دوشنبه 20 صفر 1448
۱۲ مرداد ۱۴۰۵
3 آگوست 2026

(۶۹۲۶) صحت حکایات توبه و حسن خاتمه

(۶۹۲۶) سوال: من برخی داستان‌ها را می‌شنوم که در مورد افرادی است  که در وضعیت بدی از نظر ترک نماز و موارد دیگر بودند سپس الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آنان منت گذاشته و هدایتشان کرده است و به کارهای صالح روی آورده‌اند و پایان این داستان‌ها با مرگ آنها است؛ این داستان‌ها در بسیاری از کتاب‌های قدیمی و حتی جدید وجود دارند و گاهی باعث می‌شوند که من در صحت آنها شک کنم، لطفاً این را توضیح دهید؟

جواب:

در صحت این داستان‌ها شک نکن زیرا دل‌ها در دست الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هستند، چه بسیار افرادی که در نهایت فسق و فجور، شرک و الحاد بودند ولی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با شنیدن یک کلمه از واعظ یا داعی یا چیزهای مشابه، آن‌ها را هدایت نمود و چه بسیار افرادی که ظاهرشان نشان از استقامت داشت و ثابت‌قدم بر حق به نظر می‌رسیدند ولی سرانجامشان به بدی ختم شد، از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ عافیت می‌طلبیم.

در حدیث صحیح بخاری از سهل بن سعد ساعدی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت است که: «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ الْتَقَى هُوَ وَالْمُشْرِكُونَ، فَاقْتَتَلُوا، فَلَمَّا مَالَ رَسُولُ اللَّهِ إِلَى عَسْكَرِهِ، وَمَالَ الْآخَرُونَ إِلَى عَسْكَرِهِمْ، وَفِي أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ رَجُلٌ لَا يَدَعُ لَهُمْ شَاذَّةً إِلَّا اتَّبَعَهَا يَضْرِبُهَا بِسَيْفِهِ، فَقَالُوا: مَا أَجْزَأَ مِنَّا الْيَوْمَ أَحَدٌ كَمَا أَجْزَأَ فُلَانٌ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ: أَمَا إِنَّهُ مِنْ أَهْلِ النَّارِ. فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ: أَنَا صَاحِبُهُ أَبَدًا. قَالَ: فَخَرَجَ مَعَهُ، كُلَّمَا وَقَفَ وَقَفَ مَعَهُ، وَإِذَا أَسْرَعَ أَسْرَعَ مَعَهُ. قَالَ: فَجُرِحَ الرَّجُلُ جُرْحًا شَدِيدًا، فَاسْتَعْجَلَ الْمَوْتَ، فَوَضَعَ نَصْلَ سَيْفِهِ بِالْأَرْضِ وَذُبَابَهُ بَيْنَ ثَدْيَيْهِ، ثُمَّ تَحَامَلَ عَلَى سَيْفِهِ فَقَتَلَ نَفْسَهُ، فَخَرَجَ الرَّجُلُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ، فَقَالَ: أَشْهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ. قَالَ: وَمَا ذَاكَ؟ قَالَ: الرَّجُلُ الَّذِي ذَكَرْتَ آنِفًا أَنَّهُ مِنْ أَهْلِ النَّارِ، فَأَعْظَمَ النَّاسُ ذَلِكَ، فَقُلْتُ: أَنَا لَكُمْ بِهِ، فَخَرَجْتُ فِي طَلَبِهِ حَتَّى جُرِحَ جُرْحًا شَدِيدًا، فَاسْتَعْجَلَ الْمَوْتَ، فَوَضَعَ نَصْلَ سَيْفِهِ بِالْأَرْضِ وَذُبَابَهُ بَيْنَ ثَدْيَيْهِ، ثُمَّ تَحَامَلَ عَلَيْهِ، فَقَتَلَ نَفْسَهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ عِنْدَ ذَلِكَ: إِنَّ الرَّجُلَ لِيَعْمَلُ عَمَلَ أَهْلِ الْجَنَّةِ فِيمَا يَبْدُو لِلنَّاسِ وَهُوَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لِيَعْمَلُ عَمَلَ أَهْلِ النَّارِ فِيمَا يَبْدُو لِلنَّاسِ وَهُوَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ»[۱]: (رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و مشرکان با یکدیگر رو به رو شدند و جنگیدند، وقتی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به سوی لشکر خود بازگشت و مشرکان نیز به سوی لشکر خود رفتند، در میان یاران رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مردی بود که هر وقت کسی را از لشکر دشمن جدا می‌دید با شمشیرش دنبال می‌کرد و می‌زد، یاران رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم گفتند: امروز هیچ‌کس مانند فلانی از خود دلاوری نشان نداد؛ رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: بدانید که او از اهل جهنم است؛ مردی از قوم گفت: من همراه او خواهم بود، او همراهش رفت، هر جا که ایستاد، او هم ایستاد و هرگاه که شتاب کرد، او نیز شتاب کرد سپس آن مرد زخمی شدید برداشت و از شدت درد خواست زودتر بمیرد، پس نوک شمشیرش را بر زمین گذاشت و تیغه‌اش را میان سینه‌اش قرار داد و خود را روی شمشیرش انداخت و خودکشی کرد؛ آن مرد (که همراهش بود) نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمد و گفت: گواهی می‌دهم که تو رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هستی، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پرسید: چه چیزی باعث این گواهی تو شده است؟ ، او گفت: آن مردی که تو گفتی از اهل جهنم است، مردم از این سخن تعجب کردند، من گفتم: من کار او را دنبال خواهم کرد، پس او را دنبال کردم تا اینکه زخمی شدید برداشت و برای اینکه مرگ را سریع‌تر فرا بخواند، پس نوک شمشیرش را بر زمین گذاشت و تیغه‌اش را میان سینه‌اش قرار داد و خود را روی شمشیرش انداخت و خودکشی کرد؛ رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در این هنگام فرمودند: مردی اعمال اهل بهشت را انجام می‌دهد در حالی که در ظاهر برای مردم چنین است ولی او از اهل جهنم است و مردی اعمال اهل جهنم را انجام می‌دهد در حالی که در ظاهر برای مردم چنین است ولی او از اهل بهشت است).

این مردی که خودکشی کرد، به شدت تلاش می‌کرد، می‌جنگید و به دشمنان حمله می‌کرد، اموال آن‌ها را به غنیمت می‌‌گرفت و کسی نبود که با او رو به رو می‌شد مگر این که او را شکست می‌داد و می‌کشت؛ همه‌ی این‌ها از اعمال اهل بهشت است اما این‌ها فقط در ظاهر برای مردم بود و او از اهل آتش بود، والعیاذ بالله.

در این حدیث اشاره‌ای است به اینکه انسان باید قلبش را قبل از پاک کردن اعضا و جوارحش پاک کند زیرا مدار بر قلب است، چه بسا در قلب انسان خصلت‌های پنهان ناپاکی مانند غرور یا تکبر وجود داشته باشد که برای مردم ظاهر نشود اما در زمان نیاز به آن در هنگام مرگ، آشکار می‌شود، والعیاذ بالله.

این اخلاق‌های مذموم برای مردم آشکار نمی‌شود اما در زمان مرگ برای ملائکه آشکار می‌شود و سرانجام او به بدی ختم می‌شود، والعیاذ بالله.


[۱] صحیح بخاری: كتاب الجهاد والسير، باب لا يقول فلان شهيد شماره (٢٧٤٢)، و صحیح مسلم: کتاب الإيمان، باب غلظ تحريم قتل الإنسان نفسه، شماره (۱۱۲).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أسمع بعض الحكايات من أُناس كانوا في حالة سيئة من تركهم للصلوات وغير ذلك، ثم يمُنُّ الله عليهم بالهداية، والعمل الصالح، ويكون ختام هذه القصص الوفاة، وهذه القصص توجد في الكثير من كتب المتقدمين، وحتى المتأخرين، مما يجعلني أشك في صحتها أحيانا، أرجو الإيضاح في ذلك؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: لا تشك في صحتها، لأن القلوب بيد الله -عز وجل- وكم من إنسان على غاية من الفسوق والفجور والشرك والإلحاد يهديه الله -عز وجل- بكلمة واحدة يسمعها، إما من واعظ، أو من داعية، أو ما أشبه ذلك، وكم من إنسان على العكس يكون ظاهر حاله الاستقامة، وأنه ثابت على الحق، ثم يُختم له بسوء العاقبة، نسأل الله العافية.

وفي صحيح البخاري عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدِ السَّاعِدِي رضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ التَقَى هُوَ وَالْمُشْرِكُونَ، فَاقْتَتَلُوا، فَلَما مَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِلَى عَسْكَرِهِ، وَمَالَ الآخَرُونَ إِلَى عَسْكَرِهِمْ، وَفِي أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم رَجُلٌ، لَا يَدَعُ هُمْ شَاذَّةٌ، وَلَا فَاذَةً إِلَّا اتَّبَعَهَا يَضْرِبُهَا بِسَيْفِهِ، فَقَالَ: مَا أَجْزَأَ مِنَّا اليَوْمَ أَحَدٌ كَمَا أَجْزَأَ فُلانٌ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: «أَمَا إِنَّهُ مِنْ أَهْلِ النَّارِ». فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ القَوْمِ: أَنَا صَاحِبُهُ، قَالَ: فَخَرَجَ مَعَهُ، كُلَّمَا وَقَفَ وَقَفَ مَعَهُ، وَإِذَا أَسْرَعَ أَسْرَعَ مَعَهُ، قَالَ: فَجُرِحَ الرَّجُلُ جُرْحًا شَدِيدًا ، فَاسْتَعْجَلَ المَوْتَ، فَوَضَعَ نَصْلَ سَيْفِهِ بِالْأَرْضِ، وَذُبَابَهُ بَيْنَ ثَدْيَيْهِ، ثُمَّ تَحَامَلَ عَلَى سَيْفِهِ، فَقَتَلَ نَفْسَهُ، فَخَرَجَ الرَّجُلُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَقَالَ : أَشْهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ. قَالَ: «وَمَا ذَاكَ؟». قَالَ: الرَّجُلُ الَّذِي ذَكَرْتَ آنِفًا أَنَّهُ مِنْ أَهْلِ النَّارِ، فَأَعْظَمَ النَّاسُ ذَلِكَ، فَقُلْتُ: أَنَا لَكُمْ بِهِ. فَخَرَجْتُ فِي طَلَبِهِ، ثُمَّ جُرِحَ جُرْحًا شَدِيدًا، فَاسْتَعْجَلَ الْمَوْتَ، فَوَضَعَ نَصْلَ سَيْفِهِ فِي الْأَرْضِ وَذُبَابَهُ بَيْنَ ثَدْيَيْهِ، ثُمَّ تَعَامَلَ عَلَيْهِ فَقَتَلَ نَفْسَهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عِنْدَ ذَلِكَ: «إِنَّ الرَّجُلَ لَيَعْمَلُ عَمَلَ أَهْلِ الْجَنَّةِ، فِيمَا يَبْدُو لِلنَّاسِ، وَهُوَ مِنْ النَّارِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَعْمَلُ عَمَلَ أَهْلِ النَّارِ، فِيمَا يَبْدُو لِلنَّاسِ، وَهُوَ مِنْ أَهْلِ الجَنَّة».

فهذا الرجل الذي قتل نفسه كان يعمل جاهدا، ويقاتل ويسطو على العدو، ويغنم أموالهم، ولا يدع لهم شاذة، ولا فاذة، وهذا كله من عمل أهل الجنة، لكنه فيما يظهر للناس، وهو من أهل النار، والعياذ بالله.

وفي هذا إشارة إلى أن الإنسان يجب عليه أن يُطهر قلبه قبل أن يطهر جوارحه، لأن المدار على القلب، فربما يكون في قلب الإنسان سريرة خبيثة من عُجب، أو كبرياء، أو ما أشبه ذلك، لا تظهر للناس، لكنه عند حاجته إليها عند الموت تظهر، والعياذ بالله.

فهذه الأخلاق الذميمة لا تظهر للناس، إنها عند الموت تظهر للملائكة وتبين، فيختم له بسوء الخاتمة، والعياذ بالله.

مطالب مرتبط:

(۶۹۱۱) اگر کسی از من سوالی بپرسد و من نخواهم در مورد آن صحبت کنم، آیا می‌توانم بگویم: الله أعلم (الله بهتر می‌داند)؟

ایرادی ندارد اگر سوال‌کننده‌ای از تو چیزی بپرسد و تو دوست نداری پاسخ بدهی، بگویی: الله أعلم....

ادامه مطلب …

(۶۸۶۹) آیا گناهان و معاصی مانع از استجابت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از دعای بنده‌اش می‌شود؟

آثار معصیت‌ها بد هستند و ممکن است میان انسان و پذیرش آنچه رسول الله  صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آورده یا میان او و توبه فاصله بیندازند...

ادامه مطلب …

(۶۸۶۶) حکم بیان گناه پس از توبه

جایز نیست کسی که گناهی کرده و از آن توبه کرده است، آن را برای دیگران فاش کند زیرا این به معنای فاش کردن آن چیزی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را پوشانده است و این بر خلاف عافیت است...

ادامه مطلب …

(۶۹۴۵) حکم تعارض میان اطاعت همسر و مخالفت مادر در انجام اعمال نیک

شرط نیست که در انجام کار نیک از او اجازه بگیری مگر اینکه انجام این کار مانع استمتاع او از حق خودش می‌شود و اگر این کار مانع استمتاعی که حق اوست، نشود، در این زمینه هیچ‌گونه حقی بر تو ندارد....

ادامه مطلب …

(۶۸۸۹) حکم مطالبه‌ی مال و اجبار به طلاق از سوی ولیّ دختر

هر کس که سعی کند میان زن و شوهر جدایی بیفکند، به جادوگران شباهت دارد و عمل او شبیه کار جادوگران است و این بر آن‌ها حرام است و اگر سخن‌چینی باشد باعث تفرقه میان دو نفر می‌شود، از گناهان کبیره است...

ادامه مطلب …

(۶۸۸۲) سرنوشت امت اسلامی چگونه خواهد بود اگر شرایط زندگی مکانی و معیشتی آن‌ها تغییر کند؟

(۶۸۸۲) سوال: (بخش دوم) – سوال: سرنوشت امت اسلامی چگونه خواهد بود اگر شرایط زندگی مکانی و معیشتی آن‌ها تغییر کند؟ اگر شرایط جدیدی مانند بلایای طبیعی، سیل‌های شدید که بسیاری از خانه‌های آن‌ها را تخریب کرده و آن‌ها را از نعمت‌های خانه‌هایشان محروم کند یا زلزله‌ای که خانه‌هایشان و وسایل راحتی آن‌ها را نابود […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه