شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۶۰۸۹) حکم قسم ورود به خانه برادر پس از رفع خصومت

(۶۰۸۹) سوال: بین من و برادرم خصومتی رخ داد در حالی که در خانه‌‌اش بودیم. هنگامی که دعوا شدت یافت خشمگین شده و قسم یاد نموده بار دیگر وارد خانه‌‌اش نشوم؛ الان می‌‌خواهم او را ملاقات کنم؛ آیا بر من کفاره واجب است؟ با توجه به اینکه از خانه‌‌ای که در آن دعوا نمودیم به خانه‌‌ی دیگر منتقل شده است. آیا کفاره قبل از ملاقات است یا بعد؟ لطفا پاسخ دهید.

جواب:

نصیحت من به این سؤال کننده و دیگر شنوندگان این است که در قسم یاد نمودن عجله نکنند بلکه هرگاه خشمگین شدند به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از شیطان رانده شده پناه ببرند و در قسم یاد نمودن شتاب نکنند. بدتر از این کسی است که در طلاق زنش عجله می‌‌کند. با کمترین خشم زنش را طلاق می‌‌دهد و این اشتباه است و در صحیح بخاری ثابت شده که مردی گفت: ‌ای رسول الله! مرا توصیه کن! فرمود: «لا تغضب»: (خشمگین مشو) چند بار تکرار نمود؛ فرمود: «لا تغضب»: (خشمگین مشو)[۱]. اما پیرامون سؤال می‌‌گوییم: اول به نزد برادرت به خانه‌‌اش یا خانه‌‌ای که به آن منتقل شده برو و کفاره‌‌ی قسمت را بده؛ تفاوتی ندارد قبل از رفتن یا بعد از رفتن باشد. کفاره قبل از قسم گیر شدن (تحلة) نامیده شده و بعد از قسم گیر شدن کفاره نامیده می‌‌شود که غذا دادن یا لباس پوشاندن ده مسکین یا آزاد کردن برده است و در این سه مورد اختیار دارد اما اگر نیافت سه روز پی در پی روزه بگیرد.


[۱] تخریج گذشت.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: حصل بيني وبين أخي خصام، ونحن في بيته، فلما اشتد الخصام غضبت وحلفت ألا أدخل بيته مرة أخرى، والآن أريد أن أزوره، فهل تجب عليَّ الكَفَّارة؟ علما بأنه انتقل من بيته الذي حصل فيه الخصام إلى بيت، آخر وهل الكفَّارة تكون قبل الزيارة أم بعد؟ أفيدوني جزاكم الله خيرًا.

فأجاب – رحمه الله تعالى -: نصيحتي لهذه السائلة ولغيرها ممن يستمع إلى كلامي ألا يتعجلوا في اليمين، بل إذا غضبوا فليستعيذوا بالله من الشيطان الرجيم، ولا يتعجلوا ويتسرعوا في اليمين وأدهى من ذلك وأشر من يتعجل في طلاق امرأته، فإذا غضب أدنى غضب طلق امرأته، وهذا خطأ، وقد ثبت في صحيح البخاري أن رجلا قال: يا رسول الله، أوصني. فقال: «لَا تَغْضَبْ»، فردد مرارا، قال: «لا تَغْضَبْ»، وأما فيما يتعلق بسؤال السائلة فنقول: اذهبي إلى أخيك في بيته الأول أو البيت الذي انتقل إليه وكفّري عن يمينك، سواء كفرت قبل الذهاب أو بعد الذهاب والكَفَّارة قبل الحنث تسمى تحلة، وبعد الحنث تسمى كَفَّارة، وهي إطعام عشرة مساكين أو كسوتهم أو تحرير رقبة، وهذه الثلاثة على التخيير، فإن لم يجد فصيام ثلاثة أيام متتابعة.

مطالب مرتبط:

(۶۰۹۱) حکم گفتن “به خود واگذار می‌‌شوی” و تأثیر آن بر طلاق و کفاره قسم

ه نسبت طلاق اگر به نزد آنها رفته و قصد تو واقع شدن طلاق بوده، طلاق او واقع می‌‌گردد و این طلاق در صورتی که اولین طلاق باشد رجعی است. اما اگر قصد تو تهدید و منع او از رفتن به سوی خانواده‌‌اش بدون طلاق دادنش بوده، طلاق واقع نمی‌‌شود ....

ادامه مطلب …

(۶۰۳۸) کم شرعی انکار حقیقت برای آرامش دیگران و عواقب آن

بر انسان واجب است در گفتار و عادتش صادق باشد و حقیقت را در هر صورت بگوید مگر اینکه از ضرری می‌‌ترسد که می‌‌تواند تأویل نموده و در قلب خود خلاف آن چیزی که مخاطب برداشت می‌‌کند، نیت کند.....

ادامه مطلب …

(۶۰۴۲) حکم قسم یاد کردن به امانت چیست؟

شرک اصغر است مگر اینکه کسی که قسم یاد می‌‌کند اعتقاد داشته باشد که آنچه به آن قسم یاد می‌‌کند، مانند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در تعظیم، عبادت و ... است؛ در این صورت شرک اکبر است...

ادامه مطلب …

(۶۰۹۹) حکم ادای کفاره‌‌ی قسم بعد از تأخیر به مدت یک سال و یا بیشتر

بر کسی که قسم گیر شده واجب است برای کفاره دادن بشتابد، زیرا هنگامی که قسم گیر شده کفاره بر او ثابت گشته است و تأخیر در ادای واجب جایز نیست...

ادامه مطلب …

(۶۰۸۴) حکم قسم یاد کردن بر عدم ازدواج و انجام آن

مردی که قسم یاد نموده بعد از وفات همسرش ازدواج نکند سپس بعد از هفت سال با خواهر او ازدواج کرده بر او واجب است کفاره‌‌ی قسم دهد...

ادامه مطلب …

(۶۰۲۳) حکم قسم خوردن در تجارت

اگر بگوید: به الله قسم این را با این قیمت خریده‌‌ام یا به الله قسم که همینقدر قیمتش است در حالی که دروغ می‌‌گوید. این کسی است که عهد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و قسمش را با قیمت اندکی می‌‌فروشد. کسی که کالایش را با قسم دروغ می‌‌فروشد از جمله سه نفری است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در روز قیامت به آنها نگاه نکرده، آنها را پاک نمی‌‌کند و برای آنها عذابی دردناک است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه