یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

(۳۵۰۸) حکم رفتن از شهری به شهر دیگر برای تعزیه گفتن یا نماز خواندن بر میت

(۳۵۰۸) سوال: حکم رفتن از شهری به شهر دیگر برای تعزیه گفتن یا نماز خواندن بر میت چیست؟

جواب:

اصل بر این است که اشکالی ندارد اما می‌ترسم درِ فخر فروشی بر مردم باز شود و خود و دیگران را خسته کنند زیرا اگر این کار به عادت تبدیل شد کسی که این کار را انجام ندهد در معرض سخن مردم و ریختن آبرویش قرار می‌گیرد. بدین صورت آنچه سنت نیست به سنت تبدیل می‌شود لذا نظرم بر این است که شایسته نیست اگر به اندازه‌ی مسافت قصر خواندن نماز است برای نماز بر میت یا تعزیه بروند مگر این که خویشاوند بسیار نزدیک مانند: پدر، مادر، برادر، خواهر، عمو، برادرزاده، دایی و خواهرزاده باشد که در این صورت گفته می‌شود به خاطر خویشاوندی نزدیک و این که برای همه پیش نمی‌آید اشکالی ندارد و دیگر ترسی از این که این مسئله برای مردم به عادت تبدیل شود نمی‌رود.
مقصود از تعزیه تقویت برای تحمل مصیبت است و مانند تهنیت نیست که از هر شخصی مطلوب باشد. بنابراین تعزیه تقویت برای شخص مصیبت دیده است تا صبر کند و امید به اجر داشته باشد. اگر در مقابل از دنیا رفتن میت دچار مصیبت نشده اصلاً تعزیه گفته نمی‌شود زیرا مثلاً بعضی از مردم شاید پسرعمویش از دنیا برود اما چون قبل از مرگش با او خصومتی داشته اصلا مرده یا زنده بودنش برایش اهمیتی ندارد!چنین شخصی تعزیه گفته نمی‌شود، اصلاً بر چه چیزی تعزیه گفته شود؟ بلکه شاید بگویند: این شخص در مقابل از دنیا رفتن میت اگر با وی خصومت شدیدی داشته تهنئت گفته می‌شود! اما اگر شخص مصیبت دیده‌ای ببینیم که واقعا متأثر شده به او تعزیه‌ای که شبیه پند و اندرز باشد می‌گوییم. همان طور که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد یکی از دخترانش انجام داد. وقتی دخترش کسی را به سوی او فرستاد که پسر یا دخترش در حال مرگ است پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به شخصی که فرستاده شده بود فرمود: «إِنَّ لِلَّهِ مَا أَخَذَ ، وَلَهُ مَا أَعْطَى ، وَكُلٌّ عِنْدَهُ بِأَجَلٍ مُسَمًّى ، فَلْتَصْبِرْ وَ لْتَحْتَسِبْ» : (برای الله است هر آنچه می‌گیرد و هر آنچه عطا می‌کند و هر کسی نزد او اجل و سرآمدی معین دارد، پس حتماً صبر کن و و حتماً از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امید اجر داشته باش) چنین سخنی اگر بر نفس انسان وارد آید قانع شده و مصیبت بر وی آسان می‌شود اما اگر برای تعزیه برویم و اندوهی بر اندوه بیفزاییم و بنشینیم خوبی‌های میت، کارهایش در زندگانی و تعامل نیکش را یادآور شویم این از جمله تعریف کردن از خوبی‌های میت است که از آن نهی شده است. بدین خاطر است که امروزه مردم تعزیه را بر وجهی که مشروع نیست گرفته‌اند بدین صورت که در بعضی از شهرها خیمه‌ها برپا می‌شود، چراغ‌ها افروخته می‌شود و صندلی‌ها چیده می‌شود که مردم رفت و آمد می‌کنند تا جایی که گویی جشن عروسی است. سپس قاری می‌آورند تا قرآن قرائت کند که البته برای قرائت، مزد مالی می‌گیرد و بدین صورت کتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با درهم و دینار فروخته می‌شود. همچنین شخصی که فقط با مزد قرآن قرائت می‌کند هیچ ثواب و اجری ندارد و میت نیز از آن سودی نمی‌برد. بنابراین دادن مال به وی، تلف کردن آن است به ویژه اگر این مال از مالی باشد که میت از خود به جای گذاشته و میراث‌بران انسان‌هایی تنگ‌دست هستند که در این صورت مال این افراد تنگ دست را به غیر حق بلکه به باطل چپاول کرده است.
لذا برادرانم را نصیحت می‌کنم اگر به مرگ یکی از خویشاوندان یا دوستانشان مبتلا شدند تحمل کنند، صبر و شکیبایی پیشه سازند و سخن صابران بگویند: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي ، وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا» : (ما از آنِ الله هستیم و به سوی او باز می‌گردیم، بارالها در مقابل مصیبتم به من اجر بده و بهتر از آن را برایم جایگزین بنما)‌.
ابوسلمه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ شوهر ام سلمه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا از دنیا رفت در حالی که ام سلمه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا وی را بسیار زیاد دوست می‌داشت. وی از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شنیده بود که هر کس به مصیبتی مبتلا شود و و این دعا را بگوید الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مقابل مصیبتش به او اجر داده و بهتر از آن را برایش جایگزین می‌نماید: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي ، وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا».
وقتی ابوسلمه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ از دنیا رفت گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ، اللَّهُمَّ أْجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي ، وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا» اما با خودش می‌گفت: چه کسی از ابوسلمه بهتر است؟ یعنی: با خودش فکر می‌کرد کسی که برایم جایگزین می‌شود و بهتر است کیست؟ زیرا وی ایمان داشت به این که سخن پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم حق است و ناگزیر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بهتر از ابوسلمه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ را برایش جایگزین می‌کند اما می‌گفت: این شخص دیگر کیست؟ زمانی که عده‌اش تمام شد پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم با وی ازدواج نمود که بدون شک ایشان برایش بهتر از ابوسلمه بود.
همچنین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دعای پیامبرش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را اجابت کرد هنگامی که بر ابوسلمه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ وارد شد در حالی که چشمش باز مانده و از دنیا رفته بود. چشمش را دید که بازمانده لذا آن را بست و فرمود: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِأَبِي سَلَمَةَ ، وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ فِي الْمَهْدِيِّينَ ، وَاخْلُفْهُ فِي عَقِبِهِ فِي الْغَابِرِينَ ، وَاغْفِرْ لَنَا وَلَهُ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ ، وَافْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَنَوِّرْ لَهُ فِيهِ» : (بارالها ابوسلمه را بیامرز، درجه‌اش را نزد هدایت شدگان بالا ببر، برای بازماندگانش جایگزین قرار بده، ای پروردگار جهانیان ما و او را ببخش و بیامرز، قبرش را برایش بگستران و نورانی بگردان). شش دعا که اگر با همه‌ی دنیا وزن شود این‌ها سنگینی می‌کند. مقداری از آن که در دنیا مشاهده شد را دانستیم که فرمود: (برای بازماندگانش جایگزین قرار بده) زیرا کسی که جایگزین وی شد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بود که با ام سلمه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا ازدواج کرد و عمر فرزند ابوسلمه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ و خواهرش ربیبه و پی‌زاده‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شدند اما دعاهای دیگر غیبی هستند که امیدواریم همان‌گونه که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آنچه مشاهده شد را اجابت نمود آن‌ها را نیز اجابت کند.
در نتیجه برادرانم را به خاطر ادای حق الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نصیحت می‌کنم که این آداب و رسومی که از روش سلف صالح نیست را ترک کنند. حال آن که -سوگند به الله- که سلف صالح در طلب تقرب جستن به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سود رساندن به میت از ما بهتر بودند اما هرگز این کار را انجام نداده‌اند. همچنین علمای ما از حنابله و شافعیه -چه بسا دیگران نیز چنین باشند- تصریح نموده‌اند که اجتماع برای تعزیه از جمله بدعت‌ها است و بعضی از آنان تصریح به بدعت بودن نکرده اما گفته‌اند مکروه است. اگر خواستید به کتب علما پیرامون این مسئله مراجعه کنید تا برایتان آشکار گردد. از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ درخواست می‌کنم ما را به صراط مستقیم هدایت کند و ما را برای پیمودن منهج پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار موفق گرداند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم الذَّهاب من مدينة إلى أخرى لتقديم التعزية أو للصلاة على الميت؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الأصل أن هذا لا بأس به، لكني أخشى أن ينفتح على الناس باب بالمباهاة فيه فيَتَعَبُ الناس ويُنْعِبُونَ؛ لأنه إذا صار هذا عادة صار المتخلف عنه عرضةً للكلام وانتهاك عرضه، فصار ما ليس بسُنَّة سُنّة، فالذي أرى أنه لا ينبغي أن يُذْهَبَ للصلاة على الميت إذا كان مسافة قصر أو للتعزية، اللهم إلا أن يكون قريبا جدا كالأب والأم والأخ والأخت والعم وابن الأخ والخال وابن الأخت، فهذا قد يُقَالُ: إنه لا بأس به لقوة القرابة، ولأن هذا لا يتأتى لكل أحد، فلا يُخشى أن ينفتح الباب على الناس

 والتعزية المراد بها التقوية على تحمل المصيبة، ليست تهنئة تُطْلَبُ من كل واحد، فهي تقوية للمصاب كي يصبر ويحتسب، فإذا لم يكن مصابا بميت فلا يُعَزَّى أصلا؛ لأن بعض الناس قد لا يصاب بموت ابن عمه مثلا؛ لكونه في خصام معه قبل موته وتعب، فلا يُهِمُّهُ أن يموت أو يحيا، فمثل هذا لا يُعَزَّى، فعلى أي شيء يُعَزّى ؟! بل لو قيل : إنه يُهنا بموته إذا كان مُنْعِباً له، لكن إذا رأينا شخصا مُصَابًا حقيقة متأثرًا فإننا نُعَزّيهِ تعزيةً تُشبه الموعظة، كما فعل النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم في إحدى بناته، حينما أرسلت إليه أن ابنها أو ابنتها في سياق الموت فقال النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- للذي جاء يدعوه: «إِنَّ لِلَّهِ مَا أَخَذَ وَلَهُ مَا أَعْطَى وَكُلُّ عِنْدَهُ بِأَجَلٍ مُسَمًّى، فَلْتَصْبِرْ، وَلْتَحْتَسِبْ». مثل هذا إذا ورد على النفس اقتنع الإنسان وهانت عليه المصيبة، أما أن نذهب لنُعَزِّيَ فنزيد الحزن حزنًا، ونجلس نتذكر محاسن الميت وأفعاله في حياته ومعاملته الحسنة، فهذا من الندب المنهي عنه، لذلك اتخذ الناس اليوم التعزية على وجه ليس بمشروع ففي بعض البلاد تُقام السرادقات والإضاءات والكراسي، وهذا داخل وهذا خارج ، حتى إنك لتقول: إن هذه حفلة عرس، ثم يأتون بقارئ يقرأ القرآن يقرأ القرآن بأجر مالي، فيباع كتاب الله -تعالى- بالدراهم والدنانير، وهذا الذي يقرأ القرآن لا يقرأ إلا بأجر ليس له ثواب وليس له أجر، ولا ينتفع بذلك الميت، فيكون بذل المال له إضاعة للمال، ولا سيما إذا كان من التركة وفي الورثة أناس قاصرون، فيكون انتهب من مال هؤلاء الْقُصَّر مالا بغير حق بل بباطل.

لذلك فإني أُوَجِّهُ النصيحة لإخواني إذا أصيبوا بموت أحد أقاربهم أو أصدقائهم أن يتحملوا ويصبروا ويقولوا ما يقول الصابرون: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، اللهُمَّ أَجُرْنِي فِي مُصِيبَتِي، وَأَخْلِفْ لِي خَيْرًا مِنْهَا». مات أبو سلمة رضي الله عنه عن زوجته أم سلمة، وكانت تُحِبُّهُ حبَّاً شديدًا ويحبها، وقد سمعت من النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم- أن من أُصِيبَ بمصيبة فقال: «اللهُمَّ أجُرْنِ فِي مُصِيبَتِي، وَأَخْلِفْ لي خَيْرًا مِنْهَا»، أن الله -تعالى- يأجره في مصيبته ويخلف له خيرًا منها. فلما مات أبو سلمة قالت: اللهم أجرني في مصيبتي وأخلف لي خيرًا منها. وكانت تقول في نفسها من خير من أبي سلمة؟ يعني: تفكر من هذا الذي يأتي فيكون خيرًا؟ لأنها مؤمنة بأن قول الرسول حق، وأنه لا بد أن يُخلِفَ الله عليها خيرًا لها من أبي سلمة، لكن تقول: من هذا؟ فلما انتهت عدتها تزوجها النبي صلى الله عليه وسلم، فكان الرسول صلى الله عليه وسلم خيرًا لها من أبي سلمة بلا شك، وقبل الله دعاء نبيه صلى الله عليه وسلم حين دخل على أبي سلمة رضي الله عنه وقد شَخَصَ بصره ومات، فرأى بصره شاخصا، فأغمضه – عليه الصلاة والسلام- وقال: «اللهم اغْفِرْ لِأَبِي سَلَمَةَ، وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ فِي الْمَهْدِيِّينَ، وَاخْلُفْهُ فِي عَقِبِهِ فِي الْغَابِرِينَ، وَاغْفِرْ لَنَا وَلَهُ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ، وَافْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ، وَنَوِّرُ لَهُ فِيهِ». سِتُّ دعوات لو وزِنَتْ بهن الدنيا لرجحت بالدنيا كلها شيء منها علمناه لأنه شُوهِدَ في الدنيا، وهو قوله: واخلفه في عقبه، فإن الذي خلفه في عقبه رسول الله صلى الله عليه وسلم، تزوج أم سلمة، وكان ابن أبي سلمة عمر وأخته رَبيبَي الرسول صلى الله عليه وسلم، أما الدعوات الأخرى الغيبية فإننا نرجو الله -تعالى- أن يقبلها كما قبل ما شاهدناه.

والحاصل أنني أنصح إخواني نصيحة لله -عز وجل- أن يدعوا هذه العادات التي ليست من هَدْيِ السَّلف الصالح، والسلف الصالح – والله – خير منا في طلب التقرب إلى الله -عز وجل- ونفع الميت، وما فعلوا هذا أبدا، وقد صرح علماؤنا الحنابلة وكذلك الشافعية – ولعل غيرهم كذلك أن الاجتماع للتعزية من البدع، وبعضهم لم يُصَرِّح بأنه بِدْعَةٌ لكن قال إنه مكروه، وإن شئتم فراجعوا كتب العلماء في ذلك حتى يتبين لكم. أسأل الله -تعالى- أن يهدينا صراطه المستقيم، وأن يوفقنا لسلوك منهج السابقين الأولين من المهاجرين والأنصار.

مطالب مرتبط:

(۳۵۰۶) حکم گریه بر میت

بر اثر گریه کردن بر پدرش گناهی بر وی نیست. زیرا این امری فطری است که انسان نمی‌تواند آن را دفع کند به ویژه زمانی که مصیبت را به یاد آورد یا چیزی از آثارش مثل کتاب، لباس، مجلس و چنین چیزهایی را ببیند اما برای انسان شایسته است به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پناه ببرد، صبر و شکیبایی کرده و مصیبتش و آنچه از دست داده را زیاد یاد نکند...

ادامه مطلب …

(۳۵۱۶) حکم اعتقاد به بازگشت ارواح میت در روزهای دوشنبه و پنجشنبه

این اصلی ندارد و زیارت قبور در هر وقتی مشروع است...

ادامه مطلب …

(۳۵۳۵) حکم قرائت فاتحه با بلند کردن دست در تعزیه

قرائت فاتحه با بلند کردن دست در تعزیه بدعت است و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در هیچ یک از تعزیه‌های اصحابش چنین کاری نکرده‌اند...

ادامه مطلب …

(۳۵۵۰) حکم اجتماع برای قرائت قرآن در خانه‌ی میت پس از دفن

اجتماع برای قرائت قرآن بعد از دفن میت در خانه‌ی میت یا مسجد یا خانه‌ی کسی دیگر، بدعت است و صحابه چنین کاری را نکرده‌اند بلکه اجتماع اهل میت برای ملاقات با تعزیه کنندگان، نزد اهل علم مکروه می‌باشد....

ادامه مطلب …

(۳۵۰۷) حکم تجمع در مجالس تعزیه تا سه روز بدون تکلف

برادران مسلمانم را دعوت می‌کنم که خود را خسته نکنند، وقت و مال را ضایع نکنند و از این کار دست بکشند زیرا خیری برایشان در بر ندارد بلکه با این کار به گناه نزدیک‌تر هستند تا این که در سلامت باشند...

ادامه مطلب …

(۳۵۰۲) آیا در تعزیه مصافحه کردن (دست دادن) بدون بوسیدن کافی است؟

تعزیه همان چیزی است که به شخص مصیبت دیده گفته می‌شود. هر سخنی که او را در مقابل مصیبت تقویت کند و اجر صبر و امید داشتن به اجر از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را برایش بیان کند که شامل مصافحه و بوسیدن نمی‌شود و این کار در زمان پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم شناخته‌شده نبوده است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه