پنج‌شنبه 9 رمضان 1447
۷ اسفند ۱۴۰۴
26 فوریه 2026

(۶۰۶۳) حکم شکستن قسم به طلاق و کفاره آن

(۶۰۶۳) سوال: مردی متأهل هستم و بسیار سیگار می‌‌کشیدم و با توجه به حرصی که برای ترک آن داشتم به طلاق قسم یاد نمودم که هرگز سیگار نکشم. مدت زیادی از آن دست کشیدم اما روزی با برخی از دوستان نشسته بودم وحواسم نبود که سیگار کشیدم، لذا متوجه شده و به یاد آوردم که برای ترک آن به طلاق قسم یاد نمودم و در مورد آن سؤال کردم و گفته شد: بر من فقط کفاره اجب است. با توجه به اینکه در تعداد طلاق‌‌ها در آن زمان شک داشتم بعد از آن اتفاق دچار دلهره و شک در مورد بقای خود با همسرم شدم اما پیوسته او نزد من است و زندگی ما بسیار عادی است. لطفا مرا از آنچه از ناحیه‌‌ی طلاق بر من واجب است راهنمایی کنید. جزاکم الله خیرا.

جواب:

طلاقی که از تو واقع شده همان‌‌طور که به تو فتوا داده شده حکم قسم را دارد و بر تو کفاره‌‌ی قسم واجب است. اما تو را به دو چیز نصیحت می‌‌کنم:

اول: زبان خود را به قسم یاد نمودن به طلاق عادت نده، زیرا این امر خلاف شریعت است. بنابراین شایسته نیست انسان به قسم به طلاق عادت کند. اگر می‌‌خواهد قسم یاد کند به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قسم یاد نموده یا اینکه سکوت اختیار کند.

دوم: تو را به ترک سیگار نصیحت می‌‌کنم، زیرا سیگار کشیدن به دلیل قرآن و سنت حرام است و منظورم از دلیل در اینجا دلیل خاصی نیست که در آن ذکر سیگار که تنباکو است، باشد؛ زیرا سیگار در اواخر رایج شده است اما در نصوص قرآن و سنت کلمات عام و جامعی وجود دارد که شامل تمام چیزهایی که تا روز قیامت رخ می‌‌دهد، می‌‌شود. از جمله نصوصی که دلالت بر تحریم آن می‌‌دهد، فرموده‌‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است که می‌‌فرماید: {وَلَا تَقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا}[النساء: ۲۹]: (و خودتان را نکشید زیرا الله (نسبت) به شما مهربان است) معلوم است که سیگار باعث بیماری‌‌های زیاد و صعب العلاجی می‌‌شود که چه بسا منجر به مرگ شود همان‌‌طور که امروزه پزشکان بزرگ آن را تأیید می‌‌کنند. همچنین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ}[البقرة: ۱۹۵]: (و ( با ترک انفاق) خود را با دست خویش به هلاکت نیفکنید) وجه دلالت این آیه مانند آیه‌‌ی قبل است. همچنین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا}[النساء: ۵]: (و اموال خود را که الله آن را وسیله‌‌ی قوام (زندگی) شما قرار داده است به سفیهان (و کم خردان) ندهید) الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نهی نموده که اموال را به کم خردانی که تصرف به نیکی در مال را نمی‌‌دانند، بسپاریم همچنین بیان نموده که این اموال را وسیله‌‌ی قوام مردم که به‌‌ وسیله‌‌ی آن مصالح دین و دنیای آنها استوار بوده، قرار داده است. معلوم است که در سیگار مصلحت دینی و دنیوی وجود ندارد بلکه در آن ضرر است. اما در سنت بر حرام بودن آن به آنچه از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در نهی از ضایع نمودن مال ثابت شده استدلال می‌‌شود[۱]. تباه ساختن مال به معنای مصرف آن در چیزی است که فایده‌‌ای در دنیا و در آخرت ندارد و در سیگار فایده‌‌ی دنیوی و اخروی نیست، لذا مصرف مال در چیزی است که باعث ضایع نمودن مال است. همچنین از جمله دلایل سنت فرموده‌‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بوده که می‌‌فرماید: «لا ضرر ولا ضرار»[۲]: (ضرر رساندن به خود و دیگران حرام است) هر چند پیرامون صحت این حدیث سخنانی وجود دارد اما قواعد شریعت بر صحت آن شهادت می‌‌دهند. بنابراین رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ضرر رساندن به خود و دیگران را نفی نمود و این نفی به معنای نهی است که انسان به سمت آنچه موجب ضرر به خود و دیگران می‌‌شود، نرود. در این صورت می‌‌گوییم: آیا در سیگار ضرر وجود دارد یا خیر؟ جواب پزشکان: در آن ضرر وجود دارد بنابراین وارد نهی حدیث می‌‌شود.

این دلایل حرام بودن سیگار از جهت آثار بودند اما از جهت عقلی کسی که سیگار می‌‌کشد، عبادات بدنی بر او سنگین بوده به خصوص عباداتی که در آن خودداری از خوردن و نوشیدن مانند روزه است. روزه از جمله سنگین‌‌ترین عبادات بر کسی که سیگار می‌‌کشد، می‌‌باشد، زیرا او را از کشیدن آن در روز منع می‌‌کند. بنابراین به خاطر آن، سختی و سنگینی زیادی را متحمل می‌‌شود. نماز نیز بر او سنگین می‌‌شود. برخی اوقات هنگامی که وقت نماز فرار می‌‌رسد و او هوس سیگار نموده، او را می‌‌بینی در حالی که این نماز بر او سنگین بوده و می‌‌خواهد هر چه زودتر از آن رهایی یابد. این بدون شک در طی نمودن مسیر بنده به سوی پرودگارش مؤثر است.

بنابراین نصیحت من به تو‌ای برادر و دیگر مسلمانان این است که از کشیدن سیگار پرهیز نموده و ترک نمودن آن بر شخص در صورتی که در تصمیم خود صادق باشد، به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ روی آورده و از او طلب کمک و رهایی از آن را نماید همچنین از نشست و برخاست با کسانی سیگار می‌‌کشند بپرهیزد؛ سخت نیست. به همین دلیل کشیدن آن را هنگامی تکرار نمودی که با کسانی که سیگار می‌‌کشند، همنشین شدی. لذا دوری از نشست و برخاست با این افراد از بزرگ‌‌ترین کمک بر در امان ماندن از آن است و مهم‌‌ترین چیز، تصمیم صادقانه، نیت خالصانه و طلب یاری از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است. همه‌‌ی این‌‌ها از جمله چیزهایی بوده که انسان را بر ترک آن کمک می‌‌کند و مردمی را دیدیم که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ترک نمودن سیگار بر آنها منت نهاده و سلامتی، قوت و نشاط به آنها برگشته و نتیجه‌‌ی خوبی داشته‌‌اند.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] ابن ماجة: کتاب الأحکام، باب من بنی فی حقه ما یضر بجاره، شماره­ی (۲۳۴۱)، و أحمد (۱/۳۱۳، شماره­ی ۲۸۶۷).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا رجل متزوج، وقد كنت مكثرًا من شرب الدخان، وحرصًا مني على الإقلاع عنه كلية فقد أقسمت بالطلاق على ألا أعود لشربه أبدا، وفعلا فقد انقطعت عنه مدة طويلة، ولكن في يوم من الأيام كنت جالسا مع بعض الأصدقاء ولم أشعر بنفسي إلا وأنا أدخن، فانتبهت لذلك وتذكرت أنني حلفت بالطلاق على تركه، وقد سألت عن ذلك فقيل: عليَّ كَفَّارة فقط، ولأنني أشك في عدد الطلقات في ذلك الوقت فقد أصابني القلق والشك في بقائي مع زوجتي بعدما حدث، ولكني ما زلت ممسكا لها وحياتنا عادية جدا، فأرجو إرشادي إلى ما يجب عليّ من ناحية الطلاق، جزاكم الله خيرا.

فأجاب رحمه الله تعالى: الطلاق الذي وقع منك هو كما أفتاك المفتي حكمه حكم اليمين، وعليك كَفَّارة يمين، ولكني أنصحك بأمرين:

الأمر الأول: ألا تجعل لسانك يعتاد الخلف بالطلاق؛ فإن هذا أمر خلاف المشروع، فلا ينبغي للإنسان أن يعتاد الخلف بالطلاق، إن كان حالفاً فليحلف بالله أو ليصمت.

أما الأمر الثاني فإني أنصحك بالإقلاع عن شرب الدُّخَان؛ لأن شرب الدخان مُحرَّم بدليل الكتاب والسُّنَّة ولا أعني بالدليل هنا الدليل الخاص الذي ينص على هذا الدُّخَان وهو التَّبع؛ لأن هذا ما حدث إلا أخيرا، لكن في نصوص الكتاب والسُّنَّة كلمات عامة جامعة تشمل ما يحدث إلى يوم القيامة، فمن النصوص الدالة على تحريمه قوله تعالى: ﴿وَلَا تقْتُلُوا أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ يكُمْ رَحِيمًا﴾ [النساء: ٢٩]، ومن المعلوم أن الدُّخَان سبب لأمراض كثيرة مستعصية ربما تؤدي بالإنسان إلى الموت كما قرر ذلك الآن أكابر الأطباء، ومنها قوله تعالى: ﴿وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى النَّهْلَكَةِ﴾ [البقرة: ١٩٥]، وهذه وجه دلالتها كالآية الأولى، ومنها قوله تعالى: ﴿وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لكم قيما﴾ [النساء: ٥]، فالله -تعالى- نهى أن نُؤتي السفهاء الذين لا يحسنون التصرف في المال الأموال، وبين أن الله جعل هذه الأموال قياما للناس تقوم بها مصالح دينهم ودنياهم، ومن المعلوم أن الدُّخان ليس فيه مصلحة لا في الدين ولا في الدنيا، بل فيه مضرة، أما من السُّنَّة فيستدل على تحريمه بما ثبت عن رسول الله صلى الله عليه وسلم من النهي عن إضاعة المال، وإضاعة المال صرفه فيما لا فائدة فيه؛ لا في الدنيا ولا في الآخرة، والدُّخان لا فائدة فيه، لا في الدنيا ولا في الآخرة، فيكون صرف المال فيه إضاعة للمال. ومن أدلة السُّنَّة أيضًا قوله صلى الله عليه وسلم: «لا ضرر ولا ضرار»، وهذا الحديث وإن كان فيه مقال ولكن قواعد الشرع تشهد له، فنفى رسول الله صلى الله عليه وسلم الضرر والضّرار، وهو نفي بمعنى النهي ألا يمارس الإنسان ما فيه الضرر أو ما فيه الإضرار بالغير، وحينئذ نقول: هل في الدخان ضرر أم لا؟ والجواب على لسان الأطباء: فيه ضرر، وعلى ذلك يكون داخلا في النهي الوارد في هذا الحديث.

فهذه أدلة تحريم الدُّخَان من حيث الأثر، أما من حيث النظر فشارب الدخان يستثقل العبادات البدنية، ولا سيما ما فيها الإمساك عن الأكل والشرب، مثل الصيام؛ فإن الصيام من أثقل الأشياء على شارب الدخان؛ لأنه يحبسه عن تناوله في النهار، فيجد من ذلك مشقة عظيمة وثقلا عظيما من هذه العبادة، كذلك أيضًا تثقل عليه الصلاة، فأحيانا لو جاء وقت الصلاة وهو مشته للدخان وجدته يستثقل هذه الصلاة وينتظر بفارغ الصبر الخلاص منها، وهذا لا شك أنه مؤثر في العبد في سيره إلى ربه عز وجل.

فنصيحتي لك أيها الأخ ولعامة إخواننا المسلمين أن يتجنبوا شرب الدُّخَان، ولا يَصْعُبُ على المرءِ تَرْكُه إذا صَدَقَ العزيمة والتوجه إلى ربه باستعانته به تبارك وتعالى وسؤاله الخلاص منه، وبإبعاده عن الجلوس مع الذين يشربونه، ولهذا عدت إلى شربه حين جلست مع أولئك الذين يشربونه،

فالابتعاد عن مجالسة الذين يشربونه من أكبر العون على الاعتصام منه، وأهم شيء صدق العزيمة والنية والإخلاص لله والاستعانة به سبحانه وتعالى؛ فإن هذا كله مما يعين الإنسان على تركه، وقد رأينا أُناسا من الله عليهم بتركه فعادت لهم الصحة والقوة والنشاط وحمدوا العاقبة.

مطالب مرتبط:

(۶۰۵۵) حکم قسم‌های دروغین

صیغه‌‌ی قسم با اینکه انسان بگوید: و قسم به حیات الله، اشکالی ندارد، زیرا قسم به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بوده یعنی با اسمی از اسماء الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است همچنین با صفاتش نیز درست است مانند حیات، علم، عزت، قدرت و ......

ادامه مطلب …

(۶۱۰۶) آیا پرداخت قیمت کفاره به جای آن جایز است؟

ظاهر قرآن بر این بوده که جایز نیست....

ادامه مطلب …

(۶۰۷۰) حکم طلاق در حالت خشم و بازگشت به همسر پس از طلاق

می‌‌گوییم: آیا قصدت این بوده که همسرت در صورتی که مخالفتی رخ دهد به طلاق است یا اینکه چنین قصدی نداشتی و قصدت فقط تهدید و منع او بوده است؟ اگر نیت تو اولی بوده پس طلاق واقع می‌‌شود و اگر نیت تو دومی بوده و قصد تو تهدید و منع او بوده، طلاق واقع نمی‌‌شود....

ادامه مطلب …

(۶۰۷۴) حکم نقض قسم به قرآن

کفاره‌‌ی قسم بر او واجب است و اگر کفاره‌‌ای که پرداخت نموده به اندازه‌‌ی کفاره‌‌ی قسم بوده یعنی ده مسکین را غذا داده، دیگر چیزی بر او لازم نیست....

ادامه مطلب …

(۶۱۰۵) آیا دادن کفاره‌‌ی قسم به ده مسکین شرط است؟

بله، باید برای ده مسکین باشد، زیرا این نص قرآن است....

ادامه مطلب …

(۶۰۷۶) حکم زیاد قسم یاد کردن و عدم انجام آن

اگر قسم به‌‌طور زیاد بر زبان بدون قصد جاری باشد، انسان به خاطر آن مؤاخذه نمی‌‌شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه