یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

(۶۶۵۵) آیا ذکر صفات اشخاص در غیاب آنان، غیبت محسوب می‌شود؟

(۶۶۵۵) سوال: بعضی خواهران می‌گویند در یاد کردن چیزی که در زنی دیگر وجود دارد و به آن متصف است در حال غیاب او اشکالی ندارد و تفاوتی نمی‌کند که در مورد خوبی اخلاق او باشد یا بدی اخلاقش؟

جواب:

ستودن شخصی به آنچه متصف می‌باشد در حال غیاب او، خوب و نیک است اما عیب جویی کردن از او با آنچه که به آن متصف است، حرام می‌باشد چون از غیبت می‌باشد و غیبت از گناهان کبیره است و الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در کتاب خود از آن نهی کرده و آن به قبیح‌ترین مثال تشبیه کرده و فرموده است: {وَلَا یَغۡتَب بَّعۡضُكُم بَعۡضًاۚ أَیُحِبُّ أَحَدُكُمۡ أَن یَأۡكُلَ لَحۡمَ أَخِیهِ مَیۡتا فَكَرِهۡتُمُوهُ} [سوره الحجرات: ۱۲]: ( و بعضی از شما بعضی دیگر را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادرش را در حالی‌که مرده است، بخورد؟! پس (البته) آن را ناپسند دارید. (

 از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وقتی در مورد غیبت سوال شد، فرمودند: «ذِكْرُكَ أَخَاكَ بِمَا يَكْرَهُ»[۱]: (ياد كردن برادرت از آنچه كه برايش ناخوشايند است) لذا جایز نیست که در غیاب کسی با وصفی که از آن خوشش نمی‌آید، یاد شود مگر به خاطر نصیحت مخاطب باشد که در این صورت اشکالی ندارد صفاتی که خوشش نمی‌آید برای دیگری ذکر گردد و مثال آن فاطمه دختر قیس  رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا است که از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد سه نفر از مسلمانان که از او خواستگاری کرده بودند، مشورت گرفت یعنی أبوجهم رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ و معاویة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ و اسامة بن زید رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «أَمَّا أَبُو جَهْمٍ، فَلَا يَضَعُ عَصَاهُ عَنْ عَاتِقِهِ»: (اما ابوجهم، عصایش را از سر دوشش پایین نمی‌آورد) اشاره به کتک زدن زیاد به زنان دارد یعنی او با عصا به آن‌ها کتک می‌زند یا اشاره به این دارد که بسیار مسافرت می‌کند چون غالبا (مخصوصا) در گذشته در مسافرت با شتر عصا حمل می‌کردند: «وَأَمَّا مُعَاوِيَةُ فَصُعْلُوكٌ لَا مَالَ لَهُ، انْكِحِي أُسَامَةَ بْنَ زَيْدٍ»[۲]: (و معاویه فقیر است و مالی ندارد؛ با اسامه بن زید ازدواج کن) لذا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ابوجهم رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ و معاویه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ را به صفتی که خوششان نمی‌آید وصف نمود ولی این به خاطر نصیحت بود و آنچه در تاریخ امت‌ها و کتاب‌های رجال حدیث از عیب گرفتن دیگران وجود دارد، بر همین حمل می‌گردد زیرا به خاطر نصیحت برای الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و کتاب او و رسولش و امامان مسلمانان و عوام مردم می‌باشد.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] صحيح مسلم: كتاب الطلاق، باب المطلقة ثلاثا لا نفقة لها، شماره (١٤٨٠).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: إن بعض الأخوات يَقُلْن بأنه لا شيء في أن تَذْكُر المرأة الأخرى في غيبتها بما تتصف به، سواء كان ذلك مِن حُسْن في خُلُقِها، أو سُوءٍ فِي خُلُقِها؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: أما الثناء على المرء بما هو متصف به في غيبته، فهذا طَيِّب وحَسَن، وأما القدح فيه بما يَتَّصِف به، فهذا حرام، لأنه من الغيبة، والغيبة من كبائر الذنوب، وقد نهى الله -تعالى- عنها في كتابه، وَمَثْلَها بأبشع صورة، فقال جل وعلا – ﴿ وَلَا یَغۡتَب بَّعۡضُكُم بَعۡضًاۚ أَیُحِبُّ أَحَدُكُمۡ أَن یَأۡكُلَ لَحۡمَ أَخِیهِ مَیۡتࣰا فَكَرِهۡتُمُوهُ ﴾ [الحجرات: ١٢].

وسئل النبي صلى الله عليه وسلم عن الغيبة فقال: «ذِكْرُكَ أَخَاكَ بِمَا يَكْرَهُ»، فلا يجوز وصف المرء بما يكره في غيبته، إلا إذا كان ذلك على سبيل النصح للمخاطب، فلا بأس بذكر ما يكرهه من صفاته لنصح الآخر، ومثال ذلك أن فاطمة بنت قيس رضي الله عنها استشارت النبي صلى الله عليه وسلم في ثلاثة من المسلمين خطبوها، وهم أبو جهم ومعاوية وأسامة بن زيد فقال النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «أَمَّا أبوجَهُم، فَلَا يَضَعُ عَصَاهُ عَنْ عَاتِقِهِ». إشارة إلى كثرة ضربه للنساء، وأنه يَضْرِبُهن بالعصا، أو إشارةً إلى أنه كان كثير الأسفار، لأن المسافر غالبًا – ولا سيما فيما سبق حيث السفر على الإبل – يحمل العصا. «وَأَمَّا مُعَاوِيَةُ فَصُعْلُوكٌ لَا مَالَ لَهُ، انْكِحِي أَسَامَةَ بْنَ زَيْدِ». فوصف النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أبا جهم ومعاوية بما يكرهان أن يُوصَفا به، لكن هذا من باب النصيحة، وعلى ذلك يُحمل ما يوجد في تاريخ الأمم، وكتب رجال الحديث، من القدح في الشخص، لأن ذلك من باب النصيحة الله ولكتابه ولرسوله ولأئمة المسلمين وعامتهم.

مطالب مرتبط:

(۶۶۵۸) آیا غیبت کردن بودن ذکر اسم جایز است؟

غیبتی که از شخصی مجهول صحبت شود مثل اینکه بگوید: برخی مردم فلان چیز می‌گویند یا فلان کار می‌کنند، اشکالی ندارد به شرط این که شونده نفهمد مراد فلانی است....

ادامه مطلب …

(۶۶۶۷) حکم پدرانی که به هنگام خشم اهل خانه را لعن و نفرین می‌کنند

از الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای او هدایت را بخواهید و اگر در روزی از روزها دیدید که آرام است و با شما انس گرفته با او به صورتی که از کوره در نرود صحبت کنید....

ادامه مطلب …

(۶۶۴۸) حکم شرعی غیبت کودک نابالغ

غیبت یعنی یاد کردن از برادرت در غیاب او با آنچه خوشش نمی‌آید، این غیبت است زیرا الغيبة (غيبت) الغيب، بر وزن فِعْلة می‌باشد....

ادامه مطلب …

(۶۶۷۵) حکم تعریف و تمجید غیر واقعی برای خوشحال کردن دیگران

مهم آن است که وصف نمودن آن به خوب و نیکو، وصفی برای حرام نباشد که در این صورت اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

(۶۶۵۱) حکم عادی شمردن دروغ و غیبت در مجالس

کم شرعی غیبت حرام بودن آن است بلکه از گناهان کبیره می‌باشد...

ادامه مطلب …

(۶۶۶۸) حکم شرعی در به‌کارگیری لعن و ناسزا در زبان عامیانه

شایسته است که انسان زبان خود را بر کلمات پاک نافع تمرین دهد و از همه‌ی الفاظ دشنام و ناسزا پرهیز کند حتی در چیزهایی که برای او جایز است دشنام و ناسزا گوید چراکه شایسته نیست آن‌ها را به زبان آورد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه