سه‌شنبه 15 شعبان 1447
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
3 فوریه 2026

(۶۹۲۷) جایگاه ابتلا در زندگی مؤمن و حکمت آن در آموزه‌های اسلامی

(۶۹۲۷) سوال: من، الحمدلله، در آسایش کامل زندگی می‌کنم و هیچ چیزی نزدم وجود ندارد که آرامش من را بر هم زند اما شنیدم که برخی از علما درباره‌ی ابتلا صحبت کرده‌اند و گفته‌اند که اصل در مسلمان این است که به اندازه‌ی ایمانش مبتلا شود و گفته‌اند که یکی از انواع ابتلا این است که انسان ابتلا نشود، خواهشمندم توضیحی درباره‌ی ابتلا بفرمایید؟

جواب:

ابتلا به معنی آزمایش است، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَنَبۡلُوكُم بِٱلشَّرِّ وَٱلۡخَیۡرِ فِتۡنَةࣰۖ وَإِلَیۡنَا تُرۡجَعُونَ} [سوره اﻷنبياء: ۳۵]: (و شما را به بدی و نیکی (کاملا) آزمایش می‌کنیم و به‌سوی ما بازگردانده می‌شوید) پس آزمایش به خیر این‌گونه است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ انسان را بیازماید که آیا شکرگزاری می‌کند یا ناسپاسی همان‌طور که سلیمان علیه‌السلام وقتی تخت ملکه سبا را نزد خود مستقر دید: {قَالَ هَـٰذَا مِن فَضۡلِ رَبِّی لِیَبۡلُوَنِیۤ ءَأَشۡكُرُ أَمۡ أَكۡفُرُ} [سوره النمل: ۴۰]: (گفت: این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا شکر او را به جای می‌آورم یا ناسپاسی می‌کنم).

اما آزمایش به شر این‌گونه است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ  انسان را بیازماید که آیا صبر می‌کند یا جزع و فزع می‌کند، اگر صبر کرد و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ  طلب و امید اجر داشت، این آزمایش، کفاره‌ای برای گناهان او و سبب بالارفتن درجات او می‌شود اما اگر صبر نکرد، این آزمایش برای او در دنیا و آخرت بلا و سختی خواهد بود.

انسانی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به او نعمت‌های مالی، بدنی، عقلی و صلاحیت داده است و نعمت‌های دنیوی بر او کامل شده‌اند، بر او واجب است شکر این نعمت‌ها را به جا آورد و به کسی که از او پایین‌تر است نگاه کند تا فضل الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر او روشن شود.

اگر شکر این نعمت‌ها را به جا آورد، وظیفه خود را انجام داده و به اجر دست یافته است بلکه نعمت‌هایش افزایش می‌یابد همان‌طور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَإِذۡ تَأَذَّنَ رَبُّكُمۡ لَىِٕن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِیدَنَّكُمۡۖ وَلَىِٕن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدࣱ} [سوره إبراهيم: ۷]: (و (و به یاد آورید) هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد که: اگر شکر گزاری کنید، یقیناً (نعمت خود را) به شما افزون می‌دهم و اگر کفران کنید، بی‌گمان عذاب من سخت است).

و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ لَيَرْضَى عَنِ الْعَبْدِ أَنْ يَأْكُلَ الْأَكْلَةَ فَيَحْمَدَهُ عَلَيْهَا، أَوْ يَشْرَبَ الشَّرْبَةَ فَيَحْمَدَهُ عَلَيْهَا»[۱]: (الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از بنده‌ای که غذايی می‌خورد و او را حمد و سپاس می‌گويد يا هنگامی که جرعه‌ای می‌نوشد و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را حمد و ستايش می‌کند، راضی و خشنود می‌شود).

پس نگران نباش و اندوهگین مشو اگر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تو را با مصیبت‌ها آزمایش نکرده است همان‌طور که به تو گفتم، ابتلا هم به وسیله نعمت‌های خوب و هم به وسیله بدی‌ها صورت می‌گیرد.


[۱] صحیح مسلم: كتاب الذكر والدعاء، باب استحباب حمد الله – تعالى- بعد الأكل والشرب، شماره (٢٧٣٤).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إنني أعيش – والله الحمد- في راحة تامة، ولا يوجد عندي ما يكدر صفوي، ولكني سمعت كلاما لبعض أهل العلم عن الابتلاء، وأن الأصل في المسلم أن يُبتلى على قدر إيمانه، وذكر أن من الابتلاء ألا يُبتلى الإنسان، فأرجو من سماحتكم شيئًا من التعليق حول الابتلاء؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الابتلاء هو الاختبار، وقد قال الله تبارك وتعالى ﴿ وَنَبۡلُوكُم بِٱلشَّرِّ وَٱلۡخَیۡرِ فِتۡنَةࣰۖ وَإِلَیۡنَا تُرۡجَعُونَ ﴾ [الأنبياء: ٣٥]، فأما الخير فالابتلاء فيه أن الله يبلو الإنسان هل يشكر أم يكفر، كما قال سليمان -عليه الصلاة والسلام- حين رأى عرش ملكة سبا مستقرًا عنده ﴿ قَالَ هَـٰذَا مِن فَضۡلِ رَبِّی لِیَبۡلُوَنِیۤ ءَأَشۡكُرُ أَمۡ أَكۡفُرُ ﴾ [النمل: ٤٠].

وأما الابتلاء بالشر، فإن الله سبحانه وتعالى- يبلو الإنسان بالشر ليعلم هل يصبر، أو يتسخط، فإن صبر واحتسب الأجر من الله، كان هذا البلاء كفارة له ورفعة لدرجاته وإن لم يفعل كان هذا الابتلاء محنة عليه في دنياه وآخرته.

والإنسان الذي أنعم الله عليه بالنعم المالية والبدنية والعقلية والأهلية، وتمت له نعمة الدنيا، يجب عليه أن يشكر الله على هذه النعمة، وأن ينظر إلى من هو دونه حتى يتبين له فضل الله -عز وجل- عليه.

وإذا قام بشكر هذه النعمة، فقد أدى ما عليه، وحصل على الأجر، بل وعلى زيادة النعم، كما قال الله تعالى ﴿ وَإِذۡ تَأَذَّنَ رَبُّكُمۡ لَىِٕن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِیدَنَّكُمۡۖ وَلَىِٕن كَفَرۡتُمۡ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدࣱ ﴾ [إبراهيم: ٧].

وقال النبي -صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «إِنَّ اللَّهَ لَيَرْضَى عَنِ الْعَبْدِ أَنْ يَأْكُلَ الْأَكْلَةَ فَيَحْمَدَهُ عَلَيْهَا، أَوْ يَشْرَبَ الشَّرْبَةَ فَيَحْمَدَهُ عَلَيْهَا.

فلا تسخط، ولا تهتم، ولا تغتم إذا لم يَبْتَلِك الله -عز وجل- بالمصائب، فإن الأمر كما قلت لك يكون الابتلاء بالخير، ويكون الابتلاء بالشر.

مطالب مرتبط:

(۶۸۶۶) حکم بیان گناه پس از توبه

جایز نیست کسی که گناهی کرده و از آن توبه کرده است، آن را برای دیگران فاش کند زیرا این به معنای فاش کردن آن چیزی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را پوشانده است و این بر خلاف عافیت است...

ادامه مطلب …

(۶۹۴۳) حکم شرعی و محتوایی پیام مشهور به بلیط سفر آخرت

نظر من این است که این بلیط نابود شود و بین مردم منتشر نشود و به جای آن چیزی از کتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ یا از سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم  نوشته شود تا چنین مواعظی به شکل تمسخر ارائه نشوند همچنین در کتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آنچه وجود دارد، برای همه‌ی این موضوعات کافی است....

ادامه مطلب …

(۶۸۵۹) حکم اشتغال همراهان مقیم با وجود منع قانونی در اقامت

حرام است که فرد از شرایطی که هنگام اعطای اقامت به او وضع شده، تجاوز کند؛ لذا اگر یکی از شرایط این باشد که نباید کار کند، بر او واجب است که از کار کردن خودداری کند....

ادامه مطلب …

(۶۹۲۱) حکم افراط در شوخی کردن بین دوستان

زیاد شوخی کردن خیری در آن نیست و شاید گفته‌ شود: شوخی در سخن مانند نمک در غذاست؛ بدون آن غذا خوب نمی‌شود اما اگر زیاد شود، غذا نیز خراب می‌شود....

ادامه مطلب …

(۶۹۳۲) حکم صدا کردن همسر به اسم «ام‌المؤمنین»

استفاده از عنوان «ام‌المؤمنین» برای این زن حرام است زیرا این یک دروغ است و ام‌المؤمنین نیست و‌ام المؤمنین تنها همسران رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هستند...

ادامه مطلب …

(۶۹۱۱) اگر کسی از من سوالی بپرسد و من نخواهم در مورد آن صحبت کنم، آیا می‌توانم بگویم: الله أعلم (الله بهتر می‌داند)؟

ایرادی ندارد اگر سوال‌کننده‌ای از تو چیزی بپرسد و تو دوست نداری پاسخ بدهی، بگویی: الله أعلم....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه