(۹۵۰) سوال: من جوان مسلمانی هستم اما گاهی فکری میکنم که از آن میترسم. من میدانم که قرآن ایمان مومن را زیاد و کفر و عصیان کافر را نیز زیاد میکند. سپس مینشینم و میگویم: آیا قرآن یکی نیست و اصل انسان یکی نیست؟ پس چگونه این تناقض رخ میدهد؟ لطفا من را با زدن مثالهایی برای تقریب ذهن متقاعد کنید.
جواب:
آنچه سوال کننده دربارهی قرآن بیان داشتند که ایمان مؤمن را میافزاید و ستمکاران را جز زیان نمیافزاید، این درست است. واقعیت امر نیز بر آن دلالت میدهد و قرآن آن را بازگو کرده است. اما واقعیت امر از این جهت است که مؤمن وقتی قرآن خواند و با مواعظ و قصههایی که در آن است پند گرفت و خبرهای آن را تصدیق کرد و از قصهها عبرت گرفت و از احکامش پیروی کرد، بدون شک ایمانش با آن زیاد میشود. همچنین شخص کافر یا متمرد وقتی قرآن بخواند، خبر موجود در آن را تکذیب کرده، یا در آن شک میکند و از قصهها پند نمیگیرد و آنها را افسانهی گذشتگان میپندارد.
همچنین در زمینهی احکام هیچ امری را به جای نمیآورد و از هیچ نهیی دست نمیکشد. همهی اینها موجب نقص ایمان است. به همین خاطر ایمانش کم شده و بر خسارتش افزوده میشود. زیرا قرآن به فرمودهی پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم «قرآن حجتی به سود تو یا بر علیه توست».[۱] این مثال مشخص میکند که ایمان مؤمن چگونه با قرآن افزایش مییابد و ستمکاران چگونه خسارتشان افزوده میشود.
مثالهایی که از امور حسی در این مورد میشود زد: ما مشاهده میکنیم که انسان سالم، نوعی از غذا را میخورد و این برای جسمش مفید است و باعث قویتر شدنش میگردد. اما همین غذا را شخص مریض میخورد و باعث ازیاد مرض میشود و چه بسا ممکن است او را به کشتن دهد. غذا همان غذاست، اما تاثیر آن بر حسب کسی که آن را میخورد، متفاوت است. قرآن نیز همین است؛ قرآن یکی است، اما بستگی دارد که چه کسی آن را بخواند.
***
[۱] صحیح مسلم: کتاب الطهارة، باب فضل الوضوء. حدیث شماره: (۲۲۳). از ابومالک اشعری رَضِيَاللهُعَنْهُ با این لفظ: «وَالْقُرْآنُ حُجَّةٌ لَكَ أو عليك».