شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۶۸۴۸) آیا ممکن است انسان کسی را که برای او مورد احترام است حسادت کند؟

(۶۸۴۸) سوال: لطفاً درباره حسادت توضیح دهید و آیا ممکن است انسان کسی را که برای او مورد احترام است حسادت کند؟

جواب:

در مورد حسادت گفته شده: اینکه شخص تمنای زوال نعمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از دیگری را داشته باشد هچنین گفته شده است: این‌که از نعمتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به دیگری داده است، ناراضی و بیزار باشد که تعریف اولی در میان اهل علم مشهور است و شیخ‌الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله تعریف دوم را تقریر می‌کند؛ بنابراین به مجرد ناراضی بودن از نعمتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به دیگری داده است، حسادت محسوب می‌شود و حسادت حرام است زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از آن نهی کرده و این از ویژگی‌های یهودیانی است که به آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به دیگران از فضل خود داده حسادت می‌ورزند.

حسادت ضررهای زیادی دارد:

از ضررهای آن: اعتراض به قضا و قدر الهی است و نشان‌دهنده‌ی عدم رضایت از آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مقدر کرده است زیرا حسود از نعمتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به کسی که حسادتش را می‌کند، داده است بیزار می‌باشد.

و از ضررهای آن: حسود همواره در اضطراب، ناراحتی و نگرانی است زیرا نعمت‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر بندگان قابل شمارش نیست پس اگر هر بار که نعمتی بر دیگری می‌بیند حسادت کند، همیشه در اضطراب خواهد بود و این شأن حسود است والعیاذ بالله.

از ضررهای آن: معمولاً حسود علیه کسی که به او حسادت می‌ورزد، ستم می‌کند پس او سعی می‌کند نعمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را از فردی که به او حسادت می‌ورزد، پنهان کند یا از بین ببرد؛ بنابراین، بین حسادت و دشمنی جمع می‌بندد.

از ضررهای آن: حسود شباهتی با یهود دارد که به آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به دیگران از فضل خود داده حسادت می‌ورزند.

از ضررهای آن: حسود نعمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر خود را کوچک می‌شمارد زیرا فکر می‌کند فردی که به او حسادت می‌کند، کامل‌تر و بهتر است لذا او نعمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر خود را بی‌ارزش می‌داند و به خاطر آن شکرگزاری الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را نمی‌کند.

از ضررهای آن: حسادت نشان‌دهنده‌ی پستی حسود است زیرا او خیر و خوبی برای دیگران را دوست ندارد بلکه او فردی فرومایه است که تنها به دنیا نگاه می‌کند و اگر به آخرت فکر می‌کرد، از این کار دوری می‌کرد.

اما اگر کسی بپرسد: اگر حسادت به‌طور غیرارادی در قلب من پدید آمد، درمان چیست؟ می‌گوییم: درمان آن با دو چیز است:

اول: کاملاً از آن روی گردانی کند و غافل شود و سعی کند آن را فراموش کند و به چیزی که برای خودش اهمیت دارد، مشغول شود.

دوم: درباره ضررهای حسادت تفکر کند؛ تأمل در ضررهای یک عمل موجب نفرت از آن می‌شود سپس باید ببیند که آیا بهتر است خیر را برای دیگران دوست بدارد و از آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به او داده خوشنود باشد یا این‌که نعمت‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را بر دیگران دنبال کند و در دلش ناراحتی و ناخشنودی نسبت به قضا و قدر الهی باقی بماند؟ و هر راهی که خواست، انتخاب کند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: أرجو أن تعطونا فكرة عن الحسد، وهل من الممكن أن يجسد الإنسان عزيزا على نفسه؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الحسد قيل: إنه تمني زوال نعمة الله من الغير، وقيل: الحسد كراهة ما أنعم الله به على غيره. والأول هو المشهور عند أهل العلم، والثاني هو الذي قرره شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله فمجرد كراهة ما أنعم الله به على الناس يُعتبر ،حسدا والحسد محرم، لأن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- نهى عنه، وهو من خصال اليهود الذين يحسدون الناس على ما آتاهم الله من فضله.

والحسد مضاره كثيرة:

منها: أنه اعتراض على قضاء الله وقدره، وعدم رضا بما قدره الله -عز وجل – لأن الحاسد يكره هذه النعمة التي أنعم الله بها على المحسود.

ومنها: أن الحاسد يبقى دائما في قلق وفي حرقة وفي نكد، لأن نعم الله على العباد لا تحصى، فإذا كان كلما رأى نعمة على غيره حسده، وكره أن تكون هذه النعمة، فلا بد أن يبقى في قلق دائم، وهذا هو شأن الحاسد، والعياذ بالله.

ومنها: أن الغالب أن الحاسد يبغي على المحسود، فيحاول أن يكتم نعمة الله على هذا المحسود، أو أن يزيل نعمة الله على هذا المحسود، فيجمع بين الحسد وبين العدوان.

ومنها: أن الحاسد فيه شَبَه من اليهود الذين يحسدون الناس على ما آتاهم الله من فضله.

ومنها: أن الحاسد يحتقر نعمة الله عليه، لأنه يرى أن المحسود أكمل منه وأفضل، فيزدري نعمة الله عليه، ولا يشكره -سبحانه وتعالى- عليها.

ومنها: أن الحسد يَدُلّ على دناءة الحاسد وأنه شخص لا يحب الخير للغير، بل هو سافل لا ينظر إلا إلى الدنيا، ولو نظر إلى الآخرة لأعرض عن هذا.

ولكن إذا قال قائل: إذا وقع الحسد في قلبي بغير اختيار، فما هو الدواء؟

نقول: الدواء يكون بأمرين:

الأمر الأول الإعراض عن هذا بالكلية، وأن يتناسى هذا الشيء، وأن يشتغل بما يُهمُّه في نفسه.

والثاني: أن يتأمل ويتفكر في مضار الحسد، فإن التفكر في مضار العمل يوجب النفور منه، ثم يجرّب إذا أحب الخير لغيره، واطمأن لما أعطاه الله، هل يكون هذا خيرا، أم الخير أن يتتبع نعم الله على الغير، ثم تبقى حرقة في نفسه وتسخطا لقضاء الله وقَدَرِه؟ وليَخْتَر أي الطريقين شاء.

مطالب مرتبط:

(۶۸۴۹) اگر انسان چیزی ببیند که او را به شگفت آورد، آیا بگوید: «ما شاء الله تبارک الله» یا «ما شاء الله تبارک الله لا قوة إلا بالله»؟

اگر انسان چیزی را در مالش ببیند که او را به شگفت آورد، بگوید: «ما شاء الله لا قوة إلا بالله»، همان‌گونه که در داستان صاحب دو باغ آمده که دوستش به او گفت...

ادامه مطلب …

(۶۸۵۵) حکم پذیرش هدیه از کسی که احسان خود را بر زبان می‌آورد

در مورد احسان‌کننده، برای او حرام است که بر صدقه و احسان خود منّت بگذارد زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید...

ادامه مطلب …

(۶۸۳۷) اگر انسان به دلیل فشارهای روانی گریه کند، آیا این گریه با صبر منافات دارد؟

اگر فردی به دلیل مصیبتی که به او رسیده است گریه کند، مورد سرزنش قرار نمی‌گیرد و این اعتراض به قضا و قدر نیست بلکه یک امر طبیعی است که انسان نمی‌تواند آن را کنترل یا از آن جلوگیری کند....

ادامه مطلب …

(۶۸۴۵) درمان حسادت چیست؟

درمان حسادت این است که وقتی چیزی او را به شگفت می‌آورد، برای او دعای برکت کند و بگوید: (بَارَكَ اللّٰهُ عَلَيك) یا (تباركَ الله) و امثال آن....

ادامه مطلب …

(۶۸۸۸) معنی جدا کردن دین از سیاست چیست؟

جدا کردن دین از سیاست به این معناست که ولی امر هر کاری را که فکر می‌کند به نفع پابرجا بودن دولت است، انجام دهد، چه با شرع همخوانی داشته باشد چه نداشته باشد حتی اگر به ضرر دین باشد ...

ادامه مطلب …

(۶۸۷۰) گناهان کبیره کدام‌اند؟

گناهان کبیره آنهایی هستند که بر آنها عقوبت خاصی تعیین شده است، یعنی تنها با نهی یا حرام بودن (در نصوص) نیامده است بلکه حتماً باید عقوبت ویژه‌ای نیز برای آنها (در نصوص قرآن و سنت) آمده باشد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه