چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۵۳۰۱) حکم شرعی عدم تمکین زوجه در انتقال به منزل شوهر

(۵۳۰۱) سوال: عمویی داشتم که هفت سال است فوت کرده و او همسر و هفت فرزند کوچک دارد و کسی که آنها را تربیت و رعایتشان کند نبوده پس برای ازدواج با مادرشان اقدام کردم با وجود این که تقریبا ۲۰ سال از من بزرگتر است به این خاطر دوست داشتم رعایت حال و تربیت فرزندان عمویم را بکنم و به ایشان اهتمام داشته باشم و با او ازدواج کردم و با آن‌ها در خانه‌یشان ماندم چون که قبول نکرد که به خانه‌ی خاص خودم انتقال یابد و الان بعد از این که فرزندان بزرگ شده‌اند و بعضی از ایشان به سن ۱۹ سالگی رسیده‌اند و از من بسیار بدشان می‌آید و از من خواسته‌اند که از خانه‌یشام بروم با وجود این که من از زمانی که با مادرشان ازدواج کرده‌ام با آن‌ها مانند فرزندانم تعامل کرده‌ام و برای آن‌ها از کال خودم هزنیه کردم با تمام این وجود فایده‌ای به ایشان نداشت با وجود این که من مانعی ندارم که از خانه‌ی ایشان بیرون روم ولی مادرشان که زنم باشد قبول نکرده که از خانه‌ی اولش به خانه‌ی من بیاید و من از او دو فرزند دارم که بزرگشان ۴ سال دارد و مجبور شده‌ام که خواسته‌ی فرزندانش را به جا آروم و از خانه بیرون روم و اصلا به آن برنگردم حتی فرزندانم من را نشناسند، حکم در عدم قبول زنم به خانه‌ی من چیست و اصرار او بر ماندن در خانه‌ی شوهر اول خود؟ و آیا این سبب طلاق او را برای من مباح می‌کند؟ و نظر شما در مورد موقف فرزندانش با من چیست؟

جواب:

کار تو کار نیک و پاکی بوده و الله به تو جزای خیر دهد از این جهت که این کار را برای اصلاح فرزندان عموی خود کرده‌ای و این بدون شک از صله‌ی رحم است و فرزندانی که بعد از آن که بزرگ شده‌اند از تو خواسته‌اند که از آن خانه بروی شایسته است که در این امر تدبر کنند و نگاه کنند که باقی ماندن تو در خانه‌ی عمویت به خاطر همسرت و راحتی او است و حضانت فرزندانت و مراعات ایشان و حضانت فرزندان عمویت که هنوز بالغ نشده‌اند، بدون شک در آن مصلحت همه است.

و این فرزندانی که خواسته‌اند تا از خانه‌ی ایشان بروی را نصیحت می‌کنم که خوب دراین باره فکر کنند تا این که مصلحت برایشان آشکار شود و اگر که اصرار ورزیدند که از خانه‌ی ایشان بروی پس تو آزادی و از خانه‌ی ایشان برو و زن و فرزندانت را با خودت ببر مگر این که همسرت در هنگام عقد بر تو شرط کرده است که او در خانه‌اش باقی می‌ماند که در این صورت باید به عهد خود وفا کنی و حتی در این صورت اشکالی ندارد که برای بهره جستن از همسر خود به آن خانه وارد شوی چون این امر مشروط بر تو می‌باشد مگر این که همسرت راضی گردد از آن خانه خارج گردد و خروج تو از ماندنت با درگیری و منازعه بهتر است و با همسر و فرزندانت و همچنین فرزندان گوچک عمویت از آن خانه برو، والله الموفق.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: كان لي عم، وقد توفي منذ سبع سنوات، وخلف وراءه زوجته، وسبعة أولاد كلهم صغار، وليس هناك من يقوم على تربيتهم ورعايتهم، فتقدمت للزواج من أمهم، رغم أنها تكبرني بحوالي عشرين سنة، رغبة مني في رعايتهم وتربية أولاد عمي عمي، والاهتمام بهم وفعلا تزوجتها، وبقيت معهم في بيتهم؛ لأنها رفضت الانتقال إلى بيتي الخاص، والآن، وبعد أن كبر الأولاد، ووصل بعضهم إلى سن التاسعة عشرة، أصبحوا  يكرهونني كرها شديدا، ويطلبون مني الرحيل من منزلهم، علما أنني منذ أن تزوجت أمهم وأنا أعاملهم كأولادي، وأصرف عليهم من مالي الخاص، ولكن كل ذلك لم يُجدِ ،معهم، علما أنني لم أمانع من الخروج من بيتهم، ولكن أمهم التي هي زوجتي هي التي رفضت الخروج من بيتها الأول إلى بيتي، علما أن لي منها طفلين؛ أكبرهما عمره أربع سنوات، وقد اضطررت إلى تلبية طلب أولادها، والخروج من البيت، ولم أعد أدخله بتاتا، حتى أطفالي لا يعرفونني، فما الحكم في عدم قبولها الانتقال إلى بيتي وإصرارها على البقاء في بيت زوجها الأول؟ وهل هذا السبب يبيح لي طلاقها؟ وما رأيكم في موقف أولادها معي؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: صُنْعُك هذا صُنع طيب، فجزاك الله خيرا؛ حيث عملت هذا من أجل إصلاح أولاد عمك، وهذا من صلة الرحم بلا شك. والأولاد الذين يطالبون برحيلك عن البيت بعد أن كبروا هؤلاء ينبغي لهم أن يتدبروا الأمر، وأن ينظروا، فإن بقاءك في بيت عمك من أجل زوجتك وراحتها، وحضانة أولادك ومراعاتهم، وحضانة من لم يبلغوا من أولاد عمك لا شك أن ذلك في مصلحة الجميع.

والذي أنصح به هؤلاء الأولاد الذين يطالبون برحيلك أن يفكروا في الأمر مرة بعد مرة، حتى تتبين لهم المصلحة، فإن أصروا إلَّا أن تخرج من بيتهم فأنت حر، اخرج من بيتهم، وخذ زوجتك معك وأولادك، إلا إذا كانت المرأة قد اشترطت عليك عند العقد أن تبقى في بيتها، فإنه يجب عليك أن تُوفي لها بالشرط، وحينئذ لا حرج عليك أن تدخل البيت من أجل التمتع بزوجتك؛ لأن هذا أمر مشروط عليك، إلا إذا رضيت الأم بأن تخرج، فإن خروجك أولى من بقائك مع المشاقة والمنازعة، وتخرج بها وبأولادها منك، وكذلك بالصغار من أولاد عمك والله الموفق.

مطالب مرتبط:

(۵۲۳۷) حقوق زوجین

(۵۲۳۷) سوال: حق شوهر بر زن خود یا حق زن بر شوهر خود چیست؟ جواب: حق زن بر شوهر خود و حق شوهر بر زن خود را الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در این آیه به صورت اجمالی بیان می‌کند: {وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِ} [سوره النساء: ۱۹] : (و با آن‌ها بطور شایسته رفتار کنید): و همچنین می‌‌فرماید: {وَلَهُنَّ مِثۡلُ […]

ادامه مطلب …

(۵۲۸۰) حدّ شرعی غیبت مرد از همسر در غربت

دور ماندن از زن خود نباید از شش ماه تجاوز کند مگر این که زن بدان اجازه دهد و او در محلی امن باشد در این صورت به اندازه‌ی که به شوهر خود اجازه دهد اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

(۵۲۴۴) وظیفه‌ی زن در برابر ظلم شوهر و سلطه‌جویی خانواده‌ی او

صیحت من به شما این است که صبر نمایی و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امید اجر داشته باشی و ایمان داشته باشی که عاقبت برای باتقوایان است....

ادامه مطلب …

(۵۲۴۷) حکم هجر طولانی و بدزبانی شوهر نسبت به زن صالحه

شکی در آن نیست که کارهای او در قبال خانواده‌اش صحیح نیست و بر او واجب است که معاشرتی شایسته با اهلش داشته باشد ....

ادامه مطلب …

(۵۲۵۸) حکم ادامه‌ی زندگی با شوهر فاسق

نصیحتم به این مرد (اگرکه آنگونه که زنش گفته است باشد) این است که به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه کند و دست از آنچه زنش او را وصف نمود بکشد تا زندگی او درست گردد و زندگی پاکی نصیبش شود...

ادامه مطلب …

(۵۲۲۴) حکم تنازل اجباری زن از نوبت خود در تعدد زوجات

اشکالی ندارد اگر که در او رغبتی ندارد پس بگوید: اگر می‌خواهی بدون قسم (مساوی ماندن نزد همسران) نزد من بمان یا طلاقت می‌دهم، اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه