پنج‌شنبه 7 شوال 1447
۶ فروردین ۱۴۰۵
26 مارس 2026

۱۵۸ – آیا عذاب قبر برای مومن گناهکار، کم می‌شود؟

۱۵۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا عذاب قبر برای مومن عاصی، کم می‌شود؟

جواب دادند: بله، گاهی تخفیف یافته و کم می‌شود. زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بر دو قبر گذشته و فرمودند: «این دو، عذاب می‌شوند و به خاطر چیز بزرگی که احتراز و اجتناب از آن مشکل باشد نیز عذاب نمی‌شوند؛ اما اولی در هنگام ادرار، خود را به درستی تمیز نمی‌کرد یا سعی نمی‌کرد که قطرات ادرار بر لباسش نپاشد، و اما دیگری، نمامی و خبرچینی می‌کرد»، سپس چوب تر نخلی را برداشت و آن را دو تکه کرده و هر کدام را در قبری فرو کرده و فرمود: «شاید تا وقتی که خشک نشده‌اند، از عذاب آنها بکاهند»، و این دلیل است که گاهی عذاب کم می‌شود. اما مناسبت این دو تکه چوب نخل و کم کردن عذاب آن دو نفر در قبر چیست؟

۱ . گفته شده: چون آن دو چوب تا وقتی خشک نشده‌اند، تسبیح می‌گویند، و تسبیح باعث تخفیف عذاب میت می‌شود، و بر اساس همین علتی که استنباط کرده‌اند – که البته بعید نیز هست – ، گفته‌اند که برای انسان سنت است که نزد قبور رفته و تسبیح گوید تا عذاب آنها تخفیف یابد.

۲ . برخی علما گفته‌اند: این تعلیل، ضعیف است. زیرا دو چوب نخل چه خشک باشند و چه تر، تسبیح می‌گویند. به دلیل این فرموده‌ی الهی: {تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}[۱]، یعنی: {هفت آسمان و زمین و هر آنچه در آنهاست او را تسبیح می‌گویند، و هیچ چیزی نیست مگر اینکه تسبیح او می‌گوید اما شما تسبیح آنها را نمی‌فهمید}، و شنیده شد که سنگ ریزه در دستان پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم تسبیح می‌گوید با اینکه خشک است. پس علت چیست؟

علت: این است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از امیدوار بود که الله تا زمانی که این دو تکه چوب، تر هستند، عذاب آن دو نفر را تخفیف دهد. یعنی مدت تخفیف یافتن عذابشان زیاد نیست. اینکار برای تحذیر از فعل آن دو بود. زیرا گناه آن دو بسیار بزرگ بود، چنان که در روایتی آمد: «بلی، بزرگ است»، یکی از آنها خود را از ادرار به درستی تمیز نمی‌کرد، و وقتی خود را کاملا از ادرار تمیز نکند، نمازی که می‌خواند، نماز بدون طهارت است، و دیگری خبرچینی می‌کرد و بین بندگان الله فتنه و فساد ایجا می‌کرد و سبب دشمنی و بغض و عداوت بین آنها می‌شد. پس این مساله بسیار مهم است، و این به ذهن نزدیک‌تر است که اینکار به نوعی شفاعت موقت بوده برای اینکه امت از این دو کار بر حذر باشد، نه اینکه دال بر بخل رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برای شفاعت دائمی باشد.

موضوع دیگر اینکه برخی از علما گفته‌اند: سنت است که انسان شاخه‌ی تر یا درخت یا امثال آن را بر قبر قرار دهد تا از عذاب دیدن صاحب قبر بکاهد. اما چنین استنباطی بسیاری دور از ذهن است و به چند دلیل جایز نیست این کار صورت گیرد:

اول: برای ما بر خلاف رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم، معلوم نیست که این میت در حال عذاب دیدن باشد.

دوم: وقتی چنین کاری بکنیم، به میت بی احترامی کرده‌ایم. زیرا به او گمان بد برده‌ایم که او در قبر دچار عذاب است، و ما چه می‌دانیم؛ شاید در نعمت باشد. شاید این میت از کسانی باشد که الله قبل از مرگش بر او منت نهاده و به خاطر وجود سببی از اسباب مغفرت که بسیار زیادند، توبه کرده و پروردگار از او در گذشته که در این صورت، مستحق عذاب نیست.

سوم: این استنباط بر خلاف آن چیزی است که سلف صالح که آگاه‌ترین مردمان به شریعت الله هستند، بر آن بوده‌اند. زیرا هیچ یک از صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم این کار را انجام نداده‌اند. پس چرا ما انجام دهیم؟

چهارم: الله تعالی برای ما در چیزی را باز نموده که از آن بهتر است. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وقتی از دفن میت فارغ می‌شد، بر قبر او ایستاده و می‌فرمود: «برای برادرتان طلب ثبات کنید. زیرا او الان مورد سوال قرار می‌گیرد».


[۱] – سوره إسراء، آیه «۴۴».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(158) وسئل فضيلة الشيخ: هل يخفف عذاب القبر عن المؤمن العاصي؟

فأجاب قائلاً : نعم قد يخفف لأن النبي ﷺ ، مر بقبرين فقال: “إنهما ليعذبان وما يعذبان في كبير بلى إنه كبير ؛ أما أحدهما فكان لا يستبرىء” أو قال : “لا يستتر من البول ، وأما الآخر فكان يمشي بالنميمة ” ثم أخذ جريدة رطبة فشقها نصفين فغرز في كل قبر واحدة وقال: “لعله يخفف عنهما ما لم ييبسا” وهذا دليل على أنه قد يخفف العذاب، ولكن ما مناسبة هاتين الجريدتين لتخفيف العذاب عن هذين المعذبين؟

1- قيل: لأنهما أي الجريدتين تسبحان ما لم تيبسا، والتسبيح يخفف من العذاب على الميت ، وقد فرعوا على هذه العلة المستنبطة – التي قد تكون مستبعدة –أنه يسن للإنسان أن يذهب إلى القبور ويسبح عندها من أجل أن يخفف عنها.

2- وقال بعض العلماء : هذا التعليل ضعيف لأن الجريدتين تسبحان سواء كانتا رطبتين أم يابستين لقوله تعالى- : (تسبح له السموات السبع والأرض ومن فيهن وإن من شيء إلا يسبح بحمده ولكن لا تفقهون تسبيحهم) (سورة الإسراء ، الآية “44”) .وقد سمع تسبيح الحصى بين يدي الرسول ، ﷺ ، مع أن الحصى يابس ، إذاً ما العلة؟

العلة : أن الرسول ، ﷺ ، ترجى من الله عَزَّوَجَلَّ أن يخفف عنهما من العذاب ما دامت هاتان الجريدتان رطبتين ، يعني أن المدة ليست طويلة وذلك من أجل التحذير عن فعلهما، لأن فعلهما كبير كما جاء في الرواية “بلى إنه كبير” أحدهما لا يستبرئ من البول، وإذا لم يستبرئ من البول صلى بغير طهارة ، والآخر يمشي بالنميمة يفسد بين عباد الله والعياذ بالله ويلقي بينهم العداوة ، والبغضاء ، فالأمر كبير ، وهذا هو الأقرب أنها شفاعة مؤقتة تحذيراً للأمة لا بخلاً من الرسول ، ﷺ ، بالشفاعة الدائمة.

ونقول استطراداً : إن بعض العلماء –عفا الله عنهم – قالوا : يسن أن يضع الإنسان جريدة رطبة ، أو شجرة ، أو نحوها على القبر ليخفف عنه ، لكن هذا الاستنباط بعيد جداً ولا يجوز أن نصنع ذلك لأمور:

أولاً: أننا لم يكشف لنا أن هذا الرجل يعذب بخلاف النبي، ﷺ.

ثانياً: أننا إذا فعلنا ذلك فقد أسأنا إلى الميت ، لأننا ظننا به ظن سوء أنه يعذب وما يدرينا فلعله ينعم، لعل هذا الميت ممن مَنَّ الله عليه بالمغفرة قبل موته لوجود سبب من أسباب المغفرة الكثيرة فمات وقد عفا رب العباد عنه ، وحينئذ لا يستحق عذاباً.

ثالثاً: أن هذا الاستنباط مخالف لما كان عليه السلف الصالح الذين هم أعلم الناس بشريعة الله فما فعل هذا أحد من الصحابة – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم – فما بالنا نحن نفعله.

رابعاً: أن الله تعالى قد فتح لنا ماهو خير منه فكان النبي ، عليه الصلاة والسلام ، إذا فرغ من دفن الميت وقف عليه وقال: “استغفروا لأخيكم واسألوا له التثبيت فإنه الآن يسأل” .

مطالب مرتبط:

۱۳۸ – آیا احادیث خروج مهدی صحیح است؟

۱۳۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا احادیث خروج مهدی صحیح است یا خیر؟ جواب دادند: احادیث خروج مهدی به چهار نوع تقسیم می‌شوند: اول: احادیث دروغین. دوم: احادیث ضعیف. سوم: احادیث حسن که با مجموع طرقشان به درجه‌ی صحت می‌رسند، بر این اساس که صحیح لغیره[۱] هستند. چهارم: برخی علما گفته‌اند که برخی […]

ادامه مطلب …

۱۸۵ – آیا عذاب جهنم حقیقی است یا اینکه اهل جهنم مانند سنگ دردی احساس نمی‌کنند؟

۱۸۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا عذاب جهنم حقیقی است یا اینکه اهل جهنم در آنجا مانند سنگ هستند و دردی را احساس نمی‌کنند؟ جواب دادند: بدون شک عذاب اهل جهنم حقیقی است و کسی که غیر از این بگوید، اشتباه می‌کند و از حق دور شده است. اهل جهنم در آنجا عذاب […]

ادامه مطلب …

۱۷۹ – چگونه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در معراج اهل بهشت و اهل جهنم را دید در حالی که قیامت هنوز برپا نشده است؟

۱۷۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در شب اسراء و معراج چگونه حال اهل بهشت و اهل جهنم را دید در حالی که قیامت هنوز برپا نشده است؟ جواب دادند: رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن به ما خبر داده و گفته‌اند که بهشت و جهنم را دیده‌اند. دیده‌اند که گروهی عذاب […]

ادامه مطلب …

۱۵۱ – عذاب قبر بر بدن وارد می‌شود یا روح؟

اصل بر این است که این عذاب بر روح است. چون بعد از مرگ، احکامی که وجود دارند برای روح است و بدن، جسمی بی جان و بی حرکت است. به همین خاطر بدن نیازی به کمک برای بقا ندارد. نه می‌خورد و نه می‌نوشد.

ادامه مطلب …

۱۷۱ – چرا الله جَلَّ‌جَلَالُهُ در روز قیامت عده‌ای را از آتش نجات می‌دهد که «هیچ خیری انجام نداده‌اند»؟

۱۷۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد این فرموده‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم سوال شد: «الله تعالی می‌فرماید: ملائکه و انبیاء و مومنان شفاعت کردند، و کسی جز ارحم الراحمین باقی نماند. پس جماعتی از اهل آتش را گرفته و از آن خارج می‌کند که هیچ خیری انجام نداده‌اند»، روایت مسلم. معنی این قسمت از حدیث چیست: […]

ادامه مطلب …

۱۸۶ – جهنم در آسمان است یا در زمین؟

۱۸۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا آتش در آسمان است یا در زمین؟ جواب دادند: در زمین است. اما برخی علما گفته‌اند که این آتش، همان دریاها هستند، و دیگران گفته‌اند که این آتش در درون زمین است. اظهر این است که این آتش در درون زمین قرار دارد. ولی نمی‌دانیم دقیقا کجای […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه