دوشنبه 13 صفر 1448
۵ مرداد ۱۴۰۵
27 جولای 2026

(۶۰۲۲) حکم و شرایط قبولی توبه پس از نقض عهد با الله

(۶۰۲۲) سوال: شیخ بزرگوار! لطفا به سؤالم پاسخ دهید، چه بسا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در جواب شما به من، سببی برای نجات یافتنم از پریشانی قرار دهد. می‌‌گوید: با الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چند سالی است که عهد بستم گناه خاصی را که مرتکب می‌‌شدم را ترک کنم و قصدم بر همین بوده که گناه را ترک کنم و عملا مدتی بر عهد خود بودم اما بعد از آن، این گناه را مرتکب شده و نماز را از روی کسالت ترک کردم سپس به نماز برگشتم سپس نماز را ترک کردم و به همین صورت چندین بار ادامه داشت و الان می‌‌خواهم توبه‌‌ی نصوح نمایم اما در قرآن کریم این دو آیه را خواندم: {وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ}[التوبة: ۷۵]: (بعضی از آنها با الله (عهد و) پیمان بستند که: اگر (الله) از فضل خود (نصیبی) به ما دهد) تا آخر آیه از سوره‌‌ی توبه و آیه‌‌ی دوم: {إنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ }[آل عمران: ۹۰]: (همانا کسانی که پس از ایمان خود کافر شدند سپس بر کفر (خود) افزودند هرگز توبه‌‌ی آنان پذیرفته نخواهد شد) و با همراه با حدیث رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دانستم که تارک نماز کافر است و در تفاسیر این آیات، در تفسیر ابن کثیر خواندم و دانستم این دو آیه پیرامون افرادی است که توبه‌‌ای برای آنها نیست و در دنیا می‌‌دانند که اهل جهنم هستند -پناه بر الله-. من الان در سردرگمی شدیدی هستم؛ آیا در این حالت توبه قبول است یا اینکه من مثل مردمی هستم که توبه ندارند؟ شیخ بزرگوار! لطفا پاسخ دهید.

جواب:

بله، می‌‌گویم: به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه‌‌ی نصوح کن و آنچه با الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر ترک نمودنش عهد بستی را ترک کن و به خاطر این کار، کفاره‌‌ی قسم بر تو واجب است و من تو و دیگران را به عدم نذر نمودن حتی اگر نذر طاعت یا ترک معصیت باشد نصیحت می‌‌کنم؛ زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از نذر نمودن نهی نموده و می‌‌‌‌فرماید: «إنه لا یأتي بخير، وإنما يستخرج به من البخيل»[۱]: (خیری را در بر ندارد و از جانب شخص بخیل صورت می‌‌گیرد) همچنین می‌‌فرماید: «إنه لا یرد قضاء»[۲]: (مقدرات را تغییر نمی‌‌دهد) و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم راست فرمود. بخیل کسی است که نفسش او را وادار نموده که صدقه ندهد لذا نذر نموده که صدقه بدهد و می‌‌گوید: برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نذر می‌‌کنم که با چنین چیزی صدقه دهم همچنین بیمار که از شفا یافتن نا امید گشته نذر می‌‌کند که اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را شفا داد، فلان کار را انجام دهد. این نذر مقدرات را تغییر نمی‌‌دهد، زیرا اگر تقدیر بر شفا یافتن تو باشد بدون نذر شفا خواهی یافت و اگر تقدیر بر عدم شفا یافتن تو باشد، بیمار باقی خواهی ماند هر چند که نذر کرده باشی. چقدر زیادند نذرکنندگانی که هرگاه خلاف نذر خود انجام داده به نزد هر عالمی رفته تا شاید راه رهایی برای خود بیابند. نصیحت من به برادران مسلمانم این است که نذر را رها نموده و از فضل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شفا و زندگی سعادتمند طلب نموده بدون اینکه به نذر پناه آورند. پناه آورنده به سوی نذر در ترک معصیت، این کار او دلالت می‌‌دهد بر اینکه تلاش و جدیت او ضعیف است، زیرا اگر قوی بود نیازی به نذر نداشت. از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای برادران خود توفیق آنچه دوست دارد و از آن راضی می‌‌شود، طلب می‌‌کنیم.


[۱] مسلم: کتاب النذر، باب النهی عن النذر وأنه لا یرد شیئا، شماره­ی (۱۶۳۹).

[۲] مسلم: کتاب النذر، باب النهی عن النذر وأنه لا یرد شیئا، شماره­ی (۱۶۴۰).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أرجو منكم يا فضيلة الشيخ مأجورين أن تجيبوا على سؤالي لعل الله أن يجعل في إجابتكم إنقاذا لي من حيرتي، يقول: لقد عاهدت الله منذ سنوات أن أترك ذنبًا معينا كنت أقترفه، وكانت نيتي أن أترك هذا الذنب، وفعلًا مكثت فترةً على عهدي ولكن بعد ذلك اقترفت هذا الذنب وانقطعت عن الصلاة كسلا، ثم عدت أصلي، ثم انقطعت، وهكذا عدة مرات، والآن أريد أن أتوب توبةً نصوحًا، ولكنني أقرأ في القرآن الكريم آيتين هما: ﴿وَمِنْهُم مَّنْ عَهَدَ اللهَ لَنْ اتَننَا مِن فَضْلِهِ﴾ [التوبة: ٧٥] إلى آخر الآية من سورة التوبة والآية الثانية: ﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَنِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَئن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ﴾ [آل عمران: ۹۰] الآية من سورة آل عمران، وعرفت أن تارك الصلاة كافر تبعا للحديث النبوي، وقرأت في التفاسير هذه الآيات في كتاب تفسير ابن كثير ففهمت أن هاتين الآيتين نزلتا في ناس ليس لهم توبة وأنهم عرفوا أنهم من أهل جهنم من الدنيا والعياذ بالله، وأنا الآن في حيرة شديدة، فهل التوبة مقبولة في مثل هذه الحال أم أنني مثل هؤلاء الناس ليس له توبة؟ وجهوني مأجورين يا فضيلة الشيخ.

فأجاب -رحمه الله تعالى-: نعم، أقول: تب إلى الله -عز وجل- توبةً نصوحًا واترك ما عاهدت الله على تركه وعليك كَفَّارة يمين لفعلك إياه، و إنني أنصحك وأنصح غيرك عن النذر، حتى لو كان نذر طاعة أو ترك معصية؛ لأن النبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم نهى عن النذر وقال: «إِنَّهُ لا يَأْتِي بِخَيْرٍ ، وإنما يُسْتَخْرَجُ بِهِ مِنَ الْبَخِيل» وقال: «إنه لا يَرُدُّ قَضَاءَ»، وصدق النبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم؛ فإن البخيل هو الذي تحاوره نفسه ألا يتصدق، فيندر أن يتصدق ويقول: الله على نذر أن أتصدق بكذا، وكذلك المريض فييئس من الشفاء فيَنْذر إن شفاه الله تعالى ليفعلن كذا وكذا، وهذا النذر لا يَرُدُّ قَضَاءً؛ لأن الله إن كان قدر شفاءك فستشفى بلا نذر، وإن قدر عدم الشفاء بقي المرض وإن نذرت وما أكثر الناذرين الذين إذا خالفوا ما نذروا ذهبوا إلى كل عالم لعلهم يجدون مخرجًا، فنصيحتي لإخواني المسلمين أن يدعوا النذر وأن يسألوا الله تبارك وتعالى من فضله الشفاء والحياة السعيدة بدون أن يلجئوا إلى النذر، واللاجئ إلى النذر في ترك المعصية يدل فعله على أنه ضعيف العزيمة والهمة؛ إذ لو كان قوياً ما احتاج إلى النذر، نسأل الله لإخواننا التوفيق لما يحبه ويرضاه.

مطالب مرتبط:

(۶۰۱۷) حکم قسم یاد کردن به مصحف چیست؟

قسم یاد کردن به مصحف امری است که سلف صالح بر آن نبوده و در زمان رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و صحابه وجود نداشته است. حتی بعد از تدوین مصحف به آن قسم یاد نمی‌‌کردند. بلکه انسان به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قسم یاد کند بدون اینکه قسمش به مصحف باشد....

ادامه مطلب …

(۶۰۳۷) حکم قسم دروغ بر قرآن و عواقب آن

هرگاه شخصی در خصومت بر امری به دروغ قسم یاد کند؛ قسم او قسم غموس است و از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت شده که هر کسی که به دروغ قسمی یاد کند تا مال برادر مسلمانش را با آن تصاحب کند، فاجر است....

ادامه مطلب …

(۶۰۹۱) حکم گفتن “به خود واگذار می‌‌شوی” و تأثیر آن بر طلاق و کفاره قسم

ه نسبت طلاق اگر به نزد آنها رفته و قصد تو واقع شدن طلاق بوده، طلاق او واقع می‌‌گردد و این طلاق در صورتی که اولین طلاق باشد رجعی است. اما اگر قصد تو تهدید و منع او از رفتن به سوی خانواده‌‌اش بدون طلاق دادنش بوده، طلاق واقع نمی‌‌شود ....

ادامه مطلب …

(۶۰۸۹) حکم قسم ورود به خانه برادر پس از رفع خصومت

نصیحت من به این سؤال کننده و دیگر شنوندگان این است که در قسم یاد نمودن عجله نکنند بلکه هرگاه خشمگین شدند به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از شیطان رانده شده پناه ببرند و در قسم یاد نمودن شتاب نکنند...

ادامه مطلب …

(۶۰۴۴) حکم قسم دروغ برای اصلاح بین مردم

قسم یاد نمودن بر آن در حالی که می‌‌داند دروغ است؛ من در این مسئله توقف می‌‌کنم. مگر اینکه قصدش توریه باشد، در این صورت قسمش بر آنچه می‌‌خواهد جایز است....

ادامه مطلب …

(۶۰۵۴) حکم ملزم کردن مهمان به وجه الله در پذیرایی

آنچه برای انسان در تعامل با برادرانش شایسته بوده این است که آنان را به خاطر تکریم آنها در حرج نیندازد. در حقیقت اکرام شخص این است که امر را بر وی آسان نموده و به او مهلت دهی و امر را با اجبار نمودن بر او سخت نکنی....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه