دوشنبه 15 ذیحجه 1447
۱۱ خرداد ۱۴۰۵
1 ژوئن 2026

(۶۰۵۵) حکم قسم‌های دروغین

(۶۰۵۵) سوال: همسرم در حالی که خشمگین بود گفت: پروردگارا! بر من حرام است اگر تو چیزی از زینت یکی از لباس‌‌هایش را کندی. لذا این کار را ترک کرد و برخی اوقات این‌‌گونه قسم یاد می‌‌کند: قسم به حیات الله. برخی اوقات برخی از مردم به برخی می‌‌گویند: حد الله بین من و تو باشد؛ تا اینکه او را از کاری باز دارد و باور دارند اگر این کار را انجام دهند در نتیجه‌‌ی عدم توجه به این جمله (حد الله بین تو و او باشد) مرتکب گناه بزرگی شده‌‌اند؟

جواب:

صیغه‌‌ی قسم با اینکه انسان بگوید: و قسم به حیات الله، اشکالی ندارد، زیرا قسم به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بوده یعنی با اسمی از اسماء الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است همچنین با صفاتش نیز درست است مانند حیات، علم، عزت، قدرت و … بنابراین جایز است کسی که قسم یاد می‌‌کند، بگوید: (قسم به حیات الله، قسم به علم الله، قسم به قدرت الله و قسم به عزت الله) و شبیه آن از صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ . همان‌‌طور که قسم به قرآن کریم جایز بوده، زیرا کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است همچنین قسم به مصحف نیز جایز بوده، زیرا مشتمل بر کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است اما سخنش: (پروردگارا بر من حرام است) اگر قصدش این است که الله بر او حرام است که معنایی ندارد و چنین سخنی جایز نیست. آیا معنای این تحریم این بوده که عبادت الله بر او حرام است؟ یا معنای این سخن را نمی‌‌دانم. اما اگر منظورت این است: این چیز بر من حرام است یا بر من حرام است که تو این کار را انجام ندهی و منظورت از (بربنا) قسم به پروردگار ما باشد که اشکالی ندارد. این شکلی برای تحریم یک چیز است و یک چیز هنگامی که حرام شد، اگر انسان قصدش پرهیز از آن باشد مانند قسم می‌‌شود همان‌‌طور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ۖ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ * قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ ۚ}[التحریم: ۱-۲]: (ای پیامبر! چرا چیزی را که الله بر تو حلال کرده است به خاطر خشنودی همسرانت (بر خود) حرام می‌کنی؟! و الله آمرزنده‌‌ی مهربان است * به راستی الله (راه) گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرر داشته است) لذا این تحریم را قسم قرار داد و فرمود: {قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ ۚ} هرگاه انسان گفت: این بر من حرام است یا بر او حرام است که آن را انجام ندهد و قصدش از این کار اجتناب از آن چیز باشد حکم آن، حکم قسم است به این معنا که بگوییم: گویا می‌‌گویی: به الله قسم این کار را انجام نمی‌‌دهم یا به الله قسم این لباس را نمی‌‌پوشم یا به الله قسم این غذا را نمی‌‌خورم و به همین منوال اگر شوهر این لباس‌‌ها را که بر آن قسم یاد نمودی، ترک نماید کفاره‌‌ی قسم ندارد، زیرا شوهر به قسمش وفا نموده است و اگر قسم یاد شده به او، به قسم وفا کند چیزی بر کسی که قسم یاد می‌‌کند نیست.

به نسبت صیغه‌‌ی سوم: حد الله بین من و بین تو باشد، این صیغه گویا از باب پناه بردن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و پناه بردن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر این است که انسان پاسخ آن را بدهد یعنی هرگاه شخص به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پناه برد، بر ما واجب است او را پناه دهیم مگر اینکه در این پناه بردن ظالم باشد، زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را زمانی که ظالم باشد پناه نمی‌‌دهد. مانند اینکه بخواهیم زکات را از شخصی که زکات خود را پرداخت نمی‌‌کند بگیریم سپس بگوید: به الله از تو پناه می‌‌برم، او را پناه نمی‌‌دهیم، زیرا پناه دادن او به معنای تأیید او بر معصیت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از این کار راضی نمی‌‌شود. مادامی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از آن راضی نمی‌‌شود ما نیز بر آن کار با او موافقت نمی‌‌کنیم. مهم این است که هرکسی به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پناه برد ما به پناه دادن او امر شده‌‌ایم. مادامی که به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به خاطر امری که بر او واجب بوده و می‌‌ترسد او را به آن ملزم کنیم، پناه نبرد چرا که در این حالت او را پناه نمی‌‌دهیم.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: قالت زوجتي وهي غضبانة: (حرام عليَّ ربنا إذا أنت نزعت شيئًا من زينة إحدى قطع ملابسها)، فتركت ذلك العمل، وأحيانًا تحلف بهذه الصيغة: (وحياة الله)، وأحيانًا يقول بعض الناس لآخر: (حد الله بينك وبينه) ليمنعه من فعل شيء، ويعتقد أنه إذا فعل ذلك الشيء ارتكب ذنباً عظيما نتيجة عدم انتهائه بسماع جملة: (حد الله بينك وبينه)؟

فأجاب رحمه الله تعالى: أما صيغة القَسَم بقول الإنسان وحياة الله فهذه لا بأس بها؛ لأن القسم يكون بالله سبحانه وتعالى؛ بأي اسم من أسمائه، ويكون كذلك بصفاته؛ كالحياة والعلم والعزة والقدرة وما أشبه ذلك، فيجوز أن يقول الحالف: (وحياة الله وعلم الله وقدرة الله، وعزة الله)، وما أشبه هذا مما يكون من صفات الله سبحانه وتعالى، كما يجوز القسم بالقرآن الكريم؛ لأنه كلام الله، وبالمصحف أيضًا لأنه مشتمل على كلام الله سبحانه وتعالى، أما قولها: (حرام عليَّ ربنا) فإذا كانت تقصد أن الله حرام عليها فهذا لا معنى له، ولا يجوز مثل هذا الكلام؛ فهل معنى هذا التحريم عبادة الله حرام عليها؟ أو لا أدري معنى هذا الكلام، أما إذا كانت تريد حرام على هذا الشيء أو حرام على ألا تفعل أنت هذا الشيء وتقصد بربنا أي (لا وربنا) فهذا لا بأس، هذه صورة لتحريم الشيء، والشيء إذا حرم لو قصد الإنسان به الامتناع عنه صار بمنزلة اليمين؛ كما قال الله عز وجل: ﴿يأَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَنِكُمْ﴾ [التحريم: ١-٢] فجعل هذا التحريم يمينًا وقال: ﴿قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَنِكُمْ﴾ [التحريم: ٢] فالإنسان إذا قال: هذا حرام عليّ أو حرام عليه ألا يفعله، أي لا أفعل كذا، وقصده بذلك الامتناع من هذا الشيء، فحكمه حكم اليمين، بمعنى أن نقول: كأنك قلت: والله لا أفعل هذا الشيء، أو والله لا ألبس هذا الثوب، أو والله لا آكل هذا الطعام، وعلى هذا فما دام الزوج ترك الملابس التي حلفت عليه فيها باليمين فليس عليها كَفَّارة يمين؛ لأن زوجها بر بيمينها، وإذا بر المحلوف عليه باليمين لم يكن شيئًا على الحالف.

وأما بالنسبة للصيغة الثالثة حد الله بيني وبينك، فهذا كأنه من باب الاستعاذة بالله عز وجل والاستعاذة بالله أمر النبي صلى الله عليه وسلم أن يجاب الإنسان عليها، بمعنى أنه إذا استعاذ الرجل بالله -عز وجل- وجب علينا أن نعيذه، إلا إذا كان ظالماً في هذه الاستعاذة، فإن الله سبحانه وتعالى- لا يجيره إذا كان ظالما، مثل أننا إذا أردنا أن نأخذ الزكاة من شخص لا يؤديها فقال: أعوذ بالله منك فإننا لا نعيذه؛ لأن إعادته معناها إقراره على معصية الله عز وجل، والله -سبحانه وتعالى- لا يرضى ذلك، فإذا كان الله لا يرضاه فنحن أيضًا لا نوافقه عليه، فالمهم أن من استعاذ بالله تعالى فإننا مأمورون بإعادته، ما لم يستعذ بالله من أمر واجب عليه يخاف أن نلزمه به، فإننا لا نعيذه في هذه الحال.

مطالب مرتبط:

(۶۰۳۴) اگر بر ترک نمودن چیزی قسم یاد کردم اما آن را انجام دادم؛ آیا در آن گناه وجود دارد؟

شایسته نیست شخص همیشه به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قسم یاد کند بلکه واجب است الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را تعظیم نموده و جز هنگام نیاز قسم یاد نکند. هر چند که قسم یاد نمودن بدون نیاز به قسم جایز بوده، اما بهتر است زیاد قسم یاد نکند....

ادامه مطلب …

(۶۰۲۲) حکم و شرایط قبولی توبه پس از نقض عهد با الله

به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه‌‌ی نصوح کن و آنچه با الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر ترک نمودنش عهد بستی را ترک کن و به خاطر این کار، کفاره‌‌ی قسم بر تو واجب است و من تو و دیگران را به عدم نذر نمودن حتی اگر نذر طاعت یا ترک معصیت باشد نصیحت می‌‌کنم؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از نذر نمودن نهی نموده....

ادامه مطلب …

(۶۰۶۵) حکم فتوا دادن بدون علم

در حقیقت این افرادی که (بدون علم) فتوا می‌‌دهند مرتکب گناه بزرگی می‌‌شوند. نمی‌‌دانم چه چیزی این افراد را وادار به پیش‌‌روی و مسابقه در فتوا می‌‌کند در حالی که این امرِ بسیار خطرناک و بزرگی بوده و شخص فتوا دهنده واسطه‌‌ی بین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و بندگانش در تبلیغ شریعت است....

ادامه مطلب …

(۶۱۰۰) حکم قسم بر قرآن در موضوع ازدواج

اگر ازدواج صورت گرفت چیزی بر آن‌‌ها به نسبت قسم نیست و اگر صورت نگرفت بر هر یک واجب است کفاره‌‌ی قسم دهند، زیرا قسم گیر شده‌‌اند.....

ادامه مطلب …

(۶۰۷۳) حکم قسم به طلاق در هنگام خشم

شایسته است خود را کنترل نموده، از خشم خود جلوگیری کنی و اعصاب خود را آرام کنی و اگر خواستی قسم یاد کنی، به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قسم یاد کن و به طلاق و محرمات قسم یاد نکن، زیرا مخالف امر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است....

ادامه مطلب …

(۶۰۸۹) حکم قسم ورود به خانه برادر پس از رفع خصومت

نصیحت من به این سؤال کننده و دیگر شنوندگان این است که در قسم یاد نمودن عجله نکنند بلکه هرگاه خشمگین شدند به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از شیطان رانده شده پناه ببرند و در قسم یاد نمودن شتاب نکنند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه