دوشنبه 21 شعبان 1447
۱۹ بهمن ۱۴۰۴
9 فوریه 2026

(۲۹۶۶) حکم تأخیر نماز مغرب تا وقت عشاء برای مسافر

(۲۹۶۶) سوال: اگر به شهری که می‌‌خواهد برود در وقت نماز عشاء برسد و نماز مغرب را در وقتش نخوانده باشد و آن را به وقت عشاء به تأخیز بیندازد با توجه به اینکه وقت عشاء طولانی است آیا لازم است آن را در اول وقت عشاء بخواند یا اینکه اشکالی ندارد آن را تا آخر وقت عشاء به تأخیر بیندازد؟ سپس به نسبت نماز عشاء آیا آن را همراه جمع قصر بخواند یا در صورتی که اقامت او طولانی است آن را همراه جمع کامل بخواند؟

جواب:

مادامی که شهری که به آن رسیده شهر او نیست بلکه شهر دیگری است که به قصد برطرف ساختن نیازش به آن جا رفته سپس به شهرش بر می‌‌گردد اگر به آن شهر در وقت مغرب برسد می‌‌تواند آن را به تأخیر بیندازد سپس همراه نماز عشاء جمع ببندد و نماز عشاء را چون مسافر است قصر کند هر چند به شهری که خواست رسید مادامی که نیتش این است که هنگام اتمام حاجتش به شهرش بر می‌‌گردد.

اما نظر ما بر این است که اگر در شهری باشد که نماز جماعت در آن بر پا می‌‌شود و اذان را می‌‌شنود بر او واجب است که به مسجد برود و همراه مردم نماز بخواند در این صورت باید نماز را کامل بخواند زیرا به کسی که نماز را کامل می‌‌خواند اقتدا نموده در حالی که مسافر است لذا بر او واجب است که به تبع امامش نماز را کامل کند به دلیل فرموده‌‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم : «فما أدرکتم فصلوا، و ما فاتکم فأتموا»[۱](هر آنچه را درک نمودید بخوانید و آنچه از شما فوت شد را تکمیل کنید) و چون ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ در این مورد سؤال شد؟ گفت: این سنت است. [۲]یعنی کامل خواندن مسافر پشت سر کسی که چهار رکعت می‌‌خواند.

سؤال: شیخ بزرگوار! آیا مدت اقامت را به روزهای مشخصی محدود کنیم؟

جواب: در این مسأله بین اهل علم اختلاف وجود دارد که به ده قول می‌‌رسد و صحیح‌‌ترین اقوال نزد من ترجیح شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله است که محدودیتی برای مدت قطع شدن سفر وجود ندارد. [۳]مادامی که شخص ققصد دارد هنگامی که کارش به اتمام رسید به شهرش برگردد و آن جا را وطن خود قرار نداده مسافر است.

نظر ما در این مسأله چنین است و در آنچه کسانی که مدت را محدود می‌‌کنند بسیار اندیشیدم اما در آن چیزی را که دلالت بر محدودیت دهد پیدا نکردم بلکه فقط مدتی بوده که اتفاقی رخ داده و از روی قصد نبوده است و آنچه اتفاقی رخ دهد به عنوان تشریع اعتبار ندارد. مثال آن کسانی که آن را به چهار روز محدود می‌‌کنند استدلال کردند به اینکه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در روز چهارم ذی الحجه سال حجة الوداع به مکه آمد و چهار روز ماند و در روز هشتم به منی رفت و در این مدت نماز را قصر می‌‌کرد تا اینکه به مدینه برگشت همان‌‌طور که انس بن مالک رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ ذکر می‌‌کند. [۴] می‌‌گویند: این دلیل بر این است که مدتی که در آن سفر قطع نمی‌‌شود فقط چهار روز است و برای هر که بیاندیشد معلوم است که این مدت اتفاقی رخ داده است و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اگر در روز سوم می‌‌آمد یعنی پنج روز قبل از قبل از خروجش به منی نماز را قصر می‌‌کرد و اگر حکم در این مسأله غیر از این بود رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برای امتش بیان می‌‌کرد زیرا او می‌‌داند که برخی از حجاج در روز سوم و دوم می‌‌آیند و برخی از آن‌‌ها قبل از دخول ماه ذی الحجه می‌‌آیند لذا اگر حکم بین کسی که در روز چهارم می‌‌آید با کسی که در روز سوم می‌‌آید متفاوت است رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برای امتش بیان می‌‌کرد زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بلاغ را برای او واجب نموده است و می‌‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ}[مائدة: ۶۷](ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است، (به مردم) برسان) همچنین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ}[آل عمران: ۲۰](بر تو فقط رساندن (پیام الله) واجب است) همچنین می‌‌فرماید: {فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}[مائدة: ۹۲](بدانید که بر پیامبر ما جز ابلاغ آشکار چیز دیگری نیست).

نتیجه: این‌‌ها مثالی است برای کسانی که نظرشان بر محدود کردن است و همان‌‌طور که دیدی دلالت بر محدود کردن نمی‌‌دهد.

برخی از اهل علم مانند مذهب ابوحنیفه رَحِمَهُ‌الله آن را به پانزده روز محدود کرده‌‌اند و برخی همان‌‌طور که ابن عباس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا ذکر نموده آن را به شانزده روز محدود نموده‌‌اند.

اما قول راجح نزد من ترجیح شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله است یعنی محدودیتی برای مدت اقامتی که با آن سفر قطع می‌‌شود مادامی که شخص قصد برگشت به شهر خود دارد و به این شهر فقط برای برطرف کردن نیازش سفر کرده وجود ندارد.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] الفتاوی الکبری: (۲/۳۴۳)، و مجموع الفتاوی (۲۴/۱۴۰).

[۴] بخاری: کتاب الجمعة، أبواب تقصیر الصلاة، باب ما جاء فی التقصیر و کم یقیم حتی یقصر، شماره­ی (۱۰۸۱).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إذا وصل إلى المدينة التي يريدها مثلا في وقت صلاة العشاء، ولم يكن صلى المغرب في وقتها، بل أخرها إلى وقت العشاء، فهل يلزمه أن يصليهما في أول وقت العشاء، نظرًا لطول وقته، أم لا بأس بتأخيرها ولو إلى آخر وقت العشاء؟ ثم بالنسبة لصلاة العشاء، هل يصليها قصرًا مع الجمع، أم يتمها مع الجمع إذا كانت إقامته طويلة؟

فأجاب – رحمه الله تعالى – : ما دامت البلد التي وصل إليها ليست بلده، وإنما هي بلد آخر سافر إليه ليقضي حاجة منه ثم يرجع إلى بلده، فإنه إذا وصل إلى البلد في وقت المغرب فله أن يؤخرها فيصليها مع العشاء جمعا، فيقصر العشاء إلى ركعتين؛ لأنه مسافر ، وإن وَصَلَ إلى البلد الذي يريده، ما دام من نيته أن يرجع إلى بلده إذا انتهت حاجته.

ولكن الذي نرى أنه إذا كان في بلد تقام فيه الجماعة ويسمع فيه الأذان، أنه يجب عليه أن يذهب إلى المسجد ويصلي مع الناس، وحينئذ لا بد له من الإتمام؛ لأنه ائتم بمن يتم وهو مسافر ، فإنه يجب عليه الإتمام تبعا لإمامه؛ لقوله صلى الله عليه وسلم: «ما أدركتم فَصَلُّوا، وما فاتكم فأتموا»، ولأن ابن عباس سئل عن هذا؟ فقال: تلك هي السنة، أي: إتمام المسافر خلف من يصلي أربعًا.

يقول السائل: فضيلة الشيخ هل نحدد مدة الإقامة بأيام معينة؟

فأجاب رحمه الله تعالى : هذه المسألة فيها خلاف بين أهل العلم يبلغ نحو عشرة أقوال، وأصح الأقوال فيها عندي ما اختاره شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله، من أنه لا تحديد للمدة التي ينقطع بها حكم السفر، ما دام هذا الرجل عازما على أنه متى انتهى شغله رجع إلى بلده فهو مسافر، لم يتخذها وطنا ولا مقرا.

هذا هو الذي نراه في هذه المسألة، وقد تأملت كثيرا ما استدل به المحددون، فلم أر فيه ما يدل على التحديد، وإنما هي مدة وقعت اتفاقا لا قصدًا، وما وقع اتفاقا فإنه لا يُعتبر تشريعا، مثال ذلك: أن الذين حددوها بأربعة أيام استدلوا بأن النبي صلى الله عليه وسلم قدم مكة في اليوم الرابع من ذي الحجة عام حجة الوداع، وبقي أربعة أيام، وخرج في اليوم الثامن إلى منى، وكان يَقْصُرُ الصلاة في هذه المدة حتى رجع إلى المدينة، كما ذكره أنس بن مالك رضي الله عنه، قالوا: فهذا دليل على أن المدة التي لا ينقطع بها حكم السفر أربعة أيام فقط، وإن من المعلوم لكل متأمل أن هذه المدة وقعت اتفاقا، وأن الرسول-عليه الصلاة والسلام- لو قَدِمَ في اليوم الثالث أي قبل خروجه إلى منى بخمسة أيام، لقصر، ولو لم يكن هذا هو الحكم لكان الرسول-عليه الصلاة والسلام- بَيَّنَ لأمته؛ لأنه يعلم أن من الحجاج من يقدم في اليوم الثالث وفي اليوم الثاني، ومنهم من يَقْدَمُ قبل دخول شهر ذي الحجة، فلو كان الحكم يختلف بين من قَدِمَ في اليوم الرابع، ومن قَدِمَ في اليوم الثالث لكان الرسول-عليه الصلاة والسلام – يُبينه لأمته؛ لأن الله تعالى أوجب عليه البلاغ فقال: ﴿ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ﴾ [المائدة: ٦٧]، وقال سبحانه وتعالى-: ﴿ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ ﴾ [آل عمران: ٢٠]، وقال تعالى: ﴿ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴾ [المائدة: ٩٢ ].

فالحاصل أن هذا مثال لمن حددوا، وهو كما رأيت لا يدل على التحديد. ومن أهل العلم من حَدَّهَا بخمسة عشر يوما، كمذهب أبي حنيفة، ومنهم من حَدَّه بستة عشر يوما ، كما ذكر ذلك ابن عباس رضي الله عنهما.

ولكن الراجح عندي ما اختاره شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله، وأنه لا تحديد لمدة الإقامة التي ينقطع بها حكم السفر ما دام الرجل عازما على الرجوع إلى بلده، وأنه قد اتخذ هذا البلد لمجرد قضاء الحاجة فقط.

مطالب مرتبط:

(۳۰۰۹) آیا نماز در کشتی قصر می‌‌شود؟

بله، مسافرت حدودی ندارد که با آن رخصت‌‌های آن پایان یابد لذا مادامی که انسان مسافر است رخصت‌‌های سفر در حق او ثابت است چه در ماشین، در هواپیما و یا در کشتی باشد....

ادامه مطلب …

(۲۹۹۳) تا کی می‌توانم در سفر، نماز را شکسته بخوانم؟

در صورتی قصد مدت مشخصی را نداشته باشد می‌‌تواند نماز را قصر بخواند و از رخصت‌‌‌‌های سفر هر چند که مدت طولانی شود استفاده کند مادامی که منتظر چیزی است که به خا طر آن سفر نموده است....

ادامه مطلب …

(۲۹۸۹) مدت جواز قصر نماز برای مسافر در اقامت‌های میان‌مدت

اختلاف در این مسأله زیاد است تا جایی که اهل علم بیش از بیست قول ذکر کرده‌‌اند اما نص صریح و صحیحی برای تعیین مدت به عدد خاصی وجود ندارد...

ادامه مطلب …

(۳۰۰۷) حکم قصر نماز در سفر تفریحی با مسافتی کمتر از حد ترخص

اکثر اهل علم نظرشان بر مشخص نمودن مسافت است و مقدار آن هشتاد و یک کیلومتر و سیصد و ده و اندی متر است لذا هر کسی این مسافت را بپیماید هر چند که در نصف روز باشد برای او جایز است که نماز را قصر کند و در رمضان افطار کند.....

ادامه مطلب …

(۲۹۵۰) رخصت‌‌های سفر چیست؟

رخصت‌‌های سفر عبارت‌‌‌‌اند از:...

ادامه مطلب …

(۳۰۰۳) حکم نماز کسی که روزانه مسافت سفر را طی می‌کند

برخی از اهل علم سفری را که نماز در آن قصر می‌‌شود مسافت آن را هشتاد و یک یا هشتاد و سیه کیلومتر مشخص کرده‌‌اند و بنابر این قول می‌‌تواند نماز را قصر کند اما از روی احتیاط قصر نکند بهتر است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه