبال کردن اشتباه مسلمان حرام است...

ادامه مطلب …

(۶۶۷۱) بعضی از دوستانم به من دشنام و ناسزا می‌گویند آیا من نیز مثل خودشان جواب آن‌ها را بدهم؟

به مصلحت آن بنگر؛ اگر مصلحت در ترک و هجر آن‌ها و عدم مقابله بالمثل در آنچه گفته‌اند، می‌باشد پس آن را انجام بده و اگر مصلحت خلاف آن را می‌طلبد پس می‌توانی به مانند آنچه با تو مقابله کردند، مقابله کنی ....

ادامه مطلب …

(۶۶۷۸) حکم شوخی با دوستان با الفاظ رکیک

لام قبیحی که در آن تهمت یا لعنت یا مانند آن باشد، حرام است حتی اگر از روی شوخی باشد زیرا مسلمان حرمت دارد و حتک آن جایز نیست...

ادامه مطلب …

(۶۶۵۰) کسی که بخواهد از بهتان و غیبت توبه کند، چکار کند؟

اگر که از آن خبری ندارد پس اولی‌تر این است که او را باخبر نسازد چون چه بسا اگر او را از آن باخبر سازد، لج کند و او را نبخشد و بین آن‌ها دشمنی به وجود آید و سبب برانگیختن کینه و دشمنی بین آ‌ن‌ها گردد...

ادامه مطلب …

(۶۶۶۸) حکم شرعی در به‌کارگیری لعن و ناسزا در زبان عامیانه

شایسته است که انسان زبان خود را بر کلمات پاک نافع تمرین دهد و از همه‌ی الفاظ دشنام و ناسزا پرهیز کند حتی در چیزهایی که برای او جایز است دشنام و ناسزا گوید چراکه شایسته نیست آن‌ها را به زبان آورد...

ادامه مطلب …

(۶۶۷۵) حکم تعریف و تمجید غیر واقعی برای خوشحال کردن دیگران

مهم آن است که وصف نمودن آن به خوب و نیکو، وصفی برای حرام نباشد که در این صورت اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه