چهارشنبه 8 رمضان 1447
۶ اسفند ۱۴۰۴
25 فوریه 2026

(۶۰۲۰) آیا قسم یاد کردن به مصحف و بر روی مصحف جایز است؟

(۶۰۲۰) سوال: آیا قسم یاد کردن به مصحف و بر روی مصحف جایز است؟ مثلا بگوید: به مصحف قسم که این کار را انجام می‌‌دهم، از دیدگاه شما حکم شرعی آن چیست؟

جواب:

شایسته است جواب این سؤال را به‌‌طور مفصل دهیم؛ قسم به یک چیز دلالت بر تعظیم آن چیز به صورت خاص نزد کسی که قسم می‌‌خورد می‌‌دهد. به همین دلیل برای هیچ کس جز قسم خوردن به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ جایز نیست؛ می‌‌تواند به یکی از نام‌‌های الهی یا صفاتش قسم یاد کند. مثل اینکه بگوید: به الله قسم انجام می‌‌دهم یا به پروردگار قسم که انجام می‌‌دهم، به عزت الله قسم که انجام می‌‌دهم و شبیه این‌‌ از صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ . مصحف شامل کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از صفات او به شمار می‌‌آید. کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با توجه به اصل آن و اینکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پیوسته به آن موصوف بوده و هست، صفتی هم ذاتی و هم فعلی است؛ چون صفت کلام، صفت کمال است، از این نظر صفت ذاتی بوده، یعنی پیوسته متکلم بوده و هست و آنچه را بخواهد انجام می‌‌دهد و با توجه به موارد آن از جمله صفات فعلی است؛ زیرا هرگاه بخواهد صحبت می‌‌کند. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ}[یس: ۸۲]: (جز این نیست که فرمان او هرگاه چیزی را اراده کند (این است) که به آن می‌گوید: موجود شو! پس موجود می‌‌شود) قول را با اراده همراه ساخت و این دلیلی است بر اینکه کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ متعلق به اراده و مشیئت او می‌‌باشد. نصوص پیرامون این مسئله بسیار زیاد است. موارد کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر حسب مقتضای حکمت الهی پدید می‌‌آید. با توجه به این، باطل بودن قول کسانی که می‌‌گویند: کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ازلی است و امکان ندارد تابع مشیئت باشد و اینکه معنایی قائم به نفس خودش است نه آن چیزی که کسی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با او صحبت می‌‌کند، آن را می‌‌شنود. این قول در حقیقتش باطل است. شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله کتابی را به نام “التسعینیه” تألیف نموده و در آن باطل بودن این قول را از نود وجه بیان نموده است، بنابراین مادامی که مصحف متضمن کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بوده و کلام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از صفاتش است، قسم خوردن به آن جایز است. به این صورت که انسان بگوید: قسم به مصحف و هدفش چیزی باشد که در مصحف است. فقهای حنابله رَحِمَهُمُ‌الله به این مسئله تصریح نموده‌‌اند. با این وجود بهتر است انسان طوری قسم یاد کند که شنوندگان را سردرگم نکند. یعنی به نام الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قسم یاد کند و بگوید: به الله قسم، به پروردگار کعبه قسم، به کسی که جانم در دست او است قسم و شبیه این‌‌ها از چیزهایی که عوام مردم آن را انکار نمی‌‌کنند و باعث سردرگمی آنها نمی‌‌شود. قسم یاد نمودن در مقابل مردم به آنچه می‌‌دانند و با آن‌‌ دل‌‌هایشان آرام می‌‌گیرد بهتر است. مادامی که قسم فقط به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و اسماء و صفاتش جایز است، برای هیچ کس جایز نیست که به غیر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قسم یاد کند و تفاوتی ندارد پیامبر یا جبرئیل یا کعبه و … از دیگر مخلوقات باشد. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌‌فرماید: «من کان حالفا فلیحلف بالله أو لیصمت»[۱]: (هر کسی می‌‌خواهد قسم یاد کند، یا به الله قسم یاد کند یا ساکت شود) همچنین می‌‌‌‌فرماید: «من حلف بغیر الله فقد کفر أو أشرك»[۲]: (كسي كه به غير الله قسم یاد کند، کافر شده یا شرک ورزیده است) بنابراین هرگاه انسان شنید کسی به پیامبر یا زندگی پیامبر یا زندگی شخص دیگری قسم یاد می‌‌کند، او را از آن نهی کند و به او توضیح دهد که حرام است. اما نهی و بیانش موافق با حکمت باشد به صورتی که با نرمی و توجه به شخص باشد در حالی که قصدش نصیحت و بازداشتن او از این کار حرام است. چون برخی از مردم هنگام امر و نهی دچار غیرت و خشمگین شده، صورت‌‌های آنان قرمز و رگ‌‌های آنان متورم می‌‌شود. چه بسا در این حالت احساس کند که از روی انتقام گیری برای خودش او را نهی می‌‌کند و شیطان این بیماری را در نفس او قرار می‌‌دهد. اما اگر انسان هر کس را در جایگاهش قرار دهد و به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با حکمت و نرمی دعوت دهد به قبول نزدیک‌‌تر است و از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت شده که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مقابل نرمی و خوش رفتاری پاداش و نتایجی می‌‌دهد که در برابر خشونت نمی‌دهد[۳]. بر بسیاری از شنوندگان پوشیده نیست آنچه از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در داستان اعرابی که در گوشه‌‌ی مسجد ادرار نمود اتفاق افتاد. مردم او را نکوهش نموده و صدای خود را بر او بالا بردند اما رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آنها را از این کار نهی نمود. هنگامی که ادرارش به پایان رسید او را فرا خواند و فرمود: در این مساجد چیزهایی از جمله اذیت و ناپاکی شایسته نیست بلکه برای تکبیر، تسبیح و تلاوت قرآن است یا همان‌‌طور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند. سپس به صحابه امر نمود که بر ادرار ظرفی از آب بریزند[۴]. این‌‌گونه مفسده از بین رفت، مکان پاک شد و مقصود به نسبت نصیحت این اعرابی که جاهل بود، حاصل شد. برای ما در دعوت بندگان الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به سوی دین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شایسته است این‌‌گونه به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دعوت دهیم و راهی را که به رساندن حق به قلب‌‌های مخلوقات و اصلاح آنها نزدیک‌تر است، بپیماییم.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] مسلم: کتاب البر والصلة والآداب، باب فضل الرفق، شماره­ی (۲۵۹۳).

[۴] بخاری: کتاب الادب، باب الرفق فی الأمر کله، شماره­ی (۵۶۷۹)، مسلم: کتاب الطهارة، باب وجوب غسل البول وغیره من النجاسات إذا حصلت فی المسجد وأن الأرض تطهر بالماء من أرض تطهربالماء من غیر حاجة إلی حفرها، شماره­ی (۲۸۴).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: هل يجوز الحلف بالمصحف والحلف على المصحف؟ فيقول مثلا: والمصحف لأعمل كذا، ما هو حكم الشرع في نظرکم؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذا السؤال ينبغي أن نبسط الجواب فيه؛ وذلك أن القسم بالشيء يدل على تعظيم ذلك المقسم به تعظيما خاصا لدى المقسم، ولهذا لا يجوز لأحد أن يحلف إلا بالله تعالى؛ بأحد أسمائه، أو بصفة من صفاته، مثل أن يقول: والله لأفعلنّ، ورب الكعبة لأفعلن، وعزة الله لأفعلن وما أشبه ذلك من صفات الله سبحانه وتعالى والمصحف يتضمن كلام الله تعالى، وكلام الله من صفاته، فكلام الله صفة ذاتية فعلية؛ لأنه بالنظر إلى أصله وأن الله تعالى لم يزل ولا يزال موصوفًا به؛ لأن الكلام كمال، فهو من هذه النظرة من صفات الله الذاتية، لم يزل ولا يزال متكلما فعالا لما يريد، وبالنظر إلى آحاده يكون من الصفات الفعلية؛ لأنه يتكلم متى شاء؛ قال الله تعالى: ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ﴾ [يس: ٨٢]، فقرن القول بالإرادة، وهو دليل على أن كلام الله يتعلق بإرادته ومشيئته، والنصوص في هذا متضافرة كثيرة، وأن كلام الله تحدث آحاده حسب ما تقتضيه حكمته، وبهذا نعرف بطلان قول من يقول: إن كلام الله أزلي ولا يمكن أن يكون تابعا لمشيئته، وأنه هو المعنى القائم بنفسه وليس هو الشيء المسموع الذي يسمعه من يكلمه الله عز وجل؛ فإن هذا القول باطل في حقيقته، وقد ألف شيخ الإسلام ابن تيميه الله كتابا يعرف باسم التسعينية بين فيه بطلان هذا القول من تسعين وجها، فإذا كان المصحف يتضمن كلام الله، وكلام الله تعالى من صفاته، فإنه يجوز الحلف بالمصحف بأن يقول الإنسان والمصحف، ويقصد ما فيه من كلام الله عز وجل، وقد نص على ذلك فقهاء الحنابلة رحمهم الله، ومع هذا فإن الأولى للإنسان أن يحلف بما لا يشوش على السامعين، بأن يحلف باسم الله عز وجل، فيقول: والله أو ورب الكعبة، أو والذي نفسي بيده، وما أشبه ذلك من الأشياء التي لا تستنكرها العامة، ولا يخصل لديها فيه تشويش فإن تحليف الناس بما يعرفون وتطمئن به قلوبهم خير وأولى، وإذا كان الخلف إنما يكون بالله وأسمائه وصفاته فإنه لا يجوز لأحد أن يحلف بغير الله؛ لا بالنبي ولا بجبريل ولا بالكعبة ولا بغير ذلك من المخلوقات، قال النبي عليه الصلاة والسلام: «من كان حالفًا فلْيَحْلِفْ بالله أو لِيَصْمُتْ»، وقال صلى الله عليه وسلم: «مَنْ حَلَفَ بِغَيْرِ الله فَقَدْ كَفَرَ أَوْ أَشْرَك»، فإذا سمع الإنسان شخصا يحلف بالنبي أو بحياة النبي أو بحياة شخص آخر فلينهه عن ذلك، وليبين له أن ذلك حرام، ولكن ليكن نهيه وبيانه على وفق الحكمة بحيث يكون باللطف واللين والإقبال على الشخص وهو يريد نصحه وانتشاله من هذا العمل المحرَّم؛ لأن بعض الناس تأخذه الغيرة عند الأمر والنهي فيغضب ويحمر وجه وتنتفخ أوداجه، وربما يشعر في هذه الحال أنه ينهاه انتقاما لنفسه فيلقي الشيطان في نفسه هذه العلة، ولو أن الإنسان نزَّل الناس منازلهم، ودعا إلى الله بالحكمة واللين والرفق لكان ذلك أقرب إلى القبول وقد ثبت عن النبي – عليه الصلاة والسلام- أن الله يعطي بالرفق ما لا يعطي على العنف. ولا يخفى على كثير من المستمعين ما حصل من النبي عليه الصلاة والسلام في قصة الأعرابي الذي جاء إلى المسجد فبال في طائفة منه، فزجره الناس وصاحوا به، فنهاهم النبي صلى الله عليه وسلم عن ذلك، فلما قضى بوله دعاه النبي – عليه الصلاة والسلام- وقال له: إن هذه المساجد لا يصلح فيها شيء من الأذى والقذر، وإنما هي للتكبير والتسبيح وقراءة القرآن أو كما قال صلى الله عليه وسلم، ثم أمر أصحابه أن يصبوا على البول ذنوبا من ماء، وبهذا زالت المفسدة وطهر المكان وحصل المقصود بالنسبة لنصيحة هذا الأعرابي الجاهل، وهكذا ينبغي لنا نحن في دعوة عباد الله إلى دين الله أن نكون داعين الله سبحانه وتعالى، فنسلك الطريق التي تكون أقرب إلى إيصال الحق إلى قلوب الخلق وإصلاحهم، والله الموفق.

مطالب مرتبط:

(۶۰۳۰) حکم قسم دروغ به قصد فرار از پرداخت دین

این کار تو از گناهان کبیره بوده و اگر این قسم تو را از زندان در این دنیا نجات دهد، تو را از عذاب روز قیامت نجات نمی‌‌دهد مگر اینکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بخواهد. ...

ادامه مطلب …

(۶۰۹۴) کفاره شکستن قسم و ورود مجدد به خانه برادر

بهتر است که وارد خانه‌‌ی برادر خودت شوی و کفاره‌‌ی قسم دهی...

ادامه مطلب …

(۶۱۰۶) آیا پرداخت قیمت کفاره به جای آن جایز است؟

ظاهر قرآن بر این بوده که جایز نیست....

ادامه مطلب …

(۶۰۲۱) حکم قسم یاد کردن بر قرآن در امر نادرست

سوگند یاد کردن به دروغ حرام است؛ چه قسم به مصحف باشد یا غیر مصحف...

ادامه مطلب …

(۶۰۸۱) حکم عمل نکردن به قسم

باید بدانیم آیا این قسم‌‌ها بر چیزی در آینده بوده یا در گذشته؟ آیا در این قسم‌‌ها إن شاء الله گفته یا خیر؟ آیا این قسم‌‌های مکرر بر یک چیز بوده یا چند چیز؟ نیاز است همه‌‌ی این امور را بدانیم. ...

ادامه مطلب …

(۶۰۲۵) حکم قسم خوردن در نفس انسان

اگر آن را در دل خود بدون به زبان آوردن گفتی، حکم و اثری ندارد ولی اگر آن را با زبانت گفتی و هدفت وادار نمودن خود بر ترک سیگار بوده؛ حکم آن، حکم قسم است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه